eitaa logo
بهتر از خودم | زندگی 360
24.8هزار دنبال‌کننده
120 عکس
76 ویدیو
0 فایل
﷽ زندگی از دید یه معلم ریاضی برونگرا🫠 من اینجام @Raz360 ⚝همسرِ یه آقا معلمِ درونگرا ⚝مادرِ آقا آراد ⚝زوج دهه هفتادی ⚝شیراز 🏞 🛫در تلاش برای ورژن بهتر از خودم ایکیگای 👇❥ @Riazy360 @Riazy360D 🪷تب 👈 @tab360
مشاهده در ایتا
دانلود
بهتر از خودم | زندگی 360
❥᪥ قسمتِ سیزدهم #دختر_آفتابگردان 📲اگر فکرمیکنید شماره همدیگه رو گرفتیم و اس ام بازی شروع شده سخت در
❥᪥ قسمتِ چهاردهم تقریبا یک روز درمیون میرفتم موسسه و بیشتر از قبل میدیدمش بهمن ماه رسید و گفتن دانشگاه شیراز ظرفیت این همه دانشجو رو نداره و باید یه عده برن دانشگاه فرهنگیانی که توی کازرون {از استان فارس} هست و من باید میرفتم کازرون از طرفی ناراحت بودم که کمتر میبینمش ولی از طرفی خوشحال بودم که دارم میرم خوابگاه و خونه مامان بزرگم نیستم وسایلمو جمع کردم و رفتم دانشگاه هر اتاق مخصوص یه شهرستان استان فارس بود و همه شیرازی ها که ۱۲ تا بودیم رفتیم توی یه اتاق اونجا یکی از بهترین دوستامو پیدا کردم که اتفاقا هم اسم خودمه 《راضیه》و تا همین الان با هم مثل دوتا خواهریم بقیه بچه هامون هم که خیلی خوب بودن خوابگاه واقعا خوش میگذشت ولی من همش انتظار میکشیدم پنجشنبه بیاد و برم شیراز جمعه ها صبح تا عصر میرفتم کلاس تئاتر موسسه و ازهمون سمت میرفتم کازرون از وقتی دانشگاه شروع شده بود کم و بیش بهم پیام میداد و از دانشگاه و درس ها و ... میپرسید و وقتی پیام میداد من اینقدر خوشحال بودم که تقریبا همه بچه ها تو اتاق میدونستن دوستش دارم یکی از دوستام 《فاطمه》میگفت راضیه جان به این پیام دادن هاش دل نبند شاید اون حسی بهت نداشته باشه و بعد ضربه بخوری و این حرف ها بیشتر ته دلمو خالی میکرد ─────────────── تقریبا هفته ای یک بار یا به شماره خودم یا به خاله ام 《تو فرم اطلاعات دانشگاه شماره خاله مو داده بودم》زنگ میزدن و خواستگاری میکردن😐 بعدا فهمیدیم خانم هایی که برای پسرهاشون دنبال زن میگشتن میرفتن دانشگاه و مسئول فرهنگی عکس بچه ها و یه سری اطلاعات بهشون میداد و اگر میپسندیدن شماره میگرفتن برای خواستگاری😂😂 《یعنی صدای همه دراومد از این کار مسئول فرهنگی مون》 ─────────────── از خانواده پدری و مادری هم چند نفر خواستگار بودن که شرایط خوبی داشتن و خانواده مامانم میگفتن به غریبه زن نمیدیم باید با یکی از همین پسرای فامیل عروسی کنی ولی من؟😶 دیگه به خودم اعتراف کرده بودم که دوستش دارم و به دوتا خواهرمم گفته بودم که چنین پسری با این شرایط هست و من دوستش دارم و خواهرامم میگفتن اگر اون تو رو دوست نداشته باشه چی؟🤦‍♀ ─────────────── یه روز تو کلاس تئاتر با استاد و بچه ها داشتیم حرف میزدیم و بحث مسیر دانشگاه شد و من گفتم فقط برگشتن تو اتوبوس خیلی اذیت میشم تا برسم واقعا حوصله ام سر میره از هفته بعدش وقتی از کلاس تئاتر میرفتم ترمینال شروع میکرد به پیام دادن خیلی رسمی و با احترام حرف میزد و اصلا از چارچوبی که داشت خارج نمیشد و درمورد معلمی ، درس ها و چیزای این مدلی حرف میزد و هر دفعه من واقعا نمیفهمیدم کی میرسم کازرون ─────────────── از طرفی پیام دادن هاش امیدوارم میکرد که شاید حسمون متقابله از طرفی وقتی تو کلاس تئاتر بودیم خیلی خشک رفتار میکرد معمولا اصلا صحبتی نمیکرد باهام و سردرگم شده بودم... ─────────────── عید شد و سال ۱۳۹۳ از راه رسید مدتی بود تو پیام هاش میگفت یه موضوع خیلی مهمی میخوام بهتون بگم و میگفتم خب بگید میگفت نه الان وقتش نیست😐 منم دل تو دلم نبود که خدایا میخواد چی بگه... اردیبهشت بود و موسسه توی یه تالار برای معلم هاش برنامه روز معلم ترتیب داده بود و به من و ایشون هم گفته بود بیایم پیام داد و گفت: ✯ سلام ببخشید مزاحم شدم، شما برنامه ای که موسسه برای معلم ها گذاشته میاید؟ ✯ سلام خواهش میکنم ، آره حتما میام ، شما چی ؟ ✯ خوش بگذره من متاسفانه امتحان دارم و نمیتونم بیام ✯ آهان ، حیف شد ────────────── ته دلم خالی شد... دوستمم گفت بابا اگر حسی بهت داشت که میومد... ولش کن بهش فکرنکن دیگه ۱۲ اردیبهشت رسید آماده شدم و رفتم تالار و سر میز استاد تئاترمون و چندتا از مسئول ها نشسته بودم و داشتیم حرف میزدیم یهو دیدم یکی از پشت سرم گفت: سلام خانم رفیعی... 🙈 ────────────── 📲 بهتر از خودم
منم دوستتون دارم😍 و به درخواست شما این قسمت رو طولانی نوشتم🤍🥳
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوزستانِ زیبا منطــقـه زراس که به سوییس ایران معروفه🏕 ────────────── اینجا ماه اردیبهشته🤌😢 نیازمندی هام همین الان اینجاست... .
بهتر از خودم | زندگی 360
📽 #معرفی_فیلم آخر این فیلــم نگاهت بـــه زمـــان و زنـــدگــی برای هــمیــشـــه عـــوض میشه... 🌟اسم
📽 سریال سیلو یه جوریه که دوســت دارم دوباره از حافظه ام پاک بشه و بتونم با همون هیجان دفــعـــه اول بــبـــیــنـمـش ───────────── توی فیلیمو هم هست به اسم Silo .
زمان: حجم: 66.4K
پـــدرِ تَــــراز 🥰 سالهاست هرشب قبل از خواب کتاب قصه واسه آراد میخونه
صبح بخیر از این پیام هرکس موافقه یه استیکر بفرسته😄👇 @Raz360 .
بهتر از خودم | زندگی 360
❥᪥ قسمتِ چهاردهم #دختر_آفتابگردان تقریبا یک روز درمیون میرفتم موسسه و بیشتر از قبل میدیدمش بهمن ما
قسمتِ پانزدهم برگشتم دیدم خودشه...🥰 فتبارک الله احسن الخالقین😄 یه تیپی زده بود که تا حالا ندیده بودم ازش لباساش سرتاپا مشکی کت و کفش چرم مشکی یعنی حس من اون لحظه...😄 انگار که خودشم فهمید خوشحال شدم... با لبخند سلام کردم و گفتم : ✧ شما که قراربود نیاین ✧ واقعا خیلی کار داشتم ولی گفتم حیفه امشب رو ازدست بدم... ✧ کار خوبی کردین... یکی از معلم های موسسه میخواست بره نماز بخونه و آقای ریحانپور بهش گفت وایسید منم بیام بعد کتش رو دستش بود گفت : خانم رفیعی اگر زحمتی نیست میشه کت من رو نگه دارید تا برگردم؟ گفتم آره مشکلی نیست... به خودم گفتم چقد احساس صمیمیت کرده یهو😐🧐 ────────────── روزای قبل تو کلاس تئاتر هرجا من میومدم اون پامیشد میرفت با بقیه حرف میزد ولی با من خیلی کم... ولی اون شب سر میز رو به روم نشست و با اینکه هیچوقت مستقیم نگاهم نمی کرد ، اون شب چندبار دیدم مستقیم داره بهم نگاه میکنه و لبخند میزنه... حس میکردم بقیه دارن صدای قلبمو میشنون اینقد که تند تند میزد🤦‍♀ ────────────── اون شب تا ساعت ۱۲ تالار بودیم و بعدش آقای قاسمی و خانمشون که هردو معلم موسسه بودن به من و آقای ریحانپور گفتن ما میرسونیمتون من و خانم قاسمی عقب نشستیم و کل راه آقای قاسمی داشت درمورد خوبی های متاهلی و زوج فرهنگی و... میگفت اول من رو رسوندن خونه آبجیم تا رسیدم برای لیلا همه چیز رو تعریف کردم از تیپش تا نگاه هاش و... خواهرم گفت آبجی تو جدی جدی عاشقش شدیا... آره فکرکنم 😌 ساعت 1 شب بود داشتیم با لیلا حرف میزدیم که دیدم پیام داد سابقه نداشت اون موقع شب پیام بده🤐 ───────────── 📲 بهتر از خودم
بهتر از خودم | زندگی 360
🎯 امــروز هـرگـز به زنــدگــیــت بــر نمی گــرده پــس بــلنــد شــو و ازش اســتــفــاده کن
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روانشناسی آدم‌هایی که تنبل هستن اما کلی هدف بزرگ دارن... دیدنِ این کلیپ رو به خودت هدیه بده🤍 ────────────────── شماره 2 🛫@life360
از صبح در حال کوزت بودن...😶‍🌫 جمع و جارو کردن خونه ✅ شستن لباسها ✅ طی کشیدن❌ ظرفها❌ ناهار امروز : ته چین is loading 😄