چرا جامعه شناسان و عموم روشنفکران در تحلیل رخدادهایی مانند تشیع میلیونی حاج قاسم سلیمانی یا حجت الاسلام ابراهیم رئیسی به لکنت میافتند?
ایا جامعه شناسی امکان تحلیل همه واقعیت های اجتماعی را دارد... پاسخ به این سوال از سویی اری و از سویی خیر است، جامعه شناسی مدرن، توان تحلیل پدیده های مدرن را دارد، پدیده هایی که نتیجه ی انسان مدرن و نتیجه ی ساختارهای مدرن است، اما جایی که فضای قدسی بر کنش و منش حاکم است، جایی که انسان امروز به بنیان های قدسی وجودش بر میگردد، زبان جامعه شناس الکن است... رسالت جامعه شناسی همواره تقدس زدایی از هر امری برای تحلیل است، لذاست که جامعه شناس محصور در نظریه های غربی، یا در تحلیل به لکنت میافتد، یا پیش از انکه سعی در تحلیل واقعیت برامده از ساحت ملکوت عالم کند، ابتدا ان را تقدس زدایی میکند سپس به تحلیل می نشیند، اینجاست که جامعه شناسی نه به مثابه علم سکولار، بلکه به مثابه علم سکولار کردن جهان سعی در تحدید و برساخت واقعیت می کند، لذاست که بجای تحلیل اصل مساله به حواشی میپردازند، همانند تحلیلی که این روزها از برخی ها در خصوص نبود امر ملی شنیده ایم...
اما مبانی حکمی ما که بر آمده از توجه به ساحات قدسی هستی است، این امکان را به ما می دهد که به راحتی بتوانیم چنین جمع یافتگی ها و یکپارچگی های ابدان و ارواح را توضیح بدهیم که ان شالله در یادداشت بعدی خواهم نوشت...
فاطمه فلاح نژاد
پژوهشگر علوم اجتماعی
شهادت حجت الاسلام رئیسی و احیای وحدت ملی...
🖊امر ملی کجا و چگونه شکل میگیرد?
در جامعه ای که سیاست به معنای مدرن ان، به معنای هابزی و ماکیاولیستی ان حضور و ظهور ندارد، امر ملی و ملت باید در نسبت با فرهنگ ملی و دین بازخوانی و توضیح داده شود.امر ملی بیشتر از انکه امری سیاسی باشد،امری فرهنگی است و در جامعه ما که امر فرهنگی و امر دینی در امیخته اند، لازم است غبار نظریه های مدرن را از تحلیل کنار بزنیم و سعی کنیم با مبانی حکمی بر امده از حقیقت هستی، واقعیت اجتماعی جامعه ایرانی را توضیح دهیم... جامعه ای که هربار و در هر حادثه ای تمام معادلات تحلیل گران و روشنفکران را برهم زده است....
ملت، امری جغرافیایی نیست، در واقع صرف اینکه مردمی در یک حدود و ثغور جغرافیایی در کنار هم زندگی کنند ملت شکل نمیگیرد، بلکه ملیت امری است فرهنگی و تاریخی، در واقع وقتی انسان هایی که بواسطه ی تاریخ و فرهنگ مشترک در کنار هم قرار بگیرند، و ذیل یک حکومت، امر سیاسی را شکل بدهند، شاهد شکل کیری ملت هستیم... ملت، تناظری با جمعیت ندارد، ملت از اتصال معانی با یکدیگر شکل خواهد گرفت، بسط این معانی راهبر و قوام بخش یک فرهنگ خواهد بود، و هرچه این معانی عمیق تر و ذو ابعاد تر باشند، استحکام ملت قوی تر و ارتباط میان اجزا چنان قوتی میابد که پیکره ی واحدی شکل میگیرد..، امر ملی، بواسطه ی اشتراکات معنایی میان افراد شکل میگیرد، در برهه هایی از تاریخ مانند تشیع رحلت حضرت امام، تشیع حاج قاسم سلیمانی و تشیع حجت الاسلام ابراهیم رییسی و حتی در مناسکی مانند پیاده روی اربعین شاهد صورت هایی از شگل گیری انسجام ملی هستیم که شاید پیش از آن یا در شرایط دیگر امکان تحقق نداشته باشد، این امر را میتوان از مجرای تاثیر اسطوره ها بر قوام امر ملی تحلیل کرد.. حافظه ملی و تخیل امتی، ذیل مفهوم شهادت، احیاگر و انسجام بخش است و میتواند انسان مدرن امروزی که در غفلت روزمرگی ها فرو رفته است را به شکل حیرت اوری با پیشینه قدسی خود متصل کند و بواسطه ی این اتصال و بواسطه ی این اتحاد با معانی ای که با حقیقت هستی متصل است، تن واحدی شکل بگیرد که به ان ملت میگوییم... تن واحدی که اسطوره ها، معانی، آرمان ها و حافظه جمعی مشترکی دارند که با معانی حقیقی عالم نیز مرتبط است... و نخ تسبیح ان را شاید به جرات بتوانیم مفهوم شهادت بدانیم...شهادت، ان حقیقت نهفته در تاریخ فرهنگی ماست که میتواند همه گسست ها را پرکند و تن های متفرق را ذیل پیکری جمع و اتحاد ملی را شکل بدهد...
فاطمه فلاح نژاد
پژوهشگر علوم اجتماعی