یه جمله باعث شد من هیچ وقت کارایی که باعث پیشرفتم میشه رو نپیچونم:
“درد پشیمونی از درد انضباط بیشتره.”
من خیلی آدم "قبل از اینکه کسی رو رها کنم،مطمئن شدم که برای نگه داشتنش هر کاری کردم”ای هستم.
LONG DISTANCE
من باور داشتم که تو بهم صدمه نمیزنی و توهم باور داشتی که من هیچوقت ترکت نمیکنم. ولی فکرکنم هر دوتا
اگه ازم بپرسن قشنگترین واژهای که یاد گرفتی چیه؟ میگم پذیرش.
پذیرفتن شرایط با تمام سختیهاش ، پذیرفتن آدما با تمام نقصهاشون ، پذیرفتن اینکه مشکلات هست ولی باید ادامه داد ، پذیرفتن اینکه گاهی اشتباه میکنم ، پذیرفتن اینکه من کامل نیستم، پذیرفتن تموم فقدان ها، پذیرش تمام از دست دادن ها، شکست خوردن ها، رها شدن ها، داشتن پذیرش یعنی پایان دادن تمام دعواها و اختلافها. پایان حال بد و جنگ اعصاب و شروع آرامش.
هروقت خسته بودی، ناراحت بودی، چیزی مونده بود تو دلت یا اصلا متنفر شدی از همه چیز و همه کس یادت باشه من اینجا منتظرم به حرفات گوش بدم و باهم غصه بخوریم. همه جوره میتونی روم حساب کنی. من همیشه عاشق شنیدن حرفاتم.
تو زبان کوردی یه واژه هست به اسم "مقن" یعنی آدمی که گوشه گیر و کم حرفه؛ آدمی که خستهست و حوصلهی آدمای جدید رو نداره و زیاد اجتماعی نیست، ولی دیگران فکر میکنن که خودش رو میگیره و گوشت تلخ به نظر میاد.
خود منه.
صادقانه میگم تو شخصِ مورد علاقه منی، تو شبیه هیچکدوم از افرادی نیستی که دیدمشون و همیشه جایگاه مخصوصی تو قلبم خواهی داشت.