eitaa logo
احسان عبادی | ما و او
49هزار دنبال‌کننده
9.3هزار عکس
3.3هزار ویدیو
590 فایل
کانال دوم👈 @marefatemahdavi ✍️ احسان عبادی/طلبه درس خارج/ارشد ادیان و عرفان/دانشجوی دکتری قرآن و حدیث/از اساتیدمهدویت 🖥ادمین تبلیغات @Admintabligh_ma_va_o 📌ادمین سوالات @yasahebzaman113 انتشارمطالب باهرنامی مشکلی ندارد✅
مشاهده در ایتا
دانلود
احسان عبادی | ما و او
زمان: حجم: 490.4K
🔰 نکته مهم چرا حجم خرابی موشک های ایران کم است؟ 🎤احسان عبادی
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دقایق قبل دشمن کثیف ، اصفهان رو زد الحمدلله فورا ایران هم جواب داد با خوشه ای تصویر 👆👆👆 🔰کانال احسان عبادی، فیلم های اختصاصی جنگ http://eitaa.com/joinchat/4235001869C41c082b340
4_5870850252134686105.mp3
زمان: حجم: 832.9K
👌واقعی 🇮🇶 يا ابا القاسم محمد يا رسول الله صوت الشهيد القائد الجهادي الكبير ابو حسن الفريجي (رضوان الله عليه) حین عملیات با اسراییل ای جان😢😢😢😢
زمان: حجم: 1M
⁉️ ۱. آیا می شود اعمال شب قدر را در منزل انجام داد؟ ۲. اگر درس داشته باشیم می شود بجای برخی عبادات، درس خواند؟ ۳. می شود قضای برخی عبادات شب قدر را در روز انجام داد؟ ۴. حتما باید جوشن کبیر را خواند؟ 🎤احسان عبادی
✅ سیاست ایران در موشک زدن، ایجاد فضای وحشت و رعب ۲۴ ساعته هست تا آرامش را از دشمن بگیرد. در آنجا حتی اگر یک موشک شلیک شود همه افراد آن منطقه که موشک آنجا می رود، وارد پناهگاه می شوند. 👌پس وقتی می شود با شلیک دو سه موشک هم فضای وحشت ایجاد کرد و هم هدف مورد نظر را زد ،نیاز نیست در هر شلیک صد تا دویست تا موشک برود. مخصوصا الان که رادارهای مهم دشمن کور شده و همانطور هم که در فیلمهای ارسالی مشاهده کردید موشک های ایران بدون مزاحم به هدف می خورند. 👈 بیشتر حملات به کشورهای منطقه هم با پهپاد است که پدافندها سخت می توانند جلویش را بگیرند چون حرارتی نیست و راحت عبور میکند. 👌حقیقتا نوع حمله ایران نسبت به جنگ قبلی بسیار پیشرفته تر و تهاجمی تر شده. ❌ اگر دشمن سانسور شدید نمی کرد معلوم میشد عزیزان نظامی ما چه شاهکارهایی کردند . ✍احسان عبادی http://eitaa.com/joinchat/4235001869C41c082b340
احسان عبادی | ما و او
✅ سیاست ایران در موشک زدن، ایجاد فضای وحشت و رعب ۲۴ ساعته هست تا آرامش را از دشمن بگیرد. در آنجا حت
👆👆👆 این یک نمونه خوبی هست برای شاهد مثال ♦️کاربر صهیونیستی: امروز وضعیت عادی این‌طور بود؛ ۳ بار به پناهگاه امن رفتیم و ۵ بار هم آماده و نزدیک پناهگاه بودیم. پیش‌بینی برای فردا هم تقریباً همین است.!!
احسان عبادی | ما و او
👆👆👆 این یک نمونه خوبی هست برای شاهد مثال ♦️کاربر صهیونیستی: امروز وضعیت عادی این‌طور بود؛ ۳ بار به
👌و در ادامه یک نمونه دیگر ترجمه متن: «ده دقیقه زمان هشدار برای شلیک از سمت ایران، اصلاً قابل مقایسه با ۱۰ ثانیه زمان (آن هم در بهترین حالت) برای شلیک از سمت لبنان نیست. به آمارهای چند ساعت گذشته نگاه کنید؛ در عرض ۹ ساعت، بیش از ۳۰ بار هشدار. شلیک بی‌وقفه! زندگی ما از یک آژیر تا آژیر بعدی می‌گذرد. مدام در حال رفت‌وآمد به پناهگاه (فضای امن) هستیم. با این وضعیت، غیرممکن است که بتوان بچه‌ها را در خانه تنها گذاشت، و قطعاً رفتن به محل کار بدون اینکه در میانه راه گرفتار آژیر خطر شوید، محال است. فرماندهی جبهه داخلی باید برای شهرک‌های خط مقدمِ درگیری در شمال، استثنا قائل شود (شرایط ویژه‌ای در نظر بگیرد). ❤️ قلبم با ساکنان شمال است. 🔰تاب آوری در جنگ نکته مهمی هست که این جماعت یهود به دلیل ذات ترسویی که دارند اصلا توان آن را ندارند. ایران به خوبی دارد با روح و روان آنها بازی می کند👌 در ۹ ساعت ، ۳۰ بار پناهگاه رفتن!!!!!
احسان عبادی | ما و او
❌ تاسف بر آنهایی که چنین صوتهایی را پر می کنند ❌ و تاسف بیشتر بر آنهایی که باور می کنند و نشر می دهن
❌❌ این چند روز بدون داشتن ولی فقیه هم تجربه ای شد که هنوز جماعت متحجر سوپرانقلابی ، در همان فضاهای گذشته هستند و جز خودشان و همفکران خود ، بقیه را اهل کودتا و در پی ایجاد انحراف می دانند!! نکته خنده دار اینکه می گویند مطالبات ما جواب داد!!!!🙃 یعنی خبرگان داشت به انحراف می رفت، شورای سه نفره به انحراف می رفت ، این جماعت که تا آقای شهید ما زنده بود بارها حرفهایش را زیر پا گذاشتند ، به داد انقلاب رسیدند و نجاتش دادند🤔 داداش کمی به تحلیلها و رفتارهای غلط خودتان در وعده صادق دو و قبل جنگ ۱۲ روزه نگاه کنید !! رهبری شهید ما بارها فرمود تعلل نداشتیم، مسئولان دارن کار می کنند، در یک سخنرانی دو بار فرمود باشید دارند کار می کنند برای انتقام. اما دوباره این جماعت که آقای شهید به درستی در خرداد ۴۰۱ لقب سوپرانقلابی به آنها داد ، مدام تجمع می کردند و بزرگان شهیدی چون سلامی و باقری و حاجی زاده و.. را تعلل کننده می نامیدند. ❌ این جماعت اگر فراموش کنند ✅ ما قطعا این ظلمشان به رهبری شهید و نظام‌ را فراموش نمی کنیم. البته فقط این نبود در دوران رییسی شهید هم بارها تعاریف رهبری از دولت را توجیه کردند در دوران واکسن علنا بر خلاف رهبری رفتار کردند و.. ✅ این ها را گفتم تا این جماعت فاز بر ندارند که مثلا با مطالبه آنها کاری صورت گرفت!!!! بنشینند در خلوت خود فکر کنند که چقدر از مبانی دور هستند که در دوره رهبری شهید بارها خلاف نظر ایشان رفتار کردند ، تا الان آن رفتار را جبران کنند. البته شرطش این است که فقط گوش به فرمان امام مجتبی خامنه ای باشند ، نه چند آقا و خانم جلسه ای و چند بلاگر نماینده مجلس که با علیزاده منافق مصاحبه می کردند.
MP3 Recorderشبهه عدم تجربه سیاسی امام مجتبی خامنه ای.mp3
زمان: حجم: 5.6M
⁉️ سلام، وقت به خیر ایراد میکنن که تا قبل این، میگفتن آقامجتبی تو مسائل سیاسی دخالتی ندارن و تجربه سیاسی ندارن؛ حالا چطور به عنوان رهبر که از شرایطش تجربه سیاسی هست انتخاب شدن؟ لطف کنید بفرمایید جوابشون رو چی بدیم؟ 🎤 احسان عبادی http://eitaa.com/joinchat/4235001869C41c082b340
MP3 Recorderشبهه دوم عدم تجربه سیاسی.mp3
زمان: حجم: 4.5M
⁉️ سلام لطفا در مورد سوابق مدیریتی یا اجرایی ایشان اگر اطلاعاتی هست در گروه بگذارید این مورد خیلی مورد اعتراض و سوال اطرافیان هست اینکه کسی که فقط تدریس داشته چرا رهبر شده؟😔 🎤 احسان عبادی http://eitaa.com/joinchat/4235001869C41c082b340
⬅️ پخش رمان ⬅️ تا پایان ماه مبارک رمضان ، در کانال @ma_va_o 🎬 قسمت هشتم ✅ بازخوانی هیجانی و امنیتی وقایع ظهور به شکل رمان ✍️ نویسنده : احسان عبادی 🌺 تقدیم به روح شهید آیت لله العظمی سید علی خامنه ای و حاج قاسم سلیمانی و همه شهدای مدافع امنیت و حرم
احسان عبادی | ما و او
⬅️ پخش رمان #دمشق_ساعت_صفر ⬅️ تا پایان ماه مبارک رمضان ، در کانال @ma_va_o 🎬 قسمت هشتم ✅ بازخوان
💠 رمان (قسمت 8) قسمت هشتم: سایه‌های خونین شامات و قمار در نقطه بی‌بازگشت [مختصات مرزی الانبار عراق – طوفان شن] صدای کوبنده ملخ‌های بالگرد ترابری میل-۱۷، زوزه باد صحرا را می‌شکافت. بالگرد امدادی حشدالشعبی در میان گردبادی از شن و خاکستر، مانند یک حشره غول‌پیکر فلزی روی زمین نشست. نورافکن‌های زرد رنگ آن، لاشه در حال سوختن تویوتا و اجساد متلاشی شده پهپادها را روشن می‌کرد. ابوحیدر، با دست چپی که به سرعت با یک چفیه خونین به گردنش بسته بود، یقه خلبان را از پنجره کابین گرفت و فریاد زد: «موتور را خاموش نکن! ما به بغداد نمی‌رویم ، برو عربستان!» خلبان با چشمانی گشاد شده از وحشت به فرمانده‌اش نگاه کرد: «سیدی! رادارهای مرزی عربستان روی ما قفل می‌کنند! آنجا پر از گردان‌های زرهی سفیانی است. رفتن به آن سمت خودکشی است!» کیان، بازوی الیاس را روی شانه‌اش انداخته بود و او را به سختی به سمت بالگرد می‌کشید. باد شدید، شن‌ها را مانند سوزن به صورتشان می‌کوبید. ابوحیدر برگشت و نگاهی به کیان و سپس به الیاس انداخت که لپ‌تاپش را مانند جان شیرین در بغل فشرده بود. چشم‌های ابوحیدر در تاریکی درخشید؛ چشمانی که سال‌ها جنگ با تروریسم تکفیری را دیده بود. ابوحیدر رو به خلبان غرید: «به تو گفتم مسیر را عوض کن! به سمت مرز عرعر می‌رویم. تا جایی که سوخت داری ما را در عمق صحرای نفوذ عربستان جلو می‌بری. این یک دستور است!» سپس به سمت کیان رفت، بازوی دیگر الیاس را گرفت و هر سه به داخل شکم تاریک و بوی گازوئیل‌دهنده بالگرد پریدند. بالگرد با تکانی شدید از زمین کنده شد و در دل تاریکی مطلق شب، در ارتفاعی بسیار پایین، مماس با تپه‌های شنی به سمت جنوب غربی تغییر مسیر داد. کیان روی کف فلزی بالگرد نشست، خشاب‌های کلاشینکف تاشوی خود را یکی‌یکی بیرون آورد، فنر آن‌ها را چک کرد و دوباره جا زد. نبرد الکترونیک تمام شده بود؛ اکنون بوی باروت و خون داغ به مشام می‌رسید. [دمشق – پناهگاه زیرزمینی فرماندهی سفیانی] بوی عود سنگین و قهوه تلخ عربی با سرمای تهویه مطبوع اتاق جنگ ترکیب شده بود. اینجا خبری از سکوت آزمایشگاه‌های سایبری نبود. اینجا، مقر فرماندهی گردان‌های «اشباح سرخ» بود؛ متعصب‌ترین و خون‌ریزترین سربازان بشری سفیانی که به هیچ هوش مصنوعی و رباتی اعتقاد نداشتند، بلکه به تیغه خنجرهایشان و وعده‌های جنون‌آمیز فرمانده‌شان ایمان داشتند. مردی بلندقامت با ریش‌های جوگندمی و چهره‌ای پوشیده از جای زخم‌های قدیمی، با پوتین‌های سنگین نظامی‌اش روی نقشه شیشه‌ای کف اتاق قدم می‌زد. او «طارق المری» بود، دست راست سفیانی در عملیات‌های پاکسازی زمینی. در کنار او، روی صندلی چرمی بزرگی، سایه‌ای نشسته بود که تنها برق چشمانش در نیم‌تاریکی اتاق دیده می‌شد. خود سفیانی. طارق با لحنی خشن و آکنده از خشم گفت: «مولای من، یمانی در جنوب شریان‌های سوختی ما را به آتش کشیده است. و حالا سیستم لژیون گزارش می‌دهد که دو موش کثیف ایرانی به همراه یک فرمانده حشد، پلتفرم‌های لوسیفر را شناسایی کرده‌اند. ماشین‌های شما شاید هوشمند باشند، اما ترسو هستند. اجازه دهید گردان‌های مرگ را به صحرای حجاز بفرستم. من آن‌ها را زنده می‌خواهم تا پوستشان را در صحن مسجد اموی غلاف شمشیر کنم.» صدای سفیانی، آرام اما به طرز مورمورکننده‌ای سرد بود: «هوش مصنوعی لژیون، زمان رسیدن لوسیفرها به بیداء را به ۷۲ ساعت کاهش داده است. ماشین‌ها راه خود را باز می‌کنند، اما حق با توست طارق. آهن، خون نمی‌ریزد. خون را باید با دست ریخت.» سفیانی لیوان قهوه‌اش را روی میز کوبید و ادامه داد: «سه هزار نیروی کماندوی متعصب را سوار بر زره‌پوش‌های سبک، به عنوان سپر انسانی و جوخه مرگ در اطراف دوازده پلتفرم لوسیفر مستقر کن. هیچ جنبنده‌ای نباید به آن ماشین‌های زلزله‌ساز نزدیک شود. آن سه نفر در بیابان سرگردانند. شکارشان کن و سرشان را برایم به دمشق بیاور. بیداء باید قتلگاه ارتش‌های پنهان باشد، نه محل شکست من.» طارق پاشنه‌های پوتینش را به هم کوبید و با پوزخندی شیطانی از اتاق خارج شد. لشکر سفیانی تنها مجموعه‌ای از کدها و پهپادها نبود؛ آن‌ها ارتشی از درنده‌ترین انسان‌های روی زمین بودند که اکنون با چشمان تشنه به خون، به سمت صحرای حجاز سرازیر می‌شدند. [تهران – قرارگاه رعد زیر نظر مستقیم ستاد کل] اتاق جنگ در سکوتی مرگبار فرو رفته بود. تنها صدای فن‌های خنک‌کننده ابررایانه‌ها به گوش می‌رسید. ژنرال، با موهای کاملا سفید و چهره‌ای که سال‌ها تجربه جنگ تحمیلی و نبردهای محور مقاومت را در خطوط خود پنهان داشت، به صفحه نمایشگر بزرگ خیره شده بود.