_دوست داری امشب رو همینجوری به حرف زدن بگذرونیم؟ یا باید بری بخابی؟
+درخواست وسوه کننده ایه حقیقتا..
ولی خب فک کنم باید برم جدا..
_اوه فردا صبح! امیدوارم عالی پیش بره برات راستی نباید بخابی؟
+اوهوم..خیلی ممنونم.
فکر کنم چرا..
پ.ن: من زیاد توی سپاسگذاری خوب نیستم..
_کاش منم میتونستم مثل تو یه نظری درمورد این کتابای کوفتی بدم!!
+اوا..برا چی؟
دوتا سوال پیش اومد.
اینکه چرا نمیتونی نظر بدی؟
و اینکه چرا کوفتی؟؟
پ.ن: که فکر میکنم باید صبح پاسخشونو بخونم چون هر آن ممکنه مچم گرفته بشه و باید گوشی رو بزارم کنار..
ای بابا حتی چشم بسته هم میتونم بگم این پیامای آخر....
اوکی
شبتون آروم✨🌚
Adriena, Lost in the Castle
واضح سخن بگو پولاریس!
ساعت یک و نیم شب خوندم و یه چیزی نوشتم انتظار داری واضح باشه؟😂
Adriena, Lost in the Castle
_میدونی نمیدونم منظورت از اینک نوشتی من طرز حرف زدن ادما رو تشخیص میدم اخه تو ک من و تاحالا ندیدی!
اوکی ولی منظورم همون بود که میشه از نوع حرف زدن آدما رو شناخت
Adriena, Lost in the Castle
اوکی ولی منظورم همون بود که میشه از نوع حرف زدن آدما رو شناخت
اهااا..آره واقعا راحت میشه شناخت.
_نمیدونم حقیقتا برام اینجوریه ک فقط باید بخونمشون .. کاریه که باید انجام بشه! نمیدونم اما هیچ وقت نظری نداشتم در موردشون نه بدم میاد نه خوشم میاد حسی ندارم فقط در یک کلام! نمیدونم
+دو تا احتمال از این حرف به ذهنم میرسه ،اول اینکه ، راهنمایی ای و هنوز به اون چیزی که موردعلاقته ترسیدی..
دومم اینکه ، دبیرستان یا بالاتری و رشته موردعلاقتو انتخاب نکردی..
_حقیقتا میدونی به درجه ایی رسیدم ک برام مهم نیست بقیه ناراحت میشن یا نه! چون ادمی نیستم ک حرف اضافی با بی خودی بزنم! اما مدونی دلم نمیخواد ادم بده من باشم با حداقل من نقش اونی رو داشته باشم ک کسی رو ناراحت کرده! چون میدونی درک ، تحملِ اینک چه کسی تو رو ناراحت کرده خیلی سخته.. یه حجم غیر قابل باور بارون باید انتظارش رو کشید..
+حقیقتا نمیدونم چی بگم..