کتابم افتاده دستش گفت نه بلاخره بلد شدی کتاب چی بخری گفتم کودوم رو میگی گفت جناییه رو میگم
گفتم ممنونم واقعا از لطفت
بعد امشب برداشته کتاب ۴۰۰ و اندی صفحه رو یک ساعته خونده میگه هی بد نبود و داره اسپویل میکنه و من تمامش رو دستام رو گوشم گذاشته بودم
#داستان_مکالمه_و_این_حرفا
امروز حتی از پشت تلفن هم غمگین بود و این باعث میشد بشینم گریه کنم اصلا دوست ندارم که ناراحت باشه و دوست دارم کوله بار غم و استرس و ناراحتی و سختی ها رو ازش بگیرم و بگم همه ی اینا رو بده من
دوست دارم بگیرمش بغلم و بگم که هر چی دوست داری بگو من میشنوم
دوست دارم بگم انقدر احساس نکن که خوب نیستی توی کار هات
چون تو توی همه چی عالی هستی و من وقتی میبینم اینجوری الکی خودت رو اذیت میکنی تمام وجودم پر از غم میشه و میخوام که بشینم وگریه کنم
دوست دارم وقتی اذیته و چیزی اذیتش میکنه بهم بگه که باهم گریه کنیم
دوست دارم یک روزی که همین نزدیکی هاست و میرسه براش بلند بلند دست بزنم که انقدر عالی عمل میکنه و قویه
دوست دارم بگم لطفا مراقب خودت باش خوب بخواب خوب استراحت کن
دوست دارم بگیرمش بغلم و با هم برای همه چی گریه کنیم
دوست دارم که غم نداشته باشی
دوست دارم که هر وقت غمگینی و احساس کردی بتونم تمامش رو بگیرم و بندازم دور
دوست دارم انقدر خودتو اذیت نکنی
دوستت دارم و امیدوارم که بفهمی
پ.ن:دختره ی نمکی و دوست کوچولوی من دلم برات تنگ شده مراقب خودت و خواهرت باش که انقدر مواظب خودتون نیستید امروز با تمام مکالماتی که باهاش داشتم واقعا لذت بردم و وقتی میشنوم صدای خودش و ساز رو واقعا از تمام خستگی ها دور میشم و در نهایت عزیزِ من، ابرکِ من خسته نباشی لطفا مراقب خودت باش که ممکن من تو این دنیا نباشم :)))☁️🤍✨
امروز انقدر اسم های عجیب و غریب شنیدم که حالم داره از همه ی اسما بهم میخوره
بابا درست اسم بزار خوب😭😭