هدایت شده از وطن
یا شاید همهچیز خواب بود؛یه کابوسِ بد . یه شب خونه ی مامان بزرگ ، بعد از قصهی آقا گرگه خوابم برد.
توی خواب، مدام ناله میکردم؛ تصویرهای ناخوشایند میدیدم:
مرگ، جنگ، فقر…
بعد یکهو مامانبزرگ بیدارم میکنه.
من رو در آغوش میکشه و میگه :
«هیس دخترم، آروم باش… همش خواب بود.»
هدایت شده از -هیوا'عین
درود و نور🌱.
هیوا'عین با یک تقدیمی دیگه در خدمتتونه .
شما این پیام+یک بیت یا متن از سرودههای خودِ من فروارد کنید .
سپس عکس چشمهاتون و تاریخ تولدتون رو به ما بگید..✨ .
-من ۳حسی که از چشماتون گرفتم با یک بیت تقدیمتون میکنم .
-روز تولدتون یکی از چشمهای شمارو طراحی میکنم و به عنوان هدیه از طرف هیوا'عین تقدیم نگاهتون میکنم ☕.
(همبرایچنلهاهمبرایاکانتها!)
هیواخانومی اینجا منتظر شماست🤍:)
ظرفیت:۲۰خوشگل...