جدیدا متوجه شدم که من از ناراحتی گریه نمیکنم؛ من از شدت فشار روانی گریه میکنم و این بسی جالبس>!<
تو چه میدونی از پروژهای که من ساعتها روش زمان گذاشتم تا به نصف برسه ولی مجبورم از اول شروعش کنم بخاطر یاشتباه مسخره:)
اوکیه دوباره شروع میکنم؛
فایتینگهاتونو بفرستید طرفم لطفا:)
و دعا کنید که زودتر پیش بره پروژم و بتونم به موقع تحویلش بدم:)
عکسای عروسیِ دخترداییمو دیدم و وای سبحانالله کراش زدم رو این زوجِ دوستداشتنی.
خیلی نازبود عکساشون وا☝🏻
نمیدونم کجاست!🇵🇸
مهندسرضوانه=مسئول درست کردن پنکه.
البته به حیطه مدیریتی و کاری من مربوط نمیشه مشکل جدیدش چون کاملا موتورش از کار افتاده و شفادهندگی من جوابگو نیست براش.🚶♀️😔
خب تمومشد؛
متاسفم ما تیمنجات همه تلاشمونو کردیم ولی درنهایت پنکهای که برای جهیزیه بود از دستمون رفت.
و متاسفم.😭😭