eitaa logo
𝚛𝚘𝚖𝚊𝚗/بیو چنل چک
163 دنبال‌کننده
2 عکس
0 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
ویو ویولن:/ از خواب بیدار شدم دیدم ساعت ۶ هست و ساعت ۷ باید میرفتم مدرسه « دانشگاه ؛ دبیرستان » پس بلند شدم و دوش ۲۰ مینی گرفتم و لباس مدرسه رو پوشیدم و رفتم صبحانه خوردم و رفتم پایین و رفتم مدرسه « ویو مدرسه » ویولن: اوووو... دنی سلامممم « دنی دختره » دنی: سلام ویولن ویولن: بچه ها کجان؟ دنی: داخل کلاسن « یک اکیپ داشتن با اسم های : ویولن،دنی،مارا،لنا » ویولن: پس بریم پیششون دنی: باشه لنا: ویولن اومددد مارا: کوووو ویولن: سلاممممم لنا: سلاممم « پرید بقلش » « ویولن چند روز مریض بود و نیومد مدرسه و بخاطر این بچه ها از دیدنش ذوق داشتن » یونجون: باز این دختره اومد لئو: انگار « یونجون دوست بچگی ویولن هست و لئو هم دوست یونجون هست » یونجون: حوصله شون رو ندارم ویولن: چیزی گفتی یونجون لئو: اووو یونجون: کی کار ب تو داره « کنایه » لنا: ولشون کن نکته : ویولن از ی خانواده پولدار بود ولی خانواد اش اصلا بهش اهمیت نمی‌دادن و یونجون از ی خانواده متوسط بود و پدرش ولشون کرده بود و مادرش بزرگش کرده » « ویو بعد مدرسه » مارا: بچه ها بریم بیرون ویولن: هر چی شما بگید لنا: بریم کافه دنی: آره خیلی وقته باهم بیرون نرفیتم « یونجون و لئو از کلاس اومدن بیرون » یونجون: هوی « ب ویولن گفت » ویولن: چته یونجون: بیا « ی کارتی بهش داد » امشب بیا اونجا ویولن: من می خام با بچه ها برم بیرون پس نمی تونم یونجون: باید بیای « رفت » دنی: نمیای ویولن: گفت باید برم بعد باهاشون میام بیرون لنا: باشه ... مارا: بچه ها من دیرم شد باید برم خونه خدافظ ویولن: منم برم بای « ویو شب » ویو ویولن:/ ساعت ۸ بود منم حاضر شدم برم جایی ک یونجون گفت سوار ماشین شدم و رسیدم اونجا دیدم وایستا اونجا « منظورش یونجون هست » یونجون: اومدی ویولن: چی می خای یونجون: ازت می خام باهام ازدواج کنی ویولن: چ... یونجون: آره ویولن: چیمیگی من از تو خوشم نمیاد یونجون: یادت نیست قبلا بهم چی گفتی؟؟؟ * پرش زمان ب ۳ قبل * ویولن: یونجون یونجون: هوم ویولن: من..دوس..ت دارم یونجون: ... *زمان حال* ویولن: اون موقع بچه بودم « ویولن یونجون رو دوست داره و یونجون هم ویولت رو دوست داره ولی ب روی هم نمیارن » ادامه؟جوین شو https://eitaa.com/liya_4536
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یونجون: پس می خای بگی دوسم نداری ویولن: ندارم یونجون: نه خانم کوچولو من دوست دارم « نیشخند » ویولن: تو لانا رو دوست داری « لانا دختر رییس یونجون هست و رییس یونجون بهش گفته اگه می خای بمونی سرکار باید با دخترم بری تو راب*&طه و یونجون هم مجبور شد ولی ویولن رو دوست داشت » یونجون: تو از هیچی خبر نداری ویولن: چرا دارم ! من همه چی درمورد تو می دونم ... یونجون: چی؟... ویولن: آره... یونجون: چی درمورد می دونی ؟ ویولن: اینکه به همه گفتی سرکار عادی میرم ولی برای بزرگ ترین مافیا کار می کنی یونجون: چی.. تو اینا رو از کجا می دونی؟ نباید هیچ کدوم رو به مادرم بگی چون می دونی حالش بد میشه « مادرش مشکل قلبی داره » ویولن: گفتم که همه چیز رو میدونم،حتی می‌ دونم با لانا تو راب*&طه ای یونجون: کی این ها و بهت گفت؟ ویولن: هیچ کس یونجون: اگه از من خوشت نمیاد پس چرا این همه چیز ازم می‌دونی؟ « خنده » ویولن:چی میگی ناسلامتی دوست بچگیم هستی ویولن: که کاشکی نبودی « اینو حرف رو الکی زدم و به یونجون بر خورد » یونجون: چی گفتی؟ « اصبی » ویولن: کری مگه؟ یونجون: بلندش کرد و بردش تو ماشین » ویولن: ولم کننننن کمکککککککککککککککککک یونجون: دهنت رو ببند ادامه؟جوین شو https://eitaa.com/liya_4536
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پارت ۳ و ۴ رو هم فردا میدم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا