رفاقت با خدا
بسم الله شروع #بحث امشب میخوایم بیلی ایلیش و بیشتر بشناسیم. که مطمعنم هوادارشم هستین،که اگرم نباشین
(شروع #بحث)
وسلام
ممنون میشم کامل بخونین
میتونید جواب شبهات دیگه رو بدید
که خود این حرکت میشه (جهاد تبیین)
دمتون گرم
یاعلی
سخنی،نقدی،پیشنهادی،فحشی،شبهه ای چیزی داشتین میشنوم.
#محفل
https://harfeto.timefriend.net/16769997737222
-@life_tayebeh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#حلولماهشعبانماهرسولخدابرآقاامامزمانوهمهیشیعیانمبارکبااددد😍🥳
🌺سلام بر شعبان و اعیادش😃
🌸سلام بر حسین و عباسش🥺
🌺سلام بر سجاد و سجودش😇
🌸سلام بر نیمه شعبان و ظهور مولودش😭
•• ⃟ًِِـُِِ✿َُِِِِِِّ͜͡❥ِِّـٍِِ← #ماه_شعبان
•• ⃟ًِِـُِِ✿َُِِِِِِّ͜͡❥ِِّـٍِِ← #الهمعجـللولیڪالفـرج
#شهیدانه
🌿❤️
اگرمیخواهےمحبوبخداشوی
گمنامباش🙃
کارکنبرایخدا،
نَہبرایمعروفیت🖐🏻
◎شهیدعلےتجلایے🙂❤️
{ٻسمـِࢪَبِ النّۅرِوالذی خَلقاڶمَہـد؎🌿💚}
در اسلام هیچ بن بستی وجود نداره :)
انسان تو هر مرحله از خلافکاری هم باشه میتونه برگرده و توبه کنه😊
حتی شمر.🙂..اره بابا حتی همون شمرملعون هم میتونست برگرده و توبه کنه و خداهم میبخشیدش،شماکهدیگههرکار
کردهباشیدرحدهشمرکهگناهنکردی!😅
پس هیچ وقت اجازه نده شیطون با ناامیدی گولت بزنه و بگه خدا تورو نمیبخشه و ازین حرفا
هروقت ازین حرفا زد بهش بگو: به تو ربطی نداره... تو دخالت نکن تو رابطه ی منو خدام..😠.خدای من بی نهایت بخشنده و مهربانِ و اگه برگردم و توبه کنم حتما منو میبخشه:)
رفیق این شب بزرگ و عزیز رو از دست نده
از امام حسین بخواه کمک کنه تا خدا با افتخار به فرشته هاش بگه این بنده ی منههههه😍
#توبه💚
🍃̶͢.͜.̶🌼̶͢›› #خودسازی_رفاقت
🍃̶͢.͜.̶🌼̶͢›› #اللهمعجللولیکالفرج
❰@life_tayebeh✨🌸 ❱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
{ٻسمـِࢪَبِ النّۅرِوالذی خَلقاڶمَہـد؎🌿💚}
اصلا مگه داریم قشنگ تر از حرمت 😍❤️
ولادت امام حسین علیه السلام رو به همه ی رفاقت باخدایی های عزیز تبریک می گویمم
🍃̶͢.͜.̶🌼̶͢›› #ولادت_رفاقت
🍃̶͢.͜.̶🌼̶͢›› #اللهمعجللولیکالفرج
❰@life_tayebeh✨🌸 ❱
🔴 داستان جوان فاسد و امام حسین(ع)
استاد علی اکبر مهدی پور در کتاب «جرعه ای از کرامات امام حسین» می نویسد:
یکی از خطبای ارجمند در قائمیّه اصفهان در ایام نیمه شعبان سال 1389ش برفراز منبر گفت:
دو ماه پیش با جوانی به نام رضا آشنا شدم که سرنوشت خود را برای من تعریف کرد. گفت: من جوانی شرّ بودم... جز نماز و روزه هرکاری انجام می دادم.
شب عاشورا پدر و مادرم به حسینیه رفتند، من به دنبال کثافت کاری خود بودم، در مسیر خود دختری را سوار کردم که می خواست به حسینیه برود، او را به زور به محلّی بردم و خواستم اورا اذیت کنم، هرچه گریه و تضرّع کرد و گفت: شب عاشوراست، اعتنا نکردم.
گفت: من علویّه هستم، به پاس حرمت مادرم حضرت زهرا مرا رها کن، اعتنا نکردم.
گفت: بیا امشب با امام حسین معامله کن، امام حسین دست عطوفتش را برسر تو بکشد.
نام امام حسین در تمام اعماق دلم تأثیر گذاشت، او را سوار کردم و دم در حسینیه پیاده اش کردم.
به خانه برگشتم، تلویزیون را روشن کردم، داستان عاشورا را تعریف می کرد و در نصف صفحۀ تلویزیون تعزیه را نشان میداد که بر سر کودکان تازیانه می زدند. بی اختیار اشکم جاری شد، مدتی نشستم و گریه کردم. مادرم آمد، تا وارد خانه شد، پرسید: رضا چه شده؟ گفتم: هیچ، گفت: نه، از همه جای اتاق، بوی امام حسین می آید.
فردا بی اختیار به حسینیه رفتم. همۀ بچه های محل مرا می شناختند و می دانستند که من اهل هیأت نیستم، چون سرتاپا شرّ هستم.
رئیس هیأت گفت: آقا رضا! تو هم حسینی شدی؟ گذرنامه ات را بده تو را ببرم کربلا.
گفتم: پول ندارم، گفت: با هزینۀ خودم می برم. به فاصلۀ چند روز رفتم کربلا، همه رفتند حرم، من خجالت می کشیدم.
بالاخره من هم رفتم.
چند ماه بعد هم مرا به مکه برد. از مکه برگشتم، مادرم گفت: رضا! دختری برایت درنظر گرفتیم.
رفتند خواستگاری، روز بعد من رفتم، دختر برایم چایی آورد، تا چشمش به من افتاد، فریاد زد: یا زهرا! و بیهوش شد.
وقتی به هوش آمد، گفت: دیشب حضرت زهرا علیها السّلام را در عالم رؤیا دیدم، عکس این جوان را به من نشان داد و فرمود: فردا من برای تو خواستگار می فرستم، مبادا رد کنی.
السلام علیک یا اباعبدالله...
بیاید هممون امشب با امام حسین معامله کنیم..
#رفاقت_با_خدا | عضوشوید 👇
@life_tayebeh