این شاهکار به سبک باروک کشیده شده، سبکی که با دراماتیزه کردن صحنهها، استفاده از نور و سایه قوی و نمایش احساسات شناخته میشه🥥.
توضیحات بیشتری هم دارم که بشینم تک به تک عناصر این شاهکار رو بررسی کنم ولی بنظرم میاد که چندان مخاطب نداره پس تا همینجا کافیه. هر از گاهی این نوع مطالب برای اطلاعات عمومی هم که شده خوبه.
به طور کلی این تابلو نمونهای عالی از تواناییِ جناب ورمیر در به تصویر کشیدن جزئیات و بافتهاست (حالا مثل درخشندگی مروارید یا لطافت پارچه هایی که کشیده شده) و همچنین فراموش نشه که باعث خلق فضایی زنده و پویا با استفاده از نور شده. نور واقعا جزء مهمی از هر اثر هنریه ، نور و نور پردازی.. واقعا باید توضیحات جدا راجب اهمیتش گفته شه.
خلاصه میگم و توضیحاتم رو تکمیل میکنم، دختری با گوشواره مروارید یک پرتره گیرا و رازآلوده چرا؟ چون درسته که داخل فیلم دختری با گوشواره مروارید ۲۰۰۳ این دختر هویت داشت و داخل خونه ورمیر کار میکرد اما جایی ذکر نشده که هویت دختر چی هست و همچنین واقعی بودن یا نبودن اون گوشواره ی مروارید هم خودش یک رازه با این حال جناب ورمیر با خلق این اثر همراه با مهارت فوقالعاده در نورپردازی و به تصویر کشیدن جزئیات، این اثر رو به یکی از نمادهای هنر تبدیل کرده و تقریبا عموم مردم حداقل یک بار این نقاشی رو دیدن و یکی از اثرات محبوب و مشهور در سراسر این کره ی خاکیه🏛. و همچنین اثر محبوب بنده^^.
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
تابلوی غروب تابستانی در اسکاگن. اثر پدر سروین کرویر🌊
قبلا با یکی از آثار این هنرمند و همین نام برای کارش آشنا شدید.
سبکی که در این اثر استفاده شده طبیعتگراییِ نورمحور، تحت تأثير امپرسیونیسمه🌊.
متریال به کار رفته رنگ روغن روی بوم هست و ابعاد این اثر به طور تقریبی 100 × 150 سانتیمتره ولی توی موزه ی اسکاگن 102 × 152 سانتیمتر به طور دقیقِ دقیق ثبت شده.
در این نقاشی چیا میشه دید؟ همسر جناب کرویر، ماری کرویر و سگه.
در سمت چپ یا کمی متمایل به مرکز دیده میشه. لباس سفید ساده و لطیفی پوشیده که در نور آبیِ غروب، سایههایی بسیار نرم گرفته؛ حالت چهره آرامه، درونگرا و محو در منظره.
جهت نگاه او رو به ساحل و موجهاست و حالتی از تفکر یا مراقبه رو به همراه داره.
و اما اون سگه بهش راپ میگن و رپ rap. (دقت کنید که نه جز و نه هیپهاپ فقط رَپ.)
کنار پای ماری جون قرار گرفته.
سگ کوچولو، آرام و نزدیک ماری جونه، که نوعی پیوند احساسی و روزمره را نشون میده. حضور سگ(حس بدی میده هی مینویسم سگ) حس صمیمیت و زندگی روزمره و خونگی و خودمونی هنرمند رو تقویت میکنه.
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
تابلوی غروب تابستانی در اسکاگن. اثر پدر سروین کرویر🌊
مهمترین ویژگی این اثر اینه که جناب کرویر استاد "آبیِ اسکاگن" بود؛ در این اثر هم دنیا در طیف های آبی متمایل به نقرهای غرق شده. نه شبه و نه روز؛ مرزی شاعرانه و رویایی بین روشنایی و تاریکی.
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
تابلوی غروب تابستانی در اسکاگن. اثر پدر سروین کرویر🌊
بریم و تکنیک نقاشی بهکار رفته رو بررسی کنیم.
ضربهقلمهای نرم، یکدست و رقیقشده با تینر یا روغن. برخلاف امپرسیونیسم فرانسوی☝️🏻. ضربهقلمهای درشت دیده نمیشه.
سطح بوم بسیار صاف و بدون بافت خشنه. نکته کلیدی آقای کرویر برای انتخاب بوم این بوده که اثرشو بی نقص کرده.
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
تابلوی غروب تابستانی در اسکاگن. اثر پدر سروین کرویر🌊
جناب کرویر شریف ، نور را با کمترین کنتراست بازسازی کرده.همه چیز در پالت محدود آبی-نقرهای حل میشه.
استفاده از مکملها بسیار کمه به اندازه ی آبی و نقره ای خنثی ای که به کار رفته رنگ مکمل به کار نرفته و چرا؟ تا محو بودن غروب را از بین نبرد.
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
تابلوی غروب تابستانی در اسکاگن. اثر پدر سروین کرویر🌊
خب حالا لایه گذاری : لایههای شفاف متعدد که روی هم نشسته شدن. این لایهها باعث ایجاد حس مهآلود، شیشهای و آرام اثر شده.
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
تابلوی غروب تابستانی در اسکاگن. اثر پدر سروین کرویر🌊
متریال رو اینجا به طور خلاصه وار شرح دادم ولی تو دلم موند که چرا بیشتر راجبش حرف نزدم .
بوم آسترشده با سفید سرد برای تشدید اثر نورهای آبی و رنگ روغن با چسبندگی پایین، رقیقشده و شفاف قرار گرفته دقیقا همون چیزی که باعث فیت شدن رنگ ها شده.
احتمال استفاده از قلمموهای نرم و پهن برای آسمان و دریا وجود داره الان که نگاه میکنم. و کرویر شریف خیلی دقیق جزییات لباس و سگ با قلمموهای باریکتر ترتیب داده و بهشون خیلی پرداخته🌊.