𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
لیدی جین گری در لحظهٔ اعدام🪔
𖦹︎࣪ The Execution of Lady Jane Grey. 🪔 🌶 🌥 🪄
خالق اثر : Paul Delaroche
سال خلق : ۱۸۳۳
سبک : رمانتیسیسم تاریخی
متریال و تکنیک : رنگ روغن روی بوم
محل نگهداری : The National Gallery
وقته گفتن داستانها و قضیههاست.
فکر کن یه دختر فقط ۱۶ یا ۱۷ ساله باشی و یهو بگن از امروز ملکهی انگلستانی!
لیدی جین گری اصلاً دنبال قدرت نبود. بعد از مرگ شاه، عدهای از سیاستمدارها برای اینکه حکومت دست خودشون بمونه، اونو روی تخت سلطنت نشوندن.
اما این سلطنت فقط... ۹ روز دووم آورد:)))) فقط ۹ روززززز.
به همین دلیل بهش لقب « ملکهی نه روزه » رو دادن.
بعد از اینکه مری اول به قدرت رسید، جین رو دستگیر کرد. چند ماه بعد هم حکم اعدامش صادر شد.
لحظهای که توی این نقاشی میبینی، آخرین ثانیههای زندگی اونه ؛ چشمهاش رو بستهاند و داره با دستهاش دنبال محل قرار گرفتن گردنش روی سکوی اعدام میگرده. مردی که کنارش خم شده، داره آروم راهنماییش میکنه.
همین موضوع باعث شده این صحنه یکی از غمانگیزترین لحظههای تاریخ هنر باشه. ✉️
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
وقته گفتن داستانها و قضیههاست. فکر کن یه دختر فقط ۱۶ یا ۱۷ ساله باشی و یهو بگن از امروز ملکهی ان
خب چرا این نقاشی اینقدر تأثیرگذاره؟
دلاروش همه چیز رو جوری چیده که مستقیم نگاهت بره سمت خانومی.
لباس سفیدش نماد معصومیت و بیگناهیه ؛ در حالی که کل فضای اطرافش تیره و سنگینه.
خانومی بی گناه بوده !
نور هم دقیقاً روی بدن و صورت خانومی افتاده، انگار وسط تاریکی فقط اون دیده میشه.
از اون طرف، جلاد خیلی آروم و بیاحساس منتظر ایستاده ؛ انگار این فقط یه کار روزمره براشه، ولی برای جین آخر دنیاست.
جلاد کاملا خنثیست . حتی نمیگه با من آماده شید لیدی جین رو قیمه قیمه کنیم. همینطوری مثل ماست وایساده.
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
لیدی جین گری در لحظهٔ اعدام🪔
چیز جالب انگیز از نظرم اینه که
این اتفاق داخل فضای باز رخ داده بود ، اما دلاروش عمداً محیط رو شبیه یک اتاق تاریک و صحنهی تئاتر کشید تا حس تراژدی چند برابر بشه.
جالبانگیزتر اینکه خود نقاشی سالها گم شده بود و بعد از چند دهه دوباره پیدا شد و امروز یکی از محبوبترین آثار گالری ملی لندنه.
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
لیدی جین گری در لحظهٔ اعدام🪔
براشورک. 🐆
دولاروش در ۹۵٪ از سطح تابلو از تکنیک نرمگذاری محض استفاده کرده. اون با قلمموهای موی سنجابی گرد و بسیار نرم ( سایز ۰۰ تا ۲ ) و با رقیقکننده ی سنگین ( منابع آگاه میگن ترکیب سقز و روغن بزرگمغز ) ، رنگ رو به صورت لایههایی نازکتر از کاغذ روی بوم کشیده. ضربات قلممو در این نواحی، کاملاً موازی و همجهت با زاویه ی آناتومی بدن هستن ( مثلاً روی بازوها به صورت عمودی و روی گونهها به صورت افقی از مرکز به بیرون ) و بلافاصله با یک قلمموی خشک و تمیز، ضربات قبلی رو بلند میکنه تا اثری از پشتهی رنگ یا ایمپاستو باقی نمونه . این فرایند برای هر لایه تا ۱۵ بار تکرار شده تا سطحی شبیه به لعاب چینی ایجاد کنه.
لعابهای شفاف چندلایه با تکنیک گلیزینگ برای درخشندگی لباس سفید
براشورک لباس مخملی سفید، پیچیدهترین بخش فنی اثره . دولاروش برای سفید، از سفید سرب ( Flake White ) استفاده نکرده؛ بلکه اومده با قلمموی پهنتر و نرم ( سایز ۶ ) لایههای بنیادین از خاکستری سربی + آبی اولترامارین زده و بعدش اومده روی اون، با قلمموی نوکتیز ( سایز ۱ )، لعابهای شفاف از سفید رویی را به صورت ضربات نقطهچین و مماسی ( نه خطی ! ) کشیده تا بافت پرزهای مخمل در بازتاب نور، به صورت نقاط ریز و جدا از هم دیده بشن و از دور، درخشش مشتی پیدا کنن.
توی این اثر تفکیک شدید قلممو بر اساس جنس سوژه رو داریم ؛ متریال جداگانه!
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
توی این اثر تفکیک شدید قلممو بر اساس جنس سوژه رو داریم ؛ متریال جداگانه!
پوست صورت و گردن ( لطیفترین و سافتترین بخش ) 🧖🏻♀ : با قلمموی سنجابی بسیار نرم ( سایز ۰۰۰ ) و ضربات مدور و مارپیچیِ میکروسکوپی، رنگهای گرم ( اخرای قرمز + سفید رویی ) به گونهها زده شده و بلافاصله با نوک پنبه یا انگشتِ دستکشدار ( نه قلممو !) محو شده تا و سطح و پستی و بلندی پوست ( پورها ) کاملاً از بین برن و حالتی مرمری و شفاف پیدا کنن.
𝗪𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾.
توی این اثر تفکیک شدید قلممو بر اساس جنس سوژه رو داریم ؛ متریال جداگانه!
زره و کلاهخود جلاد ( زمخت ترین بخش ) 🧱 : اینجا دولاروش قلممو رو عوض کرده و از موی گراز ( زبر و سفت ) استفاده کرده. ضربات کوتاه، شکسته و ضربدری با رنگ غلیظ ( انگار که بدون رقیقکننده ) زده شده تا ایمپاستو روی فلز ایجاد بشه . برای انعکاس نور روی فلز، از نوک تخت قلممو برای ایجاد خطوط نازک و خشک اسکامبلینگ استفاده کرده تا خراشیدگی و زنگزدگیِ آهن حس بشه.