منِ عزیزم،
میدونم که درماندهای اما از پسش برمیای.
میدونم که ترسیدی اما از پسش برمیای.
میدونم که بههم ریختهای اما از پسش برمیای.
میدونم که مضطربی
دلت آروم نیست اما از پسش برمیای.
مامانم بهم گفت یه فردا رو میخوای برنامه نریز یکم بشین تو خونه
چ پیشنهاد خوبی داد واقعا بهش نیاز داشتم ...
همیشه تا یادم میاد
تراپی من موقع غمام خواب بوده
درسته وقتی بیدار میشم له لهم
ولی تو همون لحظه خواب تنها چیزیه ک آرومم میکنه ...
شبت بخیر غمت نیز...
هدایت شده از آنالی؛
آنالی عزیزم؛
دلم تنگ است برای یک گفتوگوی طولانی، در یک عصر زمستانی، که هوا سرد باشد و آسمان نیمه ابری. دلم لکزده برای وقتیکه عطر چایِ تازه دم، نوک بینیِ قرمز شدهات را نوازش میکند و تو چنان زیبا میخندی که در میانهی زمستان، غنچه ها میشکفند. بیشتر بخند عزیزم؛ تمام دارایی من خنده های توست. بیشتر بخند.
من همیشه سرکار هر کی بهم زنگ میزنه
همین ک گوشیو برمیدارم بجای سلام
اول میگم شما😐😂بعد طرف مقابلم هنگ میکنه ...
بعد الان همه همکارام یاد گرفتن😐
اینجا داشتن کادوی روز مرد میدادن ب من ک رسید
همکارم گفت شما؟
گفتم دختر بابام
یه جوراب بهم داد گفت اینم بده بابات😂😐
از روز اولی ک اومدم اینجا سر کار خیلی "نصیب نشه" رو ب کار بردم
جوری ک الان افتاده سر زبون همه 😐
یعنی به قدری خوشحالم که قابل بیان نیست
بخاطر دو روز تعطیلی
بخاطر اینکه میتونم بخابم😭💔
خدایا شکرت
من واقعا خستم
توی سه چهار ماه گذشته
اولین صبحیه که توی خونه ام 😍
حتی صبح روزای تعطیل همیشه خونه مامانبزرگم بودیم