هیچی نیست من فقط یطبقه از کمدمو ریختم بیرون و انقد چیزای عجیبغریب نگهداشتم که خودم برگام ریخته.
نمیدونم کجاست!🇵🇸
هیچی نیست من فقط یطبقه از کمدمو ریختم بیرون و انقد چیزای عجیبغریب نگهداشتم که خودم برگام ریخته.
مثلا اون دوتا انرژیزاعا اولین تجربه انرژیزا عی عه.
و من قوطیاشو نگهداشتم.
ینی بقول بقیه صرفا آشغال دارم جمع میکنم:(
ولی خب اینا آشغال نیستن فقط از روی ذوق و زیادیِ احساساتِ مزخرفه.🥺🤏🏻
نمیدونم کجاست!🇵🇸
هیچی نیست من فقط یطبقه از کمدمو ریختم بیرون و انقد چیزای عجیبغریب نگهداشتم که خودم برگام ریخته.
ام یا خب اون اسپریعا هرکدومشون قوطیاشون خالیه.
حتی یکیش برای یکیه که تقریبا فکرکنم ⁴سال پیش ازش گرفتم و تهشم قوطیشو نگهداشتم یادگاری چون خیلی بوش رو دوس داشتم و منو یاد همهچیز و باشگاه و هوای سردزمستون و بغلِگرم و کلییچیزای دیه مینداخت.
[ولی خب همهچیز درنهایت دورریخته میشه]
امروز روز باحالیبود؛
درسته حالم خوب نبود ولی حدود ⁴⁰دقه پیادهروی مجبور بودم برم تا برسم به کلاسم.
و نابود شدم تو گرما و با شرایط جسمیم.
ولی واقعا عالیبود:)
روحم تازه شد وقتی دیدمش این زنو:)
دلم انقد براش تنگ شده بود[🤏🏻🥺]
و کلاس خوبیو سپری کردیم+کلی خاطرهبازی..
خدایاشکرت بابتش:)))💘