آقای راننده دوم از ظهر تااااا الان هر چی ترانه دهه شصتی داشت گذاشت گوشی خواهرمم همزمان اذان پخش میکرد😉
نماز ظهر و عصر نزدیک بود قضا بشه چون راننده عین خیالش نبود باید بایسته نزدیک بود خواهرم بره توجیهش کنه که گفتم شما به اعصاب خودت مسلط باش من میرم با آرامش ماشینش رو متوقف میکنم😁
و موفق شدم
حالا ببینم برای نماز مغرب چه میکنهههههه😎
فعلا که گازشو گرفته🤔
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یا صانِعَ کُلِّ مَصنوع 🤍✨
یا خالِقَ کُلِّ مَخلوق 🤍✨
اَلحَمدُلِلّه🙏🌸🍃
https://eitaa.com/m_b_48
امروز یکم پیش دایی جان❤️ نشستم و از گذشته ازش پرسیدم
دایی رو هیچوقت اینقدر ساکت ندیده بودم🥺
میدونم که خاطره زیاد داره
دایی از ۱۴ سالگی به کشور کویت رفت و اونجا مشغول به کار و زندگی شد
یادمه اطلاعات عمومی بالایی داشت و هر چیزی رو ازش میپرسیدی یه عالمه توضیح براش داشت
دایی به زبان عربی هم خیلی مسلط شده بود و بخاطر همین یه مدت بعنوان مترجم در وزارت خارجه کار میکرد
خیلی اکتیو و پرجنب و جوش بود
ولی الان بخاطر سکته مغزی که داشتن خیلی گوشه گیر و ساکت شدن و این چیزیه که منو خیلی غصه دار میکنه😞
هر آدمی واسه خودش یه کتاب داستانه قطوره ،کتابی پر از احساس،تجربه و خاطره،
کتابی که باید حتماً خوندش ،چون واقعاً ارزش خوندن و شنیدن داره و ما گاهی چقدرعادی و بیتفاوت از کنارش عبور میکنیم
همیشه دوست داشتم بشینم پای صحبت پدر و مادرای سالخورده و گفته هاشون رو بنویسم ولی هیچ وقت این کار رو نکردم
که اگه انجامش میدادم بهترین و باارزشترین کتاب بود برام😐
خلاصه که آی لاو برای همه پدرها❤️مادرها❤️ دایی ها❤️
عموها❤️خاله ها❤️عمه ها
و همهههههه پدر بزرگها و مادر بزرگها ❤️❤️