eitaa logo
مادر خوب
110.8هزار دنبال‌کننده
16.6هزار عکس
5.5هزار ویدیو
212 فایل
🔹 تبلیغات ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر https://eitaayar.ir/anonymous/bD3q.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
♨️ برای کودکان زیر ۷ سال ورزشهای رقابتی توصیه نمی شود. 👈چون رقابت، برنده و بازنده دارد و کودکان در این سنین، آمادگی روانی پذیرش باخت را ندارند و از ورزش بیزار میشوند. ❤️ @maadar_khoob
🎯برای بچه هایی که تمرکز ندارند بازی هایی مثل "دارت" توصیه می شود. 🔹وقتی فرزندتان خشمگین می شود، یا عدم تمرکز دارد، میتوانید یک ظرف حباب درست کنید و به او بدهید. لازمه حباب درست کردن، تمرکز بر تنفس است و تنفس آرام و شمرده، احساسات خروشان کودک را آرام میکند. 🐢یکی از بازی هایی که برای کودکانی که عدم تمرکز دارند و یا به اصطلاح بیش فعال هستند بازی راه رفتن لاکپشتی است. یک قدم مادر برمیداره بسمت کودک و یک قدم کودک به سمت مادر، تا به هم برسند، و کودک مجبور است تمرکز را تمرین کند و به آرامی بازی کند برای کودکانی که اختلال تمرکز و یا بیش فعالی دارند بازی تمرکز انجام دهید. یک نخ بلند در طول اتاق قرار دهید و به کودک بگویید روی آن راه برود. ❤️ @maadar_khoob
🚫مواظب « نه » های زیادی باشید ! 🍃بعضی از کودکان یک « نه » صریح را جمله ای مستقیم علیه استقلالشان تلقی می کنند ، تعدادی جانشین های مفید هست که می توانند بدون مواجهه و برخورد ، قاطع باشند : ▪️اگر امکان دارد « بله » را جانشین « نه » کنید . 🔸می تونیم بریم بازی ؟ به جای « نه ، تو هنوز ناهار نخوردی » بگویید « بله ، البته کمی بعد از اینکه نهار خوردی » برای فکر کردن کمی به خود وقت دهید . 🔸 می تونم خونه دوستم بخوابم ؟ به جای « نه ،‌ تو هفته پیش اونجا بودی » بگویید « بذار در موردش فکر کنم. ❤️ @maadar_khoob
علت های بی ادبی و بد رفتاری در کودکان ◻️ نياز به توجه ◻️ تناقض در رفتار والدين ◻️ احساس تنهایی و طرد شدن ◻️ احساس غم و اضطراب ◻️ بالا بودن انتظار و توقع والدين بدون توجه به شرايط سنی و توانایی فرزندشان ◻️ فشار و سخت گيری والدين ◻️ تنبيه ◻️ رفتار ناعادلانه و غير منصفانه ◻️ مقایسه و تبعیض بین فرزندان
کودکان تشنه توجه‌اند... اگر کودک توجه مثبت والدین و اطرافیان را نبیند؛ دست به جلب توجه منفی می‌زند مثلا: وقتی مشغول بازی با خواهرش است؛ اگر پدر و مادر به او توجه نکنند و تشویق نشود، برای جلب توجه منفی شروع به اذیت خواهرش می‌کند. کودک وقتی هر شب مسواک می‌زند؛ اگر تشویق نشود، میگوید امشب مسواک نمیزنم. پس والدین و مربیان باید با تشویق‌های بجا، احتمال تکرار کار مثبت را بیشتر کنند. مثل: نوازش، بوسه، بغل کردن کودک تشویق گفتاری : آفرین به پسرم که مسواک میزنه. باریکلا که با خواهرت بازی می‌کنی. جایزه‌های کوچک مثل لواشک، شکلات
پدر و مادر عزیز! یادتون باشه... خشم و عصبانیت یکی از اساسی ترین و جاری ترین احساس ها و ویژگی های فرزندان ماست. در این خصوص باید با کودک صحبت و به او کمک کرد تا این احساس عصبانیت و خشم خود را بشناسد. مثلا: وقتی عصبانی است، نباید او را به اتاق خودش فرستاد. بلکه باید به او گفت:"علی رضا جان! تو عصبانی هستی چون آن اسباب بازی ات راه نمی رود و یا با هم نمی توانیم پارک برویم. تو الان عصبانی هستی، می توانی چند ضربه با مشت به بالشت بزنی و یا چند دور، دور اتاق بگردی". و بدین ترتیب او را با ویژگی های عصبانیت آشنا و انرژی خشم او را تخلیه می نمایید. ❤️ @maadar_khoob
هدایت شده از مادر خوب
🍂مارمولک پرنده👇 ❤️ @maadar_khoob
عنوان: مارمولک پرنده روزی روزگاری در یک حیاط كوچک كه دیوارهای آجری و یک درخت صنوبر زیبا داشت، یک مارمولک شیطون زندگی می‌كرد و همیشه تنها بود. شب كه می‌شد از خانه‌اش كه در زیر خاک‌ها ساخته بود بیرون می‌آمد و گوشه‌ای كمین می‌كرد و هر وقت پشه‌ای یا سوسكی و یا حشره‌ای كه قصد گذر داشت را خیلی سریع شكار می‌كرد. در آن حیاط كوچک یک پرنده آوازه خوان هم رفت و آمد می‌كرد و مارمولک كوچولو هم هر وقت كه آن پرنده را می‌دید آرزو می‌كرد كه ‌ای كاش یک پرنده بود و می‌توانست با بال‌هایش تمام آسمان را پرواز كند و هرجا كه دلش می‌خواهد برود، ولی با دیدن خودش در آب حوض تمام رویاهایش نابود می‌شد. تا این‌كه یک روز از این روزها كه مارمولک در فكر فرو رفته بود و در گوشه‌ای نشسته بود و به آسمان آبی نگاه می‌كرد و پرنده آوازه خوان هم متوجه مارمولک شده بود، به او گفت: مارمولک دوست داری من تو را به آسمان ببرم؟ مارمولک فكری كرد و گفت: مگه می‌توانی؟ پرنده گفت: بله... تو می‌توانی پشت من سوار شوی و با هم به آسمان برویم. مارمولک كه خیلی خوشحال شده بود قبول كرد و پرنده روی زمین نشست و مارمولک هم خیلی آرام رفت روی پشت پرنده و با دو دستش گردن پرنده زیبا را گرفت و پرنده بال‌هایش را باز كرد و به هم زد و از روی زمین بلند شد و اوج گرفت و رفت به آسمان. مارمولک چشمانش را بسته بود . چون اولین بار بود، خیلی ترسیده بود ولی كم كم چشم‌هایش را باز كرد و دید در آسمان آبی در حال پرواز است. مارمولک كه خیلی خوشحال شده بود فریاد زد و گفت: من شدم یك مارمولک پرنده... هورا... ولی در همین موقع بود كه بادی وزید و مارمولک كه دست‌هایش را باز كرده بود، كنترلش را از دست داد و از روی پشت پرنده پرت شد و در زمین و آسمان معلق ماند و در نهایت به زمین سقوط كرد. شلپی افتاد در دریاچه كوچكی كه در آن نزدیكی بود ولی خوشبختانه ماهی مهربانی كه در آن دریاچه زندگی می‌كرد به داد مارمولک رسید و مارمولک را در حال دست و پا زدن روی پشتش سوار كرد و به خشكی برد. مارمولک كوچولو نجات پیدا كرد و در آن موقع بود كه متوجه شد او باید همان‌جا كنار دیوار زندگی‌اش را بگذراند و آرزوهای بزرگ‌تر نكند. 🍃🍃🍃🍃💞💞💞🍃🍃🍃🍃 ❤️ @maadar_khoob
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔵شعر کودکانه آ اول آفتابه صبح شده وقت کاره ب اول بلبله جاش تو درخت و گله پ اول پلنگه که حیوونی زرنگه ت اول تربچه که گرده مثل بقچه ث اول ثریاست ستاره ای در هواست ج اول جوانه رو شاخه دانه دانه چ اول چراغه دست نزنین که داغه ح اول حیوانه فرمانبر انسانه خ اول خروسه که مرغ براش عروسه د اول دهانه که توی آن زبانه ذ اول ذره است پایین کوه دره است ر اول رودخونه که آب تو اون روونه ز اول زرافه حیوونی خوش قیافه ژ اول ژیانه کوچیکتر از پیکانه س اول سلامه که اولین کلامه ش اول شمشاده تو خونه ها زیاده ص اول صابونه چشمارو میسوزونه ض اول ضعیفه قوی اونو حریفه ط اول طنابه که روش لباس میخوابه ظ اول ظاهره مخالف باطنه ع اول علیه امام اولیه غ اول یه غاره که توش چراغ نداره ف اول فنجانه که دوست استکانه ق اول قورباغه ست گاهی توی رودخانه ست ک اول کلاغه که لونه اش تو باغه گ اول گلابی یه میوه ی حسابی ل اول لک لکه لنگ درازش تکه م اول میمونه که حیوونی شیطونه ن اول نهنگه که حوض براش چه تنگه و اول وروجک یه آدمک کوچک ه اول هندونه که توش هزار تا دونه ی اول یخچاله که یخ تو اون زیاده! 🍃🍃🍃🍃💞💞💞🍃🍃🍃🍃 ❤️ @maadar_khoob
⚫️به جای کودکان احساس نکنیم! ⚫️به جای کودکان حرف نزنیم! 🔕نگوییم: 🔵سردته! بیا لباس تنت کنم. یخ کردی! 🔵بیا بخور گرسنته! 🔵بذار من برات درست کنم! 🔵بذار من بگم. تو یادت نیست! 🔲این رفتارها باعث می شود که ارتباط کودک با بدنش، احساساتش و در واقع با خودش قطع شود. ❤️ @maadar_khoob
💢 وقتی بچه ها در سنِ 16 یا 17 ماهگی رسیدند باید آنها را با بازیِ قایم موشک ( که این بازی درحقیقت، بزرگترین و مهمترین بازیِ انسانی است) آشنا کنیم. ♦️تا اینکه بچه در سنِ 18 ماهگی به یک ذهنیتی دست پیدا کند که بر اساسِ آن بتواند تصویری از مادرش (یا کسی که معمولا از او مراقبت میکند) داشته باشد تا زمانیکه او را نمیبیند آن تصویر در ذهنش ظاهر شودو به او آرامش و امنیت بدهد. 🔴کودک پیش خود میگوید یعنی حالا مادرِ من نیست اما مادرِ من هست و چون کودک در آن سن و سال،بینِ واقعیت و تصور و تخیل و ذهنیتش تفاوتی قائل نیست پس حضور و وجودِ مادر را همچنان در مغزش دارد و مغز و ضمیر و ذهنش بهم نمیریزد. بازی قایم موشک یکی از بازی های مهمی است که باید به کودک بیاموزید تا او را از ترس نبودنتان و اضطراب جدایی برهانید. ❤️ @maadar_khoob