بسمربالشهداءوَالصدیقین
شهیدبابکنوریدر۱۳۷۱/۷/۲۱
دررشتبهدنیاآمدوچهارمینفرزندخانواده
است.
اودوبرادرودوخواهردارد.
رشتهبابکحقوقبودودردانشگاهتهراندر
مقطعکارشناسیارشدمشغولبهتحصیل
بود.
اویکپسردرسخوانوخوشتیپبودکه
دوستداشتهمیشهلباسهایشستباشد.
اوازهرقشریرفیقداشت.
ادامهدارد...!
«پارت𝟏»
#زندگینامھ🌱:)!
#الّلهُــمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَــــالْفَــرَج♥️
دوستانِشهیدنوریمیگویند:
بابکازوقتیرفتسربازیوواردسپاهشد
کلیتغییرکردواعتقاداتشکلاعوضشدو
بسیاریازکارهاییکهدرگذشتهانجاممیداد
راترککرد.
دوستانشمیگویند:
اینتغیراتدراوبهصورتتدریجیشکل
گرفت.
ووقتیازاودلیلاینتغیراتروپرسیدیم
بابکگفت:راهمروپیداکردم.
ادامہدارد..!
«پارت𝟐»
#زندگینامھ🌱:)!
#الّلهُــمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَــــالْفَــرَج♥️
بابکبامدافعانحرمدرسپاهآشناشد.
درنمایشیبهاونقششهیدرامیدهندو
نقطهیتحولبابکازآنجاشروعمیشود!
وبهدوستانشمیگویدکهمنهمدوست
دارمبهسوریهبروموشهیدشوم...
اماوقتیباخانوادهاشمطرحمیکند
آنهاقبولنمیکنند.
پدروبرادرشاصرارمیکنندکهبرایادامه
تحصیلبهآلمانبرود.
بهاوگفتنماتمامشرایطرابرایرفتنت
حاضرمیکنیمامابابکهیچجورزیربار
نرفت.
ادامہدارد..!
«پارت𝟑»
#زندگینامھ🌱:)!
#الّلهُــمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَــــالْفَــرَج♥️
خانوادهبرایبابکدختریراازفامیلمدنظر
داشتندوازاوخواستندتاازدواجکند.
امابابکبازهمنپذیرفتوگفت:
اجازهبدهیدطبقبرنامهیپنجسالهیخودم
پیشبرم.
بابکبهمادروخواهرشکهبارفتناوبهسوریه
مخالفتمیکردند،گفت:مادراصلیمااونجا
تویسوریهاست.
خلاصهبابڪهرجورکهشدخانوادهرابرای
رفتنبهسوریهراضیکرد.
اماچندماهیطولکشیدکهسپاهبارفتنبابک
بهسوریهموافقتکردوبابکمیرهسوریه...
ادامہدارد..!
«پارت𝟒»
#زندگینامھ🌱:)!
#الّلهُــمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَــــالْفَــرَج♥️
پدرشمیگوید:
وقتیبابکمیخواستبرهسوریه
منگفتمکهبابکدیگهبرنمیگرده
بابکشهیدمیشه...
اومیگوید:
موقعخداحافینایبلندشدننداشتم
منوبابکباچشمهایمانازهمدیگر
خداحافظیکردیم
ومنازپشتسرپسرمرایکدلسیرنگاهکردم.
خواهرشمیگوید:
وقتیبابکسوارماشینشدورفتمنو
مادرمخیلیگریهمیکردیمکهدیدیم
بابکبرگشتو
گفت:
خواهشمیکنمگریهنکنیداینجوری
اشکهاتون همیشهجلویشمامه!
بابکسهبارورفتوبرگشتودفعهچهارم
ماروخنداند
ورفت...
ادامہدارد...
«پارت𝟓»
#زندگینامھ🌱:)!
#الّلهُــمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَــــالْفَــرَج♥️
همرزمشهیدنوریمیگوید:
تویبوکمالچادرزدیم،مقرلشکر
حضرتزهرا!
ششنفرازبچههایموشکیتوییکچادر
مستقرشدیم،بابکهمبامابود.
بابکدمدرچادربرایخودشجادرستکرد،
هرچیگفتیم:بیابالاتراونجاسردمیشه!
گفت:نههمینجاخوبه:)
نزدیکصبحبیدارشدمدیدمبابکپتورو
کشیدهرویسرشوآرومهمونجاجلویدر
دارهباخدامناجاتمیکنه!
زیرپتوچراغقوهروشنکردهبودوخیلی
آرومدعامیخوند:)
ادامہدارد...
«پارت𝟔»
#زندگینامھ🌱:)!
#الّلهُــمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَــــالْفَــرَج❤
همرزمشهیدنوریمیگوید:
مدتیکهدرسوریهبودمبابکخیلی
ساکتوآرومبود،
گاهیمیرفتتوتنهاییوخلوتدعای
شهادتمیکردواشکمیریخت...
بعضیموقعهامیدیدیمبابکنیست!
دنبالشمیگشتیم...
میدیدیمرفتهکناروگوشههاجاهای
خلوتتنهاییدعامیکنه!
همرزمشهیدنوریمیگوید:
بابکهمیشهدرحالدرسخوندنوعاشق
مطالعهویادگیریمطالبتازهبود.
بابکزیرآتشضدهواییدشمندرس
میخوند!
ادامہدارد...
«پارت𝟕»
#زندگینامھ🌱:)!
#الّلهُــمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَــــالْفَــرَج♥️
همرزمشهیدنوریبهنقلازفرمانده
گردانمیگوید:
نصفشببابکفرماندهروبیدارمیکنه
ومیگه:
منفرداشهیدمیشم،بهخانوادهامبگو
حلالمکنن.
فرماندهمیگہ:حرفالکینزنبروبزار
بخوابیم.
میخوابهوخوابمیبینهکهبابکشهید
شدهوازخوابمیپره.پیشخودش
میگهنکنهفردابابکشهیدبشه!
نقشهمیکشهکهصبحبهرانندهپشتیبانی
بگهبهیهبهانهایبابکروباخودشببره
عقبویهجاییجاشبزاره.
دوبارهمیخوابه!
صبحازخواببیدارشمیکننومیگن بایدآتشبریزیمروسردشمن...
تواینشلوغیهانقشهاشیادشمیره،
چندساعتبعد...
ادامہدارد...
«پارت𝟖»
#زندگینامھ🌱:)!
#الّلهُــمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَــــالْفَــرَج♥️
چندساعتبعد...
خمپارهمیخورهبہماشینیکهبابک
کنارشبوده...
بابکبهشدتازناحیهپامجروحمیشه.
قصدداشتندبابکراباآمبولانسبهعقب
برگردانندکهآمبولانسراهروگممیکنه
وچندساعتبعدبابکشهیدمیشه!
انگارهمہچیزدستبهدستهمدادند
کهبابک۱۳۹٦/۸/۲۷درستظهر
شهادتامامرضاعلیهالسلامبااینکه
حتیازاولیناعزامشبهسوریهیکماه
همنگذشتهبودشهیدبشه!
آری!
یارراعاشقشویآخرشهیدتمیکند.
شهیدبابکنوریبهغزالامامرضا(ع)
معروفاست!
چونازدوستدارانامامرضابودو
درستظهرشهادتامامرضاعلیهالسلام
شهیدشد.
«پارت𝟗»
#زندگینامھ🌱:)!
#شهیدانه
#بابک_نوری_هریس
#الّلهُــمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَــــالْفَــرَج♥️