#part_2
یونجون: پس می خای بگی دوسم نداری
ویولن: ندارم
یونجون: نه خانم کوچولو من دوست دارم « نیشخند »
ویولن: تو لانا رو دوست داری « لانا دختر رییس یونجون هست و رییس یونجون بهش گفته اگه می خای بمونی سرکار باید با دخترم بری تو راب*&طه و یونجون هم مجبور شد ولی ویولن رو دوست داشت »
یونجون: تو از هیچی خبر نداری
ویولن: چرا دارم ! من همه چی درمورد تو می دونم ...
یونجون: چی؟...
ویولن: آره...
یونجون: چی درمورد می دونی ؟
ویولن: اینکه به همه گفتی سرکار عادی میرم ولی برای بزرگ ترین مافیا کار می کنی
یونجون: چی.. تو اینا رو از کجا می دونی؟ نباید هیچ کدوم رو به مادرم بگی چون می دونی حالش بد میشه « مادرش مشکل قلبی داره »
ویولن: گفتم که همه چیز رو میدونم،حتی می دونم با لانا تو راب*&طه ای
یونجون: کی این ها و بهت گفت؟
ویولن: هیچ کس
یونجون: اگه از من خوشت نمیاد پس چرا این همه چیز ازم میدونی؟ « خنده »
ویولن:چی میگی ناسلامتی دوست بچگیم هستی
ویولن: که کاشکی نبودی « اینو حرف رو الکی زدم و به یونجون بر خورد »
یونجون: چی گفتی؟ « اصبی »
ویولن: کری مگه؟
یونجون: بلندش کرد و بردش تو ماشین »
ویولن: ولم کننننن کمکککککککککککککککککک
یونجون: دهنت رو ببند
ادامه؟جوین شو
https://eitaa.com/liya_4536
678.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خب خب سلام خوشگلا حالتون چطوره؟🎀
امیدوارم خوب باشید
فردا کم میام ایتا حالم خوب نیست❤️🩹
بخاطر این ۱ پارت فقط می تونم رمان بدم ولی بعدش جبران میکنم💘
فور ندید تا بیام
همین دیگه بای
_لیا
_اخه این فوره؟
#p_3
ویولن: ولم کن روان&&یی
یونجون: می خاستی اون حرف رو نزنی
ویولن: باشههه ببخشید ولم کننن « با داد »
یونجون: دهنت رو می بندی یا نه؟
ویولن: نهههههههه
یونجون: بوس&/+!؟یدش »
ویولن: .... تعجب بود »
ویولن: ماشین رو نگه دار
یونجون: نمی خام « سرد »
ویولن: باز می کنی یا در ماشین رو باز می کنم و خودم رو میندازم « جدی »
یونجون: حق نداری
ویولن: باشه « در ماشین رو باز کرد و یهو افتاد »
یونجون: ویولنننننننننننننننننننن
ویو یونجون:/ سریع ماشین رو زدم کنار و پیاده شدم از سرش خون میریخت گذاشتمش تو ماشین و رفتم بیمارستان
دکتر: آقای یونجون
یونجون: حالش خوبه؟
دکتر: حالش خوبه ولی خیلی خون از دوست داده و ب خون نیاز داره
یونجون: خون میدم
دکتر: پس بریم تو اتاق « از یونجون خون گرفتن و به ویولن تزریق کردن »
نویسنده: کاشکی جا ویولن بودم خون یونجون رفته تو خونشششششششش »
« ویولن بهوش اومد »
یونجون: خوبی؟ حالت خوبه؟
دکتر: می تونید ببریدش خونه
یونجون: ممنون
« ویولن رو بقل کرد و بردش خونه خودش »
ویو یونجون:/ بردمش خونه لباس هاش رو عوض کردم و گذاشتمش سر تخت و خودمم خوابیدم
«ویو صبح»
یونجون: واییی کمرم درد میکنه « بقلش رو نگاه و دید ویولن هست یواش بو&س&ش کرد و رفت پایین »
ویو ویولن:/ از خواب بیدار شدم و رفتم پایین دیدم خونه خودمون نیستم و یونجون پایینه و بلند جیغ زدم »
ویولن: چی می خای خونه مننننننننننننن « با جیغ و داد »
یونجون: زه+&&/رما+ر چته؟بعدشم این خونه منه
ادامه؟جوین شو
https://eitaa.com/liya_4536
𝚛𝚘𝚖𝚊𝚗/نفور نیستم
#p_3 ویولن: ولم کن روان&&یی یونجون: می خاستی اون حرف رو نزنی ویولن: باشههه ببخشید ولم کننن « با
اینم پارت ۳
پارت ۴ و ۵ رو هم فردا یا پس فردا میدم ؛ بای🎀