* انتشاراتِلیمو ִֶָ☾.
شرمنده ولی خندیدم🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
آخه چی فکر می کنن
* انتشاراتِلیمو ִֶָ☾.
روز دهم ⭐️ : زخم هاش ، تجربه هاش ، رشد عقل
روز یازدهم ⭐️ :
چی میشد اگه فکر و خیالای توی سرم واقعی بود (: ؟
* انتشاراتِلیمو ִֶָ☾.
روز دهم:✨ درد و رنج غم بودن در کنار آدم های قوی👍😂 امید دیسیپلین...
روز یازدهم:✨
چی میشد اگه غدیر فراموش نمیشد؟...
سلام خواستم بگم واسه خانوم مولر میمیرم و در آینده یکی شبیه اون میشم .
*با این تفاوت که من شوهرم قطعا نازی نمیشه
* انتشاراتِلیمو ִֶָ☾.
_
بعد از ماه ها ، یه کتابو تو سه روز تونستم تموم کنم .
نمیدونم از چیش بگم . از اینکه ویلیام چیزی جز
یه پسر دوازده ساله نبود . از اینکه ادموند با تموم
مسخره بازی هاش داشت تلاش میکرد برادر خوبی
واسه ی برادر بزرگتر و خواهر کوچیکترش باشه . از
آنای نه ساله که با اون سنش مجبور بود حتی برای
مدت کمی هم که شده واسه ی اون سه تا بچه
مادری کنه . از خانوم مولر که هیچی تقصیر نبود
و اون ظالم به حساب میومد و در آخر ...
باورم نمیشد با کتابی هم بخندم هم گریه کنم همزمان
*ملیکا واقعا مرسی نجاتم دادی😭