بآدوزُلْفَت،سُخَن اَزمُشْکِ خُتَن مَحْضِ غَلَطْ
بآدوچَشْمَت،مَثَل اَز آهویِ چینْ عِینِ خَطآ
قلم نوری|𝓵𝓲𝓰𝓱𝓽 𝓹𝓮𝓷
[فروغی بسطامی]
به یک پیمانه باساقی چنان بستیم پیمان را؛
که تا هستیم بشناسیم از کافر مسلمان را..
•
به جز آسودن درمانم نیست
من به از هر کس
سر به در می برم از دردم آسان که ز چیست،
•
گوشِه ای از اُتاٰق اُفْتاٰدَم
مِثْلِ بَرگی کِه اَز دِرَخْت
اُفتاد؛
•
«مَرگ»
یِک اِتِفاٰقِ عاٰدی بود
باٰیَد اینْ اِتِفاٰق
می اُفـ..