«سرتاسر بدن شما چیزی جز اندیشههای شما نیست؛
یعنی همانطور که شما خود را میبینید. اگر زنجیرهایی که بر روی افکار شماست بشکند،زنجیرهای جسم شما نیز از هم میگسلد.»
«مردم برده دنیا هستند؛
دین را تا جایی میخواهند که زندگیشان بچرخد،
واگر امتحان شوند، دینداران اندک اند»
نه بیمارم نه خوشحالم نه از حالم خبر دارم؛
گهی با جان گهی با دل گهی از هر دو بیزارم
گهی خوشحال و خندانم گهی از درد بیتابم
گهی بیدار ولی خوابم گهی در خواب و هشیارم
گهی بیگانه از خویشم،گهی بیگانه هم خویشم!
گهی آنم گهی اینم، گهی سر در گریبانم
گهی در شور و در سازم گهی با غصه دمسازم
گهی شاد و غزل خانم گهی از درد بیتابم