ུزمزمه هایِ چای.
آخرین بار پارسال روز تولدم اومدم پیشت،توهم منو روز تولدت دعوت کردی.تنها نبودی،شاید هزاران یا صد ها نفر مهمون داشتی،به تکتکشون گوش میدادی،اشکاشون رو پاک میکری.تو حتی این روز رو به دخترات اختصاص دادی.خونهات امروز یه بوی دیگهای میداد.بوی گل های تازهای که هرگوشهاش زده بودن. نو عروس داماد های نازی که دست به سینه جلوی تو تعظیم میکنن.همهی اینا،امروز رو یه جور دیگه خاص کرد.