eitaa logo
کتابخانه سردار کاظمی نجف آباد
233 دنبال‌کننده
1هزار عکس
200 ویدیو
25 فایل
این کانال با هدف اطلاع رسانی فعالیت های کتابخانه سردار شهید حاج احمد کاظمی،همچنین بازتاب برنامه های ترویجی در حوزه کتاب و کتابخوانی ایجاد شده است. با ما همراه باشید. @libsardar تلفن تماس: ۰۳۱۴۲۴۴۵۳۵۳ پرتال کتابخانه: 104121.samanpl.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌟 زخم‌هایی که طلا می‌شوند ژاپنی‌ها هنر زیبایی به نام «کینتسوگی» (Kintsugi) دارند؛ هنری که در آن وقتی ظرفی سفالی می‌شکند، تکه‌های آن را دور نمی‌اندازند و حتی سعی نمی‌کنند ترک‌هایش را پنهان کنند. در عوض، شکستگی‌ها را با پودر طلا به هم بند می‌زنند. 🟡 آن‌ها معتقدند ظرفی که شکسته و دوباره ترمیم شده، نه تنها بی‌ارزش نیست، بلکه به خاطر تاریخچه‌ای که از سر گذرانده و مقاومت در برابر درهم‌شکستن، از روز اولش هم زیباتر و ارزشمندتر است. 🟡 در روزهای سخت و پرابهامی که گذشت، روان بسیاری از ما زیر بار اضطراب، اخبار و سایه بحران ترک برداشت. خستگی‌های تلنبار شده و استرس‌های پنهان، دقیقاً مثل همان ضربه‌هایی بود که به ظرف وجودمان وارد شد. 🟡 اما فلسفه کینتسوگی (یا همان رشد پس از سانحه) امروز به ما یادآوری می‌کند که نیازی نیست این خستگی‌ها و ترک‌های روانی را پنهان کنیم یا بابتشان خودمان را سرزنش کنیم. این ترک‌ها نشانه ضعف ما نیستند؛ بلکه جای زخم‌های شجاعت و تاب‌آوری ما در برابر روزهای سخت‌اند. 🟡 حالا که در دوران ترمیم هستیم، زمان آن است که ترک‌های روان خود و جامعه‌مان را با «طلای مهربانی با خود، همبستگی محلی و امید سازنده» بند بزنیم. 🟡 ما از دل این روزهای ملتهب عبور کرده‌ایم و حالا، شاید دقیقاً همان آدم‌های قبل از بحران نباشیم، اما با درس‌هایی که آموخته‌ایم و مهارت‌هایی که به دست آورده‌ایم، قطعاً انسان‌های قوی‌تر، آگاه‌تر و ارزشمندتری شده‌ایم. 🟡 به شکستگی‌های وجودت احترام بگذار؛ آن‌ها مسیر عبور نور هستند. 💠💠💠💠💠💠 خبرهای کتابخانه را از طریق فضاهای مجازی ذیل دنبال کنید: 🔸 کانال بله: https://ble.ir/libsardar 🔸 پرتال کتابخانه: 104121.samanpl.ir 🔸 ایتا: https://eitaa.com/libsardar
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عیدِ هرکس آن مَهی باشد که او قربانِ اوست...🌱 💠💠💠💠💠💠 خبرهای کتابخانه را از طریق فضاهای مجازی ذیل دنبال کنید: 🔸 کانال بله: https://ble.ir/libsardar 🔸 پرتال کتابخانه: 104121.samanpl.ir 🔸 ایتا: https://eitaa.com/libsardar
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
محیط اطراف ما، بیشتر از اون چیزی که فکرش رو می‌کنیم روی سیستم عصبیمون تاثیر میذاره🏠 شلوغی و به‌هم‌ریختگیِ اتاق، فقط فضای خونه رو پر نمی‌کنه؛ بلکه مستقیم میاد و فضای ذهنمون رو اشغال می‌کنه. وقتی اطرافت مدام پر از آشفتگی و وسیله‌های اضافه باشه، مغزت حتی موقعی که داری استراحت می‌کنی هم درگیر و تحت فشاره🏘🏠 گاهی اوقات دلیل اینکه حس می‌کنی ذهنت قفل شده و بازدهی نداری، این نیست که تنبلی؛ دلیلش اینه که محیط اطرافت هیچ‌وقت به ذهنت اجازه نمیده یه نفس راحت بکشه🏚 یک فضای تمیز و مرتب، سیگنال‌های روانیِ «امنیت، کنترل و وضوح» رو به مغز مخابره می‌کنه؛ واسه همینه که آدما بعد از تمیزکاری، از نظر احساسی سبک‌تر میشن. برای آرامش داشتن نیازی به یه خونه‌ی بی‌نقص و لوکس نداری؛ فقط به فضایی نیاز داری که هر بار چشمت بهش می‌افته، انرژی روانیت رو تخلیه نکنه.🏠 💠💠💠💠💠💠 خبرهای کتابخانه را از طریق فضاهای مجازی ذیل دنبال کنید: 🔸 کانال بله: https://ble.ir/libsardar 🔸 پرتال کتابخانه: 104121.samanpl.ir 🔸 ایتا: https://eitaa.com/libsardar
🌿 🌿 ✍🏻 فرانسه‌ی اوایل قرن نوزدهم، پس ازانقلاب کبیر و در دل جامعه‌ای آکنده از فقر، بی‌عدالتی، خشونت قانونی ،ژان والژان،مردی فقیر و ساده است که برای نجات خواهرزاده‌های گرسنه‌اش یک قرص نان می‌دزدد. این عمل کوچک، مجازاتی بی‌رحمانه به‌دنبال دارد: نوزده سال زندان در شرایطی غیرانسانی. زندان نه‌تنها جسم او را فرسوده می‌کند، بلکه روحش را پر از خشم، کینه و نفرت از جامعه می‌سازد. وقتی آزاد می‌شود، دیگر خود را انسانی طردشده و بی‌ارزش می‌بیند. پس از آزادی، جامعه هیچ فرصتی به والژان نمی‌دهد. برگه‌ی زرد آزادی مشروط، او را در چشم دیگران خطرناک جلوه می‌دهد و هیچ‌کس حاضر نیست به او غذا یا سرپناه بدهد. در اوج ناامیدی، کشیش مهربانی به نام میریل او را به خانه‌اش دعوت می‌کند. والژان که هنوز در تاریکی روحی خود گرفتار است، شبانه ظروف نقره‌ای کشیش را می‌دزدد و فرار می‌کند، اما دستگیر می‌شود و نزد کشیش بازگردانده می‌شود. در اتفاقی شگفت‌انگیز، کشیش نه‌تنها او را لو نمی‌دهد، بلکه می‌گوید ظروف را به او هدیه داده و حتی شمعدان‌های نقره‌ای گران‌قیمت را نیز به او می‌بخشد. این بخشش غیرمنتظره، ضربه‌ای عمیق به روح والژان وارد می‌کند و جهان‌بینی‌اش را متحول می‌سازد. او برای نخستین‌بار احساس می‌کند که هنوز می‌تواند انسان باشد و تصمیم می‌گیرد زندگی تازه‌ای آغاز کند. ژان والژان با هویتی جدید و نام «مادلن» وارد شهری دیگر می‌شود. با تلاش، صداقت و نبوغ، کارخانه‌ای راه می‌اندازد، به فقرا کمک می‌کند و زندگی بسیاری را بهبود می‌بخشد. مردم شهر به او اعتماد می‌کنند و او به مقام شهردار می‌رسد. با این حال، گذشته‌اش همچون سایه‌ای همواره همراه اوست و آرامشش را تهدید می‌کند. در همین شهر، با فانتین آشنا می‌شویم؛ زنی جوان که برای تأمین زندگی دخترش، کوزت، مجبور است کار کند. فانتین، کوزت را به خانواده‌ی تناردیه می‌سپارد، بی‌آنکه بداند آن‌ها کودک را استثمار می‌کنند و با او مانند برده رفتار می‌کنند. فانتین شغلش را از دست می‌دهد، بیمارمی‌شود و برای زنده ماندن به فقر و تحقیر کشیده می‌شود. وقتی فانتین به‌ناحق دستگیر می‌شود، والژان از او دفاع می‌کند و مسئولیتش را می‌پذیرد. فانتین در بستر مرگ تنها آرزوی دیدن دخترش را دارد. والژان به او قول می‌دهد که کوزت را پیدا کند و نجات دهد، اما فانتین پیش از تحقق این وعده جان می‌سپارد. پس از مرگ فانتین، والژان به سراغ خانواده‌ی تناردیه می‌رود و کوزت را که کودکی ترسیده و تحقیرشده است، از آن جهنم نجات می‌دهد. او کوزت را مانند فرزند خود می‌پذیرد و با او به پاریس می‌گریزد. برای فرار از تعقیب ژاور، بازرس سختگیر و قانون‌پرست، مدتی در صومعه‌ای پنهان می‌شوند. سال‌ها می‌گذرد و کوزت به دختری زیبا، مهربان و پاک‌دل تبدیل می‌شود. والژان تمام زندگی‌اش را وقف محافظت از او کرده و عشق پدرانه‌اش تنها تکیه‌گاه روحی اوست. اما زندگی دوباره مسیر تازه‌ای پیش پای کوزت می‌گذارد. در سوی دیگر داستان، ماریوس پونتمرسی، جوانی آرمان‌گرا و حساس، معرفی می‌شود. او میان پدربزرگ سلطنت‌طلبش و یاد پدر انقلابی‌اش گرفتار تضاد فکری است. ماریوس به اندیشه‌های آزادی‌خواهانه گرایش پیدا می‌کند و به گروهی از دانشجویان انقلابی می‌پیوندد که در پی تغییر جامعه هستند. ماریوس به‌طور اتفاقی کوزت را می‌بیند و عاشق او می‌شود. عشقی پاک، عمیق میان آن‌ها شکل می‌گیرد. ژان والژان که وابستگی شدیدی به کوزت دارد، از این عشق رنج می‌برد، اما در نهایت خوشبختی او را بر ترس‌های خود ترجیح می‌دهد. با آغاز قیام دانشجویی سال ۱۸۳۲، پاریس به صحنه‌ی نبرد تبدیل می‌شود. ماریوس در سنگرهای خیابانی می‌جنگد و ژان والژان، تنها برای نجات جان او، وارد شورش می‌شود. در جریان شورش، ژاور اسیر می‌شود و والژان فرصتی برای انتقام دارد، اما او را آزاد می‌کند. این رفتار، ژاور را دچار بحران وجودی می‌کند، زیرا تمام باورهایش درباره‌ی قانون و عدالت فرو می‌ریزد. والژان ماریوس زخمی را از میان فاضلاب‌های تاریک و متعفن پاریس عبور می‌دهد و جانش را نجات می‌دهد. ژاور بار دیگر با او روبه‌رو می‌شود، اما این بار او را رها می‌کند. ژاور تمام عمرش به یک اصل مطلق ایمان داشت: قانون همیشه حق دارد و کسی که یک‌بار مجرم شناخته شده، ذاتاً مجرم است. برای او، انسان‌ها یا «درستکار» بودند یا «تبهکار» و هیچ حد وسطی وجود نداشت ،ناتوان از حل تضاد درونی‌اش، خود را به رود سن می‌اندازد و به زندگی‌اش پایان می‌دهد. ماریوس و کوزت ازدواج می‌کنند. ژان والژان حقیقت گذشته‌اش را برای آن‌ها بازگو می‌کند و از زندگی‌شان کنار می‌کشد تا بار سنگینی بر خوشبختی‌شان نباشد. او در تنهایی و آرامش، در حالی که شمعدان‌های نقره‌ای کشیش کنار بسترش می‌درخشند، جان می‌سپارد؛ انسانی که از تاریکی مطلق به روشنایی انسانیت رسید.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از گل یاس
📚📚 🌟عنوان:بدون ریش و سبیل مرد شدم ✍به قلم:مهین سماواتی 🖨ناشر:جمکران 👨‍👩‍👧‍👦رده سنی: کودک و نوجوان 📔📜📔📜📔📜📔📜📔📜 بدون ریش و سبیل مرد شدم، روایت جذابی از مبارزات قبل از انقلاب است. داستان این کتاب در مورد پسر نوجوانی است که به صورت اتفاقی وارد مبارزات انقلابی می‌شود. او بعد از اولین ماموریتش که آن را با موفقیت به پایان می‌رساند، تبدیل به یک عضو فعال و شجاع انقلابی می‌شود. این اثر به قلم مهین سماواتی برای گروه سنی کودک و نوجوان نوشته شده است 📔📜📔📜📔📜📔📜📔📜 ✨دسترسی به کتاب از طریق لينک زیر👇👇 🔸 کانال بله: https://ble.ir/libsardar 🔸 پرتال کتابخانه: 104121.samanpl.ir 🔸 ایتا: https://eitaa.com/libsardar
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ما خلق شده ایم تا دوست بداریم ببخشاییم و خدمت کنیم همیشه به دیگران فرصت دهیم حتی اگر از این فرصت استفاده نکردند مهربان باشیم حتی اگر فکر میکنیم دیگران لیاقتش را ندارند زیرا که ما نیز بسیار بسیار این لیاقت را نداشته ایم اما پروردگار به ما فرصت داده. در ابعاد کوچک، خدای گونه رفتار کنیم....♥️ 💠💠💠💠💠💠 خبرهای کتابخانه را از طریق فضاهای مجازی ذیل دنبال کنید: 🔸 کانال بله: https://ble.ir/libsardar 🔸 پرتال کتابخانه: 104121.samanpl.ir 🔸 ایتا: https://eitaa.com/libsardar
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا