eitaa logo
موسسه معنا
1.5هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
129 ویدیو
78 فایل
معنا | مطالعات بنیادین و فلسفی علم پژوهش در قلمرو علوم انسانی و علوم پایه 🔹 فلسفه و تاریخ علم؛ از ریشه‌های اندیشه تا تحولات امروز 🔹 منابع، آثار و چهره‌های علمی 🔹 رویدادها و اخبار اثرگذار علمی https://manainstitute.ir🌐 📞 ادمین: @vahidshahab
مشاهده در ایتا
دانلود
✅ استقراگرایی و تاریخ علم 🔘 بخش سوم 🔵 نیوتن در کتاب مشهور خود، اصول ریاضی فلسفه طبیعی، سه قانون حرکت و قانون گرانش عمومی خود را مطرح کرد و آنها را برای تبیین قوانین کپلر درباره حرکت سیارات، پدیده جزر و مد، مسیر پرتابه ها( نظیر گلوله توپ) که از سطح زمین پرتاب می شوند و پدیده های متعدد دیگر به کار گرفت. قانون گرانش می گوید که همه اجرام یکدیگر را با نیرویی جذب می کنند و این نیرو با حاصل ضرب جرم آنها متناسب است و با مجذور فاصله میان آنها نسبت معکوس دارد. 🔵 نیوتن میان خود قانون و تبیین علت قانون تمایز می گذارد و ادعا می‌کند که قانون وی از داده ها استنتاج شده است. همچنین، از آنجا که چنین استنتاجی به تبیینی در این خصوص که چه چیزی علت نیروی گرانش است، منجر نمی‌شود، وی داوری را در این باره که علت نیروی گرانش چیست، به حال تعلیق باقی می گذارد. در واقع، نیوتن می گوید که فرضیه ها_ که مقصودش از آنها عباراتی است که از مشاهدات استنتاج نشده باشند_ در فلسفه تجربی جایی ندارند و صرفاً گمان پردازی اند. 🔵 یکی از اشکالات مهم تقریر نیوتن از کشفیاتش را پی یر دوئم، مورخ و فیلسوف علم مطرح ساخته است. او می گوید که براساس قوانین کپلر، سیاره ها در بیضی های کاملی به گرد خورشید حرکت می کنند،اما از آنجا که طبق قانون گرانش نیوتن، هر سیاره نیرویی گرانشی به همه سیارات دیگر و خود خورشید وارد می کند، پیش بینی مبتنی بر قانون گرانش این است که مسیر سیاره ها هرگز بیضی های کاملی نخواهد بود. بنابراین بعید است که نیوتن توانسته باشد قوانین خود را مستقیماً از قوانین کپلر استنتاج کند، در حالیکه این دو دسته قانون در واقع با یکدیگر ناسازگارند. حال قانون اول نیوتن را در نظر بگیرید که می گوید هر جسمی، در صورتی که نیرویی خارجی بر آن وارد نشود، به حرکت خود ادامه خواهد داد یا ساکن باقی خواهد ماند. ما هرگز نتوانسته ایم جسمی را مشاهده کنیم که تحت تأثیر نیرویی خارجی نبوده باشد، بنابراین، این قانون هم نمی توانسته مستقیما از اطلاعات مشاهداتی استنتاج شده باشد. 🔵 علاوه بر این، نیوتن مفاهیم نظری جدیدی را در اثر خود معرفی می‌کند. به طور مشخص، مفاهیم جرم و نیرو هر دو اصول دقیق و کمی شده اند و نقش اصلی را در قانون گرانش بر عهده دارند. در حالیکه، قوانین کپلر موقعیت ها، فاصله ها، مساحت ها، بازه های زمانی و سرعت ها را به یکدیگر مرتبط می سازد و اشاره ای به نیروها و جرم ها نمی کند. چگونه ممکن است قانونی که در قالب این مفاهیم نظری بیان شده از داده هایی استنتاج شده باشد که به کلی عاری از این مفاهیم بوده اند؟ 📚منبع: کتاب فلسفه علم، اثر جیمز لیدیمن _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ سلسله یادداشت‌های معادلات پنهان نبرد؛ بررسی سنن الهی در جنگ امروز 🔘 معادلات پنهان نبرد (۸) | چرخش قدرت، جاذبه‌ی مرگ و تضمین نهایی؛ هندسه وعده‌های الهی 🔵 هنگامی که غبار جنگ غلیظ می‌شود و ماشین جنگیِ باطل با تمام توانِ مادی خود به میدان می‌آید، چشم‌های ظاهربین تنها ویرانی و تسلطِ ظالمان را می‌بینند. اما در دستگاه محاسباتیِ قرآن، تاریخ نه یک خطِ ممتد از پیروزی‌های مادی برای زورگویان است، و نه پایانی مبهم دارد. هستی بر پایه قوانینی استوار است که «چرخشِ قدرت»، «سرانجامِ حیات» و «تضمینِ پیروزیِ نهایی حق» را مهندسی می‌کنند. این مهندسیِ دقیق، بر سه سنتِ بنیادین استوار است: 🔷 ۱. سنت تداولِ روزگار؛ دست‌به‌دست شدنِ جامِ قدرت: یکی از پرتکرارترین سوالات در میانه نبردهای نابرابر این است: «چرا باطل در مقاطعی دستِ برتر را پیدا می‌کند؟» پاسخ در «سنت تداول روزگار بین اُمم» نهفته است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:و ما این روزها [ی پیروزی و شکست] را در میان مردم می‌گردانیم). بر اساس این سنت، قدرت، حکومت و کامیابیِ مادی، همواره در انحصار یک گروه باقی نمی‌ماند و در گردش است. اما این چرخشِ ظاهراً تلخِ روزگار، کاملاً هدفمند و در خدمت «سنت ابتلاء» است. خداوند مصالحِ عظیمی را در این گردشِ قدرت قرار داده است: 🔶 عریانسازی حقیقتِ انسان‌ها: تا مؤمنانِ واقعی از مدعیان دروغین متمایز شوند. 🔶 اتخاذ شهداء: تا گواهان و الگوهایی بی‌بدیل از دلِ سختی‌ها برای تاریخ گلچین شوند. 🔶 تمحیص و مَحق: تا جبهه حق در کوره این سختی‌ها از ناخالصی‌ها پاک شود (تمحیص) و همزمان، جبهه کفر با طغیانِ بیشتر در زمانِ قدرتش، به سمت نابودی و فروریزیِ درونی (محق) حرکت کند. بنابراین، تفوقِ مقطعیِ دشمن در میدان، نشانه‌ی حقانیت او نیست، بلکه مرحله‌ای از پُر شدنِ پیمانه‌ی او برای سقوطِ است. 🔷 ۲. سنت موت و قیامت؛ جاذبه‌ی گریزناپذیرِ حقیقت: هر اندازه که باطل در دورانِ «تداولِ قدرت» طغیان کند، در نهایت با صخره‌ای سخت و غیرقابل عبور به نام «سنت موت و قیامت» برخورد خواهد کرد. هیچ قدرتی، هرچند مجهز به پیشرفته‌ترین سپرهای دفاعی، نمی‌تواند از مدارِ مرگ خارج شود. اما مرگ در این نگاه، پایانِ راه نیست، بلکه آغازِ «ظهورِ بواطن» است. عالم هستی به سمت یک دادگاهِ بزرگ (قیامت) در حرکت است؛ جایی که نقاب‌ها کنار می‌رود و حقیقتِ هر عمل عیان می‌شود. علامه طباطبایی (ره) در تفسیرِ آیه «إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا» تعبیر بسیار شگرفی دارند. ایشان می‌فرمایند کلمه «حَق» به معنای چیزی است که واقعیت و ریشه دارد. خلقتِ الهی به گونه‌ای مهندسی شده که جز با بازگشتِ موجودات به سوی او کامل نمی‌شود. علامه این حرکت را به «سقوطِ یک سنگ از آسمان به سمت زمین» تشبیه می‌کنند. همان‌طور که حرکتِ سنگ، وعده‌ی قطعیِ برخورد با زمین را در درونِ خود دارد، حرکتِ ظالمان و مستکبران نیز با شتابِ گرانشیِ عجیبی به سمت برخورد با قهرِ الهی و حسابرسیِ قیامت در پیش است. این یک قانونِ فیزیکی در بُعد معناست؛ باطل در حالِ سقوط آزاد است. 🔷 ۳. سنتِ حاکم؛ عمل به وعده الهی: اگر بپرسیم چه چیزی تغییرناپذیریِ «سنت تداول» و «سنت موت و قیامت» را تضمین می‌کند، به چترِ گسترده‌ی تمامِ قوانینِ هستی می‌رسیم: «سنت عمل به وعده الهی». تمامِ سنت‌هایی که تاکنون در این سلسله یادداشت‌ها برشمردیم، از سنتِ پیروزیِ حق گرفته تا سنتِ هلاکتِ ظالمان، همگی ذیلِ یک قاعده‌ی کُلی‌تر تعریف می‌شوند. خداوند وعده داده است و چون اراده و قدرتِ او نامتناهی است، تخلف از این وعده محال است. هنگامی که خداوند می‌فرماید: «وَعْداً عَلَيْنا إِنَّا كُنَّا فاعِلِينَ»(انبیا،104)، در واقع اعلام می‌دارد که ساختارِ عالم بر پایه احتمالات، شانس یا حتی جبرِ کورِ ماشینِ جنگیِ قدرت‌ها اداره نمی‌شود؛ بلکه عالم بر مدارِ «وفای به عهدِ خالق» می‌چرخد. خداوند اجرای عدالت و وراثتِ زمین برای مستضعفین را بر خود واجب کرده است. 🔵 جمع‌بندی؛ آرامش در طوفان: نگاهِ جامع به این سه سنت، استراتژیِ جبهه مقاومت را از «واکنش‌های هیجانی» به «صبرِ فعال و راهبردی» ارتقا می‌دهد. رزمنده‌ی جبهه حق می‌داند که اگر امروز ضربه‌ای می‌خورد، در مرحله‌ی «تداولِ روزگار» و در حالِ خالص شدن (تمحیص) است. او می‌داند که دشمنِ تا بن دندان مسلح، همچون سنگی در حالِ سقوط، اسیرِ جاذبه‌ی «مرگ و قیامت» است و در نهایت، تمامِ این صحنه بر اساس «وعده‌ی تخلف‌ناپذیرِ الهی» به نفعِ جریانِ توحید رقم خواهد خورد.این همان مهندسیِ پنهانی است که قلب‌ها را در میانِ آتش و خون، آرام و مطمئن نگه می‌دارد. ✍️ دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) 👈 یادداشت قبلی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
گستره علم دینی 🔵 گروه علمی فلسفه علوم انسانی، جلسه ۱۳۷ 🎤دکتر مهدی مشکی 🗓دوشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۱۱؛ ساعت ۱۸ 🖇حضوری و مجازی 🏢 قم، خیابان ۱۹ دی، کوچه ۱۰،فرعی اول سمت چپ، اتاق جلسات مجمع عالی حکمت اسلامی 💻 لینک حضور در جلسه https://vc2.hekmateislami.com/rooms _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
1437239254689324802_2089471561238740.pdf
حجم: 332K
✅ معرفی مقاله: تربیت انسان در پرتو انسان شناسی صدرایی 🔵 انسان، موجودی در حال شدن است.از نگاه ملاصدرا، انسان فقط یک جسم یا مجموعه‌ای از رفتارها نیست؛ او موجودی است که ظرفیت رسیدن از پایین‌ترین مراتب وجود تا عالی‌ترین درجات رشد و کمال را دارد. 🔵 هر انسانی دارای کرامت ذاتی، استعدادهای نهفته و توانایی رشد نامحدود است؛ اما این ظرفیت‌ها خودبه‌خود شکوفا نمی‌شوند. دانش، بینش، اخلاق و رفتار ما به تدریج شخصیت و هویت واقعی ما را می‌سازند. 🔵 در این نگاه: تربیت فقط آموزش مهارت نیست. رشد فقط موفقیت مالی یا شغلی نیست. انسان هر روز در حال ساختن نسخه جدیدی از خود است. 🔵 بنابراین مهم‌ترین وظیفه هر فرد، شناخت خود، شکوفا کردن استعدادهای درونی و حرکت آگاهانه به سمت بهترین نسخه خویش است. «انسان همان چیزی می‌شود که پیوسته می‌اندیشد، باور می‌کند و انجام می‌دهد.» ✍️ نویسنده: ناصر مومنی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
biag016.pdf
حجم: 870.8K
✅ معرفی مقاله: زیست‌شناسی به فلسفه نیاز دارد، اما چه فلسفه‌ای؟ 🔵 فلسفه زیست‌شناسی این پتانسیل را دارد که با بهبود استدلال علمی به زیست‌شناسی کمک کند. با این حال، این پتانسیل تا حد زیادی به واقعیت تبدیل نشده است، به دلیل عدم آگاهی اکثر زیست‌شناسان از آنچه فلسفه می‌تواند ارائه دهد، به دلیل کمبود تخصص زیستی در میان اکثر فیلسوفان، و به دلیل پایبندی به هنجارهای رشته‌ای در فلسفه که بسیاری از کارهای فلسفه زیست‌شناسی را برای زیست‌شناسان بی‌ربط می‌کند. 🔵 ما معتقدیم که فلسفه زیست‌شناسی بدون تغییر در رویه‌ها، کمک چندانی به زیست‌شناسی نخواهد کرد. ما دستورالعمل‌هایی ارائه می‌دهیم تا نشان دهیم چگونه زیست‌شناسان می‌توانند بهتر با فلسفه تعامل کنند و چگونه فیلسوفان می‌توانند بهتر با زیست‌شناسی تعامل کنند تا یک «زیست‌شناسی فلسفی» ایجاد کنند که درک زیستی ما را بهبود بخشد. ✍️ نویسندگان: James DiFrisco , Steven Hecht Orzack _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ جهان بیت‌بنیان ‌ 🔵 وقتی در نظریه‌های فیزیکی، حالات فیزیکی جرم یا بار را بررسی می‌کنیم، صرفاً با فضایی «خام» مواجه می‌شویم که از تفاوت‌هایی شکل گرفته که عملاً به‌صورت حالات اطلاعاتی تفرّد می‌یابند. وقتی می‌پرسیم «جرم چیست؟»، فیزیک صرفاً بردی از مقادیر مختلف را به ما نشان می‌دهد که این خصوصیات می‌توانند اختیار کنند، و تأثیرات آن‌ها بر سایر خصوصیات را برای ما تبیین می‌کند. فیزیک به ما نمی‌گوید که «جرم» یا «بار» در ذاتِ خود چیستند. تا جایی که به نظریه‌های فیزیکی مربوط می‌شود، حالاتِ مشخصِ جرم یا بار چه بسا حالاتِ اطلاعاتی محض باشند: کل آنچه اهمیت دارد، جایگاه آن‌ها در یک «فضای اطلاعات» است 🔵 این امر در واقعیت نمود می یابد که فیزیک تعهدی نسبت به شیوه ی تحقق این حالات ندارد، هر تحققی از این حالات اطلاعاتی به یک اندازه به کار اهداف نظری فیزیک می آید، مادام که ساختار صحیح روابط علی یا دینامیک میان حالات را حفظ کند. هرچه باشد، تا زمانی که شکل این روابط یکسان باشد، فیزیک برای سیستم های ادراکی ما یکسان به نظر خواهد رسید. فراتر از شکل شبکه علی، ما به هیچ یک از ویژگی های تحقق بخش در جهان خارج دسترسی نداریم. 🔵 گاه حتی مطرح شده است که عالم می تواند یک رایانه غول پیکر باشد. فردکین مطرح کرده است که عالم می تواند یک خودکاره ی سلول بزرگ باشد که نهایتاً در ساختار عظیمی از بیت های تحقق یافته است.لکی مطرح کرده است که کل فضا _ زمان را می شود بر فرآیندی رایانشی مبتنی کرد، با ثبات هایی جداگانه برای هر یک از خصوصیات بنیادی تمثل یافته ی جهان، مادام که این ثبات‌ها روابط علی مناسب را میان شان داشته باشند، هیچ یک از موجودات آن جهان، به هیچ وجه داناتر از وضعیت فعلی نخواهند بود. نمونه رایانه مثالی است از گستره بزرگی از شیوه های ممکن برای اینکه هویات فیزیکی ای که می شناسیم بتوانند تحقق یابند، دقیقا مادام که هویاتی در کار باشند که نقش های علی مناسب را ایفا می کنند. این بخشی از متافیزیک فیزیک محسوب می شود : نظریه پردازی درباره هستی شناسی زیربنای ساختار علی خود فضا _ زمان 🔵 این قسم از متافیزیک، به روشنی چیزی نیست که خود فیزیک با آن سروکار داشته باشند. فیزیک می تواند درباب این پرسش که خصوصیاتش چگونه تحقق می یابند و حتی درباره اینکه آیا اصلاً این خصوصیات به چنین شیوه ای تحقق می یابند یانه، کاملا بی طرف بماند. تا جایی که به فیزیک مربوط می شود حالت جهان چه بسا در مشخصات اطلاعاتی خلاصه شود. اگر ویژگی های تحقق بخشی زیر بنایی افزون تری در کار باشند، هیچ نقش مستقیمی در نظریه های فیزیکی ایفا نمی‌کند. پس شاید وسوسه شویم که آنها را به کلی کنار بگذاریم. این رویکرد به تصویری از جهان به مثابه ی جهانی از اطلاعات محض خواهد انجامید. متناظر با هر خصوصیت بنیادی جهان، یک فضای اطلاعات در کار است و هر جا فیزیک این خصوصیات را تمثل یافته، در نظر می‌گیرد، حالتی اطلاعاتی از فضای مربوط تمثل می یابد. 🔵 مادام که این حالات اطلاعاتی روابط مناسبی میانشان داشته باشند، آنگاه هر چیزی همانطوری خواهد بود که لازم است باشد. در این تصویر از جهان، چیز بیشتری برای گفتن درکار نیست، اطلاعات، کل چیزی است که هست. این، چگونگی فهم من از تصور جهان بیت بنیان است، تصوری است که به طرزی غریب، زیباست، تصویری از جهان به مثابه ی یک جریان اطلاعاتی محض، بدون هیچ جوهر افزون تری در آن. بعضی از تقریر های این ویژگی، شاید فضا _ زمان را نیز به مثابه چارچوبی ابتدایی بپذیرند که فضاهای اطلاعات در آن مندرج اند، تقریرهای دیگری، خود فضا _ زمان را متقوم به روابط میان فضاهای اطلاعات در نظر می گیرند. جهان صرفاً جهانی است از تفاوت های ابتدایی و جهانی است از روابط علی و دینامیک میان آن تفاوت ها. در این دیدگاه، تلاش برای گفتن هر چیز بیشتری درباره جهان، اشتباه است. 📚 منبع:کتاب ذهن آگاه نوشته دیوید چالمرز، ترجمه یاسر پوراسماعیلی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ ویلیام هاسکر: خداباوری و زیست شناسی تکاملی 🔘 تکامل و قصد و غایت الهی 🔵 آنچه برای یک تفسیر دینی پذیرفتنی از تکامل ضرورت دارد این است که فرآیند تکاملی را باید وسیله‌ای دانست که خداوند برای تحقق مقاصد خلاقانه خویش برگزیده است. این سخن لزوماً بدین معنا نیست که باید معتقد بود خداوند فعالانه در چنین فرایندی مداخله می کند ( گو اینکه یقیناً چنین امکانی را به صورت مقدم بر تجربه منتفی نمی داند). اینگونه نیست که چون تبیین های طبیعت گرانه مستوفایی از خاستگاه ستارگان و کوه ها در اختیار داریم، چیزی از خالقیت خداوند نسبت به آنها کم شود. اما برای آنکه تکامل وسیله‌ای باشد که خداوند از طریق آن ( موجودات را) خلق می‌کند، باید هم بتوان گفت که نتایج تکامل به واقع هماهنگ با مقاصد خداوند است ( صرف نظر از اینکه کدام تلقی از آن مقاصد معقول است) و هم خداوند بتواند پیشاپیش به این هماهنگی علم داشته باشد. معارضه های جدی در برابر یک تفسیر خداباورانه از تکامل، آنهایی است که در یکی از این مدعیات ( یا هر دوی آنها) مناقشه می کنند. 📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرت‌ام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی) 👈 بخش قبلی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ نقش خدا در نظام فکری دکارت زیرا اولاً اذعان دارم که محال است خداوند هرگز مرا فریب دهد، چون هرگونه فریب و نیرنگ خود نوعی نقص است و هر چند به نظر می رسد که قدرت بر فریبکاری خود ناشی از هوشیاری یا توانایی است، اما بدون شک قصد فریب دلیل ناتوانی و خبث ذات است و وجود این دو در خداوند محال است. 👤 دکارت 📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرت‌ام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی) _ـ_ــ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ فلسفه اسلامی؛ میان تاریخ اندیشه و حیات فلسفی 🔵 چرا وقتی در بسیاری از دانشگاه‌های اروپا و آمریکا از فلسفه اسلامی سخن می‌گویند، نام‌هایی چون فارابی، ابن‌سینا، ابن‌رشد، غزالی و فخر رازی زودتر برجسته می‌شوند، اما در فضای فکری ایران، ذهن بسیاری از اهل فلسفه بیشتر به سوی سهرودی، خواجه نصیر، میرداماد، ملاصدرا، بدایة الحکمة، نهایة الحکمة، شرح منظومه و اسفار می‌رود؟ این تفاوت، صرفاً تفاوت در علاقه به چند فیلسوف نیست. در پس آن، دو شیوه متفاوت در مواجهه با فلسفه اسلامی قرار دارد. 🔵 در غرب، فلسفه اسلامی غالباً در دل تاریخ فلسفه، مطالعات اسلامی، الهیات، مطالعات عربی، فلسفه قرون وسطی و تاریخ علم خوانده می‌شود. از این رو، پژوهشگر غربی معمولاً می‌پرسد این متن چگونه پدید آمده است؟ چه نسبتی با فلسفه یونانی دارد؟ چگونه از یونانی به عربی و سپس به عبری یا لاتینی منتقل شده است؟ ابن‌سینا چه تأثیری بر فلسفه یهودی و مسیحی گذاشته؟ ابن‌رشد چگونه در جهان لاتینی خوانده شده؟ و کلام اسلامی چگونه با مفاهیم فلسفی درآمیخته است؟ 🔵 در ایران اما فلسفه اسلامی بیشتر به‌مثابه یک سنت زنده فهم می‌شود. فیلسوفان اسلامی فقط موضوع تاریخ نیستند؛ هنوز خوانده می‌شوند، تدریس می‌شوند، شرح داده و نقد می‌شوند و در بحث‌های فلسفی و الهیاتی امروز حضور دارند. در این فضا، پرسش‌ها غالباً درونی‌تر و دستگاهی‌ترند؛ پرسش‌هایی نظیر اینکه: اصالت وجود چیست؟ تشکیک وجود چگونه فهم می‌شود؟ حرکت جوهری چه پیامدهایی دارد؟ علم حضوری چه جایگاهی در معرفت‌شناسی دارد؟ نسبت عقل، وحی، عرفان و فلسفه چگونه باید تبیین شود؟ از همین‌جا تفاوت اصلی آشکار می‌شود. غرب فلسفه اسلامی را بیشتر از مسیر تاریخ، زبان، نسخه‌ها، ترجمه‌ها، انتقال مفاهیم و پیوند آن با سنت‌های یونانی، عبری و لاتینی می‌خواند؛ ایران آن را بیشتر از مسیر تدریس، شرح، تداوم سنت، الهیات، عرفان و مسائل زنده متافیزیکی دنبال می‌کند. 🔵 با این حال، نباید تصویر را ساده کرد. غرب فقط به ابن‌سینا و ابن‌رشد محدود نمانده است؛ در دهه‌های اخیر، به سنت‌های پس از ابن‌سینا، کلام فلسفی، منطق متأخر، فخر رازی، خواجه نصیر، سهروردی و حتی ملاصدرا نیز توجه بیشتری شده است. در ایران نیز ابن‌سینا و فارابی جایگاهی بنیادین دارند. پس مسئله اصلی، نام فیلسوفان نیست؛ مسئله، نوع نگاه به فلسفه اسلامی است. هر دو رویکرد قوت و ضعف خود را دارند. غرب در دقت تاریخی، متن‌شناسی، نسخه‌شناسی و تحلیل میان‌فرهنگی نیرومند است، اما گاهی از زیست زنده فلسفه اسلامی فاصله می‌گیرد. ایران در فهم درونی سنت، آموزش متون و درک دستگاهی مفاهیم و استفاده از سنت برای پاسخ به مسائل نوپدید قدرت دارد، اما گاهی کمتر به تاریخ علم، انتقال متون، نسخه‌شناسی و ادبیات جدید جهانی توجه می‌کند. 🔵 آینده مطالعات فلسفه اسلامی را می‌توان در تعامل سازنده میان این دو رویکرد مکمل جست‌وجو کرد؛ از یک سو، دقت تاریخی، متن‌پژوهی، نسخه‌شناسی و روش‌مندی نوین؛ و از سوی دیگر، فهم درونی سنت فلسفی و توجه به مسئله‌هایی که این سنت همچنان درباره وجود، معرفت، انسان و جهان پیش روی ما می‌گذارد. چنین پیوندی امکان می‌دهد که فلسفه اسلامی در بستر تاریخی و فکری خود دقیق‌تر فهم شود و ظرفیت‌های نظری آن برای مشارکت در گفت‌وگوهای فلسفی معاصر آشکارتر گردد. در این صورت، مطالعات فلسفه اسلامی می‌تواند جایگاهی فعال‌تر در فضای علمی و فلسفی جهان پیدا کند و سهم خود را در طرح و بررسی مسائل بنیادین جهان انسانی بهتر ایفا نماید. ✍️ دکتر جواد طالبی (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) 👈 یادداشت قبلی _ـ_ــ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
PMS_Volume 13_Issue 1_Pages 125-136.pdf
حجم: 445.2K
✅ معرفی مقاله: پرورش توانایی «اندیشیدن» به‌منزله اصل بنیادین «فلسفی زیستن» از منظر ملاصدرا 🔵 پرورش توانایی تفکر از مولفه‌های بنیادین در پروژه فلسفی زیستن است که قابلیت طرح در فلسفه ملاصدرا را به همراه دارد. بر همین اساس، پرسش مقاله این است که چگونه می‌توان «مبانی انسان‌شناختی صدرا» را به‌منزله «مدلی برای توسعه و تعمیق تفکر» مرتبط کرده و طرحی از این نسبت دایرمدار پروژه فلسفی زیستن به دست داد؟ فرضیه مقاله بر امکان این نسبت استوار است. 🔵 بدین‌گونه، اگر تصور «برنامه»‌ برای هر مدل از زیستن مستلزم خردورزی است؛ در مرتبه‌ای عمیق‌تر و مبتنی بر فلسفه ملاصدرا، اعتلای عقل همچون برنامه‌ای برای فلسفی زیستن به حساب می‌آید. 🔵 از دیگر سو، فعلیت تعقل منوط به لحاظ امکان و استعداد اولیه‌ برای تحقق این فرایند است. فرض این بینش که علاوه بر توجیه انتزاعی-فلسفی می‌تواند منطبق بر سیر بیولوژیکی نوع انسان نیز باشد، ضرورت تصور سطوح متمایز عقل را تقویت می‌کند. سپس، در فرایند پرورش توانایی‌های وجودی-ذهنی این امکان به نهایت فعلیت رسیده و عقل در کامل‌ترین مرتبه محقق می‌شود. 🔵 بدین‌سان، هر انسان این توانایی را دارد تا طبق فرایند «فلسفی زیستن» به پرورش جنبه‌های وجودی خویش مبادرت ورزد؛ این سیر استعلایی در اندیشه صدرا، با تمرین تفکر آغاز شده و با رعایت قواعد ذهنی و ضوابط عملی به نحوه‌ای متمایز از «بودن» و شیوه شگفتی از درک موجودات ختم می‌شود. ✍️ نویسنده: محمدحسین کیانی _ـ_ــ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ سلسله یادداشت‌های معادلات پنهان نبرد؛ بررسی سنن الهی در جنگ امروز 🔘 معادلات پنهان نبرد (۹) | هندسه تکالیف و ظرفیت‌ها در میدان جنگ؛ بازخوانی سنت «رعایت وُسع» 🔵 وقتی جبهه حق با دستانی به ظاهر خالی در برابر یک ماشین جنگیِ مجهز به پیچیده‌ترین فناوری‌های کشتار جمعی و حمایتِ اقتصادهای بزرگ جهان می‌ایستد، یک پرسش اساسی در ذهن شکل می‌گیرد: «آیا خداوند از ما توقعِ پیروزیِ فیزیکی بر چنین هیولایی را، در هر شرایطی و با هر امکاناتی دارد؟» پاسخِ این اضطرابِ ذهنی، در یکی از زیباترین قوانینِ حاکم بر هستی نهفته است: «سنت رعایت وُسع» یا همان عدم تکلیفِ ما لا یُطاق. این سنت، مرزِ دقیقِ میانِ «وظیفه» و «نتیجه» را در میدان جنگ ترسیم می‌کند. 🔷 ۱. منطقِ تکلیف؛ پرهیز از تحمیلِ محالات: «وُسع» به معنای مقدار طاقت، گنجایش و توانمندیِ درونی و بیرونیِ یک انسان یا یک جامعه است. بر اساس سنت الهی، خداوند هرگز چیزی فراتر از توانمندی‌های انسان‌ها از آن‌ها طلب نمی‌کند. همان‌طور که در نظام تکوین، از گوش توقعِ دیدن و از چشم توقعِ شنیدن نمی‌رود، در نظام تشریع و صحنه نبرد نیز خداوند از گروهی که در محاصره‌ی کامل است، توقعِ اقداماتی فراتر از ظرفیتِ مادی و معنوی‌اش را ندارد. این سنت، یک پیام روشن برای رزمندگانِ دارد: خداوند، میزانِ وفاداری و مجاهدتِ شما را با مترِ امکاناتِ خودتان می‌سنجد، نه با مترِ امکاناتِ دشمن. 🔷 ۲. تناسبِ وسع، فطرت و دوری از تَکلُّف: چرا خداوند تکلیفی خارج از توان نمی‌دهد؟ علامه طباطبایی (ره) در تحلیلی ژرف، این مسئله را به «فطرتِ انسان» پیوند می‌زنند. ایشان می‌فرمایند فطرتِ آدمی تنها به سمتِ کارهایی هدایت می‌شود که خداوند وسایلِ رسیدن به آن را فراهم کرده باشد. تکلیفِ سخت و طاقت‌فرسا، در واقع خروج از مسیر فطرت و ورود به وادیِ «تَکلُّف» است. به همین دلیل است که پیامبر اکرم (ص) در قرآن می‌فرمایند:«وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ». راهِ جبهه حق، راهِ مقاومتِ فطرتی است که با ظرفیت‌های انسان هم‌خوانی دارد. در مقابل، جبهه باطل برای سرکوبِ این فطرتِ بیدارشده، مجبور است دست به «تکلف» و تقلاهای مصنوعی بزند؛ از پمپاژِ میلیاردها دلار سلاح تا سانسورِ جهانیِ اخبار. باطل در حالِ تحمیلِ باری بر دوشِ تاریخ است که با ساختارِ هستی سازگار نیست و همین تقلا، در نهایت او را از پای درخواهد آورد. 🔷 ۳. جریمه‌ی ترکِ وسع؛ سقوط در دره‌ی «اِصر»: سنتِ وُسع، در کنار آرامشی که می‌دهد، یک هشدارِ سهمگین نیز در دل خود دارد. اگرچه خداوند بیشتر از توانِ ما تکلیف نمی‌کند، اما اگر انسان همان مقدار تکلیفی را که در توانش هست انجام ندهد، مشمولِ عذاب یا «اِصر» خواهد شد.اگر ملتی توانِ دفاع از خود را داشته باشد، اما از روی ترس یا عافیت‌طلبی از این توان استفاده نکند، دچارِ ذلت، تسلطِ بی‌رحمانه‌ی دشمن و تاوان‌های تاریخیِ به مراتب دردناک‌تر از سختیِ جنگ خواهد شد. عدم استفاده از وُسعِ موجود، وُسع‌های آینده را نیز می‌سوزاند. 🔷 ۴. تقاطعِ وسع و رزق؛ دیپلماسیِ ظرفیت‌ها: یکی از شگفت‌انگیزترین ابعادِ این سنت، ارتباطِ تنگاتنگِ آن با «سنت رزق» است. خداوند، رزق مادی و به ویژه رزق معنوی را دقیقاً به تناسبِ ظرفیت انسان‌ها عطا می‌کند. علامه طباطبایی در این باره تأکید دارند که سنتِ پروردگار، گشایش یا تنگیِ روزی بر اساس مصلحت و آگاهیِ او از حالِ بندگان است تا اعتدال حفظ شود.در میدانِ نبرد، ما شاهدِ تجلیِ «رزقِ معنویِ متناسب با وُسع» هستیم. چگونه مادری در غزه، پس از از دست دادنِ تمام اعضای خانواده‌اش، با صلابتی ماورایی خداوند را شکر می‌گوید؟ زیرا او در کوره ابتلائات، «وُسع» و ظرفیتِ روحیِ خود را گسترش داده است و خداوند نیز به تناسبِ این ظرفیتِ عظیم، رزقِ معنویِ «صبر، یقین و سکینه» را بر قلبِ او نازل می‌کند. کسانی که ظرفیتِ درونی خود را بزرگ نکرده باشند، از درکِ این معارفِ عمیق در میانه بحران، کاملاً بی‌بهره‌اند. 🔵 جمع‌بندی؛ عمل در محدوده مقدورات، اتصال به نامحدود: سنتِ «رعایت وُسع» به ما می‌آموزد که در جنگِ اراده‌ها، نیازی نیست نگرانِ کمبودِ عِده و عُده در برابر زرادخانه‌های دشمن باشیم. وظیفه ما تنها یک چیز است: به میدان آوردنِ تمامِ توانمندیِ موجود. هنگامی که جبهه حق تمامِ وُسعِ مادی و فکری خود را خالصانه به میدان بیاورد، از مرزِ تکالیفِ خود عبور کرده است؛ از اینجا به بعد، خداوند با سنت‌های یاری‌گرِ خود کمبودهای مادی را جبران می‌کند.دشمن محاسباتش را روی داشته‌های مادی ما تنظیم کرده است، اما نمی‌داند که به میدان آوردنِ نهایتِ وُسع، کلیدِ اتصالِ مقاومت به قدرتِ نامتناهیِ خداوند است. ✍️ دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) 👈 یادداشت قبلی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ معرفت شناسی دکارت 🔘 بخش اول 🔵 مسأله ای که در معرفت شناسی مطرح است، این است که معرفت عبارت از چیست؟، پاسخ پذیرفته ای که برای این پرسش وجود دارد این است که معرفت عبارت از باور صادق است ولی صرف باور صادق هم نیست، یعنی باید امر دیگری به باور صادق افزوده شود تا آن را تبدیل به معرفت کند، بنابراین مسأله این است که « چه چیزی را باید به باورهای صادق افزود تا آنها را تبدیل به معرفت کند؟ یکی از معروفترین پاسخ هایی که به این مسأله داده شده است به مبناگرایی معروف است. 🔵 بر طبق یک روایت از مبناگرایی (foundationalism) آنچه باور صادق را تبدیل به معرفت می‌کند کیفیت دلایلی است که به نفع آن اقامه می‌کنیم.همانطور که در حوزه اخلاق یک فعل در صورتی موجه است که اصول اخلاقی موید آن باشند، یک عقیده نیز در صورتی موجه است که اصول معرفتی موید قبول آن باشند. اما چنین روندی برای توجیه باورهای صادق چگونه است؟ این توجیه متکی به استدلال هایی بینه گرایانه است که خود بر بنیادهایی استوار اند که از آنها به باورهای پایه تعبیر می‌شود. این باورهای پایه باورهایی هستند که بدون هیچگونه ابتنا بر باورهای دیگر مورد اعتقاد ما قرار گرفته اند. پرسشی که در اینجا مطرح می شود، این است که اگر این باورها بر پایه استدلال مورد اعتقاد قرار نگرفته اند، این همه اعتبار خود را از کجا بدست می‌آورند ؟ پاسخ هایی که به این پرسش داده می شود، در دو دسته کلی قرار می‌گیرد. 🔵 یک دسته آنهایی است که معتقدند این باور های پایه فارغ از سیاق ها و ساختار های اجتماعی برای ما معتبر است و به عبارتی بی زمان و مکان اند و پاسخ های دیگر در اعتبار این باورها، سیاق ها و ساختار ها اجتماعی و تاریخی را نیز دخیل می دانند. کسانی که عقاید پایه را به صورتی فارغ از سیاق ها و ساختار های اجتماعی معتبر می‌دانند یا معتقدند عقاید پایه، عقایدی هستند که ابتدائا از طریق حواس یا درون نگری به دست آمده اند( که سنت تجربه گرایی امثال لاک و هیوم بر این نظر رفته است) یا لااقل برخی عقاید پایه را نتیجه شهود عقلی می‌دانند (که نظر امثال دکارت، اسپینوزا و لایب نیتس بر این است). 📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرت‌ام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی) _ـ_ــ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute