Part3
#ازدواج اجباری
____________________________________
_مگه با تو نیستم دختره پرو؟
+الان..ن..آماده.. میشمم...
_ زود باش بیرون منتظرن
با همون قیافه پف الود یه دامن ساده صورتی و یه پیراهن سفید پوشیدم و یه شال انداختم رو سرم و داشتم تو اینه نگاه میکردم و گریه میکردم که به خودم اومدم دیدم دارن صدام میزنن. زود زدم بیرون از اتاق و یه سینی چایی بردم که بعد از دیدن همون مرد ۵۰ ساله دلم ریخت...ازش چندشم میشد اون ۵۰ سالشه.
+دخترک چقدم توپُره.
سرمو انداختم زیر و یه قطره اشک از گونم افتاد تو سینی.من...من از اون حرفا بدم میاد. تعارف کردم ولی تمام مدت با نگاه جنسی بهم نگاه میکرد و منم فقط میخواستم گریه کنم... ولی نمیشد.
_بفرمایید.
+ممنونم همسر قشنگم
از شنیدن اون جمله عوقم نشست. اون پیرمرد چطور روش میشد همچین حرفیو به کسی بزنه که سن دخترشو داره؟ هیچی نگفتم ولی قصدم سکوت نبود.مجبور بودم.
+برید تو اتاق باهمدیگه حرفی چیزی بزنین.
_ولی من که پسندیدمش اقا وحید!
+حالا یه آشنایی داشته باشین.
با نگاه های جنسیش که حال ادمو بهم میزد گفت بیا بریم عشقم.منم با حرص رفتم ولی همینکه رسیدیم تو اتاق شروع کرد به....
#کپی=پلیس محتوا/پلیس فتا
˖ ִֶָ 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝑰𝒏𝒌
بچه ها متاسفم...
داره ۱ مهر میاد و هنو چنلو نزدم مجبورم بپاکمش🤣😭💔
قبل رفتن حرف نزنیم؟
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_p2hktle&btn=جانم؟