1_28313065385.pdf
حجم:
3.3M
✅ معرفی مقاله: دیالکتیک استعلایی و هستیشناسی صدرایی
🔵 در این مقاله نویسنده سعی دارد تا مطالعهای تطبیقی را دربارۀ قابلیتهای دو نظام فلسفیِ آسیایی و اروپایی در باب موضوعی خاص – یعنی قوۀ عقل – ارائه دهد، و از این طریق تأملی بر امکان گفتوگو میان سنتهای فلسفیای داشته باشد که تا به امروز پیشینهای سخت و تسلیمنشدنی در این باره داشتهاند.
🔵 اگرچه پس از عصر روشنگری و با فیزیک نیوتنی و در فلسفۀ نقادی کانت، وحدت و کمال فاهمه توسط عقل فراهم می-شود، عملاً بر محدودیت و حدود قلمرو عقل نیز تأکید میگردد. «مغالطات»، «تعارضات جدلی» یا «آنتینومیها»، و «ایدهال عقل محض»، اعلان صریح شکست عقل در سه حوزۀ شناختِ حقیقتِ نفس، طبیعت، و خدا بودند، و «دیالکتیک استعلایی» به مثابه موقعیتی انتقادی معرفی شد که نشأت گرفته از تعالی و فراروی عقل بود.
🔵 نتیجۀ گریزناپذیر چنین رویکردی، دوگانگی میان سوژه و ابژه، نومن و فنومن، و فاهمه و عقل است؛ و اخلاف کانت مجبور بودند تا بر چنین دوگانگیای غلبه کنند. در فلسفۀ اسلامی – و بهویژه در فلسفۀ صدرایی – عقل، از سویی، مشتمل بر مراتب معرفت و در واقع مراتب «هستی» است و از سویی دیگر – بر خلاف سنت ارسطویی و کانتی – هیچ تعارضی میان مراتب و درجات شناخت نیست؛ بنابراین، «عقل» همچون شکلی از مراتب هستی و مطابق با آن معرفی میشود.
✍️ نویسنده: حسین کلباسی اشتری
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ دانشمندِ ایرانی چگونه میتواند به ملّت روح ببخشد؟
🔵 این علمِ بدونِ فرهنگ بود که صنعت بسیار مفید و حسّاس هستهای را که بسیار صنعت مفیدی است برای بشریّت، کشاندند در راه غیر صلحآمیز، در راه غلط که بمب هستهای از درون آن در آمد. علم این جوری است که اگر چنانچه با فرهنگِ درست، با مشی فکری درست همراه نباشد، چیز خطرناکی خواهد شد. ما به همین دلیل معتقدیم در مجموعههای نخبگانی، دین و ملّیّت -یعنی پایبندی_جدّی_دینی و شرف_جدّی_ملّی- بایستی بِجِد دنبالگیری بشود. دانشمند ایرانی وقتی با فرهنگ اسلامی و ایرانی آمیخته است، آن وقت یک جزء حیاتی از حیات_ملّت است؛ در واقع به مجموعهی ملّت روح میبخشد، توان میبخشد.
🔵 ما نمیخواهیم دانشگاه ما تکرار و بازتولید فلان دانشگاه آمریکایی باشد؛ این را نمیخواهیم. علم را میخواهیم، شاگردی هم میکنیم، یاد میگیریم -یعنی از شاگردی کردن اصلاً ننگمان نمیکند- امّا نمیخواهیم دانشگاه ما تکرار و بازتولید فلان دانشگاه آمریکایی در تهران یا در فلان شهر دیگر کشور باشد؛ نمیخواهیم همان فرهنگ، اینجا تقلید بشود. فضای علمی کشور باید فضای علمیِ ایرانی و اسلامی باشد. خوشبختانه الان همین جور هم هست؛ مجموعههای علمی پیشرفتهِی برجسته را که انسان مشاهده میکند -مثل همین هایی که حالا در دهانها هست: سلولهای بنیادی، نانو، زیستفنّاوری، هستهای، غیره- غالباً [این] مجموعهها دارای انگیزههای دینی هستند. چون دین، حرکت علمی را جهاد میداند دیگر؛ یک کار جهادی در واقع دارند انجام میدهند؛ این باید بر محیط علمی دانشگاههای کشور حاکم باشد.
🔵 شرایط ما با شرایط آن کشوری که او هم یک دانشگاه پیشرفتهی برجستهای دارد، متفاوت است. ما بایستی با فرهنگ خودمان، ایرانی زندگی کنیم، ایرانی باید بیندیشیم و فکر کنیم؛ و الگوی پیشرفت اسلامی-ایرانی را در زمینهی مسائل علم هم حتماً بایستی رعایت بکنیم که این به نظر من بسیار مهم است. این را [هم] عرض بکنم که در تقلید از فرهنگ دانشگاههای برتر دنیا -دانشگاههای آمریکا، کانادا، جاهای دیگر- اگر بخواهیم آنها را تکرار کنیم، نوزایی_علمی هم از بین خواهد رفت؛ این را هم توجّه داشته باشید. این نوآوری علمی و پیشرفت علمی و ابتکار علمی هم، با دنبالکردن راه این و آن از بین خواهد رفت.
منبع: بیانات در دیدار نخبگان و استعدادهای برتر علمی در تاریخ ۱۳۹۸/۰۷/۱۷.
#رهبر_شهید
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#سخنرانی
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ فلسفه دین
🔘 بخش اول
🔵 «فلسفه دین» تحلیلی، که در دهه ۱۹۶۰ هنوز در آغاز راه بود، از آن زمان به بعد بالندگی چشمگیری داشته است. یقیناً دیگر رویکردها نیز در آثار مکتوب به زبان انگلیسی در زمینه فلسفه دین، و حتی بیش از این در آثار مکتوب به دیگر زبان ها درباره این موضوع، همچنان نقش ایفا می کنند. برای مثال، فلسفه پویشی که از اندیشه آلفرد نورث وایتهد الهام گرفته و در تحقیقات جاری چارلز هارتسهورن و دیگران نمود یافته است، نفوذ قطعی در فلسفه دین و الهیات، احتمالا بیشتر از دیگر حوزه های فلسفه، دارد. پدیدارشناسی، پسا تجدد گرایی و دیگر رویکردهای مختص به بر اروپا الهام بخش بحث های مهمی در حوزه فلسفه دین اند.
🔵 در حقیقت غالباً خط فاصل دقیق میان رویکردهای متفاوت وجود ندارد. نویسندگان قاره ای مانند سورن کرکگور در نوشته های قطعاً تحلیلی درباره دین به وفور مطرح می شوند و در فلسفه دین تحلیلی به حدی از مواد و مطالب قرون وسطی استفاده می شود که می توان آن را کم و بیش ادامه بحث های نو مدرسی درباره این موضوع دانست.
🔵 اگر چه معدودی جستار تحلیلی متقدم درباره مباحث دینی مختلف وجود داشته است، می توان گفت پیشرفت اصلی فلسفه دین تحلیلی در دهه ۱۹۵۰ با بحث معارضه «تحصل گرایانه منطقی» با دلالت معرفتی زبان دینی آغاز شد. در آن زمان بیشتر فیلسوفان تحلیلی معتقد بودند یا سخت وسوسه می شدند که معتقد باشند که به مثابت یک اصل تجربه گرایانه، هر بیان برای آنکه معنایی معرفت بخش داشته باشد، علی الاصول به تجربه تحقیق پذیر، یا به بیان کلی تر، آزمون پذیر باشد.
🔵 آلفرد جولز آیر، آنتونی فلو و دیگران اشکال کردند که گفته های حاکی از باور دینی، نوعا این معیار معنا را احراز نمی کنند. پس دعوی آشکار حقیقت در نزد ادیان را چگونه باید فهمید ؟
📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرتام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی)
#فلسفه_دین
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
1_28331434912.pdf
حجم:
62.2K
✅ ساختار نظریه تکامل بوسیله انتخاب طبیعی داروین (2)
🔵 در یادداشت پیشین (یادداشت شماره یک از این مجموعه) تصویری کلی و اولیه از آنچه داروین تحت عنوان نظریه تکامل گونههای زنده از یکدیگر بوسیله انتخاب طبیعی نامید، ارائه شد. این همان تصویری بود که داروین در کتاب خود تحت عنوان درباره منشاء انواع (on The Origin of Species) در سال 1859 ارائه نمود.
🔵 با این وجود، تصویر کلی نظریه داروین پس از کشف سازوکارهای سلولی و مولکولی انتقال صفات وراثتی و منشاء ایجاد تنوع در این فرآیند که باعث تولد و پیشرفت دانش ژنتیک در دهههای نخستین قرن بیستم (حدود سالهای 1900 تا 1940) شد، جزئیتر و عمیقتر شد. در واقع، پیوند دانش ژنتیک با نظریه داروین و ارائه تبیین ژنتیکی از تکامل گونهها در جامعه زیستشناسان در دهه 1940 به تلفیق تکاملی (evolutionary synthesis) مشهور شد.
🔵 بدین ترتیب یادداشت حاضر، به ارائه این تصویر سلولی و مولکولی از نظریه داروین میپردازد. همان تصویری که اغلب زیستشناسان و دانشجویان زیستشناسی از تکامل داروینی در ذهن دارند. در واقع، آنچه نئوداروینیسم (neo-Darwinism) خوانده میشود نیز اغلب به همین تصویر ژنتیکی و مولکولی اشاره دارد.
✍️ آقای علی سامع (محقق و پژوهشگر موسسه معنا)
👈 یادداشت قبلی
#نظریه_تکامل
#داروین
#انتخاب_طبیعی
#یادداشت_دوم
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#یادداشت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
1_28340443493.pdf
حجم:
590.5K
✅ معرفی مقاله: عقل عملی؛ خاستگاه «عینیت» علوم انسانی
🔵 ماهیت عینیت در علم، بهویژه در علوم اجتماعی و انسانی، هرچند در هر پارادایم علمی بدیهی انگاشته میشود، اما در رویکردها و پارادایمهای علمی، دیدگاههای گوناگونی درباره آن وجود دارد؛ به این معنا که در تاریخ علم، عینیت براساس معیارهای هر رویکرد علمی دچار تفاوتهای چشمگیری شده است. از نظر معرفتشناختی، کارکرد هر پارادایم علمی چنین است که از «نظامی از ابژهها و امور ذهنی و نظری» بهسوی «جهان عینی» حرکت میکند تا از منظر این امور ذهنی (و از طریق مدلسازی) راهی بهسوی جهان عینی بیرونی بگشاید.
🔵 اساسیترین پرسشی که روششناسی هر رویکرد علوم اجتماعی باید به آن پاسخ دهد این است که: «چگونه میتوان از ساختارهای معانی ذهنی، مفاهیم عینی و نظریههای عینیِ آزمونپذیر پدید آورد؟» ازاینرو، مسئله عینیت در علم، آرمانی است که هر جریان علمی بهگونهای آن را پی گرفته و همچنان پی میگیرد.
🔵 تأمین عینیت علوم اجتماعی و انسانی از راه تبعیت از علوم طبیعی، در چند قرن اخیر رویکردی فراگیر پدید آورده است. در این دیدگاه، اولاً، «مشاهده»، ملاک تأمین عینیت علم است؛ ازاینرو پژوهشگر، در عین برخورداری از حواس سالم، باید مشاهدات خود را با اعتماد کامل و بدون هرگونه پیشداوری ثبت کند.
✍️ نویسندگان: سید حمیدرضا حسنی، هادی موسوی
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ با توجه به اینکه در تجلیات خداوند سبحان تکرار نیست و افعال او بی پایان است می توان گفت: به طور کلی در جهان هستی تکرار معنی ندارد و هر گونه رخ داد و پدیده ای تازه و بدیع است. زمان متصل واحد است ولی هر لحظه و هر آنی در آن، غیر لحظه و آن دیگر است. این سخن در مورد مکان نیز صادق است در مکان نیز وحدت و اتصال وجود دارد. ولی هر نقطهای از نقطه ها در مکان غیر از نقطه های دیگر است. آنچه موجب شگفتی می شود و می توان هر چه بیشتر درباره آن اندیشید این است که با این همه اختلاف و تفاوت هائی که در جهان میان موجودات دیده می شود، عالم هستی واحد و یگانه است کثرت ها به وحدت و یگانگی آن لطمه وارد نمی آورد.
👤 دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی
منبع: کتاب، جستارهای فلسفی در تفسیر معنی
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#جملات_منتخب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ ویلیام هاسکر: خداباوری و زیست شناسی تکاملی
🔘 تکامل به منزله اتفاق و امکان ( بخش دوم)
🔵 دین مبتنی بر کتاب مقدس تأکید فراوان دارد بر اینکه خداوند از مجرای یک فرآیند تاریخی فعالیت میکند که امکانی الوقوع، پیشگویی ناپذیر و در مواقعی به شدت حیرت آور است. بنابراین چرا نباید خداوند از مجرای فرآیند امکانی الوقوع و ذاتا پیشگویی ناپذیر تکامل نیز عمل کند؟ یقیناً، در هر صورت، باید به مداخله فعالانه خداوند برای شکل دادن حوادث در قالب دلخواه، قائل بود _ گو اینکه نیازی نیست که بگوییم چیز زیادی درباره جزئیات این مداخله می دانیم. در عین حال، با قائل شدن به نوعی «راهبری» این فرایند به دست خداوند، در جبهه تعارض سخت یا سنت تکاملی رایج قرار میگیریم.شاید برخی ورود در این مسیر را بهای گزافی (برای معتقد شدن به «راهبری» الهی ) ندانند.
🔵 شایان ذکر است که ماهیت کاملا امکانی الوقوع تکامل، اگر مورد قبول قرار بگیرد، فشارهایی را نیز متوجه خود مکتب داروینی می سازد. انتخاب داروینی، که علمای ژنتیک مدرن در تقویت و تأیید آن کوشیده اند، به لحاظ تبیینی که از تغییر و تعدیل بر مبنای انباشته شدن تغییرات جزئی تر عرضه میکند، کاملا قانع کننده است. ولی در مقام تبیین «پیشرفت های » تکامل کلان_ یعنی تغییرات کلانی که به آسانی نمی توان آنها را انباشته شدن تغییرات جزئی دانست و در مورد آنها شواهدی بر انتقال تدریجی وجود ندارد _ همچنان دچار مشکل است. امکانی الوقوع بودن تکامل بدین معناست که این نظریه از پیشگویی جهات اصلی تغییر تکاملی ناتوان است، حال اگر تأکید بر امکانی الوقوع بودن را به مطلب فوق (یعنی ناتوانی در تبیین تغییرات کلان) اضافه کنیم، حاصل این می شود که نظریه تکاملی واقعاً نیروی تبیینی بسیار ناچیزی در خصوص کل فرآیند دارد. اما ممکن است واقعیت این باشد که این بهترین کاری است که می توان کرد. اگر به شیوه پیشاتجربی می دانیم که تبیین های نوداروینی تنها تبیین های ممکن است، در آن صورت باید پذیرفت که ابعاد ( و اوصاف) فرایندی که بیشترین اهتمام را بدان داریم، صرفاً نتیجه مجموعه ای از اتفاق های کاملا غیر محتمل _ به عبارت دیگر نتیجه شانس است. ولی، البته ما نه به شیوه پیشاتجربی و نه به شیوه دیگری، به این علم نداریم. و دشوار می توان، به لحاظ تجربی فرق گذاشت میان موقعیتی که بهترین تبیین ممکن، همچنان موضوعات بسیاری را تبیین ناشده رها میکند و موقعیتی که تبیین بهتری موجود است ولی ما تا به حال از یافتن اش ناتوان بوده ایم.
📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرتام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی)
#ویلیام_هاسکر
#خداباوری_زیست_شناسی_تکاملی
👈 بخش قبلی
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
آیت الله العظمی جوادی آملی137. خوباوری .mp3
زمان:
حجم:
2.1M
✅ خودباوری، پایه استقامت در میدان مقاومت
🔵 ذات اقدس الهی انسان را در قرآن کریم چنان معرفی کرد که بداند گوهره ذات او در تحت اراده خداست. به ما گفتند اعتماد به خود داشته باش، اما این اعتماد را نردبانی قرار بده تا به خدا اعتماد کنی، نه اینکه خودمحور باشی! بلکه حقمحور باشی. کسی که خود را باور کرده، روی خود پا میگذارد و بالا میرود، و این خودباوری نردبانی است برای ترقّی، نه هدفی در خود. ...
👤 آیت الله جوادی آملی
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#برش_صوت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ ثمرهی دانشگاههای جمهوری اسلامی، چمرانها باید باشند.
🔵 خدا این شهید عزیز [چمران] را رحمت کند. دنیا و مقام برایش مهم نبود؛ نان و نام برایش مهم نبود؛ به نام کی تمام بشود، برایش اهمیتی نداشت. باانصاف بود، بیرودربایستی بود، شجاع بود، سرسخت بود. در عین لطافت و رقت و نازکمزاجیِ شاعرانه و عارفانه، در مقام جنگ یک سرباز سختکوش بود... دانشمند_بسیجی این است؛ استاد بسیجی یک چنین نمونهای است. در وجود یک چنین آدمی، دیگر تضاد بین سنت و مدرنیته حرف مفت است؛ تضاد بین ایمان و علم خندهآور است. این تضادهای_قلابی و تضادهای دروغین - که به عنوان نظریه مطرح میشود و عدهای برای اینکه امتداد عملی آن برایشان مهم است دنبال میکنند - اینها دیگر در وجود یک همچنین آدمی بیمعنا است. هم علم هست، هم ایمان؛ هم سنت هست، هم تجدد؛ هم نظر هست، هم عمل؛ هم عشق هست، هم عقل.
🔵 خب، حالا توقعی که ما داریم و این توقع، توقع زیادی هم نیست، یعنی آن زمینهای که انسان مشاهده میکند - این روحیههای پرنشاط شما، این دلهای پاک و صاف، این ذهنهای روشن، این جوّال بودن فکرهای شما که انسان در عرصههای مختلف از نزدیک شاهد است - این امید را و این توقع را به انسان میبخشد، این است که فرآوردهی دانشگاه جمهوری اسلامی - نه به نحو استثنا بلکه به نحو قاعده - چمرانها باشند؛ نه اینکه چمرانها یک استثنا باشند. این امید، امید بیجائی نیست. اگر در سال ۷۶ که شماها اول یک عده در مشهد، یک عده در اصفهان و یک عده در دانشگاه علم و صنعت، به نام اساتید بسیجی دور هم جمع شدید و جمع و جور کردید، میگفتند که ده سال بعد یا دوازده سال بعد چند هزار استاد بسیجی با همین انگیزهها، با همین عشقها و با همین جهتگیریها در سطح کشور وجود خواهد داشت، هیچکس باور نمیکرد؛ اما شد...
🔵 وقتی انسان این حرکت را میبیند، این رشد را میبیند، این توقع بیجا نیست که ما بخواهیم دانشگاه جمهوری اسلامی، در آینده عناصری مثل چمران را پرورش بدهد. آن وقت شما ببینید چه خواهد شد! نظامی با مطالبات بینالمللىِ در سطح اعلا: در زمینهی انسان، در زمینهی حکومت، در زمینهی زن، در زمینهی اخلاق و در زمینهی علم. مطالبات امروز ما مطالبات بینالمللی است. حالا بعضیها - مطبوعاتی و غیرمطبوعاتی - تا اسم [مطالبات] بینالمللی میآید لبخند تمسخر میزنند؛ اینها نمیفهمند؛ درک نمیکنند افق_دید_وسیع یعنی چه. تا شما نظر به قله نداشته باشید امکان ندارد تا دامنه هم بتوانید حرکت کنید، چه برسد به اینکه امیدِ به قله رسیدن باشد؛ همت بلند. در روایات ما به مؤمن هم توصیه شده است که همتْ بلند داشته باشد. بزرگان به سالک هم میگویند: همتت عالی باشد. این قدمهای اول و فتوحات ابتدای کار، کسی را دلخوش نکند همتهای_بلند باید داشت.
🔵 نگاه هم بایستی انسانی باشد. انسان یعنی آنچه که در همهی جهان گسترده است... ما داعیهی محو_نظام_سلطه را داریم؛ یعنی رابطهی سلطهگری: سلطهگر و سلطهپذیر؛ حتی انسانی هم که در یک کشوری که دولتش صددرصد سلطهگر است زندگی میکند، این را رد نمیکند؛ یعنی در مناسبات جهانی، رابطه رابطهی سلطهگر و سلطهپذیر نباشد. همچنین عدالت و استفادهی از علم برای آسایش بشر نه برای تهدید بشر... اینها حرفهائی است که دنیا نمیتواند رد کند. میدانید وقتی نظامی با این آرمانها و ملتی با این خصوصیات - با به کارگیری همت_ایمانی برای پیشرفت در این عرصهها، با استفادهی از وعدههای قرآنی در زمینهی نصرت مؤمنین، با نترسیدن از مرگ و مرگ را وصول به خدا و شهادت لله دانستن - به شخصیتهائی دانشمند و فرزانه از قبیل چمران مزین و مفتخر بشود، به کجا خواهد رسید!؟ این آن توقعی است که ما داریم.
منبع: بیانات رهبر_شهید در دیدار اعضای بسیجی هیأت علمی دانشگاهها ۱۳۸۹/۰۴/۰۲
#رهبر_شهید
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#سخنرانی
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ در دورانی که علم با سرعت جلو میرود اخلاق در کجای این مسیر جایگاه خودش را پیدا میکند؟
🔘 تعداد زیادی از دانشمندان مسیر علم را مسیر خوشبختی بشر نمی دانند!
🔵 این مسیر که علم با این سرعت دارد حرکت میکند، اخلاق کجا میتواند جایگاه داشته باشد؟
علم فعلی به نظر من دوام نمی آورد، به این صورت، چون به نابودی کشیده می شود، من در بعضی از کتاب هایم، از دانشمندان بزرگ علوم، نقل قول های آورده ام، مثل دایسون می گوید: علم امروزی همه اش به نفع اغنیاء و ثروتمندان است،و یک روزی از جانب فقرا انقلابی رخ میدهد و همه اینها را بهم میریزد....
👤 دکتر مهدی گلشنی (استاد ممتاز فیزیک)
_ـ__ـ_
#مصاحبه
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ معرفی کتاب: داوکینز، مدرک وجود خدا
🔵 کتاب «داوکینز: مدرک وجود خدا» نوشته ریچارد بارنز، نقدی قابل تأمل از بیخدایی (آتئیسم) است، به ویژه نقد استدلالهایی که ریچارد داوکینز در کتابش «توهم خدا» ارائه کرده است. هدف بارنز برچیدن ادعاهای الحادی داوکینز و ارائه دفاعی قوی از خداباوری است.
🔵 او کتابش را با پرداختن به یکی از سوالات اساسی در فلسفه شروع میکند: «امر واقعی چیست؟». او تأکید میکند که داوکینز بیخدایی را با این ادعا که «هیچ چیزی فراتر از جهان مادی و فیزیکی وجود ندارد» تعریف میکند. به گفته بارنز، این دیدگاه مادی گرایانه، جنبه های مختلف تجربه بشری مانند اخلاق، عقل و اصول علمی را در نظر نمیگیرد.
🔵 بارنز استدلال می کند که اگر تفکر الحادی صادق باشد و فقط ماده وجود داشته باشد، رفتار اخلاقی صرفا نتیجه تعاملات فیزیکی بین ذرات هستند. او ادعا میکند که این دیدگاه، معیارهای اخلاقی را بی معنا میکند، زیرا آنها سوبژکتیو و دلبخواهانه خواهند شد. بدون معیار اخلاقی عینی، قضاوت بین نظام های اخلاقی مختلف غیرممکن میشود.
🔵 استدلال بعدی کتاب، تأکید بر وجود اصول کلی عقلی است که برای علم و فاهمه ضروریاند. بارنز ادعا میکند که اگر همه چیز به ذرات مادی تقلیل یابد، مفاهیمی مانند قوانین علمی و اصول منطقی پایۀ خود را از دست میدهند. او استدلال میکند که این اصول به واقعیتی فراتر از ماده فیزیکی صرف اشاره میکنند.
✍️ نویسنده: ریچارد بارنز
لینک کتاب
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#معرفی_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
1_28374592866.pdf
حجم:
223.6K
✅ معرفی مقاله: اهمیت فلسفه زیست شناسی
🔵 اول، فلسفههای علوم خاص، پرسشها و پاسخهایی خاص دارند. فلسفه زیستشناسی نیز از این قاعده مستثنا نیست. دوم، در جامعه فلسفی ما پرسشها و پاسخهایی مطرحند که فلسفه زیستشناسی به هر دو میتواند کمک کند. و سوم فلسفه زیستشناسی پرسشها و پاسخهایی جدید هم مطرح میکند. در این مقاله به برخی از مباحث هر سه دسته اشاره شده است. ارسطو، مسلمانان، نظریه تکامل در قرن نوزدهم و دو مسأله در قرن بیستم، برای این مقصود انتخاب شدهاند.
✍️ نویسنده: حسن میانداری
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute