من یکبازنده ی خالص ام.دوستای خوبم ام رو از دست دادمو تمام هدف هام دست نیافتنی هست.فقط انگار دارم دور خودم میچرخم و دنبال یک راه فرار هستم.کساییکه واقعا بایا بهتون اهمیت بدن رو دارن ازشون دوری میکنم. حوصله ی ادم ها رو ندارم و سر هرچیز کوچیکی قلب درد میگیرم.انگار....نمیدونم یه حس پوچی.انگار یک روح آن یک آزادی میخواد که دست نیافتی هست.اررو ها میزی هستند که ادم بهشون نمیرسه پسچرا من اینهمه آرزو دارم؟چرا خب...