🫖 میکل آنژ ( که به زودي قراره پست زندگینامهش رو براتون آپلود کنم . ) مسترپیس مشهوری داره که در سال ( ۱۵۰۱ - ۱۵۰۴ ) اون رو خلق کرده . و همه ما حداقل یکبار دیدیمش و اسمش به گوشمون خورده ❕️
💭 بیاید درمورد این شاهکار بیشتر بدونیم .
میکل آنژ دوستداشتني حین ساخت این شاهکار، به جزئیاتی دقت کرده . مثل :
- انتخاب لحظه : برعکس بقیه هنرمندانی که دیوید را پس از کشتن گولیات نشان میدادند، میکلآنژ لحظه قبل از نبرد را برای کار خودش انتخاب کرد. دیوید نگاهی متمرکز، سنگین و آماده به مبارزه داره.
- آناتومی : ابعاد بدن دیوید ایدهآلسازی شده است (سر و دستها کمی بزرگتر از حد معمول برای جبران پرسپکتیو از پایین ) .
- نمادشناسی : دیوید نماد جمهوری فلورانس در برابر قدرتمندان (مثل میلان یا پاپ ) بود .
- نصب : این مجسمه در میدان پیازا دللا سینوریا (مقابل کاخ وسکیو ) نصب شد . مردم هر بار پس از دیدن آن شگفت زده میشوند .
دیوید نشاندهندهی تفاوت چشمگیر هنر میکل آنژ با سایر هنرمندان است .
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
باروک. 🧉
چطور باروک از طریق لینک به اروپا پیوسته ؟ 👜
فرض کن سال ۱۶۰۰ میلادی هست. اروپا توی یه دعوای بزرگ مذهبی گیر کرده.
کلیسای کاتولیک (در رم و ایتالیا) داشت قدرت خودش رو از دست میداد ! گروهی به نام پروتستانها (به رهبری مارتین لوتر) اومده بودن و میگفتن: "کلیسا پولپرسته! عبادت باید ساده باشه، نه اینهمه مجسمه و طلای زشت!"
کلیسا فهمید که اگر نمیخواد مردم رو از دست بده، باید تأثیرگذار باشه. نه با استدلال منطقی، بلکه با احساس !
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
چطور باروک از طریق لینک به اروپا پیوسته ؟ 👜 فرض کن سال ۱۶۰۰ میلادی هست. اروپا توی یه د
کلیسا هم در اومد گفت: «بیا کلیساها رو انقدر خیرهکننده، پر از نور، رنگ و مجسمههای زنده بسازیم که وقتی مردم میان تو، از شدت عظمت و شکوهشون گریه کنن و بگن "خدای من، این یعنی قدرت الهی!"» (میگن پشمام حاجی ولی خب حالا ! ) 🧉
اینجاست که سبک باروک متولد میشه. هدفش ترغیب، شوک و احساسات شدید بود.
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
باروک. 🧉
چطور بفهمیم یه اثر باروکیه؟
باروکی هم لقب جالبیه. مثل روکوکویی که قبلا بررسی کردیم☕️
نشانه های باروکی چیان ؟
درام و حرکت
هیچ چیز ساکت نیست. توی مجسمهها، لباسها توی باد موج برمیدارن ، موها پریشون میشن ، بدنها در حال رقص یا فرار هستن . انگار عکسالعمل یه لحظه ی اکشنه.
نور و سایههای شدید
مثل صحنهی تئاتر. یه طرف خیلی روشنه و طرف دیگه توی تاریکی مطلق. این تضاد، احساس رازآلودگی و درام ایجاد میکنه.
واقعگراییِ خشن
قدیسا دیگه مثل مجسمههای یونانی، بیحس و تمیز نیستن. ممکنه زخمهاشون خونآلود باشه، پیر باشن ، چروک داشته باشن و چشماشون اشکی باشه. هنرمندا میخواستن درد و رنج حس بشه .
پیچیدگی و تجمل
توی معماری ، دیوارها ساده نیستن. پر از گچبریهای طلایی، فرمهای مارپیچ و منحنیه. سقف کلیساها با نقاشیهای توهمزای که انگار آسمونه و فرشتگان دارن فرود میان تزئین میشدن. ( واقعا معماری باروک جالب انگیزه )
تمایل به بینهایت
نقاشیها طوری چیده میشدن که انگار صحنه از کادر تابلو بیرون زده ! :))))) .
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
باروک. 🧉
شعبه های باروک در اروپا
باروک هم مثل اکبر جوجه شعبه ی دیگری نداشت ولی همجا یافت میشد تقریبا !
ایتالیا قلب تپندهی باروک مذهبی بود و هنرمنداش هم
جان لورنتسو برنینی پادشای مجسمهسازی و معماری باروک.
کاراواجو پدر سبک "نور و سایه" . اون یه شخصیت دراماتیک بود که نقاشیهاش مثل یه صحنهی جنایی واقعین .
هلند باروکِ نورانی و زندگی روزمره و روتین .
رامبراند عمیقترین نقاش روح انسان. اون به جای تجمل، روی نور، سایه و احساسات درونی آدمها تمرکز کرد.
یوهانس ورمیر استاد نورهای ملایم و صحنههای آرام خونگی و روتین .
اسپانیا باروکِ مذهبی و جدی .
دیگو ولازکوئز نقاش دربار اسپانیا. شاهکارش "دامنهها" یکی از پیچیدهترین نقاشیهای تاریخه.
فرانسیسکو گويا هم بود . اگرچه او به اواخر باروک و اوایل رمانتیسیسم تعلق داره، اما روح باروک رو توی نقاشیهای تاریکش حفظ کرد.
فرانسه باروکِ اشرافی .
نیکولا پوسن کسی که سعی کرد نظم کلاسیک رو با درام باروک ترکیب کنه.