eitaa logo
ملجأ
122 دنبال‌کننده
221 عکس
78 ویدیو
3 فایل
. سلام ؛ بر حرف‌هایی که در قلب ماند وُ خواهد ماند . . . . - اگه کاری بود ؛ https://harfeto.timefriend.net/17642746359593 خودمونی تر: - @SmRzEi
مشاهده در ایتا
دانلود
اول امامزاده‌ی عالم خوش آمدی.💚
امسال سالی بود که خودمم حس کردم یه سر سوزن بزرگتر شدم
تولدمو به جهانیان تبریک میگم😂😔
امشب مارا حلال و دعا بفرمایید
همتی در ما بوجود آمد که زیبایی هایی که در این شب دیدیم را ادیت بزنیم ان شاءالله فیض ببریم
- میدانید، احتمالا این آخرین باری نیست که به سوی شما برگشته‌ام. این آخرین اظهار پشیمانی و ندامتم از گذشته نیست. من بسیار بد كرده‌ام و باز اگر قول بدهم كه ديگر بد نمی‌كنم، تضمينی برايش ندارم. خودتان که از آن بالا داريد نگاه ميكنید، ميبينيد ما عملا عاشق شما نيستیم. هر سال می‌آييم این چنين شب‌هایی، توبه ميكنیم و باز دوباره از اول ميرويم سر زندگی خودمان؛ باز هم دروغ و غيبت و نگاه بد و قضاوت و هزارتا چيز ديگر، همانطور که حتی هنوز هم. اما خب جای دیگر را هم که ندارم بروم، آخرش باز همینجا برمی‌گردم دوباره و دوباره. خودم از این تکرار خسته‌ام از این بازگشت نه، اما از آن رفتن و دور شدن هرباره‌ چرا. اما شما این راه بازگشت را به روی ما هیچ زمان نبستید. کاش این پای رفتنِ هرباره را هم ازمان می‌گرفتید شمایی که همیشه رحمتتان بر خشمتان پیشی می‌گیرد. @maalljaa
https://eitaa.com/basedontrue/8230 جالبیش اینجاست که تو کل زندگیم دفعه اولم بود تو این چالشا شرکت میکردم
آخرین شب قدر ماه مبارک است. شب بیست و سوم که بنا به روایات انگار که احتمال شب قدر بودنش از باقی بیشتر است‌. راستش در دو شب قدرِ گذشته هرچه بود را گفته‌ام و خواسته‌هایم را خواسته‌ام. نمی‌دانم که مرا بخشیده‌ای یا نه اما خودم می‌توانم خودم را ببخشم؟ آن هم نمیدانم. البته که شما آنقدر بخشنده هستید که چه بسا اصلا قبل از این‌ها، قبل از اینکه الغوث الغوث‌ها را بخوانم، قبل از اینکه انت المولا و ان العبد‌ها را بخوانم و اصلا قبل از اجرنا من النار‌ها مرا بخشیده بوده‌ای. چه بسا که همان شب اول که آمدم حتی‌. همه اینها بهانه‌ای بود تا باز صدایم را بشنوی، صدای منِ بی‌معرفت را که سال تا سال مگر چه بشود که سر و کله‌ام پیدا بشود درِ خانه‌تان. این دو شب قدر که گذشت هرچه بود را خواستم، هرچه که فکر می‌کردم برایم خوب است و هرچه که آسایش، خوشبختی و رستگاری خود را در آن می‌دیدم. اما آخر از همه‌ی آن چیزها انگار در کنار آنچه برایم اصل بوده، یک فرعی هم خواسته باشم، برای تعجیل در فرج هم دعا کرده‌ام. راستش ما هنوز درست این را نفهمیده‌ایم که اشتراک همه‌ی چیزهای خوب در همان یک چیز است. هنوز معنی دقیق کلمه‌ی "فرج" -گشایش- را به درستی درک نکرده‌ایم. نفهمیده‌ایم که اگر زندگی آسوده می‌خواهیم، اگر کار و بار خوب و ثروت می‌خواهیم، اگر سلامت دین و دنیا می‌خواهیم، اگر جهانی بهتر می‌خواهیم که در آن کودکان بی‌گناه کشته نشوند و خون مظلوم این‌قدر ارزان به زمین نریزد و آب از آب تکان نخورد. همه‌ی همه‌ی اینها و بیش از این‌ها جمع شده است در آمدن آخرین منجی‌ات، آخرین مرد جهان. امشب دیگر می‌خواهم همه خواسته‌های دیگرم را کنار بگذارم و "همه چیز" را بخواهم. همه‌ی نجات را، همه‌ی سعادت را و همه‌ی خوشبختی را. من آدم خوبی نبودم نه برای شما و نه برای او که می‌آید اما شما به خوبیِ آدم‌های خوبت، به دعای دسته‌جمعی بندگانت و به الغوث‌های مظلومان جهان بیا و فرج صاحب‌مان را همین امشب جلو بی‌انداز. امشب مقدرات یکساله‌ تحکیم می‌شود دیگر مگر نه؟ هر چند ما نمی‌فهمیم اما همه‌ی چیزی که میخواهیم آمدن اوست. امشب فقط و فقط آمدن او را میخواهیم. او که آمدنش اجماع همه‌ی خوبی‌ها و نجات‌هاست. @maalljaa
هدایت شده از Daily addition
سلام بنده فشاری شدم از دوگانگی آدما از کسایی که سر هیچی واقعا هیچی همینطوری یهویی رنگ عوض میکنن طرف با دوست پسرش چه غلطایی که نکرده بعد تو ی جمعی که نمیشناسنش چنان فاز علامه برداشته که برگی برای مخاطبای شناسش نمونده هنوز چتایی که تا سه و چار صبح براش وقت گذاشتی و زار زدنش و از رازای مگوش حرف زدناشو گوش دادی هست بعد یه پیام که میدی زود سین بزنه سه روز طول میکشه همون آدمی که رکیک ترین فحشارو تو عامیانه ترین مکالمش نسار مخاطب می‌کرد الان جوری لفظ قلم حرف میزنه شک میکنی به خودتو حافظت دم از بیماری خطرناکه نادر میزده و یه مجلس روضه ایی واسه خودش به پا میکرده و الان به طور معجزه واری از این رو به اون رو شده به عنوان کسی که یه دوره بیماری سختو گذرونده وقتی داره برات قصه سر هم میکنه میفهمی داره چرت میگه ولی به روش نمیاری بعد میبینی این قصه تعریف کردناش تا پیوی فلان پسرو فلان شخصی که میومده پیش تو ازش بد می‌گفته سرایت کرده یکی دوباریم که چند نفر این حجم از دورویی و تناقضو درک نکردن چارتا فحش آبدار بهش دادن ویس بغض و گریشو می‌فرسته برای همون پسرایی که میومد بهت میگفت چه داستانایی باهم داشتن که چی؟ که ترحم گدایی کنه کسی که خیلی زود فهمیدیم حتی اسمشم بهمون دروغ گفته بعد که یکی رو پیدا میکنه که یه سر سوزن شبیه شخصیت خودشو داره سریع مچشو میگیره و فاز پلیس بر میداره که بیا و ببین فقط منم عیب دارم منم کامل نیستم منم خیلی جاها واسه خدای خودم بنده خوبی نبودم ولی دروغ حد داره یه سری دروغا توهین به شعور مخاطبه توهین از این بالاتر که بگی تو فرق داستان سرایی های بچگانه‌ی منو با یه مشت جفنگیات تشخیص نمیدی و باورشون میکنی؟ توهین از این بالاتر که یه برچسب "عجب گاویه" رو پیشونیت بچسبونه و بهت بخنده؟ تو یه شخصیتی داری اگه خوبه چرا تظاهر میکنی یه شکل دیگه ایی اگه بده چرا یکی که شبیه خودته رو خاکشیر میکنی ولی به خودت نقدی وارد نیست؟ منه داغون مسلمونه پلاستیکیم اگه ترش بازی درآوردم یا علنیش نکردم یا اگه یه جایی درز کرد تظاهر نکردم دروغو جفنگیات بهم نبافتم آقا ته تهش خودم بودم حالا چنلت nتا ممبر داره دلیل میشه انقدرررررر ادا بیای؟ درو باشی؟ چلو مرغتو ظهر بخوری و یه پست بزاری با مفهوم اینکه سه روزه آب از گلوت پایین نرفته تا یکو دوی ظهر خواب باشی بعد شب که از فرط زیاد خوابیدن بدنت ارور داد نسبت به تخت و تشک بیای نصف شب هشتگ شب زنده دار بزنی یا بگو بخندو مهمونیت به راه باشه و بعد با یه پست جنجالی حمله کنی به بی شرفایی که هنوز از غم فلسطین نمردنو نفس میکشن و بایه هشتگ ای منکه دیگه نفسم بالا نمیاد شما چجوری اکسیژن مصرف میکنین کارو جمع کنی و وقتی خوب ویو گرفتی از قضا یه نفس عمیق راحت بکشی کی گفته اینا باکلاس بازیه؟ کی گفته اینجوری پسند تره؟ هر فازی ترند شد خوبه؟ بابا آدم باش سخته برای منم سخته ولی یه ذره سعیتو بکن یکم از دنیای توهمات و اینا بیا بیرون بخدا تو خودت انقدر قشنگ هستی که نیاز به این خزعبلات نباشه یکم سعی کن شبیه چیزی باشی که نشون میدی بخدا
کتاب عشق دربرابر عشق، نثر نسبتا جذاب، تم تصویری زیبا و پسری که کل کتاب داشت برای یک دختر نال میزد نفهمیدم بهم رسیدن یا نه😑
در اصل دختری که داشت برای داشتنش خودشو میکشت عشق ¹ و عشقی که توی داستان از اهل بیت توی دلش میوفته عشق² که در برابر هم قرار گرفتن (اشاره به اسم کتاب) و نهایتا داره میگه همیشه عشق² به عشق¹ میچربه و بعله... بهم نرسیدن!
بنده غصه دارم دانشگاه شروع شد و من خیلی غصه دارم