‹unsaid›
هزار بار قسم خوردم که به لب نیاورم نام تو را اما هر قسم به نام تو بود
کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش
ولی آهسته می گویم الهی بی اثر باشد (:
‹ ما هیچ تر از هیچ، پیِ هیچ دویدیم
جز هیچ در این هیچ، دگر هیچ ندیدم
بر هیچ نشستیم و بر این هیچ، براندیم
در هیچ بماندیم و از این هیچ، بریدیم ›
‹unsaid›
چای دم کن خسته ام از تلخی نسکافه ها چای با عطر هل و گل های قوری بهتر است
دیگر نخواهم گشت عاقل،چای لطفآ
من یادِ تو،افکارِ باطل،چای لطفاً