1_27938706664.pdf
حجم:
345.8K
✅ در پیرامون کورت گودل
🔘 قضایای ناتمامیت (بخش سوم)
🔵 استدلال گودل
🔷 اکنون برای درک استدلال اصلی گودل تجهیز شدهایم. گودل در گام نخست نشان میدهد که چطور یک فرمول G از PM بسازیم که گزارهی فراریاضیاتی زیر را بازنمایی میکند: ’فرمول G با استفاده از قواعد PM اثباتپذیر نیست‘. این گزاره دربارهی خودش میگوید که اثباتپذیر نیست.
🔷 نحوهی ساخت G بدین صورت است که عدد گودلی آن، یعنی g، درون آن تعبیه میشود تا به لطف آن بتواند دربارهی خودش بگوید که اثباتپذیر نیست: ’فرمولی که دارای عدد گودلی g است اثباتپذیر نیست‘.
✍️ دکتر مرتضی متولی (محقق و پژوهشگر موسسه معنا)
👈 یادداشت قبلی
#کورت_گودل
#یادداشت_چهارم
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#یادداشت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ ابنسینا سعادت و شقاوت را چگونه تفسیر میکند؟
🔵 ابنسینا در ترویج و گسترش فلسفۀ یونانی در دنیای اسلام، و آنچه اصطلاحاً فلسفۀ اسلامی نامیده میشود، بیشترین سهم را داراست. در این میان، شایان توجه است که وی صرفاً شارح فلسفۀ یونانی نیست، بلکه افزون بر ابتکارات فلسفیاش، کوشیده است تبیینی فلسفی از موضوعات دینی، همچون پدیدۀ وحی، به دست دهد. سوای موضوعات اختصاصاً دینی که پیشینهای در فلسفۀ یونان نداشتند، موضوعات دیگری نیز هستند که هرچند تبیینهایی از آن در فلسفۀ یونانی وجود داشت، در سنت دین وحیانی از منظری متفاوت به آن نگریسته شده بود. یکی از این موضوعات سعادت و شقاوت است که ابنسینا هوشمندانه به تفاوت تبیین دینی و فلسفی از آنها توجه میدهد و میکوشد تبیین فلسفی خود را با آموزههای وحیانی سازگار کند. تقریر و تبیین ابنسینا از «سعادت» و «شقاوت»، جمعی از متفکران مسلمانِ پس از وی را به این صرافت انداخت تا تفسیری از مفاهیم «سعادت» و «شقاوت» عرضه کنند که هم حامل نشانههای متن وحیانی باشد و هم حاوی مؤلفههای ارسطویی فلسفه.
🔵 این پدیدهاری دینی را گاهی فلسفه یا متالهان تبیین میکند و از یک مفهوم دینی، تبیینی به دست میدهند که این پدیدار چگونه رخ میدهد و یا مقامات عارفان چگونه برای آنها به دست میآید و بر آنها متجلی میشود. این یک مسیری است که لزوما تضاد فلسفه و دین را نمیشود از آنها استشمام و یا استنتاج کرد و بدست آورد. گاهی یک دین و به تعبیر دقیقتر متن وحیانی یک آموزهای را طرح میکند و آن را تجویز میکند که فیلسوفان راه متفاوتی را برای آن پیشنهاد میکنند. سعادت و شقاوت که یک مفهوم دینی است از این زمره هستند، مفهومی که به نظر میآید دین و متن وحیانی در سنت اسلامی قرآن نگاه و رویکردی به سعادت و شقاوت دارد و در فلسفه یونانی و سنت ارسطویی و سینایی در دنیای اسلام انتظار میرود یک نگاه متفاوتی از آن داشته باشد یعنی اگر ابنسینا پیرو محض سنت ارسطویی باشد قاعدتا باید در مقام تناقض و تضاد با آموزهای قرار بگیرد که ما در دین آن را میبینیم.
🔵 زمانی که ابن رشد در پی دفاع از فلسفه مشاء و ارسطو برمیآید در مقام پاسخگویی به غزالی تهافتالتهافت را مینویسد و در نقد تهافت الفلاسفه غزالی که بخش معظم آن برگرفته از دانشنامه علایی است یعنی غزالی در مقاصدالفلاسفه دانشنامه علایی را به عربی ترجمه کرده و در تهافت به نقد فلسفه سینایی نشسته است. رویکرد ابن رشد بیش از اینکه نقد غزالی باشد نقد ابنسینا است.
🔵 مفهوم سعادت و شقاوت بحثی است که در قرن دوم، سوم و چهارم معرکه آرا بین متفکران مسلمان و متالهان و اهل حدیث و طوایف گوناگون است. این که سعادت و شقاوت را با جبر و اختیار پیوند بدهیم و اینکه اساسا سعادت و شقاوت چگونه بدست میآید؟ اولین گام این است که قرآن در این باره چه میگوید. واژههای سعادت و شقاوت به عین لفظ در قرآن به کار نرفته اما در سوره هود هم صورت صفتی و هم صورت فعلی آنها به کار رفته است. بنابر متن قرآن سعادت و شقاوت یک زمینه اخروی و آخرتگرایانه و آن جهانی دارد. در این سیاق در قرآن متن وحیانی مسلمانان سعادت و شقاوت یک متن اخروی و آنجهانی و آخرتگرایانه است. خود این آیه، معرکه آرا بین متالفهان و متکلمان و اهل حدیث بوده که آیا سعادت و شقاوت امری اکتسابی یا شرحی است؟
🔶 برای مطالعه کامل مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید 👇👇
لینک مطلب
_ــ_
#چکیده_سایت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
🔘 معادلات پنهان نبرد (۱۶) | سننِ مختصِ جبهه حق: «رزق معنوی» و «ایصال به مطلوب» (پشتیبانیِ ویژه و هدایتِ عملیاتی)
🔵 در مهندسیِ نبردِ حق و باطل، علاوه بر لجستیک و پشتیبانیِ مادی، یک شبکه تأمینِ پنهان و یک سیستمِ هدایتِ فوقِ راهبردی وجود دارد که منحصراً در اختیارِ جبههی حق است. علامه طباطبایی (ره) در تبیینِ سننِ الهی، از دو مکانیسمِ قدرتمندِ «رزق معنوی» و «هدایت خاصه (ایصال به مطلوب)» پرده برمیدارد که معادلاتِ ظاهریِ میدان را به نفعِ مستضعفین و مجاهدان تغییر میدهد.
🔷 ۱. لجستیکِ نامتقارن؛ سنتِ «رزق معنوی» در میدانِ محاصره: در دستگاهِ محاسباتیِ خداوند، «رزق» تنها به امکاناتِ مادی (تسلیحات، بودجه و تجهیزات) محدود نمیشود. جبههی حق در بسیاری از مواقع در محاصرهی مادیِ مستکبران قرار میگیرد، اما آنچه بنبستها را میشکند، فعال شدنِ سنتِ «رزق معنوی» است.
🔶 متغیرهای فعالساز: بر اساس این سنت، «تقوا» و «توکل» دو متغیرِ مستقلی هستند که خروجیِ قطعیِ آنها، نزولِ امدادهای پیشبینیناپذیر است.
🔶 خروج از بنبست راهبردی: هرگاه جبههی حق با تمامِ توان در میدان حاضر شود و خداوند را یگانه تکیهگاه (کفیل) خود بداند، خداوند راهِ خروج از بحران را برای آنان باز کرده و از مجاریای که در رادارهای محاسباتیِ دشمن ثبت نمیشود (مِن حیث لا یحتسب)، نیازمندیهای مادی و معنویِ آنها را تأمین میکند.
🔷 ۲. هندسهی هدایت؛ از «ارائهی نقشه» تا «دستگیریِ مستقیم»: یکی از مهمترین تفاوتهای جبههی حق و باطل در نوعِ دسترسی به سیستمِ هدایتِ الهی است. هدایتِ تشریعیِ خداوند دو سطح دارد:
🔶 ارائه طریق (هدایت عمومی): صرفاً نشان دادنِ راهِ حق و باطل است که از طریق وحی برای همگان (حتی دشمنان) ارسال شده است.
🔶 ایصال به مطلوب (هدایتِ عملیاتیِ ویژه): این سطح از هدایت، مختصِ اهلِ حق و سالکانِ میدانِ مجاهدت است. خداوند در این نبرد، به جبههی مقاومت صرفاً نقشه نمیدهد؛ بلکه دستِ آنها را میگیرد، از میانِ میدانهای مینگذاریشدهی فتنهها و جنگهای شناختی عبور میدهد و مستقیماً به «مطلوب» (پیروزی و کمال) میرساند.
🔷 ۳ . قانونِ «هدایتِ مضاعف»؛ فرمولِ ریاضیِ مجاهدت: در نگاهِ قرآنی، هدایت یک نقطهی ثابت نیست، بلکه یک «تابعِ فزاینده» است که با عمل در میدان رابطهی مستقیم دارد.
🔶 فرمول مجاهدت: قرآن کریم میفرماید: وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا. هر قدمی که جبههی حق در راهِ خدا (جهاد با نفس و جهاد با دشمن) برمیدارد، راههای جدیدی از نصرت و ابتکارِ عمل به روی او باز میشود.
🔶 حلقهی بازخوردِ مثبت: این یک چرخهی افزایشی است؛ ایمانِ اولیه منجر به استقامت میشود، استقامت موجبِ ریزشِ هدایتِ بیشتر میگردد (وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُديً)، و هدایتِ بیشتر، ظرفیتِ درونیِ رزمندگان را در قالبِ «شرح صدر» (گشادگی سینه برای تحمل سنگینترین فشارها) و «نورانیتِ قلب» (برای تشخیصِ دقیقِ نقشههای پیچیدهی دشمن) ارتقا میدهد.
🔷 ۴. انسدادِ شناختیِ مستکبران؛ سنتِ «ضلالتِ مجازاتی»: در سویِ مقابلِ میدان، جبههی استکبار علیرغمِ برخورداری از پیشرفتهترین تجهیزات، به دلیلِ ماهیتِ ظالمانهاش درگیرِ «ضلالت و گمراهی» است.
🔶 از منظر علامه، این گمراهی یک امرِ تصادفی یا «ابتدایی» نیست؛ بلکه یک «ضلالتِ مجازاتی» است. کفر، فسق، عناد و ظلمِ مستمرِ مستکبران، موجب میشود تا خداوند گیرندههای شناختیِ آنان را کور کند.
🔶 به عبارتِ دیگر، جبههی باطل به دستِ خود، سنسورهای درکِ حقیقت را تخریب کرده است. در نتیجه، از هدایتِ خاصه محروم شده و در توهمِ شکستناپذیریِ مادیِ خود، با سرعتِ شتابانی به سمتِ «ایصال به مطلوبِ تکوینیِ» خود (یعنی هلاکت و فروپاشیِ حتمی) حرکت میکند.
🔵 جمعبندی:در نبردِ حق و باطل، جبههای که به ظاهر از نظر لجستیکِ مادی در مضیقه است، از طریقِ «رزق معنوی» تغذیه میشود و در پیچیدهترین شرایطِ میدانی، از طریق سنتِ «ایصال به مطلوب»، گامبهگام توسطِ ارادهی الهی هدایت میگردد. در مقابل، جبههی باطل به دلیلِ ظلم و طغیان، در «ضلالتِ مجازاتی» گرفتار شده و محاسباتش، هرچند به ظاهر دقیق، در نهایت به بنبستِ راهبردی و هلاکت ختم خواهد شد.
✍️ دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا)
👈 یادداشت قبلی
#سنن_الهی
#یادداشت_شانزدهم
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#یادداشت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ ارسطو و تقسیم بندی علوم فلسفی
🔵 در آثار باقی ماند از ارسطو تقسیم بندی علوم فلسفی آن گونه ای که در میان حکمای اسلامی مشهور است دیده نمی شود.ارسطو درباره فلسفه می نویسد: « این درست است که فلسفه شناخت حقیقت نامیده می شود، زیرا هدف شناخت نظری، حقیقت و هدف شناخت عملی، کنش است. چون مردان عمل هر چند در چگونگی چیزها نظر میکنند، اما منظورشان جستجوی خود علت نیست، بلکه پیوند آن با کاربرد نسبی و کنونی آن است. و در جای دیگر به مقتضای بحث از جایگاه علم طبیعی، علوم را به سه دسته نظری، عملی و سازنده (مولد/هنری) تقسیم می کند.
🔵 ارسطو در مورد علوم نظری می نویسد: .. بنابراین، از اینجا پی می توان برد که فیزیک نیز گونه ای از دانش نظری است، اما دانش ریاضی نیز، نظری است. ولی اینکه آیا با چیزهای نامتحرک و جدا از ماده (مفارق) سروکار دارد، اکنون هنوز روشن نیست. لکن اینکه برخی از شاخه های ریاضی چیزهای نامتحرک و جدا از ماده را بررسی می کنند،روشن است. اما چیزی هست که همیشگی (ابدی)، نامتحرک و جدا از ماده است، بدیهی است که شناخت آن کار دانش نظری است، اما مطمئنا نه کار دانش طبیعی است ( زیرا فیزیک با چیزهای متحرک سروکار دارد)، نه کار ریاضیات، بلکه کار (دانشی) است که بر هر دوی (این دانش ها) مقدم است،زیرا دانش طبیعی با چیزهای جدا از ماده، اما متحرک، سروکار دارد. برخی از شاخه های دانش ریاضی نیز به چیزهای نامتحرک می پردازند، اما چیزهای (نامتحرکی) که احتمالا جدا از ماده نیستند، بلکه در ماده اند. اما دانش نخستین به چیزهایی جدا از ماده ( مفارقات) و چیزهایی نامتحرکی می پردازد.
🔵 بنابراین، فلسفه های نظری بر سه گونه اند: ریاضی، طبیعی، الاهی، زیرا یقینی است که اگر الوهیت در جایی وجود دارد، در طبایعی اینگونه است، نیز ارجمندترین دانش باید درباره ارجمندترین جنس باشد.پس دانش های نظری باید بر دانش های دیگر برتری داده شوند و این دانش الهی بر سایر دانش های نظری،زیرا این تردید را میتوان داشت که آیا فلسفه نخستین (فلسفه اولی) کلی است، یا اینکه درباره جنس معین یا یک گونه طبیعت معین است؟ چون در دانش های ریاضی نیز گونه و شیوه یکی نیست، بلکه هندسه و ستاره شناسی درباره طبیعتی معین اند و ریاضیات کلی در همه مشترک است. اکنون اگر یک جوهر دیگری در کنار آنهایی که طبیعتاً به هم گرد آمده اند یافت نشود، در آن صورت دانش طبیعی (فیزیک) می توانست دانش نخستین باشد. اما اگر یک جوهر نامتحرک وجود دارد، این جوهر، مقدم است و دانش آن فلسفه نخستین است که فلسفه کلی است و وظیفه آن بررسی و نگرش درباره موجود چونان موجود است: همچنین آن و هم متعلقات یا لواحق آن بماهو موجود. این تقسیم بندی را ارسطو در جای دیگر با توضیح دیگری نیز بیان میکند. او می نویسد: اما از آنجا که دانشی هست درباره موجود از آن حیث که موجود و مفارق است، باید بررسی کرد که آیا آن را با دانش طبیعی یکی باید انگاشت، یا متفاوت با آن. اکنون دانش طبیعی درباره چیزهایی است که مبدا حرکت را در خودشان دارند، ریاضیات نیز دانش نظری و درباره چیزهای ثابت و ماندنی است، اما نه درباره چیزهای جدا (مفارق). پس درباره موجود مفارق و نامتحرک، دانشی متفاوت با آن دو دانش وجود دارد، بدین سان روشن می شود که سه گونه از دانش های نظری وجود دارد: طبیعی، ریاضی و الهی، اما از اینها آخرین نامبرده شده بهترین است، زیرا درباره ارجمندترین موجودات است.
📚 منبع: کتاب، فلسفه ابن سینا ( شرحی نو بر الهیات شفاء با تکیه بر درس گفتارهای استاد حشمت پور)، نوشته حمیدرضا خادمی
_ـ__ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
1_27613415783.pdf
حجم:
1.5M
✅ معرفی مقاله: روایات کرم دندان در پرتوی کاوشهای اعتبارسنجی و اسطوره شناسی
🔵 هدف: هدف این پژوهش سنجش اعتبار گزارش های موسوم به «کرم دندان» از حیث منبع، سند و متن و نیز تعیین خاستگاه تاریخی این باور در پیوند با طب عامیانه است.
🔵 روش پژوهش: پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکرد تاریخی ـ اسطوره شناختی انجام شده است. در این مسیر، ضمن تخریج و ردیابی نقل ها و در پیش گرفتن نقد درایه ای و فقه الحدیثی بر پایه منبع شناسی،سندشناسی و متن شناسی، از تحلیل زبانی واژه «دوده» و سنجش محتوا با قطعیات علم تجربی و تاریخ
دندان پزشکی نیز بهره گرفته شده است.
🔵 یافته ها: یافته ها نشان داد قدیمیترین بازتاب صریح روایات کرم دندان در کتاب «طب الصادقین» است و بخش مهمی از نقل ها، مرسل یا فاقد طریق معتبرند و در انتقال به منابع حدیثی بعدی، دچار تصحیف و آشفتگی متنی شده، به گونه ای که روایت مربوط به ازاله کرم از دندان، بیشتر به توصیه طبی در حاشیه یک کتاب
حدیثی شباهت دارد. تلاش برخی در تفسیر لفظ «دوده» به معنای باکتری نیز با ظهور عرفی و شواهد زبانی
سازگار نیست.
🔵 نتیجه گیری: نتیجه آنکه روایات کرم دندان از پشتوانه کافی حدیثی برای انتساب به معصومین برخوردار نیست و از نظر محتوایی نیز با داده های قطعی تجربی، تعارض دارد. از اینرو، این نمونه نشان داد بازخوانی انتقادی روایات طبی برای صیانت از اعتبار دین و پیشگیری از آسیب های سلامت عمومی، ضرورت دارد.
✍️ نویسندگان:
علی امیری، یحیی میرحسینی
_ـ__ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
1_27994713665.pdf
حجم:
825.2K
✅ نقش خلاقیت انسانی در روش تحقیق تکاملی با تاکید بر علوم اجتماعی (مقاله پژوهشی حوزه)
🔵 خلاقیت انسانی نقشی مهم در ساختن نظریه های علمی دارد. اما گاهی روش شناسی علمی به نحوی تبیین می شود که گویی نظریات علمی با پیروی جبری و مطلق از چند مرحله کاملا مشخص و صرفا منطقی؛ ساخته می شوند.
🔵 روش شناسی تکاملی با تعیین جایگاه خلاقیت در فرآیند تحقیق با مرزبندی نسبت به رویکردهای کیفی و کمی از «تناسب خلاق» در برابر دو مفهوم «برساخت» و «کشف» سخن به میان می آورد. واژه تناسب هم به ضرورت هماهنگی خلاقیت محقق با ظرفیت های جهان واقع اشاره دارد و هم به سازگاری با گزاره های ارزشی که وضع مطلوب پدیده ها بر اساس آنها استنباط می شود.
🔵 از دیگر سو عقلانیت، امری ساختاری و اجتماعی و خلاقیت امری فردی و ساختارشکن معرفی می شود. اما در روش شناسی تکاملی تحقیق، برای خلق کیفیت جدید، یک روش سازمانی ارائه می شود که با سازماندهی عمومی (اعم از متخصصان و عموم جامعه) فرآیند شکل گیری یک تصویر جدید از عالم را تا تحقق آن در جامعه هدایت می کند.
🔵 در این مقاله روش شناسی کمی، روش شناسی کیفی و روش شناسی تکاملی با شیوه استنادی و تحلیل منطقی مقایسه شده و تفاوت های آنها از منظر خلاقیت انسانی در محورهای "نسبت معرفت و هستی"، "اعتبارسنجی"، "هدف و فرآیند تحقیق" و "نقش جامعه در شکل گیری نظریه علمی" بیان شده است.
✍️ نویسندگان: علیرضا پیروزمند، عباس جهانبخش، حسن شیخ العراقین زاده
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ حکمت مشرقی ابنسینا در حکمت اشراق سهروردی به اوج رسید
🔵 ابنسینا با نگاهی تیزبینانه در کتاب الانصاف، از اختلاف مشرب دو گروه حکمای غربی و شرقی سخن رانده و در منطقالمشرقین با شکوه از جزمیت رأی مشائیان بشارت میدهد که طرح نویی از حکمت مشرقی در انداخته و در نمطهای پایانی اشارات به نیکویی این نظرگاه را تئوریزه کرده است. سهروردی که به آثار ارجمند سینوی دست یافته بود، از اصلی مشرقی یاد میکند که مغفول بوعلی بوده است و میکوشد آن را احیا کند. فارغ از وجوه تمایز میان ابنسینا و سهروردی از حیث روش شناسی و نظام فکری به نظر میرسد حکمت مشرقی که ابنسینا تبیین آن را در سر می پروراند، در حکمت اشراق سهروردی به اوج خود رسیده است.
🔵 در نزد اشراقیون واژه "اشراق" به معنای زمان طلوع خورشید و یا شروق صبحگاهی و نیز به معنای مکان و سرزمینی است که در مشرق واقع شده است. بدین سان "اشراقیان" و "مشرقیان" در نگاه حکمای اشراقی معادل یکدیگر هستند و قطبالدین شیرازی و شهرزوری به تبع سهروردی در شرح حکمت اشراق همین رویه را پیش گرفتهاند و به یکی بودن حکمت مشرقی و حکمت اشراقی اذعان کردهاند. نکته قابل توجه اینکه این شارحان حکمت اشراق برآناند که مشرقیان (ایرانیان) به سبب اینکه اهل علم شهودی بودهاند، در شمار اشراقیان محسوب میشوند و بنابراین حکمت اشراق و مشرقی به یک معناست.
🔵 اما به نظر میرسد که ابنسینا پیش از سهروردی پیشگام برانداختن طرحی نو در فلسفه مشرقی بوده و ما بر این باور هستیم که حکمت سینوی یک مشرب عقلی صرف نیست و لطایف ذوقی و ظرایف شهودی در شاکله این نظام فکری انکارناشدنی است و حکمت مشرقی سینوی نخستین گام است برای تمایز نهادن میان فلسفه ارسطویی و حکمت بحثی صرف با حکمت ذوقی و شهودی. آنچه اخیراً در آثار برخی از مستشرقان و به تبع آن در برخی مقالات پژوهشگران داخلی دیده میشود و جای بسی شگفتی دارد اینکه این پژوهشگران نه تنها رسائل تمثیلی ابنسینا را خالی از لطایف عرفانی و اشراقی قلمداد میکنند بلکه کسانی مانند دیمیتری گوتاس حتی مقاماتالعارفین ابنسینا در نمط نهم اشارات را اساساً متنی عرفانی نمییابند!
🔵 دیمیتری گوتاس، استاد دانشگاه ییل، در مقالهای تحت عنوان «سرشت درونمایه و انتقال حکمت مشرقی ابنسینا» تلاش کرده که ابنسینایی را به تصویر بکشد که در تداوم سنت ارسطویی است و تابع صرف ارسطو است و این امر از لغزشهای جدی است که در مطالعات ایشان دیده میشود.
🔶 برای مطالعه کامل مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید 👇👇
لینک مطلب
_ـ_ــ_ـ_
#چکیده_سایت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
20.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ بحران، نبض جامعه ایرانی
🔵 جامعه ایران در میانهی جنگ، آرامش و اعتراض، چگونه از هم نمیپاشد؟ این پرسش محوری گفتوگویی است که در آن، از معمای نظم اجتماعی میگوییم.
️🔵 وقتی تعامل و همکاری برای حل مسئله از میان میرود و نهادهای مسئولِ حاکم پاسخ روشنی ندارند، چه نیرویی نظم را حفظ میکند؟ آیا این سکوت گسترده در روابط انسانی، نشانه طلاق عاطفی است یا شکلی از همزیستی مسالمتآمیز؟
👤 سیدمهدی اعتمادیفرد_ریاست سابق دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#مصاحبه
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ امروز دنیا، دنیای تعارض فلسفهها و فکرهاست. یکی از دلایلی که انقلاب اسلامی توانسته است در مقابل کارشکنیهای غرب ایستادگی کند - که امروز هم پیش از ظهر اشارهی مختصری کردم - همین است؛ ما فکر به میدان آوردیم؛ ما مثل یک کودتا عمل نکردیم. امروز تفکرات اجتماعی و سیاسی جمهوری اسلامی، تفکرات سیاسی و اجتماعی غرب را به طور جد به چالش کشیده است؛ همین مسئلهی مردمسالاری دینی و مسئلهی پیگیری عدالت. اینها پرچم صلح را بالا میبرند و میگویند: صلح! صلح! خیال میکنند که صلح به طور مطلق یک ارزش است؛ نه، صلح به طور مطلق یک ارزش نیست. صلحِ عادلانه یک ارزش است. والّا ظالمی که آمد خانهی یک مظلومی را غصب کرد، با همدیگر اختلاف پیدا میکنند؛ آن مظلوم اعتراض میکند، دعوا میکند؛ یکی بیاید بگوید صلح کنید؛ حالا پهلویِ هم زندگی کنید! پس غصب خانهی او چه میشود!؟ بنابراین، صلحِ عادلانه مهم است. این مسئلهی عدالت و تعمیم آن به همهی میدانهای قضاوتهای سیاسی و اجتماعی، جزو افکار و نوآوریهای جمهوری اسلامی در عرصهی سیاسىِ دنیای امروز است که اینها را به چالش میکشد. پس پایهی فکری را باید قوی کرد تا انسان در پیکار اندیشهها و افکار گوناگون در امروزِ دنیا بتواند بایستد و جبههی خودش را حفظ کند.
منبع: بیانات در دیدار روحانیون استان سمنان، 17/08/1385
#رهبر_شهید
_ـ___ـ_
#سخنرانی
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
1_28020280498.pdf
حجم:
1.6M
✅ معرفی مقاله: تجلی وجود مطلق در آیینه خلقت از منظر ملاصدرا
🔵 کشف حقیقت خلقت همواره مورد مداقّه و بررسی فیلسوفان و اندیشمندان بوده و در این راستا از تعابیری همچون صدور، ایجاد و خلق استفاده کردهاند، اما ملاصدرا خلقت را تجلیگاه خداوند و عالمیان را مظاهر او برمیشمارد.
🔵 در این راستا، هدف پژوهش حاضر تبیین خلقت بر مبنای تجلّی از دیدگاه ملاصدرا، با ابتناء بر روش پژوهشی تحلیل محتوا و روش استنباطی است، تا نشان دهد که نظام مبتنی بر تجلّی، چه تبیین متفاوتی از نظام علّی دارد و ذیل این دیدگاه مراتب خلقت و کثرات آن چگونه تبیین میشوند و ترتیب احداث و کیفیت ابقاء عالم چگونه خواهد بود؟ با عنایت به اینکه دستگاه فلسفی ملاصدرا بر اصالت وجود مبتنی است، لذا طبق این دیدگاه حقیقت وجود، حقیقتی واحد و واجب است که بر تمام عالم مستولی شده و موجودات سایهها و شئونات وجود او تلقی میشوند و در واقع خلقت، تجلیگاه ظهور ذات و اسماء و صفات حقتعالی در موجودات است؛ و چون جز اویی وجود ندارد و هرچه هست، تابشها و انوار اوست، لذا با مجموعهای مواجه هستیم که به تشخّص ذات باریتعالی، تشخّص یافته است.
🔵 بر این اساس صدور فیض وجود از ناحیه او عبارت است از تجلّی مطلق و یا تجلّیات خاص پیدرپی که لازمه تمامیت و کمال اویند و با هر تجلی، جلوهای از وجود ایشان را آشکار میسازند...
✍️ نویسندگان: مریم محبتی، علیرضا کهنسال
_ـ___ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ چیستی زمان
🔘 رابطه زمان با حرکت دورانی فلک
🔵 قبل از هر شی حادثی (که نبوده و سپس پدید آمده) زمانی هست (که آن حادث در آن زمان معدوم بوده است)، و هر زمانی که (ازلی و دائم نیست، بلکه محدود است و) آغازی دارد، حادث می باشد. و بنابراین ( چون حادث است) قبل از آن زمانی دیگر هست و این امر مستلزم آن است که زمان امر متصل بدون آغاز و ابتدا (یعنی ازلی) باشد.
🔵 تا اینجا معلوم شد که زمان امری ازلی، قدیم و غیر حادث است، چون حادث بودن زمان مستلزم آن است که پیش از زمان، زمانی باشد که در آن،زمان معدوم بوده است و این بدان معناست که نفی زمان مستلزم اثبات آن و حادث دانستن آن مستلزم قدیم شمردنش می باشد. پس زمان همواره بوده است. اما گفتیم که زمان بدون حرکت و حرکت بدون متحرک نمیشود. پس زمان ازلی، حرکتی ازلی و متحرکی ازلی می خواهد.اما حرکت مستقیم نمی تواند ازلی باشد و اتصالی بدون آغاز داشته باشد، زیرا ( در جای خود با براهین متعددی) ثابت شده است که امتدادها (و ابعاد این جهان مادی) محدود و متناهی اند.
🔵 ( بنابراین اگر متحرکی بخواهد با حرکت مستقیم از نقطه ای در این عالم_ از هر نقطه ای و با هر سرعتی که فرض شود_ حرکت کند، سرانجام به نقطه ای می رسد که مرز عالم ماده است و دیگر نمیتواند به حرکت مستقیم خود ادامه دهد، و درنتیجه، حرکتش نمی تواند ازلی و ابدی و نامحدود بوده باشد. ممکن است گفته شود: اگر این حرکت مستقیم را به صورت رفت و برگشت در نظر بگیریم، به این صورت که متحرک وقتی به انتهای عالم رسیده، دوباره همان مسیر نخست را از سر گیرد و به همین ترتیب، برود و باز گردد، در این صورت این حرکت مستقیم می تواند ازلی و ابدی بوده باشد؛ در پاسخ می گوییم: این فرض، یک حرکت واحد ازلی و ابدی را پدید نمی آورد، بلکه چنان که در آینده نشان خواهیم داد میان هر دو حرکت مختلفی _ مانند رفت و برگشت _ سکونی هست و حتی اگر سکونی هم نباشد آنها دو حرکت اند درحالیکه زمان امری واحد و متصل است و از این رو، امکان ندارد که بر دو حرکت و دو موجود عارض شود.
🔵 از اینجا معلوم می شود که زمان متعلق به (و وابسته و در واقع عارض بر) حرکتی است که بتواند متصل و همیشگی باشد و چنین حرکتی (که پیوسته و ازلی و ابدی است) همان حرکت وضعی چرخشی (و دورانی) است. این اتصال (همان پیدایش و زوال پیوسته و متصل (زمان)) قابل اندازهگیری است، و بنابراین از مقوله کم و از نوع متصل می باشد (در برابر کم منفصل که همان عدد است).
🔵 بنابراین زمان کمی است که تغییر (تدریجی)، یعنی حرکت را اندازه میگیرد (یا به تعبیری، همان اندازه و مقدار حرکت است). این است ماهیت زمان، و با روشن شدن ماهیت زمان، شیخ با صراحت نامش را آورد و گفت: این همان زمان است.
📚 منبع: کتاب، آفرینش در حکمت مشاء ( ترجمه، تبیین و تحلیل نمط پنجم اشارت ابن سینا و شرح خواجه نصیر طوسی بر آن)_ نوشته دکتر علی شیروانی
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute