/
و او رفت، مثل رؤیایی که قبل از بیدار شدن محو میشود. و من بیدار شدم با قلبی خالیتر از شب.
-فئودور داستایفسکی.
- lifeless -
این پاییز ، عجب آشغالیه . . . - سورنا
با تموم اشغالی هاش دوسش دارم ..
تا الان که روزه خوبیه
تا لنگ ظهر خوابیدم
رفتم بیرون تو راه برگشت خورشید در زیبا ترین حالت ممکنش بود
باکلاس بگم با آدم مورد علاقم صحبت کردم
به طور معجزه آسایی گربه های زیادی دیدم
انگار انرژی مثبت بدنم بالا بود و همشون دنبالم راه میومدن
نزدیک ۱۷ ۱۸ تا گربه طی ۵ دقیقه دیدم
با چندتاشون صحبت کردم
رفاقت هاشون رو دیدم
و حس کردم یکیشون حرفامو میفهمه
اونا دغدغه دارن
یکی میخوابه و خاک بازی میکنه اون یکی داری برای بقا میجنگه
همشون زیبا بودن ، از اون نارنجی که مثل آنشرلی بود گرفته تا اون سفید چشم تیله ای
یا حتی گربه هایی که انگار ببر بودن
و زیبا ترین لحظه امروز موقعی بود که نور رو خورشی روی گربه های اطرافم میدرخشید
نارنجی نارنجی تر بود
سفید سفید تر بود
سیاه سیاه تر بود
و بابت همین لحظه ها از خدا تشکر میکنم .
اگه گوشیم روشن بود زیبایی های امروز رو براتون به نمایش میزاشتم..
- lifeless -
/ "يبدو أن الخريف بدأ بالأشخاص قبل الأوراق"
/
گویا پاییز پیش از برگها، از مردمان آغاز شد...