هرگز تو هم مانند من آزار دیدی؟
یارِ خودت را از خودت بیزار دیدی؟
آیا تو هم هر پردهای را تا گشودی
از چارچوبِ پنجره دیوار دیدی؟
اصلاً ببینم تا به حالا صخره بودی؟
از زیر امواج ، آسمان را تار دیدی؟
نام کسی را در قنوتت گریه کردی؟
از «آتنا» گفتن «عذابَ النّار» دیدی؟
در پشتِ دیوارِ حیاطی شعر خواندی؟
دل کندن از یک خانه را دشوار دیدی؟
آیا تو هم با چشمِ باز و خیسِ از اشک
خوابِ کسی را روز و شب بیدار دیدی؟
رفتی مطب بی نسخه برگردی به خانه؟
بیمار بودی مثل من؟ ، بیمار دیدی؟؟
حقا که با من فرق داری لااقل تو
او را که میخواهی خودت یکبار دیدی.
‹unsaid›
#ازنگاهِمن
گفت اخبار که «اهواز هوا طوفانیست»
بار دیگر نکند بالِ تو ساییده به شهر؟!
کم اگر با دوستانم مینشینم جرم توست
هرکسی را دوست دارم در تو رویت میکنم
فکر کردی چیست موزون میکند شعر مرا؟
در قدم برداشتن های ِ تو دقت میکنم
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی میروم
لذتش را با تمامِشهر قسمت میکنم
ترک ِ افیونی شبیهتو اگرچه مشکل است
‹ روی دوش دیگران یک روز ترکت میکنم ›
توی دنیا هم نشد،توی برزخ که پیدا کردمت
مینشینم تا قیامت با تو صحبت میکنم