eitaa logo
موسسه معنا
1.5هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
129 ویدیو
77 فایل
معنا | مطالعات بنیادین و فلسفی علم پژوهش در قلمرو علوم انسانی و علوم پایه 🔹 فلسفه و تاریخ علم؛ از ریشه‌های اندیشه تا تحولات امروز 🔹 منابع، آثار و چهره‌های علمی 🔹 رویدادها و اخبار اثرگذار علمی https://manainstitute.ir🌐 📞 ادمین: @vahidshahab
مشاهده در ایتا
دانلود
✅ موفقیت دانشجو؛ از نمره تا تحول وجودی 🔵 در اغلب نظام‌های آموزشی، موفقیت دانشجو با شاخص‌هایی مانند معدل، رتبه، مدرک، اشتغال و درآمد سنجیده می‌شود. هرچند این شاخص‌ها اهمیت دارند، اما پرسش مهم‌تری وجود دارد: آیا موفقیت فقط به آن چیزی مربوط است که دانشجو «به دست می‌آورد» یا به آن چیزی که دانشجو «می‌شود» نیز ارتباط دارد؟ 🔵 این پرسش ما را به یکی از عمیق‌ترین دیدگاه‌های فلسفی در سنت اسلامی، یعنی حکمت متعالیه ملاصدرا، هدایت می‌کند. ملاصدرا انسان را موجودی ایستا و ثابت نمی‌داند. از نگاه او، نفس انسان در تمام طول زندگی در حال حرکت و تکامل است. این نظریه که به «حرکت جوهری» مشهور است، بیان می‌کند که تغییر فقط در رفتار یا ویژگی‌های ظاهری انسان رخ نمی‌دهد، بلکه خودِ حقیقت وجودی انسان نیز در حال شدن و تحول است. 🔵 بر اساس این نگاه، تعلیم و تربیت صرفاً انتقال دانش نیست؛ بلکه فرایندی است که باید به رشد وجودی انسان منجر شود. در چنین دستگاه فکری، موفقیت دانشجو معنای متفاوتی پیدا می‌کند. موفقیت فقط قبولی در آزمون یا دریافت مدرک نیست؛ بلکه عبارت است از: «افزایش مرتبه وجودی انسان از طریق علم، اراده، عمل و اخلاق.» به بیان دیگر، پرسش اصلی دیگر این نیست که: «دانشجو چه چیزی یاد گرفته است؟» بلکه این است که: «دانشجو پس از این آموزش، به چه انسانی تبدیل شده است؟» 🔵 اگر دانشجویی حجم زیادی از اطلاعات را حفظ کند اما همچنان فاقد نظم، مسئولیت‌پذیری، خودآگاهی و هدفمندی باشد، از منظر حکمت متعالیه نمی‌توان او را موفق دانست. در مقابل، دانشجویی که علاوه بر رشد علمی، در اراده، نظم، مسئولیت‌پذیری، تفکر و خودشناسی نیز رشد کرده باشد، مسیر موفقیت حقیقی را طی کرده است. بر این اساس، آموزش باید از سطح انتقال اطلاعات فراتر رود و به بستری برای تحول انسان تبدیل شود. شاید مهم‌ترین پیام حکمت متعالیه برای نظام‌های آموزشی امروز این باشد که: موفقیت واقعی زمانی رخ می‌دهد که آموزش به تغییر در شخصیت، هویت و کیفیت وجودی انسان منجر شود. ✍️ خانم زهرا گودرزی (مدرس و دانش آموخته فلسفه) _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
قرآن و مبانی علم 🔰گروه علمی فلسفه دین، جلسه۱۷۷ 🎤 حجت‌الاسلام دکتر جواد قلی‌پور 🗓 سه‌شنبه ۱۴۰۵/۰۳/۱۹، ساعت ۲۰ 📲جلسه به صورت مجازی برگزار می‌شود. 💻لینک حضور در جلسه: https://vc2.hekmateislami.com/rooms _ـ_ــ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ معرفت شناسی دکارت 🔘 بخش دوم 🔵 دکارت ابتدا کوشیده است یک عقیده پایه بیابد که سنگ بنای فلسفه اش باشد و در مرحله دوم سعی کرده است معلوم کند در این عقیده پایه چه خصوصیتی وجود دارد، یا به تعبیر دیگر ذاتیات این عقیده چیست، تا به کمک آن به معیاری برای تشخیص عقاید یقینی دست پیدا کند و بتواند معرفت خویش را توسعه دهد. دکارت این باور پایه را همان قاعده معروف « می اندیشم پس هستم» دانست و معیاری هم که از طریق این باور پایه برای تشخیص دیگر باورهای یقینی حاصل کرده است همان معیار وضوح و تمایز است. 🔵 دکارت در تامل دوم، در پی آن است که یک نقطه ارشمیدسی بیابد تا بر مبنای آن کل نظام معرفتی خویش را پی بریزد. در پی یک نقطه ثابت و پایدار یعنی تنها یک امر یقینی و تردید ناپذیر است. توجه دارد که پیش از این همه چیز را مشکوک شمرده و این احتمال را در میان آورده است که چه بسا همه آنچه در عالم موجود است، فریبی حساب شده باشد. اما می گوید در حالیکه خود را درباره مشکوک بودن هر چیزی در عالم قانع ساخته بودم، درباره وجود نداشتن خود مطمئن نبودم. چرا که « اگر من درباره چیزی اطمینان یافته باشم یا صرفاً درباره چیزی اندیشیده یاشم، بی گمان می بایست وجود داشته باشم». با این حال هنوز احساس می کند که یک موجود فریبکار بسیار توانا دست اندرکار فریب اوست. 🔵 دکارت: اما نمی دانم که کدام فریبکار بسیار توانا و بسیار تردست است که همواره تمام مهارت خود را برای فریفتن من به کار می برد. در این صورت وقتی این فریبکار من را فریب می‌دهد، بدون شک من وجود دارم و هر قدر در فریفتن من بکوشد، هرگز نمی تواند کاری کند که من در همان حال که فکر می‌کنم چیزی هستم معدوم باشم. بنابراین بعد از امعان نظر در تمام امور و بررسی کامل آنها سرانجام باید به این نتیجه رسید و یقین کرد که این قضیه «من هستم »، «من وجود دارم» هر بار که آن را بر زبان می‌آورم یا در ذهن تصور می کنم، بالضروره صادق است.(دکارت) 🔵 این حقیقت، مسلم ترین حقیقتی است که از شک فراگیر دکارتی، در وهله نخست جان به سلامت می برد. در واقع در این مورد وضع به گونه ای است که از نفی آن وجودش لازم می‌آید. 📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرت‌ام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی) 👈 بخش قبلی _ـ_ــ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ سلسله یادداشت‌های معادلات پنهان نبرد؛ بررسی سنن الهی در جنگ امروز 🔘 معادلات پنهان نبرد (۱۲) | ترازوی مطلق هستی؛ کالبدشکافیِ «سنت عدالت» و «سنت یاری مظلوم» 🔵 نظام هستی، برخلاف تصورِ مکاتبِ مادی که آن را عرصه‌ی تنازع بقا و بی‌رحمیِ کور می‌دانند، بر پایه‌ی دقیق‌ترین محاسباتِ «حکمت» و «عدالت» بنا شده است. هیچ سنتی در عالم جاری نمی‌شود مگر آنکه روحِ عدالتِ الهی در کالبدِ آن دمیده شده باشد. درکِ این دو سنت (عدالت و یاری مظلوم)، بزرگ‌ترین پشتوانه‌ی روانی و شناختی برای جبهه حق است. 🔷 ۱. هندسه‌ی مفهومیِ عدل و ظلم؛ نگاهِ ژرفِ علامه طباطبایی: برای فهم سنت عدالت، ابتدا باید تعریف درستی از «عدل» و «ظلم» داشته باشیم. علامه طباطبایی (ره) با عبور از تعاریفِ سطحی و اجتماعی، تعریفی «تکوینی و هستی‌شناسانه» ارائه می‌دهند که گره‌های ذهنیِ بسیاری را باز می‌کند: 🔶 حقیقت ظلم: شخص، کار یا تصرفی انجام دهد که حقِ او نیست و در دایره‌ی «مالکیت» او قرار ندارد. 🔶 حقیقت عدل: شخص در محدوده‌ای تصرف کند که مالکِ حقیقیِ آن است. با این فرمولِ دقیق، رفتار خداوند در هستی تحلیل می‌شود. خدای سبحان، مالکِ مطلق و بی‌قیدوشرطِ تمامِ عوالمِ هستی است و وجودِ همه‌ی اشیاء، از تمام جهات وابسته به اوست. هیچ موجودی از خود استقلالی ندارد. بنابراین، هرگونه تصرفی که خداوند در عالم تکوین انجام دهد — خواه آن موجود خوشش بیاید یا بدش بیاید، به نفعِ ظاهری‌اش باشد یا به ضررش — ظلم نیست، بلکه عینِ عدل است؛ زیرا تصرفِ مالکِ حقیقی در مُلکِ خویش است. خداوند هر حکمی را که اراده کند، بر اساس مالکیتِ تکوینی‌اش صادر می‌نماید. (المیزان، ج15، ص324) در عین حال، علامه تأکید می‌کنند که سنتِ خداوند بر این جاری شده که رفتارش کاملاً با «عقلِ سلیم» تطابق داشته باشد. یعنی خداوند کاری را اراده می‌کند که اگر بر عقول عرضه شود، نام «عدالت» بر آن می‌نهند و هرگز فعلی از او سر نمی‌زند که عقل آن را «ظلم» بداند. (المیزان، ج14، ص97) 🔷 ۲. ریشه‌ی هلاکت‌ها؛ ستمِ الهی یا خودزنیِ تاریخی؟: یکی از شبهات در میدان نبرد این است که چرا خداوند گاهی اقوام و جبهه‌های باطل را با عذاب‌های سخت ریشه‌کن می‌کند؟ آیا این با مهربانی و عدالت سازگار است؟ قرآن کریم به صراحت می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ» (نساء/40) (قطعاً خداوند به اندازه وزن ذره‌ای ظلم نمی‌کند). و در آیات متعدد دیگری (مانند: وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ (فصلت/46)، وَ ما كُنَّا ظالِمِينَ(شعراء/209)) هرگونه ستمی را از ساحتِ ربوبی نفی می‌کند. پس ماجرای نابودیِ اقوامی چون نوح، عاد و ثمود چه بود؟ علامه طباطبایی در شرح این سنت بیان می‌کنند که هلاکتِ دشمنان، ستمِ خداوند به آن‌ها نیست، بلکه نتیجه‌ی «ظلم به خویشتن» است (وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ). (المیزان، ج9، ص337-338) مکانیسمِ این عدالت چنین است: 🔶 ۱_ خداوند با ارسال پیامبران و نشانه‌های روشن، حق و باطل را کاملاً مشخص می‌کند (اتمام حجت). 🔶۲_ قومِ باطل، آیاتِ خدا را مسخره کرده و سرگرمِ لذایذ دنیا می‌شوند. 🔶۳_ قانونِ عدل الهی ایجاب می‌کند که باطنِ این لجاجت و فسق، به شکلِ «عذاب و هلاکت» ظاهر شود. بنابراین، سننِ عقاب و پاداش، مستقیماً از دلِ «سنت عدالت» می‌جوشند (پاداش برای اهل ایمان و عذاب برای فاسقین). 🔷 ۳. سنت یاری مظلوم؛ مداخله‌ی قطعیِ خالق: در کنار ترازوی دقیق عدالت، یک قانونِ امیدبخشِ دیگر در هستی تعبیه شده است و آن «سنت یاری مظلوم» است. در نبردِ نابرابرِ ظالم و مظلوم، سیستم هستی بی‌تفاوت نمی‌ماند. علامه طباطبایی در تبیینِ فلسفه‌ی این نصرتِ الهی، به یک قاعده‌ی زیبای تکوینی اشاره می‌کنند: «سنت خدا بر این جریان یافته که همواره یکی از دو متضاد و مزاحم را بر دیگری غلبه دهد؛ همان‌طور که همواره روز را بر شب، و شب را بر روز غلبه می‌دهد.» (المیزان، ج14، ص401) از آنجا که خداوند ذاتِ شنوا و بینای مطلق است، آه و ناله‌ی مظلومی را که حقش پایمال شده می‌شنود و وضعیت او را می‌بیند. تقابلِ ظالم و مظلوم، تقابلِ دو جریانِ متضاد است و اراده‌ی خداوند بر این تعلق گرفته که در نهایت، جبهه‌ی مظلوم را بر ظالم غلبه داده و او را یاری کند. 🔵 جمع‌بندی؛ سکینه‌ی قلب در میانه‌ی طوفان: رزمنده‌ای که هندسه‌ی نبرد را بر اساس این دو سنت (عدالت و یاری مظلوم) درک کند، هرگز دچار تزلزل نمی‌شود. 🔶 او می‌داند که جود و کرمِ خداوند به جبهه باطل (همان سنت اعطاء که در یادداشت دهم ذکر شد)، منافاتی با عدالتِ او ندارد.
🔶 او یقین دارد که در دستگاهِ محاسباتیِ خداوند، به اندازه‌ی ذره‌ای (مثقالذرةمثقال ذرةمثقالذرة) ظلم به کسی روا نمی‌شود. 🔶 و مهم‌تر از همه، باور دارد که اگر در مسیرِ حق مورد ظلم واقع شد، خداوند به عنوان شنوا و بینای مطلق، طبقِ قانونِ قطعیِ جابجاییِ شب و روز، سرانجام روزِ روشنِ نصرت را بر شبِ تاریکِ ظلم غلبه خواهد داد. ✍️ دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) 👈 یادداشت قبلی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
7923.pdf
حجم: 334.1K
✅ معرفی مقاله: فلسفه ریاضیات؛ سفری در حکمت باستان و مباحث مدرن 🔵 وقتی برای اولین بار در دوران کارشناسی با فلسفه ریاضیات مواجه شدم، از اینکه چگونه چنین دانش به ظاهر ملموس و قطعی می‌تواند منجر به چنین معماهای فلسفی عمیقی شود، شگفت‌زده شدم. اعداد چگونه می‌توانند وجود داشته باشند اگر نمی‌توانیم آنها را لمس کنیم؟ چرا ریاضیات در توصیف جهان فیزیکی اینقدر خوب عمل می‌کند؟ 🔵 این سؤالات بیش از دو هزار سال است که متفکران را مجذوب خود کرده است و همچنان به شکل‌گیری چگونگی درک ما از دانش ریاضی امروز کمک می‌کند. این مقاله به بررسی دنیای جذاب فلسفه ریاضی می‌پردازد و سیر تکامل آن را از اکتشافات یونان باستان تا مباحث کلاسی معاصر دنبال می‌کند. 🔵 با بررسی مکاتب فلسفی اصلی مانند افلاطون‌گرایی، صورت گرایی، ساخت‌گرایی و طبیعت‌گرایی، بررسی می‌کنم که چگونه دیدگاه‌های مختلف در مورد ماهیت حقیقت ریاضی بر همه چیز، از ریاضیات تحقیقاتی گرفته تا نحوه آموزش حساب دیفرانسیل و انتگرال به دانشجویان سال اول، تأثیر می‌گذارد. 🔵 تحلیل من از منابع تاریخی، استدلال‌های فلسفی و تحقیقات آموزشی بهره می‌برد تا نشان دهد که این سؤالات به ظاهر انتزاعی، پیامدهای بسیار واقعی برای تمرین و یادگیری ریاضی دارند. ✍️ نویسنده: Gurkamal Singh _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
علم ماوراء(بی)طبیعت 🔘 بخش دوم در راستای پاسخ به پرسش قبل مواجهه با تاریخچه مسئله حرکت تا اندازه ای روشنگر است: 🔵 شهید مطهری درباره تحول جایگاه بحث حرکت می نویسد:« مباحث حركت را ارسطو و ابن سينا در طبيعيات آورده‌اند به حكم اينكه حركت از عوارض جسم طبيعى است، ولى صدر المتألهين به حكم اينكه حركت را منحصر به عوارض جسم نمى‌داند و به حركت جوهريه نيز قائل است و على هذا حركت حقيقتى است كه مى‌تواند «مقوّم» وجود جسم باشد نتيجه گرفت كه حركت صرفاً از عوارض جسم نيست تا در قلمرو طبيعيات قرار گيرد. صدر المتألهين ثابت كرد كه حركت از اقسام اوليۀ «موجود بما هو موجود» است نه از اقسام ثانويۀ آن؛ يعنى انقسام موجود به متغير و ثابت از قبيل انقسام موجود به واجب و ممكن و به حادث و قديم است، نه از قبيل انقسام موجود به سفيد و سياه و يا به ريز و درشت و امثال اينها. على هذا تحقيق دربارۀ حركت بايد در فلسفۀ اولى صورت گيرد نه در طبيعيات؛ ازاين‌رو مباحث حركت را ضمن مباحث امور عامّۀ اسفار ذكر كرد.» (مجموعه آثار، ج5، 27) 🔵 آیة الله جوادی آملی:« ابن سینا بحث حرکت را در طبیعیات شفا مطرح کرده است ، و حکیم سبزواری در کتاب منظومه نیز با آنکه براساس حکمت متعالیه مشی نموده است ، مباحث حرکت و مباحث نفس را مطابق عادت مشائین در طبیعیات تدوین نموده است . حکمای مشاء ، تغیّر و دگرگونی را از عوارض ذاتی جسم طبیعی می دانستند ؛ و تغیّر دفعی را کون و فساد ؛ و تغیّر تدریجی را حرکت؛ و لکن صدرالمتألهین تغیّر را از عوارض موجود از آن جهت که موجود است می داند ؛ و از حرکت در فلسفه الهی و متافیزیک بحث می کند ... اختلاف صدرالمتألهین با حکمای مشاء ، در عارض ذاتی بودن حرکت نسبت به وجود یا جسم طبیعی ، سبب نگرش دوگانه در جایگاه بحث از حرکت در فلسفه است .» (رحیق مختوم، ج11، 7) 🔵 از تامل در دو فراز مذکور دست کم دو نتیجه آشکار می شود: اولا فیلسوفان بزرگ-برخلاف امروز- نه تنها مطالعه طبیعیات را در کنار الهیات در دستور کار داشتند بلکه عندالمقتضی با انتقال یک مبحث از طبیعیات به الهیات، تحولات بزرگی را رقم می زند. ثانیا جایگاه مباحث در علوم کاملا تجدیدنظر پذیر است و ممکن است در آینده مباحث دیگری از طبیعیات صبغه فلسفی به خود گرفته و دچار همین دگردیسی شود. هرچند پرسش از جایگاه واقعی مسائل در علوم همچنان مورد بحث است، به نظر می رسد دو نتیجه فوق مورد تردید نباشد. 🔵 افزون بر حرکت و به دنبال آن زمان، مسئله مزاج از مسائلی است که انتقال آن ازطبیعیات به حکمت متعالیه کلید خورد؛ صدرالمتالهین درباره جایگاه مسئله مزاج: العادة جرت بذكر هذه المسألة في فن الطبيعيات لكنا أوردناها هاهنا للعلة المذكورة و لعلة أخرى و هي أن البحث عن ماهية شيء و نحو وجوده مناسب لأن يذكر في العلوم الإلهية .«هرچند رسم بر گنجاندن مسئله [مزاج] در طبیعیات است، لکن ما به دلیل پیش گفته و به دلیل دیگری که بحث از ماهیت و نحوه وجود اشیاء، فلسفی است، در الهیات ذکر می کنیم.» (اسفار، ج5، 320) ◀️ ادامه دارد ✍️ حجة الاسلام والمسلمین محمد فخرروحانی (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) 👈 یادداشت قبلی علم_ماوراء_بی_طبیعت _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
JOP_Volume 21_Issue 2_Page 37-60 (2).pdf
حجم: 1.1M
✅ معرفی مقاله:جایگاه واهمه در عمل از منظر ابن‌سینا 🔵 از منظر ابن‌سینا، قوه واهمه یکی از مهم‌ترین مبادی عمل است. این قوه مبدأ ادراکی عمل است. ادراک پیشین عمل، به‌کارگیری متصرفه برای تصور عمل، تحریک شوق شهوی و غضبی از طریق ادراک جزئی و تصوری نفع و ضرر، یاری‌رسانی به عقل عملی، پدیدآوردن برخی از کیفیات نفسانی مانند ترس یا آرزو، تولید گزاره‌های کاذب، تأثیر در خارج از بدن و واسطه‌گری بین وضعیت‌های بدنی و عمل از جمله کارکردهای این قوه است. 🔵 این قوه برای کارکرد خود به همراهی سایر قوای ادراکی نیازمند است. واهمه انسان به دلیل همراهی با عقل، به کارکرد دیگری مانند اذعانات جزمی و ساخت برخی از گزاره‌های کلی دست یافته است. تشابه، تجربه، نیاز قوا و الهامات رحمانی الهی از جمله راه‌هایی است که از آن طریق، واهمه بدون کمک عقل به ادراکات خود دست می‌یابد. 🔵 واهمه در اکثر موارد، بدون تصدیق و بلکه با ادراک تصوری نفع و ضرر را ادراک می‌کند. تصریحات ابن‌سینا درباره گزاره‌های مخیله و انفعال نفس از تخیلات بدون تصدیق این مدعا را اثبات می‌کند. علی‌رغم ابعاد مختلف اندیشه ابن‌سینا درباره وهم و جایگاه آن در عمل، اندیشه او دارای تعارضات و ابهاماتی است؛ مانند استناد ادراک کلی به قوه واهمه مادی در برخی موارد و عدم امکان تبیین بعضی کارکردهای وهم. ✍️ نویسندگان: سعید حسن زاده، محمد سعیدی مهر، رضا اکبری _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ چهار ستون حمایت از رشد دانشجو در نگاه ملاصدرا 🔵 اگر بپذیریم که هدف آموزش صرفاً انتقال دانش نیست و باید به تحول انسان منجر شود، پرسش بعدی این است: چه عواملی این تحول را ممکن می‌کنند؟ از مطالعه آثار ملاصدرا می‌توان چهار نوع حمایت یا پشتیبانی را استخراج کرد که هر یک نقش مهمی در رشد انسان دارند. 🔷 نخستین نوع حمایت، حمایت عقلانی است: در حکمت متعالیه، عقل صرفاً ابزاری برای حل مسئله نیست. عقل راه کشف حقیقت و مهم‌ترین عامل رشد وجودی انسان است. به همین دلیل، یک نظام آموزشی موفق نباید فقط به حفظ مطالب یا کسب نمره بیندیشد؛ بلکه باید قدرت تحلیل، تفکر انتقادی، فهم عمیق و توانایی تصمیم‌گیری را در دانشجو تقویت کند. 🔷 دومین نوع حمایت، حمایت از طریق الگو و راهنماست: ملاصدرا تحت تأثیر سنت اسلامی و عرفانی معتقد است که انسان در مسیر رشد نیازمند الگو است. در فضای آموزشی امروز، این نقش را می‌توان در قالب استاد، مربی یا منتور مشاهده کرد. تجربه نشان داده است که بسیاری از دانشجویان بیش از آنکه به محتوای آموزشی نیاز داشته باشند، به فردی نیاز دارند که مسیر را پیش از آنان پیموده باشد و بتواند در بزنگاه‌های مهم راهنمایی‌شان کند. 🔷 سومین نوع حمایت، حمایت مبتنی بر حرکت جوهری است: ملاصدرا معتقد است تحولات بزرگ از انباشت تغییرات کوچک شکل می‌گیرند. این اصل برای طراحی نظام موفقیت دانشجو بسیار ارزشمند است. بسیاری از دانشجویان تصور می‌کنند موفقیت نتیجه تصمیم‌های بزرگ است؛ در حالی که موفقیت اغلب حاصل تکرار روزانه رفتارهای کوچک است: 🔶 مطالعه منظم 🔶 مرور مستمر 🔶 انجام تمرین‌ها 🔶 و پایبندی به تعهدات همین رفتارهای کوچک، به تدریج به عادت و سپس به بخشی از شخصیت فرد تبدیل می‌شوند. 🔷 چهارمین نوع حمایت، حمایت ناشی از توفیق و محیط رشد است: در نگاه ملاصدرا، انسان در خلأ رشد نمی‌کند. محیط، دوستان، استادان و شرایط زندگی همگی در مسیر رشد اثرگذارند. به همین دلیل، یکی از وظایف مهم هر مجموعه آموزشی، ساختن «اکوسیستم رشد» است؛ محیطی که در آن دانشجو بتواند در کنار افراد هدفمند، منظم و تلاشگر قرار گیرد. 🔵 اگر این چهار نوع حمایت را کنار هم قرار دهیم، به الگویی می‌رسیم که در آن موفقیت دانشجو فقط حاصل تلاش فردی نیست؛ بلکه نتیجه تعامل میان عقل، مربی، عادت‌های سازنده و محیط رشد است. اما در عمل چه عواملی مانع این رشد می‌شوند؟ این موضوع را در یادداشت سوم بررسی خواهیم کرد.... ✍️ خانم زهرا گودرزی (مدرس و دانش آموخته فلسفه) 👈 یادداشت قبلی ـ_ــ_ـ_ـ ‌ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir ‌ 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ چشم اندازی به فلسفه علم 🔘 سه دیدگاه کلاسیک درباره ماهیت علم ( بخش اول) 🔵 به اعتقاد تجربه گرایان، تجربه نه تنها ریشه و منشأ همه معارف، از جمله علم، بلکه توجیه کننده آنها نیز هست. باورهای روزمره ما محصول تجارب فردی و گروهی ماست. دانشمندان نیز در برخورد با تجارب ملموس به نظریه‌ پردازی درباره آنها روی می آورند و ایده آلشان این است که نظریاتشان را تجربه تأیید کند. به عنوان نمونه، هنگامی که به تاریخ پزشکی نگاه می‌کنیم بسیاری از نظریات علمی را می یابیم که ریشه در مشاهدات تجربی دارند. وبا بیماری جدی و واگیرداری بود که در قرون هجده و نوزده مرگ و میر بسیاری را باعث شد. هنوز هم در جوامع فقیر و در میان محله هایی از کلان شهرهای پر جمعیت، که از امکانات بهداشتی بی بهره اند، وبا براحتی شیوع می یابد و بسیاری از کودکان و بزرگسالان را به کام مرگ می کشد. 🔵 در قرون هجده و نوزده نظریه های متفاوتی در باب علت شیوع بیماری وبا وجود داشت. چنین نظریه هایی، اغلب بدون توسل به موجودات ریزی مانند میکروب، وبا را ناشی از گازهای بدبوی مرداب یا فاضلاب می دانستند. جان اسنو در قرن نوزده در لندن، علت شیوع وبا را وجود میکروب های ریزی در آب آشامیدنی شهر دانست. وی با تلاش بسیار، اولیای شهرداری را متقاعد کرد که شیرهای آب را در میادین عمومی ببندند. پس از قطع شیرهای آب، شیوع وبا به شدت کاهش یافت و نظریه اسنو در سال ۱۸۵۴ به تأیید تجربی رسید. 🔵 البته باید توجه داشت که رابطه علم و تجربه همواره به این سادگی نیست. چند دهه بعد، کخ و پاستور نظریه میکروبی بیماری ها را عرضه کردند.کخ باکتری مربوط به بیماری وبا را جداگانه کشت داد، اما پتن کوفر، که به نظریه کخ اعتقاد نداشت، آبی را آشامید که حاوی باکتری وبا بود و بیمار نشد. بنابراین، پتن کوفر نتیجه گرفت که میکروبی در کار نیست. البته بعدها معلوم شد که حق با کخ بوده است. این مثال نشان می دهد که صرف وجود مشاهده ای موید یا مبطل نظریه، آن را به شکلی قطعی تأیید یا ابطال نمی کند. 🔵 تجربه گرایی آموزه ای فلسفی است که طبق آن تنها مفاهیمی جواز استفاده در زبان علم را دارند که به نوعی با تجربیات مستقیم یا غیر مستقیم ما در ارتباط باشند. تجربه گرایی در شکل افراطی، هر مفهوم، گزاره یا نظریه ای را که به نحوی از انحا نتوان ربط آن را با تجربه نشان داد تهی، مهمل و بی معنا می داند. البته میان تجربه گرایان بر سر اینکه نحوه اتصال احکام و مفاهیم با تجربه چگونه باید باشد اختلاف نظر است. برخی تأیید مستقیم و برخی ابطال را ملاک مناسب می دانند. 📚 منبع: کتاب، آشنایی با فلسفه علم، نوشته حسین شیخ رضایی و امیر احسان کرباسی زاده _ـ_ــ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ معرفی کتاب: فلسفه فیزیک؛ درآمدی بسیار کوتاه 🔵 این کتاب، کتابی مختصر می‌باشد که به پرسش‌های عمیق در تقاطع برخورد فلسفه و فیزیک می‌پردازد. این کتاب، بخشی از مجموعه معتبر «معرفی‌های بسیار کوتاه» است که توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر‌شده است. 🔵 به‌طور کلی این کتاب حول سه موضوع اصلی می‌چرخد که همگی جوهر یک تحقیق فلسفی در علم فیزیک را نشان می‌دهند: 🔶 1. بخش اول، «ماهیت فضا و زمان» به معماهای فلسفی‌ می‌پردازد که اسحاق نیوتن را به طرح مفهوم فضای مطلق سوق داد. دیوید والاس در این بخش بررسی می‌کند که چگونه ایده‌های انقلابی نسبیت خاص و عام نیوتون در فیزیک مدرن تغییر می‌کنند. همچنین این بحث به پیامدهای این نظریه‌ها (نسبیت عام و خاص) در درک ما از حرکت، تقارن و ساختار واقعیت گسترش می‌یابد. 🔶 2. بخش دوم کتاب با عنوان «منشاء برگشت‌ناپذیری و احتمال در سیستم‌های بزرگ»، ظهور رفتارهای برگشت‌ناپذیر را در مکانیک آماری را بررسی می‌کند. والاس در بررسی خود به این تناقض می‌پردازد که چگونه قوانین میکروسکوپی فیزیک که هیچ تمایزی بین گذشته و آینده قائل نمی‌شوند، می‌توانند پدیده‌های ماکروسکوپی را که مشاهده می‌کنیم ایجاد کنند. 🔶 3. بخش آخر کتاب با عنوان «ایجاد حس مکانیک کوانتومی»، با نظریۀ بنیادی مکانیک کوانتوم و دست‌و‌پنجه نرم می‌کند. والاس بحث می‌کند که چرا تفسیر نظریه‌ی کوانتومی تا این حد چالش‌برانگیز است. ✍️ نویسنده: دیوید والاس لینک کتاب _ـــ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ سلسله یادداشت‌های معادلات پنهان نبرد؛ بررسی سنن الهی در جنگ امروز 🔘 معادلات پنهان نبرد (۱۳) | قانونِ بازتابِ تکوینی؛ «سنت تأثیر اعمال» در تقابل جبهه حق و باطل 🔵 یکی از سننِ قطعی و راهبردی در هندسه‌ی آفرینش، اثرگذاریِ مستقیم و بی‌واسطه‌ی اعمالِ انسان‌ها (به‌ویژه در سطح کلان و اجتماعی) بر حوادثِ عالم است. در دستگاهِ محاسباتیِ خداوند، هستی یک نظاره‌گرِ خنثی و بی‌تفاوت در کشاکشِ نبردها نیست؛ بلکه محیطی هوشمند است که به کُنش‌های جبهه‌ی حق و باطل واکنشی متناسب نشان می‌دهد. درکِ این سنت ثابت می‌کند که کلیدِ تغییرِ معادلاتِ میدان، پیش از آنکه در انحصارِ تسلیحات باشد، در گروِ عملکردِ خودِ انسان‌هاست. 🔷 ۱. پیوندِ تکوینیِ اعمال و حوادث؛ از گشایشِ جبهه‌ها تا فروپاشیِ ظالمان: قرآن کریم به صراحت پرده از این قاعده‌ی پنهانِ جنگ برمی‌دارد. موفقیت‌ها و بحران‌های حاکم بر جوامع، تابعی از عملکردِ آن‌ها در میدان است. ایستادگی، ایمان و تقوایِ جبهه‌ی مقاومت، قفلِ خزانه‌ی نصرت‌های الهی را می‌شکند: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُري آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ…». در نقطه‌ی مقابل، ماشینِ جنگیِ مستکبران با تولیدِ ظلم و تباهی، تکویناً اسبابِ بحران و فروپاشیِ خود را رقم می‌زند: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ…». علامه طباطبایی (ره) در تبیین این قاعده می‌فرمایند: «ارتباطی کامل بین اعمال انسان‌ها با حوادث عالم برقرار است؛ اعمال صالح [و مجاهدت‌ها] باعث می‌شود که خیراتِ عالم زیاد شود و برکات نازل گردد، و اعمال زشت [و طغیان‌گری‌ها] باعث می‌شود بلاها و محنت‌ها پشت سر هم بر سر انسان‌ها فرود آید.» (المیزان، ج10) 🔷 ۲. مکانیسمِ «درخواست و اجابتِ عملی» در میدان نبرد: آرایشِ جنگی و اعمالِ هر جبهه، چگونه حوادث را رقم می‌زند؟ پاسخ در سازوکارِ دقیقِ «اجابتِ دعایِ عملی» نهفته است. سیستمِ هستی، هر عمل را یک «درخواستِ تکوینی» قلمداد می‌کند. مستکبری که بمب بر سرِ مظلومان می‌ریزد و زیرساخت‌ها را ویران می‌کند، در حقیقت با عملِ خود از خداوندِ قهار خواسته است که همین ویرانی و وحشت را بر سرِ خودش آوار کند. در مقابل، مجاهدی که از جانِ خود می‌گذرد و به دفاع از مظلوم برمی‌خیزد، با عملِ خود، فتح، امنیت و حیاتِ طیبه را برای خود و جامعه‌اش از هستی مطالبه می‌کند و نظامِ آفرینش این درخواست‌ها را دیر یا زود به سوی صاحبانشان بازمی‌گرداند. 🔷 ۳. بازگشتِ قطعیِ ضربات (توفیه)؛ هیچ جنایتی گم نمی‌شود: در غبارِ جنگ‌ها و هیاهوی رسانه‌ها، شاید به نظر برسد که بسیاری از جنایاتِ جبهه‌ی باطل بی‌کیفر می‌ماند، اما قانونِ قرآنیِ «توفیه» (بازپس‌دهیِ کامل و بی‌نقصِ عمل) می‌گوید هیچ کنشی در عالم گم نمی‌شود (مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ، وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها). 🔶 گریبان‌گیریِ گریزناپذیر: رابطه‌ی ظالم با جنایتش، حقیقی و ناگسستنی است. خداوند عواقبِ این طغیان را چونان طوقی بر گردنِ سیستمِ استکبار قرار داده است (وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ). 🔶 انتقام در دنیا، تجسم در آخرت: جبهه‌ی باطل بازتابِ جنایاتِ خود را به شکلِ ضرباتِ راهبردی، ناامنیِ درونی و فروپاشیِ اجتماعی در همین دنیا خواهد چشید؛ اما این تنها پیش‌لرزه‌ای است از تجسمِ عینی و هولناکِ اعمالشان در روز قیامت. 🔷 ۴. گردابِ «مکرِ سیّء»؛ بومرنگِ توطئه‌های دشمن: یکی از کوبنده‌ترین تجلیاتِ این سنت در تقابلاتِ نظامی و امنیتی، قانونِ بازگشتِ توطئه‌ها به سمتِ خودِ طراحان است. اتاق‌فکرهای جبهه‌ی باطل همواره در حال طراحیِ نقشه‌های پیچیده برای محاصره، ترور و نابودیِ جریانِ حق هستند. اما قرآن قاعده‌ای شکست‌ناپذیر را اعلام می‌کند: «وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ» (نیرنگِ زشت، جز دامنِ صاحبانش را نمی‌گیرد). چاهی که جریانِ سلطه برای مقاومت حفر می‌کند، تکویناً به مدفنِ خودِ آن‌ها تبدیل می‌شود. اثرِ وضعیِ یک عملیاتِ ظالمانه، ابتدا در ساختارِ درونیِ جبهه‌ی باطل رسوخ کرده و موریانه‌وار پایه‌های قدرتشان را فرو می‌ریزد. 🔷 ۵. استثنائاتِ میدان؛ خون‌بهای مجاهدان و سنتِ ابتلا: اگر قانونِ بازتاب قطعی است، چرا گاهی جبهه‌ی حق دچار آسیب، ترور و شهادتِ رهبران می‌شود و جبهه‌ی باطل ظاهراً مهلت می‌یابد؟ 🔶 سنتِ ابتلا و ترفیع درجه: خون‌ها، زخم‌ها و مصائبِ جبهه‌ی مقاومت، از جنسِ عقوبت نیست؛ بلکه «ابتلا» (کوره آزمایش) است. خداوند با این سختی‌ها، ناخالصی‌های جامعه‌ی مؤمنین را پاک کرده، اراده‌ها را پولادین می‌سازد و ظرفیتِ دریافتِ نصرت‌های بزرگ‌تر (مانند فتحِ نهایی) را در آن‌ها ایجاد می‌کند.