⚫️تلنگر
🔴فرزند پروری
تصور کنید فرش خانه تان آتش گرفته و شما دو لیوان در دست دارید؛ اولی آب و دومی نفت، کدام لیوان را روی آتش خالی می کنید؟
داد زدن، تهدید کردن، تمسخر، توهین و تحقیر کردن، انتقاد کردن، کتک زدن، قهرکردن و محروم کردن کودک مانند لیوان نفت دردست شما باعث شعله ور شدن آتش خشم شما و فرزندتان خواهد شد ـ
اما همدلی، درک متقابل، احترام، عشق، گوش دادن، آموزش دادن امیدوار بودن، آرام بودن، مدیریت رفتار خود را داشتن همان لیوان آبی است که نه تنها آتش را خاموش می کند، که به شما توانایی حل مشکلات را خواهد داد ـ
فراموش نکنید شما قدرت انتخاب داریدـ لیوان آب را انتخاب می کنید یا لیوان نفت را ؟
❤️ @maadar_khoob
🍃در ایران پدرها و مادرها مقابل فرزندشون همدیگر را نوازش نمی کنند و در آغوش نمی کشند و اینکار رو مقابل کودک زشت می دانند.
🔳اما هنگام مشاجره رعایت فرزند را نمی کنند و مقابل او با هم مشاجره می کنند و فرزند چه بسا از داد و بیداد آنها به گریه می افتد
♦️در ایران کودکان از کجا مهرورزی بیاموزند؟
نوازش و مهرورزی در رسانه ها ممنوع است
در مدرسه ممنوع است.
در خانواده ممنوع است...
پس ذهن کودک در ایران بیشتر از مهرورزی ، خشونت را می آموزد ...
جان لنون چه زیبا گفته : در جهانی زندگی میکنیم که باید پنهانی عشق بازی کرد ، در حالی که در روز روشن خشونت را تمرین میکنند...
🗣 دکتر #هلاکویی
❤️ @maadar_khoob
🎯برای بچه هایی که تمرکز ندارند بازی هایی مثل "دارت" توصیه می شود.
🔹وقتی فرزندتان خشمگین می شود، یا عدم تمرکز دارد، میتوانید یک ظرف حباب درست کنید و به او بدهید.
لازمه حباب درست کردن، تمرکز بر تنفس است و تنفس آرام و شمرده، احساسات خروشان کودک را آرام میکند.
🐢یکی از بازی هایی که برای کودکانی که عدم تمرکز دارند و یا به اصطلاح بیش فعال هستند بازی راه رفتن لاکپشتی است. یک قدم مادر برمیداره بسمت کودک و یک قدم کودک به سمت مادر، تا به هم برسند، و کودک مجبور است تمرکز را تمرین کند و به آرامی بازی کند برای کودکانی که اختلال تمرکز و یا بیش فعالی دارند بازی تمرکز انجام دهید. یک نخ بلند در طول اتاق قرار دهید و به کودک بگویید روی آن راه برود.
❤️ @maadar_khoob
🚫مواظب « نه » های زیادی باشید !
🍃بعضی از کودکان یک « نه » صریح را جمله ای مستقیم علیه استقلالشان تلقی می کنند ، تعدادی جانشین های مفید هست که می توانند بدون مواجهه و برخورد ، قاطع باشند :
▪️اگر امکان دارد « بله » را جانشین « نه » کنید .
🔸می تونیم بریم بازی ؟
به جای « نه ، تو هنوز ناهار نخوردی » بگویید « بله ، البته کمی بعد از اینکه نهار خوردی »
برای فکر کردن کمی به خود وقت دهید .
🔸 می تونم خونه دوستم بخوابم ؟
به جای « نه ، تو هفته پیش اونجا بودی » بگویید « بذار در موردش فکر کنم.
❤️ @maadar_khoob
علت های بی ادبی و بد رفتاری در کودکان
◻️ نياز به توجه
◻️ تناقض در رفتار والدين
◻️ احساس تنهایی و طرد شدن
◻️ احساس غم و اضطراب
◻️ بالا بودن انتظار و توقع والدين بدون توجه به شرايط سنی و توانایی فرزندشان
◻️ فشار و سخت گيری والدين
◻️ تنبيه
◻️ رفتار ناعادلانه و غير منصفانه
◻️ مقایسه و تبعیض بین فرزندان
کودکان تشنه توجهاند...
اگر کودک توجه مثبت والدین و اطرافیان را نبیند؛ دست به جلب توجه منفی میزند
مثلا:
وقتی مشغول بازی با خواهرش است؛ اگر پدر و مادر به او توجه نکنند و تشویق نشود، برای جلب توجه منفی شروع به اذیت خواهرش میکند.
کودک وقتی هر شب مسواک میزند؛ اگر تشویق نشود، میگوید امشب مسواک نمیزنم.
پس والدین و مربیان باید با تشویقهای بجا، احتمال تکرار کار مثبت را بیشتر کنند.
مثل:
نوازش، بوسه، بغل کردن کودک
تشویق گفتاری : آفرین به پسرم که مسواک میزنه.
باریکلا که با خواهرت بازی میکنی.
جایزههای کوچک مثل لواشک، شکلات
پدر و مادر عزیز!
یادتون باشه...
خشم و عصبانیت یکی از اساسی ترین و جاری ترین احساس ها و ویژگی های فرزندان ماست.
در این خصوص باید با کودک صحبت و به او کمک کرد تا این احساس عصبانیت و خشم خود را بشناسد.
مثلا:
وقتی عصبانی است، نباید او را به اتاق خودش فرستاد.
بلکه باید به او گفت:"علی رضا جان! تو عصبانی هستی چون آن اسباب بازی ات راه نمی رود و یا با هم نمی توانیم پارک برویم. تو الان عصبانی هستی، می توانی چند ضربه با مشت به بالشت بزنی و یا چند دور، دور اتاق بگردی".
و بدین ترتیب او را با ویژگی های عصبانیت آشنا و انرژی خشم او را تخلیه می نمایید.
❤️ @maadar_khoob
عنوان: مارمولک پرنده
روزی روزگاری در یک حیاط كوچک كه دیوارهای آجری و یک درخت صنوبر زیبا داشت، یک مارمولک شیطون زندگی میكرد و همیشه تنها بود. شب كه میشد از خانهاش كه در زیر خاکها ساخته بود بیرون میآمد و گوشهای كمین میكرد و هر وقت پشهای یا سوسكی و یا حشرهای كه قصد گذر داشت را خیلی سریع شكار میكرد.
در آن حیاط كوچک یک پرنده آوازه خوان هم رفت و آمد میكرد و مارمولک كوچولو هم هر وقت كه آن پرنده را میدید آرزو میكرد كه ای كاش یک پرنده بود و میتوانست با بالهایش تمام آسمان را پرواز كند و هرجا كه دلش میخواهد برود، ولی با دیدن خودش در آب حوض تمام رویاهایش نابود میشد. تا اینكه یک روز از این روزها كه مارمولک در فكر فرو رفته بود و در گوشهای نشسته بود و به آسمان آبی نگاه میكرد و پرنده آوازه خوان هم متوجه مارمولک شده بود، به او گفت: مارمولک دوست داری من تو را به آسمان ببرم؟
مارمولک فكری كرد و گفت: مگه میتوانی؟
پرنده گفت: بله... تو میتوانی پشت من سوار شوی و با هم به آسمان برویم.
مارمولک كه خیلی خوشحال شده بود قبول كرد و پرنده روی زمین نشست و مارمولک هم خیلی آرام رفت روی پشت پرنده و با دو دستش گردن پرنده زیبا را گرفت و پرنده بالهایش را باز كرد و به هم زد و از روی زمین بلند شد و اوج گرفت و رفت به آسمان. مارمولک چشمانش را بسته بود . چون اولین بار بود، خیلی ترسیده بود ولی كم كم چشمهایش را باز كرد و دید در آسمان آبی در حال پرواز است.
مارمولک كه خیلی خوشحال شده بود فریاد زد و گفت: من شدم یك مارمولک پرنده... هورا...
ولی در همین موقع بود كه بادی وزید و مارمولک كه دستهایش را باز كرده بود، كنترلش را از دست داد و از روی پشت پرنده پرت شد و در زمین و آسمان معلق ماند و در نهایت به زمین سقوط كرد.
شلپی افتاد در دریاچه كوچكی كه در آن نزدیكی بود ولی خوشبختانه ماهی مهربانی كه در آن دریاچه زندگی میكرد به داد مارمولک رسید و مارمولک را در حال دست و پا زدن روی پشتش سوار كرد و به خشكی برد. مارمولک كوچولو نجات پیدا كرد و در آن موقع بود كه متوجه شد او باید همانجا كنار دیوار زندگیاش را بگذراند و آرزوهای بزرگتر نكند.
🍃🍃🍃🍃💞💞💞🍃🍃🍃🍃
❤️ @maadar_khoob