✴️ گامی نو در ترویج فرهنگ مطالعه در میان نوجوانان
نهاد کتابخانههای عمومی کشور حامی نخستین دوره جایزه «روباه شنی» شد
✴️ نخستین دوره جایزه کتاب کودک و نوجوان «روباه شنی» با هدف مشارکت فعال نوجوانان در داوری کتابهای داستانی و شعری، بدون دخالت سلیقه بزرگسالان و با بهرهگیری از بستر برخط برگزار میشود؛ در این رویداد فرهنگی، نوجوانان ۱۱ تا ۱۸ ساله از سراسر کشور به آثار مورد علاقه خود رای میدهند.
🌐 iranpl.ir/xx8P
هدایت شده از خبرنگار بروجرد
✨معرفی کتاب✨
به مناسبت روز خبرنگار
محمود صارمی در سال 1347 در روستای چهاربره شهرستان بروجرد از توابع استان لرستان متولد شد. دوره ابتدایی را در همان روستا به پایان رساند و برای ادامه تحصیل روانه شهربروجرد شد و در منزل خواهرش سکونت نمود و دوران متوسطه را نیز در دبیرستان حضرت رسول پشت سر نهاد.
پس از شرکت در کنکور سراسری در سال 1367 و پذیرفته شدن در رشته جغرافیا به تهران مهاجرت کرد.و بعد از گذراندن چند ترم راهی جبهه شد و مدت 17 ماه را در آن جا گذراند. مجدداً به دانشگاه بازگشت و به ادامه تحصیل پرداخت.
در سال 1370 مشغول به همکاری با خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران گردید.
محمود صارمی خبرنگار ایرنا و مسئول دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در مزارشریف افغانستان بود که در سال 1377 به همراه هشت نفر دیگر به شهادت رسید.
کتاب گزارش ،آخرین گزارش کتابی است مستند به قلم بهمن کبیری پرویزی که پیرامون شهید گردآوری شده است شورای فرهنگ عمومی کشور در اولین سالگرد کشته شدن محمود صارمی، 17 مرداد را به پاس قدردانی از این مقام روز خبرنگار نامید.
مقدمه نویسنده:احساس مسئولیت در برابر یک خبرنگار، شهادت خبرنگار در غربت و خارج از سرزمین مادری، شهادت در حین انجام وظیفه و احساس مسئولیت اجتماعی در برابر وقایع اتفاق افتاده، انگیزههای من برای نگارش این کتاب بودند.
کتاب شامل گفتگویی با حجتالله صارمی (برادر شهید صارمی) و زوایایی از زندگی کاری و حرفهای این شهید والامقام را از زبان برادرش در 64 صفحه روایت کرده است.
📕گزارش آخرین گزارش
✍️ بهمن کبیری پرویزی
🆔 @libshahidi
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞️ پویش ملی کتابخوانی زنان سرزمین من
📓 از کتاب «دختر دبیرستان آزادی» به قلم فرزانه ایران نژاد پاریزی
📅مهلت شرکت در پویش 10شهریور ماه
🎁 جوایز مسابقه :
بخش معرفی کتاب
نفر اول ۳۰میلیون ریال
نفر دوم ۲۰میلیون ریال
نفر سوم ۱۵میلیون ریال
و ۱۰جایزه ۱۰میلیون ریالی
بخش چهارگزینه ای
۳۰جایزه ۷میلیون ریالی
📌نحوه شرکت در پویش:
علاقمندان می توانند جهت شرکت در مسابقه و دریافت pdf کتاب به سایت www.ketabkhooon.ir مراجعه نمایند.
🆔 @libshahidi
هدایت شده از نادرابراهیمی
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در فکرم که چرا نزد ایشان ، هیچ کس به قدر حسین (ع) عزیز نیست، و چرا خاطره یک شهادت حسین آن قدر زنده است که گویی هم امروز، صلات ظهر، تشنه ی تشنه، در همین جبهه یا آن جبهه، شهید شده است، و چرا تن برهنه اش را آن طور به چشم می بینند که گویی هم اینک، اینجا بر خاک برهنه ی داغ افتاده است، و چرا هیچکس، هنوز هم، نیروی حسین را ندارد؛ نیروی پیشبرنده، تغییر دهنده، اصلاحکننده، سازنده، به نبرد وادارنده، عاشقکننده و به نهایتِ افتخار رساننده اش را ...
باز شبی را در خیمهی حسینیان زمان میگذرانیم.
چه گریهای میکنند این جوانهای نورسیده، چه گریهای میکنند…
خدای من! اینها از آقایشان حسینْ چه میخواهند؟
📕 #با_سرودخوان_جنگ_در_خطه_ی_نام_و_ننگ (87)
✍️ #نادر_ابراهیمی
.....…............................…...................
شکر خدا را که در پناه حسینم
گیتی از این خوب تر پناه ندارد
.....…............................…...............
🆔 @Naderebrahimibooks
در سوگ نبی جهان سیه میپوشد
در سینه، دل از داغ حسن میجوشد
از ماتم هشتمین امام معصوم
هر شیعه ز درد، جام غم می نوشد.
🏴شهادت پیامبر گرامی اسلام و شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) تسلیت باد.
🆔 @libshahidi
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨معرفی کتاب✨
کتاب به شرط آفتاب برشهای کوتاهی از زندگی امام رضا (ع) را روایت میکند. این اثر به بررسی دوران زندگی ایشان، از جمله انتقال ایشان به مرو تحت نظارت مامون، ولایت عهدی و چالشهای مختلفی که امام با آنها روبرو بود، میپردازد. در این کتاب، داستانهایی از زندگی روزمره امام و برخوردهای ایشان با مردم، حتی دشمنانشان، به تصویر کشیده شده است. نویسنده با استفاده از منابع معتبر تاریخی، سعی دارد تا شخصیت والای امام رضا را به خوانندگان معرفی کند و نشان دهد که چگونه ایشان با علم و اخلاق خود توانستند قلبها را تسخیر کنند.
در کتاب به شرط آفتاب سعی شده است با زبانی مناسب و روان و در قالب داستانی، بخشی از زندگی پر از خیر و برکت امام هشتم روایت شود.
گزیده کتاب به شرط آفتاب
پیرمرد سرش را انداخته بود پایین. خجالت میکشید و معذرت خواهی میکرد. امام با لبخند دلداریش میدادند. رفته بود حمام, امام را نشناخته بود. کمک خواسته بود, امام هم او را حسابی لیف کشیده بودند.
مثل ماجرای غدیر.
شصت نفر بودیم، کنار قبر پیامبر(ص). امام کاظم(ع) دست در دست پسرشان علی(ع) آمدند.
گفت: «" مرا میشناسید؟»"
گفتیم: «" شما امام ما هستید.»"
گفتند: «" اسم و نسبم را بگویید.»"
گفتیم: «" شما موسیبنجعفربنمحمد هستیید؛ پسر پیامبر.»"
گفتند:" «همراهم را میشناسید؟»"
گفتیم: «" پسرتان. علیبنموسیبنجعفر.»"
گفتند: «" شاهد باشید علی وکیل من است در دوران زندگیام و وصی من است بعد از مرگم.»"
انگار غدیر باشد.
📕 #به_شرط_آفتاب(موجود در کتابخانه)
✍️ #لیلا_شمس
🆔 @libshahidi