و او بود که در تمام لحظه های زندگی اش
و تا لحظه ی مرگش ، نتوانست از خاطر
ببرد یادت را !
هدایت شده از «بآغِلۍلۍ»
نمیدانم چه میخواهم بگویم، غمی در استخوانم میگدازد!
_سایه
هدایت شده از حنـٰانہ:) 🇮🇷
حرم بابا رضا جانم به یاد چنل های :
چای خونه ، my moon ، یاران سید علی ،
مهدی³¹³ ، حرف حلیم ، احوالات میم ،
صعود ، انتشارات لیمو ، Lara ، حب الحسین ،
دفترچه خاطرات ، اسیر ، قطار ۱۲۸ ، مضطر
و همه ی عزیزایی که از قلم جا موندن هستم : )
____ __ _
و مخصوص دعاگوی ممبرای حنـٰانہ : ) هستم 🌱
دشوارترین شکنجه این بود که ما یک به یک به درون خویش تبعید شدیم...
شفیعی کدکنی