๑ ָ࣪ _νιѕιση вℓυє🧬 ⊹
میدونی اگه درِ یخچال رو باز بذاری چی میشه ؟وقتی در یخچالو باز بذاری ،علاوه بر خودش ، میخواد هوای اتاق رو هم خنک کنه.
چون کارش اینه ؛ولی نمیتونه و نهایت موتورش از کار میفته. قصهی ماهم درست مثل یخچاله. میخوایم به همه خوبی کنیم ،میخوایم همرو خوشحال نگه داریم ،که باعث میشه حواسمون از خودمون پرت شه ،و خودمونو دیگه یادمون میره. آخرشم حس عشق ورزیمون مثل موتور یخچال از کار میفته ،و ذرهای اهمیت به خودمون ندادیم .
درصورتی که شخصیت اصلی داستان،، خوده ما هستیم ولی وقتمون صرب آدمای بی ارزش و بی خود کردیم و حال که به خُود آمدیم دیدیم که ای وای ما که خیلی وقت است از خود رَفتِه ایم!
SAye gard tanha-
1:13
هدایت شده از Aiden (ایرانِ آزاد)
نمیدونم تو این زندگی چندبار مُردم . نمیدونم
๑ ָ࣪ _νιѕιση вℓυє🧬 ⊹
نمیدونم تو این زندگی چندبار مُردم . نمیدونم
منم همینطور،منمهمینطور