✨🌸🍃🌼🌸🍃🌼🌸🍃🌼
🌸🍃🌼🌸🍃🌼
🍃🌼
🌸
✨بستنی تلخ ✨
حسین آقای بستنی فروش هر روز بعد از ظهر از کوچه ی ما عبور می کردو نوای آی بستنی ....آی بستنی سر میداد .خیلی دقیق نمیدونستم بستنی چیه اما به نظرم چیزی شبیه ماست های کیسه ای مادربزرگ خدا بیامرزم بود که برای فروش درست میکرد و این شغل یه جورایی شغل میراثی خانواده ما هم شد!!! یه روز بلاخره از سر کنجکاوی با شنیدن صدای حسین اقا به سراغ مادر رفتم واز او خواستم به من پولی بده تا بتونم یکی از اون بستنی های خوش و اب و رنگ و تهیه کنم. مادر با شنیدن درخواست ناگهانی من کمی سرخ و سفید شد و بعد از نگاه کردن به کیف پول همیشه خالیش دو زانو جلوی پای من نشست وگفت:
- تو میدونستی بستنی های حسین اقا خیلی تلخ و بدمزه ان ....من خوردم یه چیزی مثله ته خیاره...با تعجب به مادر نگاه کردم و گفتم:
- ولی نوید و احمد هر روز از اون بستنی ها میخرن و کلی بهشون خوش میگذره ..
چشمای مادر دوباره از غم پر شد و گفت:
- آخه نوید و احمد مزه ی ماست های فروشی ما رو که تاحالا نچشیدن تا بفهمن چی خوشمزه ست وچی تلخ و بدمزه...و بعد دست راست من را در دست گرفت و به سمت آشپزخانه رفت و مقداری از ماست های کیسه ای را روی نان مالید و داد دستم .
سال ها با تصور اینکه نون و ماست کیسه ای خانگی ما درست شبیه بستنی های نوید و احمد و حتی خوشمزه ترم هست زندگی کردم . مادرم مرد و من بزرگ و بزرگ تر شدم .
یک روز که دست تو دست دختر دوساله ام داشتم از خیابان عبور میکردم چشم دخترم به بستنی فروشی کنار خیابان
افتاد و شروع به بهانه گرفتن کرد .شاید خنده دار باشه اما میخواستم مانعش بشم چون به نظرم هنوز هم بستنی ها تلخ و بدمزه بودند . با اصرار دخترم دوتا بستنی خریدم وآروم آروم مزه کردم .طعم دلچسب و شیرینش زبانم و نوازش داد ومنو به خاطرات گذشتم پرت کرد.
یاد دوران کودکی ام افتادم .....بستنی ها برای من تلخ و بدمزه بود ....دوچرخه هیولایی بی شاخ و دم .....دفتر فانتزی های همکلاسی هایم دخترونه ....وکله ی کچلی گرفته ام شبیه قهرمان های بزرگ...
در عوض نان و ماست همیشگی ما عالی ...بازی با چوب ولاستیک هیجان انگیز و دفتر های بی رنگ و روی من مردانه
و خودم هم شبیه قهرمان های فیلم ها...
با وجود فقر زیاد مادرم هیچ وقت نگذاشته بود که من حسرت چیزی رو توی زندگی بخورم من با همین باور که بهترینم
و بهترین چیزها رو دارم سال های سال زندگی کردم..و تازه اونروز فهمیدم که مادر من کی بود!!!!
صدای زنگ تلفن همراهم منو از خاطرات گذشته دور کرد.دست دختر کوچکم را گرفتم و به سرعت راه افتادم...یه
عمل قلب اورژانسی داشتم !!!!
شیمااسماعیلی
❤️ @maadar_khoob
كودكان براي رسيدن به خواسته هاشون روش هاي مختلفي را امتحان مي كنند.
-پرت كردن اشيا
-گريه كردن
-خودزني
جيغ زدن و ... اين به والدين بستگي داره كه كدام رفتار را تقويت كنند.كودك از هر كدام از اين رفتارها نتيجه مي گيرد و اين رفتار راهي براي رسيدن به خواسته اش مي شود.
پس اگر از كلمه " نه " استفاده كرديد و با اين رفتارها مواجه شديد از موضع خود كوتاه نياييد و اگر نمي توانيد سر حرف خودتون باشين اصلا "نه" نگين.
توجه داشته باشين كه در مواقعي كه خيلي ضرورت داره از كلمه "نه" استفاده كنيد و كودكانمان را زياد محدود نكنيم و بزاريم دنيا را تجربه كنند.
#تربیت_فرزند
❤️ @maadar_khoob
چندنکتهکاربردیدرتربیتفرزندانمان! ♥️✨
💢دقّت کنیم که امروز ظرفِ فرزند خود را با چه چیزهایی پُر کردهایم!!!
✔️با لبخند
✔️مهربانی
✔️اندکی مکث قبل از واکنش نشان دادن
✔️آموزش
✔️آغوش
✔️گوش کردن به او
✔️عشق ...
✅یادمان باشد که این ما والدین هستیم که انتخاب میکنیم این ظرف را "چگونه و با چه چیزهایی" پر کنیم!!!
❤️ @maadar_khoob
7.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ تأثیر #بازیهای_رایانه ای بر تربیت کودکان
✅در بازی های رایانه ای به دلیل این که #کودک و #نوجوان با ساختنی ها و برنامه های دیگران به بازی می پردازد و کمتر قدرت دخل و تصرف در آنها پیدا می کند اعتماد به نفس او در برابر ساختنی ها و پیشرفت دیگران متزلزل می شود.
💢تصور بیشتر #خانواده ها این است که در بازی های رایانه ای فرد در بازی مداخله فکری مداوم دارد اما این مداخله فکری نیست بلکه این بازی ها سلول های مغزی را گول می زنند و از نظر حرکتی نیز فقط چند انگشت کودک را حرکت می دهند.
🔰 ما هرچه در این مسیر حرکت کنیم و بازی ها را گسترش دهیم، انسان هایی را تحویل جامعه خواهیم داد که سرخورده، افسرده، غیر متحرک و غیر سازنده هستند و خوداتکایی آنها بسیار کم خواهد بود و ابتکار عمل نخواهند داشت. در حالی که برای جامعه، نیاز به انسان هایی خلاق، مبتکر و متفکر داریم.
❤️ @maadar_khoob
#قصه_گویی
✅تعریف قصه موجب میشود کودک برای فهمیدن ربط میان واژهها با یکدیگر و رابطۀ واژهها با حرکات دست و صورت شما، تلاش کند.
این تلاش، قدرت تکلم، دقت و فهم او از عبارات را به شدت بالا میبرد.
#استادعباسی_ولدی
❤️ @maadar_khoob
هدایت شده از جارچی 🇮🇷
⭕️مدرسه تابستانی ایران، دوشنبه ٢٧ مرداد
🖥شبکه آموزش:
📋ابتدایی: (از بازی تا مهارت )
🔹از ساعت ١١ تا١١:٣٠مهارتهای معلمی
( تولید نرم افزارهای آموزشی از طریق ساخت و ویرایش پادکست )
🔹از ساعت١١:٣٠ تا١٢ ایستگاه تثبیت یادگیری( علوم تجربی پایه پنجم )
🔹از ساعت١٢ تا١٢:٣٠ ایستگاه تثبیت یادگیری ( علوم تجربی پایه ششم )
🔸 متوسطه اول:
(آموزش تکمیلی )
🔹از ساعت ١۴:٣٠ تا١۵:٠٠ موضوع :چالش کمبود زمان تدریس کتاب های ریاضی دوره اول متوسطه و مدیریت آن
🔹از ساعت ١۵:٠٠ تا١۵:٣٠ مشاوره و برنامه ریزی
🔸متوسطه دوم:
🔹از ساعت ١۵:٣٠ تا ١۶:٠٠ درس شیمی ( مرور و جمع بندی کنکور سراسری)
🔹از ساعت ١۶:٠٠ تا ١۶:٣٠ درس ریاضی ( مرور و جمع بندی کنکور )
🔹از ساعت ١۶:٣٠ تا ١٧:٠٠ درس ریاضی رشته علوم انسانی (مرور و جمع بندی کنکور)
@jaarchi
مادر خوب
#چیست_آن 54 🧐چیستان شماره پنجاه و چهار: ⁉️توی کدوم راه نمیشه رانندگی کرد⁉️ ❤️ @maadar_khoob
#چیست_آن 55
🧐چیستان شماره پنجاه و پنج:
⁉️اون چیه که پر داره، ولی پرواز نمیکنه⁉️
❤️ @maadar_khoob
مادر خوب
تنبیه سازنده درون کنترل بار می آورد. انسان ها از ترس نیست که خودداری می کنند بلکه اختیار خودشان است؛
همه ی ما با این که پدر و مادر هستیم در عین حال کودک هستیم. همه ی این حرف هایی که می زنیم در واقع برای خودمان است و در مرحله ی بعد برای کودک است. چه قدر در طول روز خودمان را کیفر می دهیم؟ چه قدر با خودمان خشونت می کنیم؟ و چه قدر از ارزش ها بیرون می رویم و اصلاً هم به روی خودمان نمی آوریم. پس همه ی این مطالب اول برای خودمان است؛ باور کنید که ما بزرگ نشده ایم.
حال می رویم سراغ الگوی عملی تنبیه و این که چگونه تنبیه کنیم؟
ابتدا این مطلب را بگویم که الگویی که در این جا مطرح می کنم، یکی از انواع الگوهای تنبیه است. الگوهای بسیار متعددی وجود دارد. باید مطالعه کنید و کار کنید. ما گفتیم بچه ها در عبور از ارزش ها باید تنبیه شوند. در این الگوی فرضی من ارزش، یک عدد شیرینی است. ممکن است در ظاهر خنده دار باشد اما فرض کنید سه تا شیرینی داریم، مادر به فرزندش می گوید: یکی مال من، یکی مال تو و یکی هم برای بابا برایش نگه می داریم تا عصر بیاید بخورد؛ مادر میرود و بعد از چند لحظه می آید می بیند که بچه داره دهانش را تمیز می کنه و شیرینی بابا رو خورده.
این بچه از نظر من باید تنبیه شود چون طبقه بندی ارزش ها را زیرپا گذاشته. حالا اگر جای ارزش و اهمیت برای مادر برعکس شده باشد و اهمیت جای ارزش را گرفته باشد، مادر میاد و میگه اِه خوردی، نوش جونت یه دونه شیرینی بوده دیگه اصلاً میرم یک کیلو برات می خرم بشین بخور، در وضعیت بدتر مادر می خواهد کودک را تحریک به خوردن کند اذعان می کند که بابا جان این بچه بخوره من اصلاً می گم مال مردمه دست نزنی ها تا این بچه بره بخوره!!!!
من اصلاً اگر به این بچه بگم دست نزن مال کسیه و اون تحریک بشه از این به بعد همش می گم که مال فلانیه تا این بچه دهنش باز بشه و بخوره!!!!! درواقع تجاوز به حق مردم را وسیله ی تحریک برای بچه می کنیم. در این حالت جای ارزش و اهمیت عوض شده؛ وقتی بچه شیرینی پدرش رو می خوره، به ارزش حرمت بی توجهی کرده و وارد حریم پدر شده، ارزش صداقت رو زیرپا گذاشته، پس تا این جا دوتا ارزش را زیرپا گذاشته پس باید تنبیه بشه. (ادامه دارد...)
#نشست_تنبیه {قسمت13}
[مباحث کودک متعادل ]
❤️ @maadar_khoob
مادر خوب
#چیست_آن 55 🧐چیستان شماره پنجاه و پنج: ⁉️اون چیه که پر داره، ولی پرواز نمیکنه⁉️ ❤️ @maadar_khoob
جواب چیستان پنجاه و پنجم:
پرگار
❤️ @maadar_khoob