eitaa logo
موسسه معنا
1.5هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
129 ویدیو
78 فایل
معنا | مطالعات بنیادین و فلسفی علم پژوهش در قلمرو علوم انسانی و علوم پایه 🔹 فلسفه و تاریخ علم؛ از ریشه‌های اندیشه تا تحولات امروز 🔹 منابع، آثار و چهره‌های علمی 🔹 رویدادها و اخبار اثرگذار علمی https://manainstitute.ir🌐 📞 ادمین: @vahidshahab
مشاهده در ایتا
دانلود
✅ سلسله یادداشت‌های معادلات پنهان نبرد؛ بررسی سنن الهی در جنگ امروز 🔘 معادلات پنهان نبرد (۱۴) | سننِ مختصِ جبهه حق: سنتِ «تکفیر و تبدیل» (پوشش و جبران تکوینیِ آسیب‌ها) 🔵 کسانی که در جبهه حق و در مسیر تحقق اراده‌ی الهی شمشیر می‌زنند (اهل حق)، قطعا مصون از خطا و لغزشِ فردی یا تاکتیکی نیستند. با این حال، از آنجا که جهت‌گیریِ راهبردیِ آن‌ها به سمت سعادت و اقامه‌ی حق است، خداوند با فعال‌سازیِ سنت‌های ویژه‌ای، از آن‌ها حمایتِ تکوینی می‌کند. 🔷 ۱. سنت تکفیر (پوشش الهی بر لغزش‌های جبهه حق): «تکفیر» در لغت به معنای پوشاندن است و در هندسه‌ی نبرد، به معنای محو کردنِ اثرِ خطاهای گذشته و آینده‌ی مؤمنان است. 🔶 شرطِ برخورداری: اگر رزمندگان جبهه حق از انحرافاتِ کلان و گناهانِ بزرگ (کبائر) دوری کنند، خداوند لغزش‌های کوچک (صغائر) آن‌ها را می‌پوشاند و اثرات منفیِ آن را از میدانِ عمل پاک می‌کند (إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ). 🔶 ترمیمِ جراحاتِ معنوی: اعمالی چون مقاومت، توبه و مجاهدت در راه خدا، به عنوانِ کاتالیزور عمل کرده و اثرات سوء گذشته را در دنیا و آخرت از بین می‌برد. 🔷 ۲. سنت احباط (خنثی‌سازیِ ماشین جنگیِ باطل): در برابر جبهه حق، کسانی که کفر ورزیده و سدِ راهِ خدا می‌شوند (جبهه باطل)، مشمول سنت «احباط» می‌گردند (الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ). عقیم ماندنِ توطئه‌ها: عملِ آن‌ها باطل می‌شود؛ یعنی هرگز به آن مقصود و هدفِ نهاییِ خود (نابودیِ حق) نمی‌رسد. تمام هزینه‌های هنگفتِ جبهه استکبار، در نهایت هدر رفته و خروجیِ راهبردیِ آن‌ها در دستگاه محاسباتی خداوند معادلِ صفر مطلق خواهد بود. 🔷 ۳. سنت تبدیل (تبدیلِ نقاطِ ضعف به قوت): یکی از شگفت‌انگیزترین حمایت‌های الهی از جبهه حق، سنت «تبدیل» است (فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ). خداوندِ قادر، نه‌تنها آثارِ سوءِ خطاهای مؤمنانِ توبه‌کار را محو می‌کند، بلکه ماهیتِ آن خطاها را به «حسنه» (نقطه قوت و پاداش) تغییر می‌دهد. از آنجا که شاکله‌ی جبهه حق بر خیر استوار است، خداوند می‌تواند معادلات را به گونه‌ای رقم بزند که حتی زمین‌خوردن‌های آن‌ها نیز در نهایت به پله‌ای برای صعود تبدیل شود 🔷 ۴. ضریب‌دهیِ تصاعدی به اعمالِ جبهه حق: برخلاف جبهه باطل که اعمالشان بی‌اثر می‌شود، کوچک‌ترین اقدام (مالی، جانی و رسانه‌ای) در جبهه حق مشمولِ ضریب‌دهیِ تصاعدی و هندسی می‌شود. قرآن کریم در مثالِ انفاق در راه خدا، این ضریبِ تکوینی را به صورت یک معادله‌ی ریاضیِ روشن بیان می‌کند: دانه ای که هفت خوشه می‌دهد و هر خوشه صد دانه دارد. به عبارتی، سودِ مجاهدت در این میدان با فرمولِ 1×7×100=700 محاسبه می‌شود که نشان‌دهنده‌ی پاداشِ حداقل 700 برابری برای هر کُنشِ مؤمنانه است. 🔷 ۵. سیال بودنِ پرونده‌ی نبرد تا لحظه‌ی آخر: بر اساس دیدگاه علامه طباطبایی، نفسِ انسان و استحقاقِ او برای پیروزی/شکست یا ثواب/عقاب، تا پیش از مرگ همواره در حالتِ «سیال و دگرگون‌شونده» است. یعنی به مجردِ انجام یک عملِ شایسته، انسان مستحقِ نصرت می‌شود، اما حفظِ این استحقاق به استقامتِ او بستگی دارد. این قاعده به رزمنده‌ی جبهه حق هشدار می‌دهد که تا لحظه‌ی آخرِ نبرد نباید مغرور شود و جبهه باطل را نیز در کابوسِ فروپاشیِ لحظه‌ای قرار می‌دهد. ✍️ دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) 👈 یادداشت قبلی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ فلسفه فقط این نیست که ما کتاب منظومه یا اسفار را بگیریم و از اول تا آخر بخوانیم؛ نه، تبحر در فلسفه به این معناست که ما بتوانیم از تمام افکار فلسفی موجود دنیا - که به شکل ساعت‌نگاری پیش میرود و ساعت‌به‌ساعت فکر فلسفی مطرح میشود - و از مادّه‌ی فلسفه‌ی موجود خودمان مطلع باشیم و در مقابل فلسفه‌های غلط و انحرافی، خودمان را در حال آماده‌باش نگهداریم و احیاناً اگر نقطه‌ی مثبتی در آنها هست، از آن نقطه‌ی مثبت استفاده بکنیم. فلسفه‌ی ما این‌طوری پیشرفت میکند؛ والّا در حد شناخت افکار و کلامات بزرگان به این اندازه ارزشی ندارد. فلسفه باید ما را به معرفت کامل برساند. باید دید در وادی معرفت در سطح بشری، چه‌کار دارد میشود. بایستی پیدرپی کارهای جدید، افکار جدید، روشها و متدهای جدید در حوزه مطرح بشود. منبع: بیانات مقام معظم رهبری (ره) در آغاز درس خارج فقه‌، 31/06/1370 _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
فلسفه اسلامی جنسیت؛ از امکان تا فعلیت(جلسه سوم) 🔵 گروه‌های علمی فلسفه و فلسفه جنسیت 🎤آیت‌الله فیاضی ✍️دبیرعلمی: سرکارخانم دکتر تاجیک 🗓 یکشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۴؛ ساعت۱۷:۳۰ 🖇حضوری و مجازی 🏢 قم، خیابان ۱۹ دی، کوچه ۱۰، فرعی اول سمت چپ، اتاق جلسات مجمع عالی حکمت اسلامی 💻 لینک حضور در جلسه: https://vc2.hekmateislami.com/rooms _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ ویلیام هاسکر: خداباوری و زیست شناسی تکاملی 🔘 تکامل به منزله فرایندی بی رحم و اسراف کار 🔵 از جمله اشکال ها به تفسیر خداباورانه و غایت شناسانه از تکامل که از همان آغاز بر سر زبان ها افتاد، این بود که تکامل بی رحم تر و اسراف کارتر از آن است که بتوان آن را (وسیله) تحقق غایت الهی دانست. داروین به ایساگری نوشت « نمی توانم به خویش بقبولانم که یک خدای نیکوکار و توانای مطلق از روی طرح و تدبیر ایکنیومون ها را آفریده است با این نیت روشن که در درون اجسام زنده کرم پروانه ها تغذیه شوند و یا اینکه قصد وی بازی کردن گربه با موش بوده است». حتی پیش از این، اشکال معروف هیوم را داریم که ناظر است به یک «طبیعت کور و کر...که بدون توجه یا مراقبت پدرانه نسبت به فرزندان علیل و عقیم خویش، بی محابا به پیش می تازد». 🔵 همانطور که نقل قول اخیر نشان می دهد، این اشکال الزاما وابسته به تکامل نیست، بلکه بعدی از مسأله کلی شر طبیعی است. ظاهراً این اشکال در سده نوزدهم و اوائل سده بیستم مخصوصا اشکال برجسته ای است، شاید دلیل آن نیز واکنش به زیاده روی ها نوعی الهیات عقلی بود، که همانطور که هومز رولستون خاطر نشان شده است، به حسب آن تصور( طبیعت چونان) یک دستگاه (یا ماشین) کامل، جای خود را به (تصور طبیعت) چونان اندامه (یا ارگانیسمی) با طراحی کامل قبلی، سپرد و آن الگوی طرح و تدبیر که در آن زمان معمول بود اندیشمندان را متقاعد ساخت که نه تنها نابهنجاری ها، ناهماهنگی ها، جهش ها و یاوه ها را نادیده بگیرند، بلکه مهمتر از اینکه از تنازع، قمار و باخت، چشم بپوشند. 🔵 باید توجه داشت که این اشکال، اگر سرسختانه دنبال شود، در درون خویش حامل ارزش داوری هایی است که خود سخت محل تردید اند. این اشکال فقط مستلزم انکار آفرینش الهی نیست، بلکه نوعی ضدیت عمیق با خود طبیعت نیز در آن وجود دارد. ممکن است این تصور در خاطر خطور کند که اساسا اگر نه بازی باشد و نه خرگوشی بهتر از این است که باز خرگوش را شکار کند. و تخریب جنگل های استوایی ممکن است در کل واقعیت خیر خواهانه ای باشد چرا که در این صورت شمار آفریده هایی که دچار رنج می شوند، می میرند و شکار می شوند، بسی کاهش می یابد. 🔵 به محض اینکه الگوهای بی ربط کنار گذاشته می شود،این اشکال لاینحل نمی نماید. ممکن است طرح این پرسش لزومی نداشته باشد که چرا خدا مخصوصاً آفرینش ایکنیومون ها یا ویروس HIV را اختیار کرده است. به احتمال قوی انگل ها و ارگانیسم های بیماری زا ، همانند دیگر ارگانیسم ها تکامل می یابند به طوریکه بتوانند از یک کنام زیست محیطی حاضر و آماده سواستفاده کنند. در کل جان هیک استدلال کرده است که جهان مشکلات و خطرات واقعی و رنج و ابتلا توأم با آن، ابزار لازم برای رساندن آدمیان به بلوغ اخلاقی و معنوی خویش است. همچنین در سیاق کلی تکامل نیز « حیات نه تنها از طریق فکر و عمل، که از طریق رنج، نه تنها از طریق منطق، که از طریق اوضاع اسف بار، پیشرفت کرده است. این مضمون در تصور مسیحی از خدا عمیقاً طنین انداز است، بر طبق این تصور، خدا « صرفاً معمار خیرخواه نیست، بلکه نجات دهنده از رنج است». و « حیات عبارت از تضاد مصیبت و عظمت است و این راز حیات در خدا مکتوم می ماند و به دست بیوشیمی یا نظریه تکاملی گشوده نمی شود. راه طبیعت، راه صلیب است. 📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرت‌ام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی) 👈 بخش قبلی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
20150503072320-9722-154 (1).pdf
حجم: 183K
✅ معرفی مقاله: تأملى بر استقراى ریاضى 🔵 یکى از اصول مهمى که در اثبات برخى از قضایاى اساسى منطق جدید و بسیارى از قضایاى ریاضیات از آن بهره مى گیرند اصل استقراى ریاضى است. 🔵 پرسش این است که آیا این اصل بدیهى است؟ به ظاهر شهودهاى عرفى، بداهت آن را تأیید نمى کنند. لذا وضوح برهان قضایاى مبتنى بر اصل فوق نیز کانون تردید است و توجیه برهان چنین قضایایى، مشروط به اذعان بر درستى اصل استقراى ریاضى خواهد بود. 🔵 گمان مى کنیم اصل فوق با تکیه بر مفاهیم و اصول اولیه مجموعه اعداد طبیعى اثبات پذیر است و بدین ترتیب با اثبات آن، دغدغه احتمالى تشکیک در استحکام منطقى اصل استقراى ریاضى و قضایاى مبتنى بر آن در منطق جدید مرتفع خواهد شد. ✍️ نویسندگان: لطف الله نبوى، على بیگدلى _ـ_ــ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ مغالطه اشتراک لفظی؛ چرا نباید عناصر اربعه را با جدول مندلیف مقایسه کرد؟ 🔵 یکی از چالش‌های بنیادین در مطالعه تاریخ علم تمدن اسلامی، قضاوت درباره نظریاتی همچون «عناصر اربعه» با خط‌کش علم مدرن است. بسیاری از مستشرقان و حتی پژوهشگران معاصر، به دلیل نگاه پوزیتیویستی، این دانش را «خرافه» یا «پیشاعلمی» پنداشته‌اند؛ غافل از اینکه یک گسست معرفت‌شناختی و مغالطه‌ی «اشتراک لفظی» در این میان رخ داده است . 🔷 ۱. عنصر فلسفی در برابر عنصر شیمیایی: آنچه حکما از آن با عنوان «عنصر» (اسطقس) یاد می‌کنند، با «عناصر جدول مندلیف» تفاوت ماهوی دارد. عناصر اربعه در پارادایم فلسفه اسلامی، اجسامی بسیط، غیرمحسوس و «امّهات کلیّات» هستند که تنها از طریق عقل و به‌واسطه‌ی کیفیات (گرمی، سردی، تری و خشکی) درک می‌شوند. در مقابل، عناصر مدرن، موادی مرکب، محسوس و بر پایه وزن اتمی تعریف می‌گردند. 🔷 ۲. بسیط حسی یا بسیط عقلی؟: حکما تأکید داشتند که آب، خاک، هوا و آتشِ مشهود، هرگز «بسیط محض» نیستند. برای مثال، خاکِ ظاهری حاوی فلزات گوناگون است و آتشِ مشهود با دود آمیخته است. ابن‌سینا میان «بسیط عندالحس» و «بسیط عندالطبیعه» تمایز می‌گذاشت. بنابراین، ابطالِ تجربیِ سادگیِ آب و خاک در شیمی جدید، به معنای ابطال کل نظام علمی حکما نیست. 🔷 ۳. عناصر به مثابه « علت مادی افاضه حیات»: در زیست‌شناسی دوره اسلامی، عناصر اربعه نه آجرپاره‌های صلب خلقت، بلکه «مدلی منسجم» برای تبیین آمادگی ماده جهت دریافت فیض حیات هستند. عناصر نقش «علت مادی» را ایفا می‌کنند که تا به اعتدالِ مزاج نرسند، استعدادِ پذیرش صورتِ عالی حیات را نخواهند داشت. 🔵 نتیجه‌گیری: مقایسه عناصر اربعه در فلسفه اسلامی با جدول تناوبی مندلیف، نه تنها نادرست، بلکه گمراه‌کننده است؛ چراکه مبتنی بر مغالطه اشتراک لفظی در واژه «عنصر» می‌باشد. عناصر اربعه، مفاهیمی فلسفی و کیفی‌اند که نقش هستی‌شناختی و علّی در نظام حکمت اسلامی دارند، در حالی که عناصر شیمیایی امروزی، موجوداتی کمی، تجربی و فیزیکی هستند. نادیده گرفتن این تفاوتِ معرفت‌شناختی، موجب داوری‌های ناعادلانه‌ای همچون «خرافه‌انگاری» دانش حکمای مسلمان شده است. ازاین‌رو، ارزیابی تاریخیِ علوم در تمدن اسلامی، نیازمند فهم درون‌پارادایمیِ مفاهیم و پرهیز از تحمیل معیارهای علم مدرن بر نظریه‌های حکما است؛ در غیر این صورت، نه تنها عدالت تاریخی رعایت نمی‌شود، بلکه امکان درکِ انسجام درونی و کارآمدی آن نظریه‌ها از دست می‌رود. ✍️ آقای محمدمتین محسنی ارجمند (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) 👈 یادداشت قبلی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ ما مبانى بسیار قوى و قویمى در اختیار داریم؛ کلام ما بسیار قوى است؛ فلسفه‌ى ما بسیار والاست؛ در فقه ما ژرفه‌هاى بسیار عجیبى هست که در جاهاى دیگر دیده نمى‌شود. ما به استقبال حرف برویم، به استقبال شبهه برویم. اینها برنامه‌ریزى مى‌خواهد؛ اینها بدون برنامه‌ریزى، آسان نیست؛ در دسترس نیست. یک وقت ممکن است کارى با برنامه‌ریزى، مثلاً در ظرف ده سال تحقّق پیدا کند؛ اما همان کار بدون برنامه‌ریزى در ظرف صد سال پیش بیاید. بتدریج یک نفر پیدا شود کارى بکند؛ تصادفاً دیگرى پیدا شود و کار او مکمّل کار این بشود. چقدر دوباره‌کاریها، چقدر تکرارها، چه‌قدر تناقضها. با برنامه‌ریزى، اینها برطرف مى‌شود. این، یک مسأله‌ى بسیار مهم و یک نیاز بسیار اساسى است. البته من مى‌دانم در قم، امروز اهل دردى و دلسوزانى هستند که درصدد همین برنامه‌ریزیهایند؛ دنبال این چیزها هستند - حال با همین ابعاد یا بیشتر از این ابعاد - مى‌خواهند برنامه‌ریزى کنند؛ منتها تا وقتى که همه‌ى عناصر مؤثّر در این حوزه‌ى عظیم، از جمله مراجع عظام، از جمله بزرگان، فضلا و برجستگان، مذعن به این معنا نشوند و همّت بر این نگمارند، این کار تحقّق پیدا نخواهد کرد. این یک مطلب است که به نظر بنده بسیار حائز اهمیت است؛ چون من مى‌بینم که در حوزه‌ى علمیه فضلایى هستند، استعدادهاى درخشانى هستند، افکار برجسته‌اى هست و جوانهایى هستند با نیروى جوانى. منبع: بیانات در شروع درس خارج فقه، 20/06/1379 _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
فلسفه سیاسی امام شهید (گفتگوی انتقادی با سنت فلسفی گذشته) 🔵 گروه علمی فلسفه سیاسی، جلسه ۲۰۵ 🎤حجت‌الاسلام دکتر محسن مهاجرنیا 🗓 سه‌شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۲۶، ساعت ۱۸ 🖇این جلسه به صورت مجازی برگزار می‌گردد. 💻لینک حضور در جلسه https://vc2.hekmateislami.com/rooms _ـ_ــ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
17.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ فلسفه زمان 🔘 بخش دوم 🔵 جهان یک واقعیت چهار بعدی است و نه یک چیز سه بعدی که در طول زمان در جریانه، اشیاء به واقع توی چهار بعد کشیده می شوند و کل این بلوک چهار بعدی فضا زمان به شکل بی زمان وجود دارد.( منظور این است که دیگر هیچ بردار زمانی خارج از این بلوک چهار بعدی نیست). و این دیدگاه با اینکه با فهم عامه از زمان در تضاد است اما بین فیزیکدانان و افراد جامعه علمی و بعضی فیلسوف ها، بسیار رایج است. و دلیل اصلی آن نیز این است که فکر کردن راجع به واقعیت از دیدگاه چهار بعدی، درک کردن نظریات نسبیت خاص و عام را خیلی آسان می‌کند. و به این طریق می شود یک نمودار فضا زمان روی یک کاغذ کشید که در آن محور افقی نشان دهنده فضا و محور قائم نیز نشان دهنده زمان باشد. و به این شکل شما قادر هستید کل فرآیند را روی یک نمودار به تصویر بکشید. 👤 ویلیام لین کریگ (فیلسوف و الهی‌دان) _ـ_ــ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ معرفت شناسی دکارت 🔘 بخش چهارم 🔵 در اصول فلسفه نیز اصل هفتم را اینگونه بیان می‌کند: « در اینکه ما در حال شک کردن نمی‌توانیم بدون اینکه وجود داشته باشیم در وجود خود شک کنیم و این نخستین شناخت متیقنی است که می‌توانیم به دست آوریم » و در توضیحات ذیل این اصل بیان می‌کند که هر چند هر چیزی را که رد و نشانی از شک در آن بتوان یافت، مردود می دانیم، ولی در یک نکته هرگز نمی‌توان هیچ شک و تردیدی روا داشت و آن این است که ما در حال شک کردن، در حقیقت در همه این امور وجود داریم، این یک تناقض فاحش است که موجودی در حال اندیشیدن باشد و در عین حالی که می اندیشد موجود نباشد. گویی اندیشیدن نمی تواند وجود مستقل داشته باشد و ضرورتا باید صاحب اندیشه ای باشد تا اندیشه محقق گردد. بنابراین در اینجا نیز نتیجه این می‌شود که « این معرفت _ من می اندیشم پس هستم_ اولین و یقینی ترین معرفتی است که برای هر کسی که دست به فلسفه پردازی منتظم می زند حاصل می شود ». 🔵 دکارت از « اندیشیدن » در قاعده کوجیتو چه معنایی مراد می‌کند ؟ در اصول فلسفه، اندیشه را همه آن چیزی می داند که در ما می گذرد و ما وجود آن را بی واسطه در خویش ادراک می‌کنیم. زیرا نه فقط فهمیدن، خواستن، خیال کردن، بلکه حس کردن نیز جزو اندیشه نیست. اما ممکن است چنین سخنی موجب این سوفهم شود که دکارت در عین حال که همه اشیاء مادی را معدوم دانسته است، با قرار دادن تخیل و احساس در ضمن فکر دچار تناقض گویی شده است، چرا که اگر تخیل و احساس یقینی باشند، اشیاء مادی نیز که متعلق احساس و تخیل اند، یقینی خواهند بود. ولی هدف دکارت این است که اگر هم ادراک و تخیل و حتی من هیچ متعلق حقیقی نداشته باشد، با این همه در نظر من اینگونه می نماید که فکر، احساس و تخیل می‌کنم و آنچه برای من یقینی است، همین است. 🔵 اما اگر مقصود من این است که فقط از احساس خود یا از اینکه آگاهانه در می یابم که می بینم یا راه می روم سخن بگویم، این نتیجه گیری چنان اعتبار مطلقی دارد که تردیدی در آن نمی‌توان کرد، زیرا این حالت دیگر به نفس من بر می گردد که تنها با احساس من یا با فکر من در اینکه می بینم یا راه می روم مربوط است. 📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرت‌ام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی) 👈 بخش قبلی _ـ_ــ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ سلسله یادداشت‌های معادلات پنهان نبرد؛ بررسی سنن الهی در جنگ امروز 🔘 معادلات پنهان نبرد (۱۵) | سننِ مختصِ جبهه حق: سنتِ «وُدّ و محبت» (قدرتِ نرم و فتحِ تکوینیِ قلب‌ها) 🔵 در مهندسیِ نبردِ حق و باطل، قدرت تنها در تسلیحاتِ سخت خلاصه نمی‌شود؛ بلکه «فتحِ قلب‌ها» و ایجادِ عمقِ استراتژیک در میانِ توده‌های مردم، شریانِ حیاتیِ جبهه‌ی مقاومت است. خداوندِ متعال تأمینِ این پشتوانه‌ی اجتماعی را از طریق سنتِ «وُدّ و محبت» برای اهلِ حق تضمین کرده است. 🔷 ۱. وعده‌ی الهی؛ محبت به مثابهِ عمقِ استراتژیک: قرآن کریم در یک فرمولِ صریح و تخلف‌ناپذیر می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» (مسلماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، خداوند رحمان محبتی برای آنان در دل‌ها قرار می‌دهد). بر اساس این سنت، «ایمان» و «اقدامِ صالح در میدان»، دو متغیرِ مستقلی هستند که خروجیِ قطعیِ آن‌ها در دستگاهِ محاسباتیِ خداوند، تولیدِ «محبتِ عمومی» است. هرچه خلوص و مجاهدتِ جبهه‌ی حق بیشتر شود، خداوند با ولایتِ تکوینیِ خود، قلبِ آزادگانِ جهان را به سمتِ آن‌ها متمایل می‌سازد و تلاشِ رسانه‌ایِ دشمن برای تخریبِ چهره‌ی مقاومت، خنثی می‌شود. 🔷 ۲. منطقِ فطریِ «حُبّ و بُغض» در میدانِ تقابل: انسان در ساختارِ تکوینیِ خود (فطرت)، به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده است که نسبت به هرچه حیات و امنیتِ او را تأمین می‌کند «حُبّ» (کشش) و نسبت به هرچه موجودیتِ او را تهدید می‌کند «بُغض» (دافعه) داشته باشد.جبهه‌ی استکبار به دلیلِ ماهیتِ ویرانگر، ظالمانه و فسادانگیزش، تکویناً در نقطه‌ی مقابلِ حیاتِ بشری قرار دارد و لاجرم موردِ نفرتِ فطرت‌هاست. در مقابل، جبهه‌ی حق چون پرچمدارِ عدالت، امنیت و توحید (عواملِ حیات‌بخش) است، به صورت طبیعی در مدارِ جاذبه‌ی فطریِ انسان‌ها قرار می‌گیرد. 🔷 ۳. هندسه‌ی محبت از دیدگاه علامه طباطبایی؛ اتصالِ مراد و مرید: علامه طباطبایی (ره) در تبیینِ مکانیسمِ محبت، آن را تنها پلِ ارتباطی برای رفعِ نقصِ «طالب» به واسطه‌ی کمالِ «مطلوب» می‌دانند. در جبهه‌ی حق، این هندسه به عالی‌ترین شکلِ خود متجلی می‌شود: 🔶 عالی‌ترین بشارتِ میدان: مجاهدِ مخلص با محبت و اطاعت، نقصِ امکانیِ خود را به کمالِ مطلقِ الهی متصل می‌کند. برای چنین رزمنده‌ای، هیچ فتحی بالاتر از این نیست که بداند فرمانده‌ی هستی (خداوند)، او را دوست دارد. تلاقیِ این دو محبت، اراده‌ای شکست‌ناپذیر در مجاهد تولید می‌کند. 🔶 محبتِ ضابطه‌مند (انقیادِ کامل): از منظر علامه، محبتِ واقعیِ ادعایی نیست؛ بلکه التزامِ عملی به ناموسِ عالمِ وجود است. دوست داشتنِ خداوند مساوی است با پذیرشِ بی‌قیدوشرطِ دکترینِ او (دین توحید و اسلام). کسی نمی‌تواند ادعای محبتِ خدا را داشته باشد، اما در میدانِ تقابل با مستکبرین، از دستوراتِ الهی تخطی کند. 🔵۴. قانونِ «همانندسازی»؛ سرّ تکثیرِ جبهه‌ی حق: در نگاهِ عرفانِ حماسی، محبت صرفاً یک احساسِ درونی نیست، بلکه یک «نیروی تبدیل‌کننده» است. انسان به هرچه عشق بورزد، شاکله‌ی وجودی‌اش به همان شکل قالب‌گیری می‌شود. 🔶 سرّ اصلیِ محبت در این است که «مُحب» همواره تلاش می‌کند خود را شبیهِ «محبوب» سازد. 🔶 اگر جامعه‌ای به الگوهای باطل و شیطانی (نمادهای جبهه استکبار) دل ببندد، آرام‌آرام خویِ درّندگی و مادی‌گراییِ آن‌ها را می‌گیرد و از درون فرو می‌پاشد. 🔶 اما اگر جامعه‌ای به اولیای الهی و شهدای جبهه‌ی حق محبت بورزد، این محبت به موتورِ محرکِ «همانندسازی» تبدیل می‌شود. شدتِ این الگوپذیری تابعی مستقیم از میزانِ محبت است؛ اگر محبت به مقاومت میل به بی‌نهایت (∞\infty∞) کند، آن جامعه به کارخانه‌ی تولیدِ مداومِ مجاهدان تبدیل شده و جبهه‌ی حق هرگز با فقرِ نیروی انسانی و اراده مواجه نخواهد شد. 🔵 جمع‌بندی: سنتِ «وُدّ»، در واقع سلاحِ پنهانِ جبهه‌ی حق در جنگِ شناختی است. ایمان و استقامت در میدان، فرکانسی در عالم تولید می‌کند که گیرنده‌های فطریِ انسان‌ها آن را دریافت کرده و به یک پشتیبانیِ عظیمِ جهانی تبدیل می‌شود؛ پشتیبانیِ نفوذناپذیری که هیچ بمب و موشکی قادر به انهدامِ آن نیست. ✍️ دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا) 👈 یادداشت قبلی _ـ_ــ_ـ_ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute
✅ الان شما اگر در علوم انسانی، در علوم طبیعی، در فیزیک و در ریاضی و غیره یک نظریه‌ی علمی داشته باشید، چنانچه برخلاف نظریات رایج دنیا باشد، عده‌یی می‌ایستند و می‌گویند حرف شما در اقتصاد، یا در روان‌شناسی، مخالف با نظریه‌ی فلانی است. یعنی آن‌طوری که مؤمنین نسبت به قرآن و کلام خدا و وحی الهی اعتقاد دارند، اینها به نظرات فلان دانشمند اروپایی همان اندازه یا بیشتر اعتقاد دارند! جالب این‌جاست که آن نظریات منسوخ میشود و جایش نظریات جدیدی می‌آید؛ اما اینها همان نظریات پنجاه سال پیش را به عنوان یک متن مقدس و یک دین در دست می‌گیرند! ده‌ها سال است که نظریات پوپر در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی منسوخ شده و ده‌ها کتاب علیه نظریات او در اروپا نوشته‌اند؛ اما در سال‌های اخیر آدم‌هایی پیدا شدند که با ادعای فهم فلسفی، شروع کردند به ترویج نظریات پوپر! سال‌های متمادی است که نظریات حاکم بر مراکز اقتصادی دنیا منسوخ شده و حرف‌های جدیدی به بازار آمده است؛ اما عده‌یی هنوز وقتی می‌خواهند طراحی اقتصادی بکنند، به آن نظریاتِ کهنه‌ی قدیمی نگاه میکنند! اینها دو عیب دارند: یکی این‌که مقلدند، دوم این‌که از تحولات جدید بی‌خبرند؛ همان متن خارجی را که برای آنها تدریس کرده‌اند، مثل یک کتابِ مقدس در سینه‌ی خود نگه داشته‌اند و امروز به جوان‌های ما می‌دهند. کشور ما مهد فلسفه است، اما برای فهم فلسفه به دیگران مراجعه می‌کنند! منبع: بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان، 17/04/1383 _ـ___ـ_ 💻 آدرس تارنمای ما : 🌐 https://manainstitute.ir 📱 ما را در ایتا دنبال کنید: 🆔 @maanainstitute