✅ تاریخ علم ( استیون واینبرگ)
🔘 بخش سوم
🔵 از آنجا که کوپرنیک به مدارهای دایره ای پای بندی داشت، او نیز ایده ی دوایر مسیر را حفظ کرد. تا اینکه در نخستین سال های قرن هفدهم، یوهانس کپلر سرانجام توضیح داد هیپارخوس و بطلمیوس چه چیزی را به دوایر مسیر نسبت می دادند. مدار زمین به گرد خورشید، دایره نیست بلکه بیضی است، خورشید نه در مرکز بلکه در یکی از کانونهای این بیضی جای دارد، سرعت دوران زمین ثابت نیست و آنگاه که به خورشید نزدیک می شود سریع و آنگاه که از خورشید دور می شود کند حرکت میکند.
🔵 از بابت سودمندی هایی که شرح داده ام، خورشید محدودیت های خود را دارد. البته از خورشید تنها در طول روز است که می توان استفاده کرد و زمان و جهت را گفت و پیش از کشف گنومن، حرکت سالانه ی خورشید تنها تقریبی از وقت سال را به دست می داد. از مدارکی که از دوران باستان داریم، برای برطرف ساختن این نارسایی های خورشید، از ستارگان استفاده می شد. هومر از کاربرد ستارگان در شب، به عنوان قطب نما، آگاه بود. در کتاب اودیسه، کالیسپو به اودیوس راهنمایی میکند که چگونه از جزیره او به سوی شرق پارو بزند تا به ایتاک برسد: از او میخواهد در طول مسیر چنان پارو بزند که صورت فلکی خرس همواره در سمت چپ اش باشد. البته منظور از خرس همان دب اکبر است و آن صورت فلکی ای است در نزدیکی قطب شمال آسمان که در عرض جغرافیایی مدیترانهای هرگز غروب نمیکند (یا، به قول هومر، هرگز در اقیانوس حمام نمی کند). اودیوس که شمال در سمت راست اش واقع بود به سوی خانه اش در شرق پارو می زند.
🔵 از ستارگان به منظور تقویم میز استفاده می شد. مصریان باستان طغیان رود نیل را از بالا آمدن ستاره سیروس می دانستند. در حدود ۷۰۰ سال قبل از میلاد، شاعری به نام هسیود در کتاب کارها و روزها به کشاورزان توصیه میکند تا زمین را هنگام غروب کیهانی خوشه ی پروین شخم بزنند، یعنی روزی از سال که در آن خوشه ستاره ای پروین برای نخستین بار قبل از طلوع آفتاب، غروب میکند.
📚 منبع: کتاب افکار سوم، نوشته استیون واینبرگ
👈 بخش قبلی
#استیون_واینبرگ
#تاریخ_علم
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
1_28835172519.pdf
حجم:
539.6K
✅ معرفی مقاله: جایگاه علوم انسانی در جامعه دانشمحور امروز
🔵 در چهار دهه گذشته، علوم انسانی در فضای دانشگاهی دستخوش کاهش تدریجی منزلت و ارزش شده است؛ پدیدهای که نخستین نمودهای آن به ایالات متحده و بریتانیا بازمیگردد.نشانههای متعددی وجود دارد که حاکی از آن است که دانشگاه بهطور کلی اهمیت کمتری برای این حوزهها قائل شده است.شایان ذکر است که این تبعیض علیه مدارک تحصیلی علوم انسانی ماهیتی غیرمستقیم دارد؛ چرا که در واقع، عمدتاً ناشی از ترویج نظاممند سایر رشتهها است.با این حال، چنین پدیدهای در مقایسه با سایر حوزهها، منجر به کاهش قابلتوجه درصد دانشآموختگان علوم انسانی شده است.
🔵 در برخی کشورها، حتی میتوان کاهشی را در رابطه با تعداد مطلق آنها، به ویژه در مورد مدارک دکترا، مشاهده کرد.این مقاله نمونههایی از دستورالعملهای سیاسی بینالمللی ارائه شده توسط OECD و بانک جهانی را که در این کاهش ارزش نقش داشتهاند، روشن میکند. این مطلب ضمن ارزیابی مزایا و ارزشِ تحصیل در رشتههای علوم انسانی، به بررسی پیامدهای کاهش منابع در گروههای آموزشی این حوزه میپردازد. این استدلال مطرح میشود که جامعهای که فرض بر آن است آرمانوار بر پایه دانش بنا شده، باید نسبت به رشتههای گوناگون و منحصربهفردی که آن را شکل میدهند، پذیرا و گشوده باشد و برای هر یک از این حوزهها، ارزشی عادلانه و بیطرفانه قائل شود.
✍️ نویسنده: Rosário Couto Costa
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
یادداشت پنج.pdf
حجم:
335.8K
✅ بی نهایت
🔵 هرچند عدد و طول در اصول غالبا جدا نگاه داشته میشوند، فرآیندی هست که اقلیدس بر هر دو اعمال میکند–الگوریتم اقلیدسی، که روی یک جفت با 'تفریق مکرّر کوچکتر از بزرگتر' عمل میکند. وقتی روی یک جفت از اعداد صحیح مثبت به کار رود، این الگوریتم پایان میپذیرد زیرا اعداد صحیح مثبت نمیتوانند برای همیشه کاهش یابند.
🔵 اما وقتی بر یک جفت طول با نسبت ناگویا اعمال شود، این الگوریتم پایان نمیپذیرد. در واقع، اقلیدس عدم پایان الگوریتمش را به عنوان معیاری برای ناگویایی به کار میگیرد، به این ترتیب بینهایت را وارد بحث ناگویایی میکند.
نظریهی خالی از عددِ مساحت، که توسط اقلیدس برای اثبات قضیهی اقلیدس استفاده شد، بهخوبی برای مساحت چندضلعیها کار میکند.
🔵 اما رویکردی مشابه به حجم برای حتی چندوجهیهای ساده چون چهاروجهی شکست میخورد. وی توانست حجم چهاروجهی را با تجزیهی آن به منشورهای بینهایت زیاد بیابد، به این ترتیب بینهایت را به نظریهی حجم میآورد. نظریهی یونانی مساحت همچنین با نواحی منحنی، که به روشنی نمیتوانند به تعداد بهطور متناهی زیادی چندضلعی تجزیه شوند، مشکل داشت. با این حال، ارشمیدس توانست مساحت یک قطعهی سهموی را با تجزیهی آن به مثلثهای بینهایت زیاد بیابد. با وجود این، یونانیان با درنظرگرفتن مجموع متناهی دلخواه بهجای مجموع بینهایت در پی 'پرهیز از بینهایت' بودند...
✍️ دکتر مرتضی متولی (محقق و پژوهشگر موسسه معنا)
👈 یادداشت قبلی
#یادداشت_پنجم
_ــ_
#یادداشت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ حرکت در اندیشه شیخ شهاب الدین سهروردی
🔵 سهروردی، نیز حرکت را در بخش طبیعیات، مورد بحث قرار داد. ابتدا در تعریف حرکت می نویسد: حرکت هیئتی که تصور ثبات در آن نتوان کرد. با قید هیئت، جوهر را از تعریف خارج نمود. با قید «تصور ثبات» کم و کیف و اضافه را از دایره تعریف طرد نمود. او درباب زمان نیز می گوید: زیرا به اعتبار حرکت که مظروف آن است، ثبات آن متصور نیست، نه بالذات و حال آنکه، آنچه بالذات متصور الثبات نیست حرکت است.
🔵 سهروردی، برخلاف بعضی از حکما، موجودات ممکن را به جوهر و کم و وکیف، اضافه، حرکت تقسیم می کند و حرکت را مقوله مستقلی به حساب می آورد و آن را در مقولاتی بحث میکند. او حرکت را در اجسامی که قائم به ذات و از هیولی و صورت تشکیل شده اند، می پذیرند، لذا جسم را غیر از امتداد، چیز دیگری نمی داند. او حرکت یومیه را روشن ترین حرکات دانست و وجود آن را امری بدیهی می داند و در این باره می نویسد: برای آنکه زمان، عبارت از مقدار حرکت در هنگامی که مقدار متقدم و متأخر آن دو عقل جمع گردند و ضبط آن به حرکت یومیه بود، زیرا حرکت یومیه ظاهری ترین حرکات بود.
🔵 دلیل بر مدعای او آن است که متقدم و متأخر، در عقل جمع می شوند. وقتی به آن توجه شود در می یابیم که زمان مقدار حرکت است. او حرکت افلاک را امری واقعی و مستمر و مداوم و پایان ناپذیر دانست. اما حرکات زیر افلاک را محدود و متناهی دانست که منبعث از انوار مجرده است و حرکات در عالم طبیعت را به حرکات طبعی و قسری و ارادی، تقسیم می کند. حرکات، جمادات را، قسری و حرکات افلاک را امری ارادی می داند. در تحلیل حرکات موجودات طبیعی مانند حرکت سنگ و رشد و نمو موجودات، می نویسد:
علت اصلی حرکات و حرارت ها در این عالم انوارند، و هر یک از حرکات و حرارت مظهر نور بوده اند. نه علت آن، بلکه محل و قابل را مستعد می کنند تا از ناحیه نور قاهر که بالذات وجود خود را بر قوابل مستعد بود به اندازه استعدادی که یافته و شایسته آنها است نوری در آنها حاصل می شود.
🔵 نور سبب پیدایش حرکت و حرارت است که بدان تحصل می بخشد. سهروردی حرکت را امری غیر ثابت تعریف میکند و وجود آن را در طبیعت و افلاک، امری واقعی می داند، آن را مقدار زمان تحلیل میکند. او حرکت افلاک را امری مستدیر و مداوم، ولی حرکات طبیعت را مستقیم و محدود و متناهی می داند که از نورالانور به وجود می آید.
منبع: کتاب، حرکت و پیامدهای الهیاتی در فلسفه صدرالمتالهین و آلفرد نورث وایتهد ( نوشته دکتر علی ناییجی با مقدمه دکتر علی الله بداشتی)
#سهروردی
#حرکت
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
زنو کوانتومی.pdf
حجم:
613.9K
✅ اثر زنو کوانتومی
🔵 یکی از بنیادیترین ویژگیهای مکانیک کوانتومی، نقش ویژه اندازهگیری در تحول سامانههای کوانتومی است. برخلاف مکانیک کلاسیک که در آن مشاهده یک سامانه، در حالت ایدهآل، تأثیری بر دینامیک آن ندارد، در مکانیک کوانتومی عمل اندازهگیری خود بخشی از فرآیند فیزیکی محسوب میشود و میتواند تحول سامانه را تغییر دهد.
🔵 یکی از شگفت انگیزترین پیامدهای این ویژگی، اثر زنو کوانتومی است. این اثر بیان میکند که اگر یک سامانه کوانتومی به دفعات بسیار زیاد و در بازههای زمانی کوتاه اندازهگیری شود تا مشخص گردد که آیا هنوز در حالت اولیه قرار دارد یا خیر، احتمال خروج آن از حالت اولیه به شدت کاهش مییابد و در حد ایدهآل میتواند تقریباً متوقف شود.
🔵 به بیان شهودی، اندازهگیریهای مکرر مانع از تکامل طبیعی سامانه میشوند؛ از این رو این پدیده گاهی با عبارت مشهور "دیگی که مرتب به آن نگاه شود، هرگز نمیجوشد" توصیف میشود. البته این تشبیه صرفاً جنبه شهودی دارد و نباید آن را به معنای مشاهده معمولی در فیزیک کلاسیک تلقی کرد
✍️ نویسنده: دکتر مهدی عتیق (محقق و پژوهشگر موسسه معنا)
👈 یادداشت قبلی
#مکانیک_کوانتومی
#اثر_زنو
#یادداشت_سوم
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#یادداشت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ شرودینگر معتقد است که اختراعات فنی بشر باعث زوال طبیعت شده است:
«اشتباه بزرگ در یک انگیزه فرهنگیِ معطوف به فناوری این است که بالاترین هدف خود را در امکان دستیابی به تغییر طبیعت میبیند. این انگیزه امیدوار است که خود را در جایگاه خدا قرار دهد تا بتواند برخی از قراردادهای کوچک ذهن خاکآلود خود را بر اراده الهی تحمیل کند.»
منبع:
Scientific GOD Journal,Featuring Tihomir Dimitrov’s Research and Compilation of ,50 Nobel Laureates and Other Great Scientists Who Believe in GOD، (Schroedinger, as cited in Moore 1990, 349).
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#جملات_منتخب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ معرفی کتاب: علوم انسانی اسلامی؛ معنا، مبنا و نظریهها
🔵 علوم انسانی اسلامی از یک طرف نگاهی به واقعیتهای انسانی و اجتماعی دارد و در صدد کشف آنها و روابط میان آنهاست، و از طرف دیگر تماماً از آموزههای اسلام الهام گرفته و مبتنی بر آنهاست تا با احراز قانونمندیهای حاکم بر سرشت انسان و جوامع انسانی، تبیین، پیشبینی و جهتدهی کاملی داشته باشد.
🔵 در همین راستا ارائۀ تصویری دقیق و جامع از معنای علوم انسانی واقعی و اسلامی، مبانی این علوم، و شرح مختصری از کوششهایی که در این مسیر شده هدف اصلی این نوشته است.
🔵 آنچه میتواند درخشندگی علوم انسانی اسلامی را نمایانتر سازد دستکم دو امر است: واقعنگری و آزاداندیشی. با این رویکرد است که علم مطلوب و هماهنگ با فطرت انسانی و زمینهساز رشد و تکامل و سعادت همهجانبۀ انسان و جامعۀ انسانی جلوهگر میشود.
✍️ نویسنده: دکتر عسکر دیرباز
لینک کتاب
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#معرفی_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ استیون واینبرگ و پوزیتیویسم
🔘 بخش اول
🔵 پوزیتیویسم در تولد مکانیک کوانتومی مدرن نقش به سزایی ایفا کرده است. نخستین مقاله مهم هایزنبرگ در سال ۱۹۲۵ با این مشاهده آغاز می شود که « به خوبی معلوم شده است قواعد صوری زیربنایی (نظریه کوانتومی سال ۱۹۱۳ بور» برای محاسبه کمیت های مشاهده پذیری چون انرژی اتم هیدروژن را میتوان به شدت مورد انتقاد داد، از این نظر که عناصر اصلی آنها روابطی هستند میان کمیت هایی در اصل مشاهده ناپذیرند، از جمله مکان و تندی دوران الکترون». به خاطر پوزیتیویسم، هایزنبرگ در نسخه مکانیک کوانتومی اش تنها مشاهده پذیر ها را راه داد، از جمله آهنگ گذار خود به خودی اتم از حالتی به حالت دیگر بر اثر گسیل کوانتوم تابش. اصل عدم قطعیت که یکی از بنیادیترین روابط تعبیر احتمالاتی مکانیک کوانتومی است، بر شالوده تحلیل پوزیتیویستی هایزنبرگ درباره محدودیت هایی استوار است که هنگام اندازه گیری همزمان مکان و تکانه ذره با آن روبرو می شویم.
🔵 اگر چه پوزیتیویسم برای اینشتین و هایزنبرگ حائز اهمیت بوده است، اما همان قدر که سودمند بوده، آسیب هم رسانده است. اما پوزیتیویسم، برخلاف جهان بینی مکانیکی، همچنان هاله هیبت اش را حفظ کرده است تا همچنان بماند و در آینده آسیب رسان باشد. جورج گیل علت جدایی کنونی میان فیزیکدان ها و فلاسفه را پوزیتیویسم می داند.
🔵 در آغاز قرن بیستم، پوزیتیویسم در بطن مخالفت با نظریه اتمی جای داشت. قرن نوزدهم شاهد جان گرفتن شکوهمند دوباره ایده دیرین دموکریتوس و لئوسیپوس بود که ماده از اتم ساخته شده است و جان دالتون و امادئو آواگادرو و جانشینان شان با استفاده از نظریه اتمی توانستند قواعد شیمی، خواص گازها، و سرشت گرما را درک کنند. نظریه اتمی بخشی از زبان آن روزگار فیزیک و شیمی شده بود. با وجود این، پیروان پوزیتیویسم ارنست ماخ آن را به حساب انحراف از دستورالعمل علم می گذاشتند، زیرا اتم ها را نمی شد با هیچ روش قابل تصوری در آن زمان مشاهده کرد. پوزیتیویست ها حکم دادند که دانشمندان باید به گزارش نتایج مشاهده بپردازند، برای مثال بگویند که برای ساختن بخار آب به ترکیب دو حجم از هیدروژن و یک حجم از اکسیژن نیاز است و خود را با گمانه زنی هایی درباره ایده های متافیزیکی مشغول نسازند و نگویند که هر مولکول بخار آب متشکل است از دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن، چون نمیتوانند این اتم ها یا مولکول ها را مشاهده کنند. خود ماخ هرگز نتوانست با هستی اتم ها کنار آید. در سال ۱۹۱۰ که اتم گرایی را همگان پذیرفته بودند، ماخ در مناظره ای که با پلانک داشت، چنین می نویسد « اگر باور به هستی اتم ها تا این اندازه حیاتی است، آنگاه من از فکر کردن به روش فیزیکی چشم پوشی میکنم.من فیزیکدانی حرفه ای نخواهم بود و اعتبار دانشمندی ام را پس خواهم داد».
🔵 ایستادگی در برابر اتم گرایی اثر به ویژه ناخوشایندی در عقیم کردن مقبولیت مکانیک آماری داشته است. مکانیک آماری نظریه های فروکاهندگان است که گرما را بر حسب توزیع آماری انرژی های اجزای هر سامانه تعبیر میکند. تعمیم این نظریه در آثار ماکسول، بولتسمان، گیبس و دیگران یکی از پیروزی های علم قرن نوزدهم بود و پوزیتیویست ها در رد آن بدترین اشتباهی را مرتکب شدند که یک دانشمند می توانست بکند و آن این است که وقتی کامیابی صورت گرفت، آن را تشخیص ندهند.
📚 منبع: کتاب رویای نظریه نهایی، نوشته استیون واینبرگ
#استیون_واینبرگ
#پوزیتیویسم
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ علم و متافیزیک
🔘 مقدمه (بخش سوم)
🔵 به نظر جاروی، یک رویکرد غنی به فلسفه باید خلاقیت و حل مسئله را تقویت کند و نسبت به بحث انتقادی باز باشد. جاروی چنین ویژگی هایی را در رویکردی شبیه به عقلانیت نقاد یا عقل گرایی انتقادی می داند که متأثر از اندیشه های کارل پوپر است. این رویکرد به جای ارائه تعریف ماهوی برای هر چیز از جمله «فلسفه» بر گفت و گوی نقادانه پیرامون مسائل اصیل تأکید می کند. در این رویکرد، پژوهش عقلانی با مسائل جالب آغاز و پایان می یابد و مسائل واقعی یا اصیل را از شبه مسائل و بی اهمیت متمایز می کند. معرفت شناسی غیر مرجعیت گرای پوپر مباحثه درباره مسائل را جایگزین جستجوی توجیه با جستجوی نقد میکند و مباحثات فلسفی را به عنوان فرآیند های کشف درباره ساختار مسائل و پیامد های آنها می بیند.
🔵 به این ترتیب، فلسفه نه مجموعه ای ثابت از تعاریف ماهوی، بلکه فرایندی پویا و تکاملی است که پیرامون مسائل بنیادین و واقعی شکل می گیرد. این رویکرد، با تأکید بر نقد و بررسی نقادانه مسائل بنیادین و در نظر گرفتن بافت تاریخی و ارتباطات بین رشته ای، به ما کمک می کند تا فلسفه را نه به عنوان مجموعه ای پاسخ های از پیش تعیین شده،بلکه به عنوان یک جستجوی مداوم و در حال تحول درک کنیم.
🔵 در این نگاه، فلسفه به جای ارائه تعاریف ثابت و مطلق، به دنبال درک عمیق تر از مسائل بنیادین و پیچیدگی های جهان هستی است. با تمرکز بر مسائل واقعی و کنش گرانه، فلسفه می تواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای تحلیل و ارزیابی ایده ها، نظریه ها و باورهای ما عمل کند. در چنین تصویری، فلسفه یک گفتگوی مداوم و زنده است که در آن مسائل به اندازه پاسخ ها اهمیت دارند، در چنین فعالیت اندیشه ورزانهای، فلسفه خارج از انحصار یک گروه خاص است و همگان اجازه دارند در این گفت و گو و فعالیت مشارکت کنند و به دنبال یافتن پاسخ های شخصی خود باشند. بنابراین، فلسفه نه تنها یک رشته دانشگاهی، بلکه یک جز جدایی ناپذیر از زندگی روزمره ماست. با درک فلسفه به عنوان یک فرآیند پویا و تکاملی، می توانیم به طور فعال در شکل دهی به جهان اطراف خود مشارکت کنیم.
منبع: کتاب، علم و متافیزیک (نوشته علیرضا منصوری)
👈 بخش قبلی
#فلسفه_علم
#علم
#متافیزیک
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ سلسله یادداشتهای معادلات پنهان نبرد؛ بررسی سنن الهی در جنگ امروز
🔘 معادلات پنهان نبرد (۲۶) | سننِ مختصِ جبههی باطل: مکانیزمهای بطلان (حبط) و انتقالِ اعمال در نظامِ هستی
🔵 در ادامهی بررسیِ هندسهی تقابلِ جبههی حق و باطل، همانگونه که نظامِ آفرینش با سننِ امدادی، پشتیبانِ رزمندگانِ اسلام است، با سننِ قهری و بازدارنده نیز به خنثیسازیِ تحرکاتِ جبههی استکبار میپردازد. این یادداشت، بر اساسِ مبانیِ تفسیریِ علامهطباطبایی (ره)، به تبیینِ دو سنتِ راهبردیِ «حبط» و «تبدیل و انتقالِ اعمال» اختصاص دارد که نشاندهندهی بنبستِ ذاتی و ورشکستگیِ نهاییِ جبههی باطل است.
🔷 ۱. سنتِ «حَبط»: خنثیسازیِ استراتژیک و عقیم ماندنِ تلاشها:
🔶 بطلانِ ماهویِ عمل: در منطقِ قرآن، «حبط» به معنای باطل شدن و از تأثیر افتادنِ عمل است. جبههی باطل برای نابودیِ حق، تلاشها و هزینههای گزافی میکند، اما سنتِ حبط موجب میشود این اعمال هرگز به هدف و مقصودِ نهاییِ خود نرسند. خداوند این تلاشهای سازمانیافته را بیاثر و گمراه میسازد (الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ).
🔶 تخریبِ اندوختهها: خداوند اعمالِ ظاهراً موفقِ جبههی کفر را در نهایت به غباری پراکنده و بیارزش تبدیل میکند (وَ قَدِمْنا إِلي ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ، فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً)، چرا که این اعمال بر پایهی «باطل» استوار شدهاند.
🔷 ۲. تقابلِ تکفیر و حبط: تفاوتِ بنیادینِ دو جبهه: قرآن کریم در سورهی محمد (ص)، سرنوشتِ دو جبهه را به روشنی تفکیک میکند:
🔶 جبههی باطل: به دلیلِ پیروی از باطل و بازداشتنِ مردم از مسیرِ توحید، اعمالشان حبط و گمراه میشود (أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ).
🔶 جبههی حق: در مقابل، مؤمنانی که عملِ صالح انجام داده و از حق پیروی میکنند، مشمولِ سنتِ «تکفیر» (پوشاندن و جبرانِ سیئات) گشته و خداوند قلب و حالِ آنان را اصلاح میکند (كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ).
🔷 ۳. حاکمیتِ سنن بر قوانینِ عمومیِ پاداش و جزا: قانونِ عمومیِ فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ (هر کس ذرهای نیکی کند آن را میبیند)، مقهور و «محکومِ» سننِ حبط و تبدیل است. علامهطباطبایی تأکید میکنند کسی که عملش حبط شده، دیگر اساساً «عملِ خیری ندارد» تا بخواهد نتیجهی آن را ببیند. این یک قاعدهی قطعی است که گناهانِ بنیادین، تمامِ اندوختههای پیشین را نابود میسازند.
🔷 ۴ . خطوطِ قرمزِ نظامِ هستی (عواملِ حبطکنندهی اعمال): خداوند ارتکابِ برخی جرایمِ راهبردی را عاملِ نابودیِ قطعیِ دستاوردهای دنیوی و اخروی قرار داده است:
🔶 کفر و ترورِ رهبرانِ حق: کسانی که به آیات الهی کفر ورزیده و پیامبران و آمرانِ به قسط (رهبرانِ جبههی حق) را به ناحق به قتل میرسانند، تمامِ اعمالشان در دنیا و آخرت تباه میشود (أُولئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ).
🔶 ارتداد: خروج از جبههی حق و بازگشت به اردوگاهِ کفر (وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ... فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ...).
🔶 معارضهجویی با رهبریِ الهی: ایستادگی در برابرِ پیامبر (ص) و کارشکنی در مسیرِ او، خطِ قرمزی است که اعمال را به کلی باطل میکند (وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ... سَيُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ). حتی بیادبی و بلند کردنِ صدا در محضرِ ایشان نیز خطرِ حبطِ پنهان را در پی دارد (أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ).
🔷 ۵. سنتِ «تبدیل» و انتقالِ نامتقارنِ اعمال (ورشکستگیِ مطلقِ ظالمان): خداوند مالکیتی مطلق بر اعمال دارد و میتواند در معادلاتِ نبرد، دست به تغییراتِ شگرفی بزند:
🔶 انتقالِ حسنات به جبههی مظلوم: گناهانی نظیر قتل، غیبت و بهتان از سوی جبههی ظالم، موجب میشود که حسناتِ اندکِ آنان به پروندهی مظلومان (جبههی حق) منتقل شود و در عوض، سیئاتِ مظلومان به دوشِ ظالمان بار گردد.
🔶 بارِ سنگینِ گمراهسازی: مستکبرانی که شبکههای ضلالت ایجاد میکنند، نه تنها بارِ گناهانِ خود، بلکه بارِ گناهانِ فریبخوردگان را نیز بیآنکه از گناهِ آنان کاسته شود، به دوش میکشند (لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ، وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُمْ...).
🔶 بازتابِ تکوینیِ ظلم در نسلها: اثرِ برخی سیئات (مانند ظلم به ایتام)، در همین دنیا به صورتِ تکوینی به نسلهای بعدیِ ظالم منتقل میشود.
🔵 جمعبندی: در دیدهبانیِ جبهههای نبرد، اقتدارِ ظاهریِ جبههی باطل نباید رهزنِ اندیشه شود. بر اساسِ سننِ «حبط» و «تبدیل»، جبههی استکبار در یک مکانیسمِ خودویرانگر گرفتار است. هر گامی که در مسیرِ باطل، ظلم، و تقابل با رهبریِ حق برمیدارند، نه تنها تلاشهایشان را به «هباءً منثورا» (غباری پراکنده) تبدیل میکند، بلکه در نهایت با انتقالِ اندکِ حسناتشان به مظلومین و به دوش کشیدنِ بارِ گناهانِ گمراهشدگان، ورشکستگیِ مطلقِ خود را در پیشگاهِ عدالتِ الهی رقم میزنند.
✍️ دکتر مجید تقی نجات (محقق و پژوهشگر موسسه معنا)
👈 یادداشت قبلی
#سنن_الهی
#یادداشت_بیست_ششم
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#یادداشت
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
1_28900894715.pdf
حجم:
727.9K
✅ معرفی مقاله: ابن هیثم، کمالالدین فارسی و مسألۀ حرکت موجی نور
🔵 ابن هیثم در کتاب المناظر ضمن بیان علت بازتاب نور از سطح اجسام صیقلی، این نکته را ذکر میکند که دفع یا رانده شدن نور از سطوح تنها به دلیل صیقلی بودن آنهاست و ربطی به سختی اجسام ندارد، به این دلیل که بازتاب نور از سطح اجسام صیقلی نرم از قبیل آب نیز امکان پذیر است.
🔵 کمالالدین فارسی در تنقیح المناظر ایرادی بر این نظر دارد و توجیه ابن هیثم از بازتاب و شکست همزمان نور از سطح اجسام صیقلی نرم را نادرست دانسته و یا به عبارت دیگر توجیه او در بازتاب از سطوح صیقلی سخت را قابل اطلاق بر بازتاب از سطوح صیقلی نرم نمیداند.
🔵 در واقع او در دیدگاهی کلیتر تشبیه حرکت نور به حرکت اجسام را اشتباه میداند و معتقد است حرکت نور مانند حرکت صوت است. مشابه چنین برخورد نظری، در قرون شانزده و هفده میلادی، در اروپا بین طرفداران نظریۀ ذرهای و موجی نور وجود داشته است. این نوشتار سعی دارد که این چالش نظری را بررسی کند.
✍️ نویسنده: سهیلا پازری
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute