eitaa logo
موسسه معنا
1.5هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
129 ویدیو
77 فایل
معنا | مطالعات بنیادین و فلسفی علم پژوهش در قلمرو علوم انسانی و علوم پایه 🔹 فلسفه و تاریخ علم؛ از ریشه‌های اندیشه تا تحولات امروز 🔹 منابع، آثار و چهره‌های علمی 🔹 رویدادها و اخبار اثرگذار علمی https://manainstitute.ir🌐 📞 ادمین: @vahidshahab
مشاهده در ایتا
دانلود
✅ معرفی مقاله: علم الهی از دیدگاه ملاصدرا و تاثیر پذیری او از نهج البلاغه 🔵 یکی از مباحث مهم در فلسفه اسلامی بحث از علم است و از همان ابتدای پیدایش مورد توجه فلاسفه قرار داشته است و به جرات می توان گفت که فلاسفه در این باب نظریه واحدی نداشته اند آراء فیلسوفان در نهایت اختلاف است. 🔵 در پژوهش سعی کردیم به دیدگاه ملاصدرا در باب علم الهی و میزان تاثیر پذیری او از کلام امام علی (ع) در نهج البلاغه بهره بگیریم و وجوه اشتراک و افتراق در باب علم الهی را از این دو دیدگاه بررسی کنیم ملاصدرا علم را یک امر وجودی ئ دارای مراتب می داند و علم خداوند به ذات وعلم به موجودات قبل از ایجاد وبعد از ایجاد را علم حضوری و بدون واسطه می داند.ملاصدرا در مسئله علم الهی مانند بسیاری از مسائل فلسفی به آیات و روایات توجه ویژه ای دارد. 🔵 با بررسی آثار ملاصدرا و دقت در نهج البلاغه می توان گفت که ملاصدرا تا حد قابل توجهی در باب علم از نهج البلاغه تاثیر گرفته است چرا که امام علی(ع) معتقد است که خداوند علم به ذات خود و ممکنات قبل و بعد از ایجاد دارد. ✍️ نویسندگان: سیده فاطمه اصفهانی، علی زمانی، مهدی زمانی لینک مقاله _ــ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ سلسله یادداشت‌های معادلات پنهان نبرد؛ بررسی سنن الهی در جنگ امروز 🔘 معادلات پنهان نبرد (۱۱) | معماری فرماندهی در میدان؛ تقابل «ولایت الهی» و «ولایت شیطانی» 🔵 اگر هستی را یک میدان بزرگ نبرد بدانیم، هیچ انسانی در این میدان «رها» و «مستقل» نیست. انسان‌ها خواسته یا ناخواسته، تحت مدیریت و سرپرستیِ یک نیروی برتر قرار می‌گیرند که مسیر حرکت آن‌ها را تعیین می‌کند. قانون «ولایت»، نظامِ اتصال و وابستگیِ انسان‌ها به این شبکه‌های فرماندهی را تبیین می‌کند؛ شبکه‌ای که در یک سوی آن خداوند و اولیای او، و در سوی دیگر شیطان و کارگزارانش قرار دارند. 🔷 ۱. حقیقت ولایت؛ حقِ تصرف در نتیجه‌ی تقرب: برای درک دقیق این سنت، ابتدا باید کلمه «ولایت» را از معنای سطحیِ آن (صرفاً دوستی یا محبت) فراتر ببریم. علامه طباطبایی (ره) در تحلیلی موشکافانه، حقیقتِ ولایت را چنین رمزگشایی می‌کنند: «ولایت عبارت است از یک نحوه قُربی (نزدیکی) که باعث و مجوّزِ نوع خاصی از تصرف و مالکیتِ تدبیر می‌شود.» (المیزان، ج6، ص12) بر این اساس، ولایت یعنی کسی آن‌قدر به شما نزدیک شود که حقِ مدیریت، برنامه‌ریزی و تصرف در وجود و افکار شما را پیدا کند. در هستی، ولایتِ مطلقه و بالذات تنها از آنِ خداوند متعال است («ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفِيعٍ» (سجده/4)). اما در ذیل این ولایتِ مطلق، خداوند بر اساس «انتخاب انسان»، دو نوع سیستمِ مدیریت و سرپرستی (ولایت) را برای هدایت افعال بشری مقرر کرده است که جهت‌گیریِ آن‌ها کاملاً در تضاد با یکدیگر است. 🔷 ۲. دوگانه ولایت؛ قطب‌نمای مسیر:ما در اینجا با اصلِ ولایتِ تکوینیِ حق کاری نداریم، بلکه تمرکز ما بر «جهت و سمت و سوی» ولایت است که بر اساس اراده انسان شکل می‌گیرد: 🔶 ولایت الهی (شبکه نور): این ولایت شامل سرپرستیِ خداوند، پیامبران، ائمه و ملائکه (در مقام طاعت و عبادت) است. علامه طباطبایی با اشاره به سیاق آیات قرآن تأکید می‌کنند که ولایتِ خدا، رسول و مؤمنین، در واقع یک حقیقتِ واحد با یک معنای مشترک است. این شبکه، انسان را از تاریکی‌ها به سوی نور، اعمال صالح و در نهایت سعادتِ ابدی (بهشت) هدایت و تدبیر می‌کند. 🔶 ولایت شیطانی (شبکه ظلمت): در نقطه مقابل، ولایت شیطان قرار دارد که انسان را به سوی مهلکه‌ها، گناهان و سقوط سوق می‌دهد. این ولایت نیز بر اساس همان تعریف علامه، نوعی «نزدیک شدن» است، اما نزدیکیِ تاریکی که منجر به تصرفِ شیطانی در افکار و اعمال انسان می‌شود. 🔷 ۳. استراتژیِ ولایت باطل؛ لگام‌زدن و محاصره‌ی همه‌جانبه: قرآن کریم برای توصیف نحوه مدیریت و تصرفِ شیطان در جبهه باطل، از تعابیر نظامی و راهبردیِ بسیار عجیبی استفاده می‌کند. شیطان در پیشگاه خداوند سوگند یاد کرد: «لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا» (یقیناً فرزندان او را لگام می‌زنم، مگر اندکی را). کلمه «احتِناک» در عربی به معنای بستن طناب به زیر گلوی اسب (لگام زدن) برای در اختیار گرفتنِ کاملِ کنترلِ آن است. کسی که تحت ولایت شیطان درمی‌آید، در واقع افسارِ ادراک و تصمیم‌گیریِ خود را به دست او سپرده است. خداوند در قرآن، ابزارهای این فرماندهیِ باطل را به صراحت بیان می‌کند (اسراء/62-64): 🔶 جنگ روانی و رسانه‌ای: «وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ» (با صدای خود هر که را توانستی تحریک کن). 🔶 یورش نظامی: «وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ» (و با سواره‌نظام و پیاده‌نظامت بر آن‌ها بتاز). نفوذ اقتصادی و فرهنگی: «وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ» (و در اموال و فرزندان با آن‌ها شریک شو). 🔶 دیپلماسیِ فریب: «وَ عِدْهُمْ» (و به آن‌ها وعده بده). اما قرآن بلافاصله تأکید می‌کند که وعده‌های این فرمانده، چیزی جز فریب و غرور نیست («وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً»). 🔷 ۴. هم‌نشینیِ شوم (قرین)؛ چرا دشمن حق را نمی‌فهمد؟: یکی از آثار هولناکِ پذیرش ولایت باطل در میدان نبرد، پدیده‌ی «قَرین شدن» (هم‌نشینیِ جدایی‌ناپذیر) با شیطان است. وقتی انسانی یا سیستمی تحت ولایت شیطان قرار گرفت، شیطان چنان به او نزدیک می‌شود (همان قرب و تصرف) که به هم‌نشینِ او تبدیل می‌گردد.اثرِ مستقیمِ این قرین شدن در میدان جنگ این است که سیستم محاسباتی و شناختیِ فرد کاملاً مختل می‌شود و دیگر حاضر نیست حرف حق را بپذیرد (ر.ک. المیزان، ج18، ص101-103). این سنت توضیح می‌دهد که چرا جنایتکارانِ جبهه باطل، با وجود دیدنِ واضح‌ترین صحنه‌های مظلومیت یا روشن‌ترین استدلال‌های منطقی، ذره‌ای وجدانشان بیدار نمی‌شود. آن‌ها کَر و کور شده‌اند، زیرا افسارِ ادراکشان در دستِ فرماندهیِ دیگری است.
🔷 ۵. سرانجامِ ولایت‌ها؛ حسرتِ بزرگِ قیامت: پایانِ این دو مدل فرماندهی در صحنه قیامت، بسیار عبرت‌آموز است. در آن روز که پرده‌ها کنار می‌رود و حقیقتِ اعمال آشکار می‌شود، جبهه باطل تازه متوجه می‌شود که تحت ولایت و تصرفِ چه موجودی بوده است. قرآن می‌فرماید در آن لحظه که فردِ باطل‌گرا قرین و هم‌نشینِ خود (شیطان) را می‌بیند، از عمق جان فریاد می‌زند: «ای کاش بین من و تو به اندازه فاصله مشرق تا مغرب جدایی بود!» اما این آرزو سودی ندارد، زیرا آن‌ها در دنیا اراده کردند که در شبکه فرماندهیِ او قرار گیرند. 🔵 جمع‌بندی؛ نبردِ فرماندهی‌ها: سنت «ولایت» به رزمنده‌ی جبهه حق می‌آموزد که جنگِ امروز، صرفاً برخوردِ دو ارتشِ مادی نیست؛ بلکه تقابلِ دو «شبکه‌ی مدیریت و سرپرستی» است. جبهه باطل، با تمام هیمنه‌ی نظامی و رسانه‌ای‌اش، ارتشی است که افسارِ آن به دستِ فرماندهیِ فریبکار (شیطان) است که در نهایت پیروانش را به سوی جهنم (جَزاءً مَوْفُوراً) می‌کشاند. در مقابل، جبهه حق تحتِ ولایت و سرپرستیِ نیرویی است که نور، سکینه و پیروزیِ نهایی را تدبیر می‌کند. پیروزی در این میدان، در گروِ خارج نشدن از شبکه «ولایت الهی» و تن ندادن به لگامِ فریبنده‌ی «ولایت شیطانی» است. ✍️ دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) 👈 یادداشت قبلی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ پیدایش تاریخی علوم شناختی دین(بخش اول) 🔘 علوم شناختی دین؛ دستنامه‌ی آکسفورد 🔵 اهمیت مطالعه تطبیقی دین (comparative religion studies)، از دیرباز در نتیجه مواجهه با تفاوت‌های آشکار و نهان ایده‌ها و اعمال دینی جوامع بیگانه مورد توجه بوده است. در قرن 16 و در تقابل مسیحیت کاتولیک و پروتستان، نه‌تنها در راستای تشخیص مسیحیت راستین، بلکه در نتیجه کاوش در جغرافیای غیراروپایی، پرسش از حقانیت ادیان به طور کلی اهمیت دوچندان یافت. در آغاز کوشش‌ها اغلب به ترجمه سنت‌های دینی دیگر معطوف گشت و به موازات آن و با توصیفات قوم‌نگارانه مردم‌شناسان اطلاعات تکمیل می‌شد. 🔵 در قرن بیستم و درنتیجه‌ی انباشته شدن داده‌ها درباره ادیان، مطرح شدن سوالات مرتبط با روش‌شناسی مطالعه تطبیقی طبیعی می‌نمود. در نتیجه، چهار ملاحظه در سیر تحقیقات محوریت یافتند؛ مطالعه تطبیقی دین می‌بایست به‌لحاظ تاریخی صحیح باشد، یعنی بتواند به درستی ریشه‌ها و توسعه‌ی هر سنت دینی را توضیح دهد. به‌لحاظ فرهنگی دقیق باشد به این معنا که در ترجمه بر نارسایی‌های زبانی فائق آید. به‌لحاظ تفسیری واضح باشد، یعنی بتواند معنای ایده‌ها و اعمال دینی را معین کند. همچنین در نهایت مطالعه تطبیقی باید بتواند یک طبقه‌بندی منطقی در خصوص اعمال و ایده‌های دینی پیچیده به دست دهد. 🔵 چنان‌که پیداست مطالعه تطبیقی از این تاریخ، بر فهم و تفسیر درست از ادیان متمرکز است و بررسی صدق و کذب مدعیات دینی به فلسفه واگذار شده‌است. دیگر این‌که گرچه فهم صحیح در اولویت است اما معین کردن فایده و کارکرد دین نیز مورد توجه بوده‌است. با این وجود، غلبه نگاه هرمنوتیکی در توضیح اعمال و ایده های دینی بدون پرداختن به تبیین علّی مکفی از چگونگی پیدایش، انتقال و تداوم آن اعمال و ایده ها، فقدانی بود که کوشش برای جبران آن در نیمه دوم قرن بیستم به پیدایش علوم شناختی دین (CSR) منجر شد. 🔵 پیدایش CSR 🔸 از نیمه دوم قرن بیستم به بعد انباشت داده‌های جدید در مطالعه‌ی قوم نگارانه‌ی انسان‌شناسان بر جوامع کوچک، مطالعات بینافرهنگی روان‌شناسان، نیز رویکرد جدید مطالعه فرایندهای شناختی دخیل در ابرازات و اظهارات شناختی مختلف، از جمله اظهارات دینی، منجر به آن شد که به‌طور روزافزون مطالعات تطبیقی ناچار از رویکرد پشت میزنشینی خود فاصله گرفته و از طریق آزمون‌های تجربی به سنجش اعتبار فرضیه‌هایش بپردازد. برای نمونه نظریه گرامر جهان‌شمول (universal grammar) چامسکی (Chomsky, 1965) را در نظر آورید. طبق این نظریه مکانیسم های شناختی جهانشمولی وجود دارند که یادگیری و پایداری (stability) زبان در افراد را تسهیل می‌کند. اگر چنین باشد، تفاوت‌های زبان به‌دلیل تفاوت‌های فرهنگی خواهد بود و قواعد جهان‌شمول مشترکی بر زبان‌های مختلف حاکم است. حال سوال این‌که چرا نتوان به قواعد جهان‌شمول مشترکی بین ادیان قائل شد؟ 🔸 در پاسخ به این پرسش دن اسپربر (Sperber, 1975) بیان می‌کند که در تبیین تفکر سمبولیک به‌صورت کلی ازجمله تفکر دینی، برخلاف رویکرد هرمنوتیکی نباید سمبول ها را دربرگیرنده معانی پنهان مشخص و ثابت دانست، بلکه تداعی‌های مبتنی بر تجارب شخصی، آموزه‌های فرهنگی، همچنین ویژگی‌های شناختی جهان‌شمول نظیر طرز کار حافظه، چگونگی طبقه‌بندی اطلاعات در ذهن انسان و ... آن چیزی است که تفکر سمبولیک را به گونه ای که هست مبدل ساخته است. به عبارت دیگر، تبیین گزاره‌ی سمبولیک وابسته به شناخت تداعی های (associations) مرتبط به آن است. این چنین بود که محوریت یافتن مطالعه ابزارهای ذهنی مشترک، آغازگر مطالعاتی شد که به پیدایش CSR انجامید. 🔵 برخی از مسائل کلاسیک CSR 🔸 رفتارهای مناسکی (ritualized behaviors): ایده ها و اعمال مشترکی بین سنت‌های دینی مختلف قابل مشاهده اند. از جمله‌ی آنها، رفتار اجتناب از آلودگی و ناخالصی روحانی و اعتقاد به اهمیت تلاش برای تطهیر خود از این آلودگی‌های هرچند نامرئی است‌‌. در راستای برآوردن این هدف، اعمالی نظیر شستشوی مداوم بدن، لباس‌ها و محل سکونت درحالی‌که به‌لحاظ عرفی آلوده محسوب نمی‌شوند نمونه‌ هایی فراگیرند. 🔸 بویر و لیِنارد (Boyer & Lienard, 2006) در تبیین به این نتیجه رسیدند که همانند پاسخ درونزاد تکاملی (built-in evolutionary response) دربرابر مخاطرات قریب‌الوقوع، همان پاسخ های آشنا نظیر گریز، ستیز و یا میخ‌کوب شدن، که تهدیدهای به‌وضوح قابل رؤیت منجر به بروز آنها می‌شود، در برابر بسیاری از مخاطرات پنهان، پاسخ های تکاملی دیگری بروز می‌یابند که همان رفتار مناسکی است. 📚 منبع: Lawson, E. T. (2022). The historical genesis of the Cognitive Science of Religion (pp. 13-26). Oxford: Oxford University Press. _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ سریال نشست‌های علوم اجتماعی رایانشی 🔵 کارگاه تحلیل شبکه‌های اجتماعی 🔷 زمان: دوشنبه، ۱۸ خرداد ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۵ 🔶 مکان: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تالار گفت‌و‌گو پیوند مجازی نشست: https://fanotech.ir/cici1 پیوند ثبت‌نام: https://survey.porsline.ir/s/uH5DE5eg _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ ویلیام کریگ: خداباوری و جهان شناخت فیزیکی 🔘 خاستگاه مهبانگی جهان( بخش چهارم ) 🔵 زمان بر مبنای یک نسبت یگانه ( تقدم و تأخر، یا) مقدم بر/ موخر از، و همچنین به حق بر مبنای نسبت های گذشته/ آینده با حال، تنظیم می شود. بنابراین مکان و زمان ذاتا متمایز از هم اند. بر این اساس، تبدیل کردن زمان به بعدی از مکان یا قول به اینکه مکان قابل تبدیل شدن به زمان است، و این همان کاری است که الگوی هاوکینگ می‌کند، دقیقا ( مصداق) مابعدالطبیعه ناصواب است. جالب اینکه، این نقادی فلسفی در مورد همه الگوهای گرانش کوانتومی صدق می‌کند، زیرا وجه مشترک همه آنها این است که معتقدند زمان _ مکان واقعی از یک حوزه مکانیکی کوانتومی که نوعی مکان چهار بعدی مشتمل بر زمان موهومی است، ناشی می شود، البته اگر چنین الگویی را به شیوه ناواقع گرایانه تفسیر کنیم، هیچ اشکال مابعدالطبیعی بدان وارد نمی‌شود. ولی در آن صورت، چنین الگویی به هیچ وجه نیاز به آفریدگار را منتفی نمی سازد.قول به اینکه خداوند عالم را آفریده است، انبوهی از پرسش های فلسفی مهم پیش می‌آورد.دو مورد از آنها را به اختصار بیان می‌کنم: 🔷 اولا از آنجا که علت باید تقدم زمانی بر معلول داشته باشد و پیش از تکینی جهان شناسانه آغازین، زمان وجود ندارد، چگونه ممکن است خداوند ارتباط علی با مهبانگ داشته باشد ؟ خداباوران در پاسخ به این پرسش می توانند بگویند خدا قبل از مهبانگ در زمان مابعدالطبیعی که متمایز از زمان های فیزیکی اثبات شده در نظریه جهان‌شناسانه است، موجود بود. ولی چرا فکر می‌کنیم که علل باید تقدم زمانی بر معلول های خود داشته باشند. علت مهبانگ می توانسته است هم زمان با آن باشد. بر طبق یک نظریه نسبت مندانه درباره زمان می توان تصور کرد که خدا به صورت بی تغییر و در نتیجه بی زمان بدون آفرینش موجود است و در لحظه آفرینش وارد در زمان می شود. 🔷 ثانیاً چرا باید فکر کرد که آغاز داشتن عالم مستلزم آن است که عالم حقیقتا با مهبانگ به وجود آمده و بنابراین نیازمند علت است؟ این پرسش مشعر به دیدگاهی درباره زمان است که به حسب آن تمایز میان گذشته، حال و آینده صرفاً یک ویژگی سوبژکتیو آگاهی است و صیرورت زمانی، توهم است. بر طبق این دیدگاه عالم هرگز واقعا به وجود نیامده است، بلکه صرفاً به صورت یک کل چهار بعدی، فارغ از گذشته، حال و آینده، قوام دارد.لازمه این نوع مابعدالطبیعه زمان آن است که باید همه تجربه های ما درباره گذشته، حال و آینده و نیز صیرورت زمانی، هم در درکمان از عالم خارج و هم در حیات درونی نفس، را موهوم دانست و این نتیجه ای است شبیه به انکار واقعیت حرکت از سوی زنون. به علاوه این سخن تناقض آمیز به نظر می رسد، از این جهت که حتی توهم ما در خصوص صیرورت زمانی مستلزم نوعی صیرورت عینی در محتویات آگاهی است و درنتیجه باید گفت صیرورت زمانی( همچنان پابرجاست و) حذف نشده است. 🔵 لازم است مطالب بسیار بیشتری ذیل این عنوان گفته شود، ولی این پرسش لااقل می تواند پیوند نزدیک میان جهان شناسی و مسائل مابعدالطبیعی عمیق در فلسفه زمان و مکان را روشن سازد. 📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرت‌ام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی) _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
1_27640591335.pdf
حجم: 999.9K
✅ معرفی مقاله: بررسی تطبیقی «اتصال جسم طبیعی» در فلسفه اسلامی با مفهوم «میدان» در فیزیک جدید 🔵 جسم نزد بسیاری از فیلسوفان یونانی همچون ارسطو و حکمای اسلامی همچون ابن‌سینا، سهروردی و ملاصدرا پیوسته «متصل» است که البته این دیدگاه، نظر ذره‌گرایان را که قایل به گسستگی جسم هستند، نفی می‌کند. 🔵 با توجه  به اینکه آخرین یافته‌های فیزیک جدید نیز با دیدگاه پیوستگی جسم مقارنه دارد، ما در این مقاله برآنیم وجوه تقارن میان دیدگاه غالب در فلسفه اسلامی و فیزیک جدید در خصوص پیوستگی جسم طبیعی را کاوش کنیم. این وجوه عبارت‌اند از: پیوستگی میدان‌های بنیادین طبیعت در مدل استاندارد ذرات بنیادی، وجود حد یا جزء مشترک در مفهوم فلسفی «اتصال» و نیز «میدان» در فیزیک جدید که در قالب انتگرال فوریه یا جمع پیوسته امواج و میدان‌های ساده جزئی قابل تبیین است. 🔵 علاوه بر این در این خصوص نیز بحث خواهد شد که مفهوم خلأ کامل (هیچ یا عدم) که بر اساس دیدگاه ذره‌گرایی است، هم در فلسفه اسلامی و هم در فیزیک جدید- که در آن خلأ موجودی نه تنها خالی بلکه پیوسته و غنی است- طرد می‌شود. ✍️ نویسندگان: فرید حجتی، مهدی منفرد، حبیب الله رزمی، عسگر دیرباز _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
1_27629246047.pdf
حجم: 265.6K
✅ در پیرامون کورت گودل 🔘 قضایای ناتمامیت (بخش دوم) 🔵 حسابی‌سازی فراریاضیات 🔷 پس از معرفی عددگذاری گودل نوبت به حسابی‌سازی فراریاضیات می‌رسد. او نشان می‌دهد که گزاره‌های فراریاضیاتی درباره‌ی ویژگی‌های ساختاری عبارت‌های حسابِ صوری می‌توانند در خودِ حساب به‌طور دقیقی بازتابیده شوند. 🔷 از آنجا که هر عبارتی در PM دارای یک عدد گودلی منحصر است، یک گزاره‌ی فراریاضیاتی درباره‌ی عبارت‌های صوری و روابط حروف‌چینی‌شان می‌تواند چون گزاره‌ای درباره‌ی اعداد گودلی متناظر و روابط حسابی‌شان تفسیر شود... ✍️ دکتر مرتضی متولی (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) 👈 یادداشت قبلی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ ویلیام هاسکر: خداباوری و زیست شناسی تکاملی 🔘 تکامل و بی غرضی طبیعت 🔵 یک اشکال اولیه به طرح تفسیر دینی از تکامل، در این مدعا نهفته است که علم بما هو علم ملتزم است به دیدگاهی درباره طبیعت که بر طبق آن طبیعت «بی غرض» یا «عاری از قصد و غایت»، است. به اعتقاد ژاک مونو « شالوده روش علمی، این فرض مسلم است که طبیعت بی غرض است. به عبارت دیگر، (شالوده روش علمی) انکار روشمند این معنا است که معرفت حقیقی از راه تفسیر پدیده ها به حسب علل غایی _ یعنی به حسب قصد و غایت دست نمی دهد». 🔵 در ادامه می‌گوید که این فرض مسلم، « هم ذات با علم است»، رها کردن این اصل به معنای «فاصله گرفتن از حریم خود علم است». مونو ریشه این نظر را به تقریر اصل لختی (یا ماند) از سوی گالیله و رنه دکارت می رساند. به اعتقاد مونو لازمه اصل وی آن است که نه فقط باید علل غایی را از فیزیک کنار گذاشت_که در حقیقت سهم گالیله و دکارت این بود _ بلکه هرگز نمی توان هیچ چیز را در طبیعت بر حسب هیچ گونه قصد و غایت، به حق تبیین کرد. 🔵 ولی این فرض هرگز در میان دانشمندان قبول عام نیافته است و امروزه به خصوص در حوزه زیست شناسی که حوزه خود مونو است، مرتب نقض می شود.( یکی از اهداف اصلی کتاب وی حل و فصل این «تناقض معرفت شناسانه » است.). اگر اصل مونو در شکل شامل و جامع آن پذیرفته شود، البته طرح تفسیر خداباورانه درباره تکامل، از آغاز محکوم به شکست است، ولی آیا دلیل موجهی برای قبول آن وجود دارد ؟ 📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرت‌ام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی) 👈 بخش قبلی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
حقوق بشر در آیینه ادیان شرقی؛ از مبانی الهیاتی تا چالش‌های عملی 🔰گروه علمی فلسفه حقوق، جلسه ۷۵ 🎤 خانم دکتر طاهره سادات نعیمی ناقد علمی: دکتر قاسم بابایی 🗓یکشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۱۷؛ ساعت ۱۸ 📲جلسه به صورت مجازی برگزار می‌شود. 💻لینک حضور در جلسه: https://vc2.hekmateislami.com/rooms _ـ_ــ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute