eitaa logo
ماه‌جان
186 دنبال‌کننده
50 عکس
11 ویدیو
0 فایل
می‌نویسم چون نوشتن، تنها چیزی‌ست که از من باقی خواهد ماند‌. - دانشجوی ادبیات؛ شیفته‌ی شعر و کتاب. مردم‌گریز و گمنام‌دوست. با شناسه کانال کپی کنید.
مشاهده در ایتا
دانلود
15.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- صبح می‌شه این شب؛ صبر داشته باش. پ‌ن: پرندگانی که مدتی‌ست میهمان پشت بام خانه‌اَند.
ماه‌جان
- صبح می‌شه این شب؛ صبر داشته باش. پ‌ن: پرندگانی که مدتی‌ست میهمان پشت بام خانه‌اَند.
قوم تو می‌آید به چه کارت فردا؟ یک لحظه نماند به کنارت فردا امروز به این پرندگان دانه بده تا نوحه کنند بر مزارت فردا - - @erfanpoor
«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ» همانا ما انسان را در رنج و زحمت آفریدیم. اوست که می‌گوید ما انسان را در رنج و برای رنج آفریدیم. این یعنی رنج کشیدن کار انسان است. فلسفه‌ی رنج چیست؟ به عنوان چیزی که با وجود انسان درهم تنیده‌ شده، انسان از آن جدا نیست. درد، همان ولایمکن‌ الفراری است که آدمی را می‌بلعد. درسته می‌بلعد. و آدمی به میانه‌ی راه که می‌رسد، تازه درد کارش را شروع می‌کند. هرچه پیش می‌رود راه ناهموارتر و سخت و تنگ‌تر می‌شود. راه گریزی نیست. آمده‌ایم در وادی رنج پا گذاریم تا اصل وجود آدمیت را دریابیم. و اینجاست که قدر و قیمت او مشخص خواهد شد. اینجاست که مشخص می‌شود او چرا اشرف مخلوقات خداوند است. وقتی خدا از آفرینش انسان می‌گوید: «فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ»، یعنی جمال و جلال خدا در انسان متجلی است. اینجاست که خداوند چیزی در او از خود دمیده، که آیینه‌ی تمام‌نمای اوست. -
خوشبختی سرزمینی ندارد؛ که برای به دست آوردنش به آن سفر کنی خوشبختی از درونِ تو آغاز می‌شود. - @m_mahjan
-
ماه‌جان
-
هستیم در پناه تو آری هنوز هم جایی برای خستگان، داری هنوز هم؟ - ✍🏻 - @m_mahjan
-
ماه‌جان
-
گفت:«من مثل تو نیستم. مثل تو بودن جرعت می‌خواد. شجاعت پا گذاشتن توی دریای بی‌قراری رو ندارم. من تحمل درد رو ندارم. اون چیزی که تو تحمل می‌کنی برای وجود من ساخته نشده». ای کاش زبانم بند نمی‌آمد و می‌گفتم. ای کاش روزه‌ی سکوت نمی‌گرفتم. اما چه کنم. درد داشت. باید بیشتر شنونده می‌بودم و یک آغوشِ امن می‌شدم. اما حرف‌هایم از گلو به زبان نمی‌آمد و همانجا به خورد خودم می‌رفت. باید می‌گفتم که شاید گمان نمی‌کردم روزی یک -به قول عوام- دیوانه‌ی درددوست باشم. مگر می‌شود درد را دوست داشت؟ بله، اگر از من بپرسی می‌شود. برای من این بی‌قراری‌ها طعم گَسِ خرمالوی نارَس نمی‌دهد. مثل حلاوت عسل می‌ماند. من محتاج این دردم. که اگر محتاج نبودم حالا نمی‌توانستم خنده‌ی درخت‌هایی که باد شاخه‌هایشان را پریشان کرده‌بود ببینم. بی‌خیال از صدای آواز پرنده‌ها وقت طلوع، می‌خوابیدم. و شاید هرگز شکوه فَلَق و سپیده‌م را نمی‌یافتم. اما تو بگو عزیز‌ِ من! کسی که در بند زندان خویشتن به سر می‌برد، چشمانش از روشنایی زیاد آزرده نخواهد شد؟ -
زمان: حجم: 341.5K
. دو رکعت؛ زیر آسمانِ آبی. آیت الله فاطمی‌نیا - روز عرفه - @m_mahjan
-
ماه‌جان
-
"رمی" لحظه‌ای شاعرانه.‌‌.. چشم ببند..‌. خویش را در منا تصور کن این مترسک که در مقابل توست پیردزدی ستیزه‌جوست، بزن! فرض کن باز ظهر عاشوراست... آن طرف خولی این طرف عباس سایه‌ها سمت خیمه می‌تازند شمر در حالِ های‌و‌هوست، بزن! - لینک شعر کامل https://eitaa.com/mmparvizan/1629 - @m_mahjan
می‌دانی مشکل ما انسان‌ها کجاست؟ در اوج درد و پریشانی و آشفتگی، به همه چیز و همه کس روی می‌آوریم به‌جز همان صاحبِ اصلی، که خود خالق قلب ماست... - @m_mahjan