eitaa logo
احسان عبادی | ما و او
✔
47.2هزار دنبال‌کننده
10.5هزار عکس
3.7هزار ویدیو
624 فایل
کانال دوم👈 @marefatemahdavi ✍️ احسان عبادی/طلبه درس خارج/ارشد ادیان و عرفان/دانشجوی دکتری قرآن و حدیث/از اساتیدمهدویت 🖥ادمین تبلیغات @Admintabligh_ma_va_o 📌ادمین سوالات @maalali فقط به این ادمین سوال ارسال شود انتشارمطالب باهرنامی مشکلی ندارد✅
مشاهده در ایتا
دانلود
احسان عبادی | ما و او
قسمت شانزدهم: شکستن ویترین؛ انسان یا برچسب قیمت؟ باد پاییزی برگ‌های خشک را روی شیشه‌ی قدی کافه پاراد
حامد سپس به پرهام و سامان نگاه کرد: «شما می‌گید آزادی پوشش؛ اما تا حالا فکر کردید استانداردهای زیبایی جهان امروز رو کی تعریف کرده؟ چرا یک دختر ۱۷ ساله برای اینکه احساس ارزشمندی بکنه، باید هر روز ساعت‌ها وقت جلوی آینه بگذرونه و از فرم بینی، لب یا وزنش متنفر باشه؟ چون سیستم رسانه‌ای دنیا بهش القا کرده: “تو تا وقتی که بدنت مورد پسند و مصرف چشم‌ها قرار نگیره، اساساً وجود نداری و بی‌ارزشی!” این اسارت مدرنه یا آزادی؟» نیما که تا آن لحظه متفکرانه به صفحه لپ‌تاپ بردیا نگاه می‌کرد، گفت: «حامد، یعنی تو می‌گی پوشش می‌خواد این بازی رو به هم بزنه؟» حامد با قاطعیت گفت: «دقیقاً نیما! فلسفه‌ی حجاب اینه: حجاب شکستن ویترینه! حجاب اعلامیه‌ایه که زن به جامعه صادر می‌کنه: “من یک اندیشه‌ام، یک دانشمندم، یک پزشکم، یک روح بی‌کرانم، نه ویترینی از گوشت و پوست برای ارزیابی جنسی در کوچه و خیابان!” وقتی زنی با پوشش وقار وارد جامعه می‌شه، به مغز تمام مردان روبه‌رو یک فرمان صادر می‌کنه: “اگر با من حرف می‌زنی، با عقل من صحبت کن، نه با هورمون‌هات! حق نداری من رو با فرم انحناهای بدنم قضاوت کنی.”» دختر دانشجو کمی سکوت کرد. انگار زاویه‌ی نگاه غافلگیرش کرده بود. دوست کناری‌اش که تا آن موقع چیزی نگفته بود، با صدایی آرام‌تر گفت: «خب آقا حامد… حرف شما درباره سواستفاده کمپانی‌ها درسته. ما هم از نگاه ابزاری بیزاریم. اما چرا اجبار؟ چرا باید یک چارچوب سفت و سخت وجود داشته باشه؟ نمی‌شه هرکس خودش حریمش رو با متانت شخصی حفظ کنه بدون پوشش شرعی؟» حامد لبخند دلنشینی زد و به چشمان او نگاه کرد: «سوال فوق‌العاده‌ایه. ببینید، جامعه مثل اتاق شخصی من و شما نیست؛ جامعه یک “حیات اشتراکی” است. وقتی ورود به فضای کار، دانشگاه و خیابان بر پایه‌ی نمایش تن‌آرایی باشه، آرام‌آرام هویت علمی و شایسته‌سالاری جای خودش رو به رقابت جذابیت فیزیکی می‌ده. کارمندی که بیشتر جلب توجه می‌کنه ارتقا می‌گیره، دانشجویی که ساده‌تره نادیده گرفته می‌شه. امنیت روانی از بین می‌ره!» حامد دستش را باز کرد و ادامه داد: «از طرف دیگه، ما انسان‌ها غریزه داریم. وقتی محرک‌های دیداری در سطح شهر بی‌نهایت بشن، آتش عطش جنسی شعله‌ورتر می‌شه، اما کجا باید خاموش بشه؟ هیچ‌جا! چون ارضای بی‌پایان ناممکنه. نتیجه‌ش می‌شه خیانت‌های مکرر در خانواده‌ها، بی‌میلی جوان‌ها به پذیرش بار زندگی و بی‌حسی مفرط در احساسات عاشقانه. در جامعه‌ای که همه چیز در پیاده‌رو رایگان عرضه شده، کی دیگه سراغ تشکیل کانون زحمت‌بار خانواده می‌ره؟» پرهام سرش را پایین انداخت. ساندویچ شب قبل یادش آمد و زمزمه کرد: «این یعنی همون محافظت از امنیت عاطفی خانواده که دیشب گفتی…» مرد میانسالی که در کنج سالن پیپ می‌کشید، ناگهان بدون اینکه پیپ را از دهانش بردارد، صدایش را انداخت توی گلو و گفت: «پسر جوان! استدلال‌هات از نظر جامعه‌شناسی وزن داره، اما یک تناقض داری! شما می‌گید گوهر باید در صدف باشه. زن گوهر است و از این تمثیل‌ها… این تمثیل‌ها زن رو شیء نمی‌کنه؟ آیا مردها هم گوهرن یا فقط زن‌ها باید پنهان بشن؟» حامد با نگاهی قدرشناس رو به مرد میانسال کرد: «سلام استاد. نکته‌ی خیلی دقیقی رو دست گذاشتید. تمثیل صدف و گوهر گاهی بد فهمیده شده. منظور این نیست که زن طلاست و باید بره توی گاوصندوق قفل بشه تا خاک بخوره! زن در نگاه اسلام، کانون حیات، عاطفه و تربیت بشره. اگر زن سقوط کنه و به کالای دم‌دستی تبدیل بشه، نسل بشر سقوط می‌کنه. در مورد مردها هم پوشش و وقار وجود داره؛ مرد هم حق نداره با پوشش‌های نامتعارف، تحریک‌کننده یا فخرفروشانه وارد جامعه بشه. اما تفاوت بیولوژیکی و روانی دو جنس یک واقعیت غیرقابل‌انکاره. جذابیت بصری زن و دریافت‌گری بصری مرد، یک طراحی حکیمانه برای وصل شدن این دو در بستر امن خانه‌ست. اسلام خواسته این بمب انرژی، فقط موتور محرک ساختن خانه باشه، نه تخریب‌کننده‌ی خیابان!» کافه در سکوت عمیقی فرو رفته بود. دیگر هیچ‌کس به تندی نگاه نمی‌کرد. بردیا لپ‌تاپش را آرام بست. به حامد خیره شد و گفت: «حامد… صادقانه بگم، تا امشب فکر می‌کردم حجاب فقط یک زورگویی سنتی برای مهار کردن ماست. هیچ‌وقت از زاویه‌ی “مقاومت در برابر کاپیتالیسم جنسی” بهش نگاه نکرده بودم. این زاویه… اعتراف می‌کنم، هوشمندانه و منصفانه‌ست.» دختر عینکی نفس عمیقی کشید. شالش را که افتاده بود، با حرکتی ناخودآگاه و آرام کمی جلو کشید. به حامد نگاه کرد و با لحنی کاملاً متفاوت از ده دقیقه‌ی پیش گفت: «ممنون که به شعور ما توهین نکردید و داد نزدید… شنیدن این حرف‌ها با منطق، خیلی فرق داره تا با گشت و دادگاه.» حامد دست روی سینه گذاشت: «من خاک پای شما هستم. ما با هم برادریم، خواهریم. درد مشترک داریم. دین نیومده زنجیر به دست و پا ببنده، دین اومده پرده‌های تاریک رو بزنه کنار تا خودمون ارزش گوهر وجودمون رو ببینیم.» 👇👇👇👇👇
احسان عبادی | ما و او
حامد سپس به پرهام و سامان نگاه کرد: «شما می‌گید آزادی پوشش؛ اما تا حالا فکر کردید استانداردهای زیبای
امیرعلی که انگار بار سنگینی از روی دوشش برداشته شده بود، خندید و به بازوی سامان زد: «دیدی داداش؟ الکی جو می‌دادی!» سامان لبخند کم‌رنگی زد، اما چشم‌هایش هنوز دو دو می‌زد. رو به حامد کرد و با لحنی نیمه‌شوخی و نیمه‌جدی گفت: «حامد، تو توی کافه و با کلماتت استاد مایی؛ ولی از دیشب دارم به یه چیز فکر می‌کنم… تو خودت چطوری زندگی می‌کنی؟ اصلاً تو خونت چی می‌گذره؟ نکنه پشت این هودی خاکستری و تئوری‌های شیک، یک زندگی خشک، زاهدانه، حوصله‌سربر و سیاه و سفید داری که اگر بیایم توش خفه بشیم؟!» بچه‌ها خندیدند. پرهام هم اضافه کرد: «راست می‌گه! حامد، ما رو نمی‌بری توی حریمت؟ اصلاً ما رو مهمون می‌کنی یه شب خونت؟» حامد لبخند پهنی زد، ماگش را بالا آورد و گفت: «قدمتون سر چشم! اتفاقاً فردا شب پنجشنبه‌ست. چطوره بحث بعدی رو نه تو شلوغی کافه، بلکه دور سفره‌ی ساده‌ی خونه‌ی من باز کنیم؟ املت یا قورمه‌سبزی با من، نون تازه با شما! پایه هستید؟» چشم‌های بچه‌ها برق زد. فردا شب قرار بود پرده از دنیای واقعی حامد برداشته شود… ⌚️پایان قسمت شانزدهم 16 ✍️نویسنده : احسان عبادی ❌ نشر رمان بدون لینک جایز نیست ❌ 🔰انقلابی باید قوی شود 🔰 @ma_va_o
👌می دانستید ثواب نماز شب در قرآن به چه صورتی ذکر شده ؟؟!! حیف نیست حتی یک رکعت ساده آن را نخوانیم ؟ شیوه ساده نماز شب خوانی https://eitaa.com/ma_va_o/38534 @ma_va_o
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دنیای استیکرهای ایتا اینجاست😍👇 ✅ هراستیکری‌بخوای‌سه‌سوته دم‌دستته👌 《مذهبی 🕋 عاشقانه ❤️ 》 《شهدا 🌷 محاوره 💌 》 《تولد 🎂 مناسبتی 🔎》 《خانواده 👨‍👩‍👧‍👧 گیف 🔮 》 https://eitaa.com/joinchat/3117809743Ca67bff2bcc 💌 دسته بندی شده ؛ دسترسی آسان👌 🎉 بکوب‌رولینک‌😉