eitaa logo
‌ ‌ ‌ ‌ 𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
333 دنبال‌کننده
57 عکس
4 ویدیو
0 فایل
‌ تحلیل‌گرِ مسائلِ هُنر. ‌ ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
تو میگی درکم میکنی ولی تنها کسی که منو درک میکرد 27 ژوئیه 1890 خودکشی کرد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ ‌ ‌ ‌ ‌گوستاو کلیمت در انتظار امیلی ☀️
کلیمتِ پارادوکس‌ها؛ مردی که هیچ‌وقت یکسان نبود. ‌ ‌ ‌ ‌📒 ‌ ‌ ‌ ‌ امروز ، پرونده‌ی یک مردرو باز می‌کنم. کسی که هم عاشق سنت بود، هم مدرن‌ترین مرد دورانش. هم زن‌ستیزها را به چالش کشید، هم زنان را به نحوی نقاشی کرد که هیچ‌کس قبلاً نکرده بود. هم سلبریتیِ محبوبِ قرن بود، هم در خلوت خودش یک صنعتگر گمنام.
گوستاو کلیمت. همون نقاشی که «بوسه» رو کشید و تمام دنیا عاشقش شدن... ولی خیلی از ماها نمی‌دونیم که خود کلیمت چقدر از «بوسه» پیچیده‌تر بود.
‌ ‌ ‌ ‌ 𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
‌ ‌ ‌ ‌ ‌گوستاو کلیمت در انتظار امیلی ☀️
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ تولد در حومه ، طلای واکنش ناپذیر و کلیمت واکنش دهنده ؟ ۱۴ جولای ۱۸۶۲ ، توی یه محله فقیرنشین در حومه وین به اسم باومگارتن ، گوستاو کلیمت به دنیا اومد. دومین فرزند از هفت تا بچه بود. پدرش، ارنست، یک حکاک طلا بود ؛ مردی که تمام روز با ورق طلا و فلزهای قیمتی سر و کار داشت، اما هیچ‌وقت خودش پولدار نشد مادرش، آنا، آرزوی نوازندگی داشت ولی هیچوقت بهش نرسید ، خانواده ی هیچوقت ها بودن . خونه‌شون پر بود از بوی فلز و غبار طلا . این اولین جرقه‌ای بود که بعدها در « دوره طلایی » کلیمت شعله ور شد ؛ نقاشی‌هایی که توش از ورق طلا استفاده می‌کرد و حس می‌کرد با نور ، داره حرف می‌زنه ، نه با فلز. خودش هیچوقت این تأثیر رو انکار نکرد؛ پدرش اولین معلم ناخودآگاهش بود. کلیمت فقط ۱۴ سالش بود که بورسیه‌ی کامل مدرسه هنر و صنایع دستی وین رو گرفت. نه به خاطر پول، که به خاطر استعداد عجیبش. قرار بود معلم نقاشی بشه، ولی خیلی زود فهمید که دنیای هنر، جایگاهش چیز دیگری است.
‌ ‌ ‌ ‌ 𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
‌ ‌ ‌ ‌ ‌گوستاو کلیمت در انتظار امیلی ☀️
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌big tree . کلی بیگ تری تو تاریخ هست ، حالا یکیش هم توی هنر بوده بعد از فارغ‌التحصیلی، همراه برادر کوچیکترش «ارنست» و دوستش «فرانتس ماش»، یک گروه سه نفره راه انداختن به اسم شرکت هنرمندان. کارشون نقاشی سقف و دیوار کاخ‌ها و کلیساها بود. اونقدر خوب کار کردن که خود امپراتور «فرانتس یوزف اول» مدال افتخاری بهشون داد. اما تقدیر، همیشه با کلیمت شوخی داشت. سال ۱۸۹۲، هم پدرش رو از دست داد، هم برادر محبوبش ارنست رو. دلش شکست. از اون روز به بعد، دیگه نقاشی‌هاش صرفاً تزئینی نبود. یه چیزی توشون عمیق‌تر شد، یه چیزی شبیه به... جیغ خاموش. nothing breaks like a heart پلی کنید لطفا ~ در همین سال‌های غم‌انگیز بود که با امیلی فلوگه آشنا شد ؛ خواهرزن برادرش. دختری که قرار بود تا آخرین نفس، همراه زندگی‌اش باشه. چه خودش و چه یادش ..
‌ ‌ ‌ ‌ 𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
‌ ‌ ‌ ‌ ‌گوستاو کلیمت در انتظار امیلی ☀️
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ یاغی‌گری به سبک وین ؛ جدایی‌خواهان 🎫 وین اتریش شاهد خیلی هنرمندای فاخری بوده ، مورد علاقه های من آقای کلیمت و آدولف عزیز و دوست داشتنیه . تا اواسط دهه ۱۸۹۰، فضای هنری وین پر بود از نقاشی‌های کهنه و خشکِ دانشگاهی. اما کلیمت و چندتا هنرمند دیگه مثل «کولومان موزر» و «جوزف هافمن» دیگه از این اوضاع خسته شدند . روز ۳ آپریل ۱۸۹۷ ، رسماً از اتحادیه هنرمندان کنار کشیدند و جنبش جدیدی به اسم جدایی‌خواهان وین Vienna Secession راه انداختند. خود کلیمت اولین رئیسش شد. شعارشون ‌ ‌ ‌ ‌ به هر عصر، هنرش؛ به هنر، آزادیش. ✨ ساختمونِ گنبدی شکلِ جدایی‌خواهان ، با اون شعار طلایی روش درش، تبدیل به نماد هنر نو در اتریش شد. دیگه قرار نبود هنرمند برای سفارش‌گیرنده کار کنه؛ قرار بود آزاد باشه تا بگوید «من که هستم و چه می‌خواهم».
‌ ‌ ‌ ‌ 𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
‌ ‌ ‌ ‌ ‌گوستاو کلیمت در انتظار امیلی ☀️
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ سه تابلویی که سوخت. 🫖 اما کلیمت تازه طعم آزادی رو چشیده بود که یه موج سنگین به سمتش اومد. سال ۱۸۹۴، سفارش نقاشی برای سقف تالار بزرگ دانشگاه وین رو قبول کرد. اما وقتی سه تابلو به اسم «فلسفه» ، «پزشکی» و «حقوق» رو تحویل داد، دادگاه افکار عمومی اومد و اونها رو با الفاظ و القاب بدی خطاب کردن . می‌گفتن اینها به جای عظمت علم، «زندگی رو بی‌معنی و تاریک» نشون می‌ده. کلیمت عمیقاً زخمی شد. دیگه هیچ‌وقت سفارش دولتی قبول نکرد. اما بدترین قسمت ماجرا این بود که سال ۱۹۴۵، نیروهای نازی نازی نازی در جریان جنگ جهانی دوم، این سه تابلو رو آتش زدند و از بین بردند. اما این پایان ماجرا نبود...
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ پروژه Klimt vs. Klimt 👨‍🎨 سال ۲۰۲۱، Google Arts & Culture همراه موزه بلودره وین، یک پروژه باورنکردنی راه انداخت: «Klimt vs. Klimt: The Man of Contradictions». توی این پروژه، با کمک هوش مصنوعی و تحلیل ۹۱,۷۴۹ تصویر از آثار دیگه، رنگ‌هایی که کلیمت احتمالاً استفاده کرده بود رو بازسازی کردند. تابلوی سوخته‌ی «پزشکی» رو دوباره رنگی کردند، اون هم فقط با تکیه بر عکس‌های سیاه و سفید قدیمی و حدس هوشمندانه ماشین. خودش گفته بود: «هرکه می‌خواهد مرا بشناسد، به نقاشی‌هایم نگاه کند...» .حالا این جمله پررنگ‌تر از همیشه معنی پیدا کرده.
‌ ‌ ‌ ‌ 𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌بوسه‌ ‌. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌📔
🌻 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌the kiss زن و مردی در لباس‌هایی شبیه طلا و نور، در میان گلی از لاله‌ها در هم پیچیدند. کلیمت نقاشی نکرده بود، عشق را ضبط کرده بود. جالب اینجاست که در یک تحقیق علمی، نقش‌های طلایی روی لباس مرد و زن رو شبیه به زامه و تخمک تشخیص دادن . یعنی عشق، فقط از دل نمیاد؛ از سلول‌ها میاد و یجورایی ربط به بقا و این داستانا داره . خیلی‌ها معتقدن مدل زن در «بوسه»، امیلی فلگه بوده. خود کلیمتم امیلی عمیقاً دوست بود اما هیچ‌وقت باهاش ازدواج نکرد. اون روزها بیشتر وقتش را با مادر و خواهران مجردش زندگی می‌کرد و امیلی در یک سالن مد مستقل. اما هر وقت حالش بد می‌شد، اولین کسی که صدا می‌زد امیلی بود. حتی وقتی تو بستر مرگ بود ..
‌ ‌ ‌ ‌ 𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
‌ ‌ ‌ ‌ ‌گوستاو کلیمت در انتظار امیلی ☀️
☀️ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ آدل بلوخ باوئر ؛ بانوی طلایی ‌ ‌ ‌ ‌ پرتره‌ای از آدل بلوخ باوئر؛ زنی از خانواده بانفوذ یهودی وین. کلیمت در این تابلو، صورت و دست‌های آدل رو با جزئیات واقع‌گرایانه کشیده، اما لباس و پس‌زمینه را غرق در برگ طلا و نقش‌های بیزانسی کرده. این تابلو در سال ۲۰۰۶ با قیمت ۱۳۵ میلیون دلار فروش رفت و تبدیل به گرون‌ترین اثر هنری جهان تا اون زمان شد. بعدها فیلمی از ماجرای این تابلو ساخته شد به اسم «بانوی طلایی» که دیدنش رو بعد از خوندن این پست بهت پیشنهاد می‌کنم 🎬