eitaa logo
موسسه معنا
1.5هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
129 ویدیو
77 فایل
معنا | مطالعات بنیادین و فلسفی علم پژوهش در قلمرو علوم انسانی و علوم پایه 🔹 فلسفه و تاریخ علم؛ از ریشه‌های اندیشه تا تحولات امروز 🔹 منابع، آثار و چهره‌های علمی 🔹 رویدادها و اخبار اثرگذار علمی https://manainstitute.ir🌐 📞 ادمین: @vahidshahab
مشاهده در ایتا
دانلود
✅ استقراگرایی و تاریخ علم 🔘 بخش دوم 🔵 نکته ای که درباره این نظریه‌ها وجود دارد، این است که مهندسان هر روز این نظریه ها را در موارد عملی متعددی به کار می برند و گرچه می دانیم که آنها تا حد معینی دقت دارند و نیز می دانیم که گاه در مواردی خاص پاسخ هایی کاملاً نادرست می دهند، باز هم غیرقابل تصور است که آنها را علم بد به حساب آوریم. با این حال، مهم است به این نکته توجه داشته باشیم که این نگرش از سالها تجربه به کارگیری این نظریه ها حاصل شده است. در اینجا ادعا نمی کنم که باید تعهدی پیشین به معقولیت شیوه عمل هر یک از علوم فعلی یا به صحت همه نظریه های علمی داشته باشیم. 🔵 تنها با وقوف بعد از وقوع و امکان بررسی رشد مکانیک و الکترودینامیک در طول قرن هاست که میتوان اطمینان یافت که این نظریه ها، همچون اصول بنیادین نورشناسی و ترمودینامیک، تعمیم هایی قابل اعتماد درباره نحوه رفتار معمول اشیاء هستند. مقصودم از آنچه در این بخش گفته ام، نیز بیان این امر نیست که باید به صدق تحت اللفظی آنچه این نظریه ها درباره علل و تبیین تعمیم های مذکور می گویند، باور داشته باشیم، و همچنین مقصودم این نیست که باید فکر کنیم که پیش بینی های برآمده از چنین نظریه‌های از اصلاح در آینده مصون اند. 🔵 با در نظر گرفتن این نکات، روشن است که _ همانند سایر حوزه های فلسفه _ لازم است که به تعادلی فکری میان باورهای پیشافلسفی مان و نتایج تحقیق فلسفی مان برسیم. به تمثیل زیر توجه کنید: در فلسفه اخلاق، در پی بررسی پرسش هایی در خصوص ماهیت خیر و اصولی کلی هستیم که راهنمای عمل ما در تلاش برای حل مسائل اخلاقی مناقشه آمیزی مانند سقط جنین و کشتن از روی ترحم باشند. با این حال، فلاسفه اخلاق هر نظریه اخلاقی ای را که مستلزم این امر باشد که شکنجه انسان ها برای تفریح اخلاقا پذیرفتنی است، رد می کنند، هر اندازه هم استدلال های حامی این ادعا قابل قبول به نظر آیند. در فلسفه اخلاق در پی تبیین های از خیر هستیم که با بخش اعظم باورهای بنیادین اخلاقی ما در تضاد نباشد، گرچه مجاز می دانیم که این تبیین ها ما را وامی دارند تا برخی از دیدگاه های اخلاقی فرعی تر خود را بازبینی کنیم. 🔵 در فلسفه علم نیز مسئله از همین قرار است. تبیین های را درباره روش علمی که مستلزم آن باشند که دانشمندانی که معمولا آنها را مطرح کننده بهترین نظریه های علمی موجود می دانیم، به خطا رفته اند، مردود خواهند بود. اما مجاز می دانیم که تبیینی درباره روش علمی برخی اصلاحات را در شیوه عمل علمی در حوزه هایی خاص اقتضا کند. می توانیم نتیجه بگیریم که عمده علم فعلی به نحو بدی شکل گرفته است یا حتی می توانیم نتیجه بگیریم که عمده دانشمندان، دانشمندان بدی بوده اند، اما نباید به این نتیجه برسیم که بهترین علوم فعلی ما علوم بدی هستند. 🔵 بنابراین لازم است که فلسفه علم از کارهای دقیقی در تاریخ علم بهره گیرد و تنها به اظهارات خود دانشمندان درباره نحوه پیشرفت کارشان اکتفا نکند. در واقع، بخش های زیادی از تاریخ علم، مانند تاریخ اکتشافات گالیله و نیوتن و کشف واکسیناسیون توسط ادوارد جنر از منظری استقراگرایانه نوشته شده اند. چنان که مشهور است نیوتن مدعی آن بود که فرضیه پردازی نکرده، بلکه قوانین خود را درباره پدیده ها به نحوی استقرائی استنتاج کرده است. بررسی احتمالی نحوه شکل گیری نظریه نیوتن در تشخیص این امر که این نظریه با الگوی استقراگرایانه انطباق دارد یا خیر آموزنده است. 📚منبع: کتاب فلسفه علم، اثر جیمز لیدیمن _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
1668487247-10364-28-2.pdf
حجم: 285.7K
✅ معرفی مقاله: آموزش خداباورانه علم در ساحت نگرش: راه حلی برای مسئله تحقق پذیری نظریه های علم دینی در حوزه علوم طبیعی 🔵 هدف از پژوهش حاضر بررسی مسئله تحقق پذیری علم دینی در حوزه علوم طبیعی است. در این راستا نخست ضمن تحلیلی بر مسئله تحقق پذیری علم دینی به طورکلی، به بررسی تحقق پذیری آن در یکی از زمینه های خاص، یعنی آموزش علوم طبیعی (شامل فیزیک، شیمی، زیست شناسی و زمین شناسی) پرداخته شده است. سپس به مثابه یکی از راه حل های مسئله در حوزه آموزش علوم طبیعی، پیشنهاد (فرضیه) نگارنده با عنوان «آموزش خداباورانه علم در ساحت نگرش» بررسی شده است. 🔵 این راه حل پیشنهادی به روشی تحلیلی از یک منظر، سازگاری و هم خوانی آن با نظریه های علم دینی انتخابی (نظریه گلشنی و جوادی آملی) بررسی شده و از منظری دیگر، به مثابه یک برساخته آموزشی، بررسی سازگاری و انسجام درونی آن را صورت داده است. براساس یافته های این پژوهش، در مقام تحقق پذیری نظریه های علم دینی در آموزش علوم طبیعی، باید بر «تعلیم و تربیت دینی با محوریت پرورش نگرش خداباورانه» تأکید کرد. 🔵 این امر از استلزامات نظریه های علم دینی در آموزش علوم طبیعی است. از سوی دیگر معیار سازگاری و انسجام درونی برساخته، با «پرورش نگرش خداباورانه در آموزش علوم» نامتعارض نیست که اجتماع سازگار این دو، در «آموزش خداباورانه علم در ساحت نگرش» خود را نشان می دهد. ✍️ نویسنده: سید هدایت سجادی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ ملاصدرا، عظمت در فلسفه نظری، سکوت در فلسفه عملی 🔵 اندیشه سیاسی در آثار این فیلسوف بزرگ، برخلاف تصور رایج، از گستره، عمق و ابتکار لازم برخوردار نیست و آنچه در این زمینه باقی مانده، عمدتاً خلاصه‌ای از سخنان پیشینیانی مانند ابن‌ سینا و فارابی است. 🔵 احسان تاجیک در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا به‌مناسبت اول خرداد، سالروز بزرگداشت ملاصدرا، با تفکیک دو ساحت «فلسفه نظری» و «فلسفه عملی» در اندیشه صدرای شیرازی، سخن خود را با تأکید بر این نکته آغاز کرد که عظمت یک فیلسوف در یک حوزه به معنی برخورداری او از نظریه‌های بدیع در حوزه‌های دیگر نیست. وی با اشاره به تمرکز اصلی ملاصدرا بر اثبات عقلی «معاد جسمانی» و تدوین نظام «حکمت متعالیه» گفت: تمام دغدغه صدرالمتألهین معطوف به تبیین نحوه هستی، سفرهای چهارگانه عقل و سرانجام انسان به سوی خالق بود. در این مسیر، مسئله «سیاست» و «نظام معاش» انسان‌ها در حاشیه قرار گرفت. 🔵 او افزود: اگر آثار ملاصدرا از جمله «اسفار اربعه»، «شواهد الربوبیه» و «مبدأ و معاد» را مرور کنیم، به ندرت بحث مستقیم و مفصل درباره سیاست می‌یابیم. آنچه هست، عمدتاً در بخش‌های پایانی «مبدأ و معاد» خلاصه می‌شود. از این منظر نه می‌توان ملاصدرا را یک فیلسوف سیاسی به معنای تخصصی کلمه دانست و نه می‌توان از دستگاه حکمت متعالیه یک نظریه سیاسی نوین استخراج کرد. 🔵 تأسی از ابن‌ سینا و فارابی؛ پرسشی درباره ابتکار صدرا: آنچه ملاصدرا درباره اقسام مدینه، صفات رئیس مدینه و نسبت شریعت با سیاست آورده است، ساختاری آشنا برای آشنایان با فلسفه اسلامی دارد. او در این بخش، آشکارا از دو منبع اصلی بهره گرفته است؛ نخست، بخش پایانی کتاب «الهیات شفا» اثر ابن‌ سینا که خود متأثر از تفسیر نوافلاطونی «جمهور» افلاطون و دوم، آثار فارابی به‌ویژه «آراء اهل مدینه فاضله» و «الفصول المدنی» است. 🔶 برای مطالعه کامل مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید 👇👇 لینک مطلب _ــ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
علم ماوراء(بی)طبیعت 🔘 بخش اول 🔵 آرمان تفکیک الهیات و طبیعیات و مطالعه هریک بدون دیگری، به مثابه پروژه ای برای حفظ یک علم-حتی با مخدوش شدن علم دیگر- مدت هاست در دستور کار فیلسوفان و متالهان واقع شده است. نگارش دقیق یک دوره فلسفه بدون استفاده از حتی یک گزاره از طبیعیات عرصه ماجراجویی شگفت آوری است که مدت هاست ذهن فیلسوفان را به خود مشغول ساخته است. آموزش فلسفه معمولا با بیان انقسام حکمت به نظری و عملی و سپس شاخه های حکمت نظری و در پایان عبور از ریاضیات و طبیعیات به عرشه الهیات انجام می گیرد. کارکرد تقسیمی که روزگاری برای بیان انسجام هستی شناسی با سایر علوم ارائه می شد، امروزه به ضد خود بدل شده و ثمره آن امکان تحقیق در یکی بدون سایرین است. بررسی این امکان و تامل در سیر تاریخی این رخداد خود به عنوان یک پژوهش عمیق و اصیل فلسفی باید مورد توجه فیلسوفان واقع شود. حتی اگر بتوان پیراسته از مقدمات مشکوک دانش تجربی، تدوین یک نظام فلسفی متقن را به انجام رسانید، آیا می توان پذیرفت که علم تجربی می تواند به نحوی در راستای بارور سازی یا حداقل بسط یک دستگاه فلسفی متقن به کار گرفته شود؟ دشواری این مسئله چند وجهی بودن آن است. نخست باید دید آیا اساسا اندیشه فلسفی بدون طبیعیات قابل شکل گیری است یا خیر؟ آیا در طول تاریخ فلسفه اسلامی، فلسفه بدون طبیعیات محقق شده یا الزاما در مطالعه فلسفه اسلامی نیازمند درک عمیق طبیعیات هستیم؟ آیا ممکن است تاریخچه یک معمای فلسفی به یک مسئله طبیعیاتی منتهی شود؟ این بررسی نه تنها مبیّن روابط پیچیده مسائل علوم عقلی با یکدیگر است، می تواند به دستیابی به سیر مطالعاتی علوم عقلی به خصوص فلسفه اسلامی منتهی شود. چرا که با کشف روابط درون سازه علوم عقلی شیوه صحیح مواجهه و درک آن ظاهر می شود. ◀️ ادامه دارد ✍️ حجة الاسلام والمسلمین محمد فخرروحانی (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ ویلیام کریگ: خداباوری و جهان شناخت فیزیکی 🔘 خاستگاه مهبانگی جهان( بخش سوم ) 🔵 به هر تقدیر معلوم شده است که الگوهای نوسانی خلأ، با جهان‌شناسی مشاهداتی ناسازگاراند. بر طبق چنین سناریو هایی به هیچ وجه نمی توان دقیقا معلوم کرد که کی و کجا نوسانی در خلأ اولیه رخ خواهد داد که تبدیل به یک جهان خواهد شد. در هر فاصله زمانی متناهی احتمال مثبت آن هست که چنین نوسانی در نقطه ای از مکان رخ بدهد. لازمه اش این است که با فرض زمان گذشته نامتناهی، در هر نقطه ای در خلأ جهان هایی پا به عرصه وجود خواهند نهاد و به موازات گشایش و گسترش شان، با هم تصادم خواهند یافت. ولی وقوع چنین چیزی را در طبیعت مشاهده نمی کنیم. در اینجا تنها راه برای دفع مشکل آن است که فرض کنیم فضایی از جنس خلأ که در پس زمینه قرار دارد، خود در حال گشایش و گسترش است ولی در این صورت ناگزیر باید آغازی (یا منشأیی)برای خود این جهان وسیع تر فرض کنیم، و درست به جایی که از آن آغاز کردیم، باز خواهیم گشت. 🔵 بیشتر جهان شناسان معتقدند که برای رسیدن به یک نظریه نهایی درباره منشأ عالم باید برای نظریه کوانتومی درباره گرانش که تا به حال کشف نشده است، منتظر ماند. الگوی گرانش کوانتومی که در سال های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است، الگویی است که استفان هاوکینگ آن را با تقریب های مختلف پیشنهاد کرده است. هاوکینگ از طریق در میان آوردن اعداد موهومی برای آن متغیر زمانی در معادله اش که به توصیف نوسان های موجی جهان می پردازد، الگویی را طراحی می‌کند که برحسب آن، پیش از ده به توان منفی ۴۳ ثانیه، زمان موهومی می‌شود، به طوریکه تکینی به پایان رسیده است. در این ناحیه اولیه، زمان _ مکان، به لحاظ هندسی همتای چهار بعدی سطح دو بعدی یک کره است. در یک کره هر نقطه‌ای را که نقطه آغازین، مانند قطب شمال، فرض کنیم به واقع فقط همانند هر نقطه دیگری در سطح یک کره است. به ویژه، این نقطه لبه یا حد آن سطح محسوب نمی شود. بنابراین، بر طبق الگوی هاوکینگ، گذشته، متناهی ولی بی حد است. به علاوه، از آنجا که زمان موهومی از مکان قابل تشخیص نیست، نمی توان نقطه ای بر روی این سطح کره مانند را واقعاً مقدم بر نقطه دیگری در همان سطح دانست. هاوکینگ معتقد است که اگر جهان به همان صورت است که او توصیف می کند، بنابراین نیازی به آفریدگار ندارد. 🔵 اما صرف نظر از مشکلات علمی ای که پیرامون الگوی هاوکینگ موجود است، بدیهی است که او برای توصیه نظریه اش به منزله تبیین واقع گرایانه ای از منشأ جهان، با مشکلات فلسفی جدی روبرو است.برای مثال، بدیهی است که استفاده چشم بسته وی از به اصطلاح زمان موهومی خالی از اشکال نیست. اولا به عهده هاوکینگ است که تبیین کند کدام واقعیت فیزیکی در ازای مفهوم ریاضی زمان موهومی قرار دارد. ماهیت یک فاصله زمانی موهومی روشن تر از مثلاً ماهیت حجم موهومی یک لیوان یا فضای موهومی یک زمین نیست. ثانیاً استفاده از اعداد موهومی برای متغیر زمانی، زمان را به یک بعد مکانی تبدیل می‌کند، که این نیز به لحاظ مابعدالطبیعی محل اشکال است. 📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرت‌ام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی) _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
دوره «کاربرد علوم اعصاب شناختی در علوم انسانی» 🔹 شیوه اجرا: حضوری و مجازی زمان برگزاری: شروع از ۱۷ خرداد ماه ۱۴۰۵ مکان برگزاری: آزمایشگاه علوم شناختی پردیس مرکزی دانشگاه علامه طباطبائی 🔹 آشنایی با دوره: 🔗 https://cnhcourse1405.atu.ac.ir ثبت‌نام و پاسخگویی به سؤالات: @ATU_BC _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ معرفی مقاله: مروری بر فلسفه زیست‌شناسی 🔵 ارتباط تکامل و فلسفه به قدمت خود نظریه تکامل است. مقاله حاضر علاوه بر اشاراتی به تعامل میان فلسفه و تکامل به ارتباط میان فلسفه با سایر بخش‌های زیست‌شناسی از جمله ژنتیک و اکولوژی می‌پردازد. 🔵 هیچ نظریه‌ای در تاریخ علم به اندازه نظریه تکامل با تمامی جنبه‌های جامعه تعامل نداشته است بنابراین فلسفه به عنوان فعالیتی که به تفکر درباره تمامی جنبه‌های جهان می‌پردازد از این نظریه غافل نمانده است. 🔵 ارتباط زیست‌شناسی و فلسفه، ارتباطی دو سویه بوده است. از یک سو، فلسفه به ساختار زیست‌شناسی، ایضاح مفاهیم آن و مشخص کردن پیش‌فرض‌های متافیزیکی و غیرتجربی آن می‌پردازد و از سوی دیگر زیست‌شناسی و خصوصاً نظریه بنیادین آن یعنی نظریه تکامل باعث ایجاد نحله‌های فکری جدیدی در فلسفه شده است و پرسش‌های فراوانی برای فلاسفه خصوصاً فیلسوفان اخلاق، علم، دین، علوم اجتماعی و معرفت‌شناسان ایجاد کرده است. ✍️ نویسنده: هادی صمدی لینک مقاله _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ استقراگرایی و تاریخ علم 🔘 بخش سوم 🔵 نیوتن در کتاب مشهور خود، اصول ریاضی فلسفه طبیعی، سه قانون حرکت و قانون گرانش عمومی خود را مطرح کرد و آنها را برای تبیین قوانین کپلر درباره حرکت سیارات، پدیده جزر و مد، مسیر پرتابه ها( نظیر گلوله توپ) که از سطح زمین پرتاب می شوند و پدیده های متعدد دیگر به کار گرفت. قانون گرانش می گوید که همه اجرام یکدیگر را با نیرویی جذب می کنند و این نیرو با حاصل ضرب جرم آنها متناسب است و با مجذور فاصله میان آنها نسبت معکوس دارد. 🔵 نیوتن میان خود قانون و تبیین علت قانون تمایز می گذارد و ادعا می‌کند که قانون وی از داده ها استنتاج شده است. همچنین، از آنجا که چنین استنتاجی به تبیینی در این خصوص که چه چیزی علت نیروی گرانش است، منجر نمی‌شود، وی داوری را در این باره که علت نیروی گرانش چیست، به حال تعلیق باقی می گذارد. در واقع، نیوتن می گوید که فرضیه ها_ که مقصودش از آنها عباراتی است که از مشاهدات استنتاج نشده باشند_ در فلسفه تجربی جایی ندارند و صرفاً گمان پردازی اند. 🔵 یکی از اشکالات مهم تقریر نیوتن از کشفیاتش را پی یر دوئم، مورخ و فیلسوف علم مطرح ساخته است. او می گوید که براساس قوانین کپلر، سیاره ها در بیضی های کاملی به گرد خورشید حرکت می کنند،اما از آنجا که طبق قانون گرانش نیوتن، هر سیاره نیرویی گرانشی به همه سیارات دیگر و خود خورشید وارد می کند، پیش بینی مبتنی بر قانون گرانش این است که مسیر سیاره ها هرگز بیضی های کاملی نخواهد بود. بنابراین بعید است که نیوتن توانسته باشد قوانین خود را مستقیماً از قوانین کپلر استنتاج کند، در حالیکه این دو دسته قانون در واقع با یکدیگر ناسازگارند. حال قانون اول نیوتن را در نظر بگیرید که می گوید هر جسمی، در صورتی که نیرویی خارجی بر آن وارد نشود، به حرکت خود ادامه خواهد داد یا ساکن باقی خواهد ماند. ما هرگز نتوانسته ایم جسمی را مشاهده کنیم که تحت تأثیر نیرویی خارجی نبوده باشد، بنابراین، این قانون هم نمی توانسته مستقیما از اطلاعات مشاهداتی استنتاج شده باشد. 🔵 علاوه بر این، نیوتن مفاهیم نظری جدیدی را در اثر خود معرفی می‌کند. به طور مشخص، مفاهیم جرم و نیرو هر دو اصول دقیق و کمی شده اند و نقش اصلی را در قانون گرانش بر عهده دارند. در حالیکه، قوانین کپلر موقعیت ها، فاصله ها، مساحت ها، بازه های زمانی و سرعت ها را به یکدیگر مرتبط می سازد و اشاره ای به نیروها و جرم ها نمی کند. چگونه ممکن است قانونی که در قالب این مفاهیم نظری بیان شده از داده هایی استنتاج شده باشد که به کلی عاری از این مفاهیم بوده اند؟ 📚منبع: کتاب فلسفه علم، اثر جیمز لیدیمن _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ سلسله یادداشت‌های معادلات پنهان نبرد؛ بررسی سنن الهی در جنگ امروز 🔘 معادلات پنهان نبرد (۸) | چرخش قدرت، جاذبه‌ی مرگ و تضمین نهایی؛ هندسه وعده‌های الهی 🔵 هنگامی که غبار جنگ غلیظ می‌شود و ماشین جنگیِ باطل با تمام توانِ مادی خود به میدان می‌آید، چشم‌های ظاهربین تنها ویرانی و تسلطِ ظالمان را می‌بینند. اما در دستگاه محاسباتیِ قرآن، تاریخ نه یک خطِ ممتد از پیروزی‌های مادی برای زورگویان است، و نه پایانی مبهم دارد. هستی بر پایه قوانینی استوار است که «چرخشِ قدرت»، «سرانجامِ حیات» و «تضمینِ پیروزیِ نهایی حق» را مهندسی می‌کنند. این مهندسیِ دقیق، بر سه سنتِ بنیادین استوار است: 🔷 ۱. سنت تداولِ روزگار؛ دست‌به‌دست شدنِ جامِ قدرت: یکی از پرتکرارترین سوالات در میانه نبردهای نابرابر این است: «چرا باطل در مقاطعی دستِ برتر را پیدا می‌کند؟» پاسخ در «سنت تداول روزگار بین اُمم» نهفته است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:و ما این روزها [ی پیروزی و شکست] را در میان مردم می‌گردانیم). بر اساس این سنت، قدرت، حکومت و کامیابیِ مادی، همواره در انحصار یک گروه باقی نمی‌ماند و در گردش است. اما این چرخشِ ظاهراً تلخِ روزگار، کاملاً هدفمند و در خدمت «سنت ابتلاء» است. خداوند مصالحِ عظیمی را در این گردشِ قدرت قرار داده است: 🔶 عریانسازی حقیقتِ انسان‌ها: تا مؤمنانِ واقعی از مدعیان دروغین متمایز شوند. 🔶 اتخاذ شهداء: تا گواهان و الگوهایی بی‌بدیل از دلِ سختی‌ها برای تاریخ گلچین شوند. 🔶 تمحیص و مَحق: تا جبهه حق در کوره این سختی‌ها از ناخالصی‌ها پاک شود (تمحیص) و همزمان، جبهه کفر با طغیانِ بیشتر در زمانِ قدرتش، به سمت نابودی و فروریزیِ درونی (محق) حرکت کند. بنابراین، تفوقِ مقطعیِ دشمن در میدان، نشانه‌ی حقانیت او نیست، بلکه مرحله‌ای از پُر شدنِ پیمانه‌ی او برای سقوطِ است. 🔷 ۲. سنت موت و قیامت؛ جاذبه‌ی گریزناپذیرِ حقیقت: هر اندازه که باطل در دورانِ «تداولِ قدرت» طغیان کند، در نهایت با صخره‌ای سخت و غیرقابل عبور به نام «سنت موت و قیامت» برخورد خواهد کرد. هیچ قدرتی، هرچند مجهز به پیشرفته‌ترین سپرهای دفاعی، نمی‌تواند از مدارِ مرگ خارج شود. اما مرگ در این نگاه، پایانِ راه نیست، بلکه آغازِ «ظهورِ بواطن» است. عالم هستی به سمت یک دادگاهِ بزرگ (قیامت) در حرکت است؛ جایی که نقاب‌ها کنار می‌رود و حقیقتِ هر عمل عیان می‌شود. علامه طباطبایی (ره) در تفسیرِ آیه «إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا» تعبیر بسیار شگرفی دارند. ایشان می‌فرمایند کلمه «حَق» به معنای چیزی است که واقعیت و ریشه دارد. خلقتِ الهی به گونه‌ای مهندسی شده که جز با بازگشتِ موجودات به سوی او کامل نمی‌شود. علامه این حرکت را به «سقوطِ یک سنگ از آسمان به سمت زمین» تشبیه می‌کنند. همان‌طور که حرکتِ سنگ، وعده‌ی قطعیِ برخورد با زمین را در درونِ خود دارد، حرکتِ ظالمان و مستکبران نیز با شتابِ گرانشیِ عجیبی به سمت برخورد با قهرِ الهی و حسابرسیِ قیامت در پیش است. این یک قانونِ فیزیکی در بُعد معناست؛ باطل در حالِ سقوط آزاد است. 🔷 ۳. سنتِ حاکم؛ عمل به وعده الهی: اگر بپرسیم چه چیزی تغییرناپذیریِ «سنت تداول» و «سنت موت و قیامت» را تضمین می‌کند، به چترِ گسترده‌ی تمامِ قوانینِ هستی می‌رسیم: «سنت عمل به وعده الهی». تمامِ سنت‌هایی که تاکنون در این سلسله یادداشت‌ها برشمردیم، از سنتِ پیروزیِ حق گرفته تا سنتِ هلاکتِ ظالمان، همگی ذیلِ یک قاعده‌ی کُلی‌تر تعریف می‌شوند. خداوند وعده داده است و چون اراده و قدرتِ او نامتناهی است، تخلف از این وعده محال است. هنگامی که خداوند می‌فرماید: «وَعْداً عَلَيْنا إِنَّا كُنَّا فاعِلِينَ»(انبیا،104)، در واقع اعلام می‌دارد که ساختارِ عالم بر پایه احتمالات، شانس یا حتی جبرِ کورِ ماشینِ جنگیِ قدرت‌ها اداره نمی‌شود؛ بلکه عالم بر مدارِ «وفای به عهدِ خالق» می‌چرخد. خداوند اجرای عدالت و وراثتِ زمین برای مستضعفین را بر خود واجب کرده است. 🔵 جمع‌بندی؛ آرامش در طوفان: نگاهِ جامع به این سه سنت، استراتژیِ جبهه مقاومت را از «واکنش‌های هیجانی» به «صبرِ فعال و راهبردی» ارتقا می‌دهد. رزمنده‌ی جبهه حق می‌داند که اگر امروز ضربه‌ای می‌خورد، در مرحله‌ی «تداولِ روزگار» و در حالِ خالص شدن (تمحیص) است. او می‌داند که دشمنِ تا بن دندان مسلح، همچون سنگی در حالِ سقوط، اسیرِ جاذبه‌ی «مرگ و قیامت» است و در نهایت، تمامِ این صحنه بر اساس «وعده‌ی تخلف‌ناپذیرِ الهی» به نفعِ جریانِ توحید رقم خواهد خورد.این همان مهندسیِ پنهانی است که قلب‌ها را در میانِ آتش و خون، آرام و مطمئن نگه می‌دارد. ✍️ دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) 👈 یادداشت قبلی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
گستره علم دینی 🔵 گروه علمی فلسفه علوم انسانی، جلسه ۱۳۷ 🎤دکتر مهدی مشکی 🗓دوشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۱۱؛ ساعت ۱۸ 🖇حضوری و مجازی 🏢 قم، خیابان ۱۹ دی، کوچه ۱۰،فرعی اول سمت چپ، اتاق جلسات مجمع عالی حکمت اسلامی 💻 لینک حضور در جلسه https://vc2.hekmateislami.com/rooms _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
1437239254689324802_2089471561238740.pdf
حجم: 332K
✅ معرفی مقاله: تربیت انسان در پرتو انسان شناسی صدرایی 🔵 انسان، موجودی در حال شدن است.از نگاه ملاصدرا، انسان فقط یک جسم یا مجموعه‌ای از رفتارها نیست؛ او موجودی است که ظرفیت رسیدن از پایین‌ترین مراتب وجود تا عالی‌ترین درجات رشد و کمال را دارد. 🔵 هر انسانی دارای کرامت ذاتی، استعدادهای نهفته و توانایی رشد نامحدود است؛ اما این ظرفیت‌ها خودبه‌خود شکوفا نمی‌شوند. دانش، بینش، اخلاق و رفتار ما به تدریج شخصیت و هویت واقعی ما را می‌سازند. 🔵 در این نگاه: تربیت فقط آموزش مهارت نیست. رشد فقط موفقیت مالی یا شغلی نیست. انسان هر روز در حال ساختن نسخه جدیدی از خود است. 🔵 بنابراین مهم‌ترین وظیفه هر فرد، شناخت خود، شکوفا کردن استعدادهای درونی و حرکت آگاهانه به سمت بهترین نسخه خویش است. «انسان همان چیزی می‌شود که پیوسته می‌اندیشد، باور می‌کند و انجام می‌دهد.» ✍️ نویسنده: ناصر مومنی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
biag016.pdf
حجم: 870.8K
✅ معرفی مقاله: زیست‌شناسی به فلسفه نیاز دارد، اما چه فلسفه‌ای؟ 🔵 فلسفه زیست‌شناسی این پتانسیل را دارد که با بهبود استدلال علمی به زیست‌شناسی کمک کند. با این حال، این پتانسیل تا حد زیادی به واقعیت تبدیل نشده است، به دلیل عدم آگاهی اکثر زیست‌شناسان از آنچه فلسفه می‌تواند ارائه دهد، به دلیل کمبود تخصص زیستی در میان اکثر فیلسوفان، و به دلیل پایبندی به هنجارهای رشته‌ای در فلسفه که بسیاری از کارهای فلسفه زیست‌شناسی را برای زیست‌شناسان بی‌ربط می‌کند. 🔵 ما معتقدیم که فلسفه زیست‌شناسی بدون تغییر در رویه‌ها، کمک چندانی به زیست‌شناسی نخواهد کرد. ما دستورالعمل‌هایی ارائه می‌دهیم تا نشان دهیم چگونه زیست‌شناسان می‌توانند بهتر با فلسفه تعامل کنند و چگونه فیلسوفان می‌توانند بهتر با زیست‌شناسی تعامل کنند تا یک «زیست‌شناسی فلسفی» ایجاد کنند که درک زیستی ما را بهبود بخشد. ✍️ نویسندگان: James DiFrisco , Steven Hecht Orzack _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute