دلم بـه عظمت باران برایت دلتنگی می کند امروز عجیب، بی واژه، بی حصار.. می خواهمت
من هیچوقت واقعاً در لحظه حضور ندارم و همیشه بخشی از من زیر آواریست که هیچکس آن را هرگز نخواهد دید.
اما دیدی آرام آرام، دلمان به بیکسی، صدایمان به سکوت و چشمهایمان به تاریکی عادت کرد؟!
این چنین زیر و زِبَر عالم نمیماند مـُدام ...
مینشاند چرخ ، هرکس را به جایِ خویشتن .
نمیدونم کی لازم داره این رو بشنوه:
تنها چیزی که نباید واسهش جنگید، خواسته شدنه. اگه این یکی از جنگهای روزانه توئه، حاصلش فقط فرسودگیه.