eitaa logo
دانلود
آشنایی یک اتفاق است! و جدایی یک قانون...
پولاتو چیکار میکنی ک همش پول نداری؟ مانتو میخرم 😐
Shadmehr AghiliShadmehr Aghili - Tasvir.mp3
زمان: حجم: 9.1M
هر دفعه برای روبرو شدن با قلبم دنبال اونی ک میشناختم ازت میگردم روبروی من یه تصویر هزار تیکه شدس که با هر بار رفتنت یه تیکشو گم کردم @llmahl
خالم بهم گفت چند کیلویی؟! گفتم ۴۸ گفت بعد ۲۳ سال همش ۴۸ کیلو!😐
اسم این مریضی ک هی کاراتو به بعد موکول میکنی و حال هیچ کاری نداری چیه؟!
ولی امروز از خودم راضی بودم با تموم بی حوصلگی کمدمو مرتب کردم
چ هاوایی باه باه
ولی الان حال میداد آدم بخوابه😭💔
خسته از تکرار
یکی از درای اتوبوس بیشتر باز نبود من توی اتوبوس بودم و میخاستم پیاده شم و مردم هی داشتن سوار میشدن سه چهار نفر ک سوار شدن ب نفر بعدی گفتم ببخشید میشه اول من پیاده بشم با لبخند بهم گفت بفرمایید وقتی پیاده شدم دیدم یه پا بیشتر نداشت و عصا دستش بود ... از خودم بدم اومد 😑
از میدون صنعت میخواستم برم به سمت ۱۷ شهریور این مسیر یه روگذر داره یه زیر گذر چون پیاده بودم از زیر گذر توی پیاده رو رفتم (با ماشین از رو گذر رفته بودم و میدونستم میره به سمت ۱۷ شهریور و فکر میکردم از زیر گذر هم ک برم میخوره ب ۱۷ شهریور ) وقتی از زیر گذر رد شدم و رسیدم به ته خیابون انگار رسیدم به قبرستون ماشین یه خیابون تاریک و پر از تعمیر گاه ... اومدم اسنپ بگیرم دیدم نیست خیلی ترسیدم اصن گم شدم از یکی از تعمیرکاران اونجا پرسیدم ک از کدوم طرف برم ۱۷ شهریور گفت مستقیم برو از ریل قطار رد شو (مثل خرابه بود تاریک و ریل قطار کنارش بود)و اون چراغا رو بگیر برو تا ته میرسی ب ۱۷ شهریور ب مسیری ک باید میرفتم نگا کردم و گفتم نمیرم تنهام میترسم بهم گفت بیا همراهت میام دستمو گرفت و دنبال خودش میکشوند😐انقددددددددددد ترسیده بودم ک اصلا قابل بیان نیست تو دلم خدا خدا میکردم ... از ریل ک رد شدیم و رسیدیم ب روشنایی گفت مستقیم برو میرسی ب ۱۷ شهریور و خودش رفت