هدایت شده از El
دختری از جنس رز آبی؛ نه آن سرخ آشنا، که گاه گاهی گم میشود در انبوه رنگ ها.
رنگی به وسعت تنهایی آسمان پیش از طلوع،
رنگی که هم نوید آرامش میدهد، هم رازی را در عمق خود پوشانده
در کوچه های شلوغ زندگی، او گل میدهد بی صدا،
و عطرش را فقط باد می شناسد… و دل هایی که هنوز برای معجزه میتپند.
هدایت شده از El
دخترک رز آبی، با چشمانی از جنس دریای غروب.
برگ های وجودش را باد های سرد، یکی یکی ربوده بودند؛
اما هنوز در ساقه اش شرافتی مقاوم جریان داشت.
گلبرگ هایش را سپرد به ماه،
و خود در سکوت شبنم ها غرق شد.
اشکهایش را نباید دید…
مثل قطره های شبنم بر گلبرگ های نیلیست؛ نیلی مثل آسمان پس از رنگین کمانی زودگذر.
آبستنِ تمام شب هایی که آسمان بی ستاره بود
و ریشه هایش تشنه ی نسیمی گرم.
هر قطره، دریایی است در گره گاه برگهایش؛
دریایی که در آن،
قایقی از آرزو های شکسته شناور است.
او دخترِ آبی پوشِ قصه هاست…
همان که زخم هایش را با آواز میشوید
و در دل هر اشک، دنیایی را زنده نگه می دارد.
اشک هایش تلخ نیست؛
فقط کمی...کمی بارانی ست،
کمی دریا…
کمی یادگاری از روزهایی که خیس مهربانی.
شاید رز آبی را دیدی و گریستی…
نگران نباش؛
این اشک ها، نشانِ جان دار بودنِ اوست.
همان که با هر قطره،
رنگی از آسمان را در خود حل میکند
و باز می شکفد…
آهسته…
در لباس اشک. در تختی از بالشت های خیس، و هر روز با چشمانی زیبا تر از دیروز، نوید از آزادی میدهد.
دخترِ رز آبی، همیشه این جاست: آسو
هدایت شده از 𝖬𝖺𝗑𝗂𝗇
تو خورشیدی، نوری، امید بخشی ، توی رولا همیشه میتونستم راحت تر باهات رول برم چون تخیلاتت، نوع تفکرت عین خودم بود.
و هنوزم همینه. تو همونطوری که تیا بودی هنوزم تیای منی.
خرگوشِ سفید با چشمای درخشان. تو یه تیکه گمشده از منی. تیکهای از گذشتهی من . نسخه کوچکتر من.
تو منی و من توام .
تو پژواک من هستی و خواهی بود :)