✅ ابن سینا و فلسفه علم
🔵 رساله «البرهان» از کتاب «شفا»ی ابنسینا از نظر ساختار و محتوا بسیار به کتاب «تحلیل پسین» ارسطو نزدیک است، اما دستکم در دو مورد، تفاوتهای چشمگیری با آن دارد. زمینه و بستر این تفاوتها، مسئله روششناسیِ صحیح برای پژوهش علمی و پرسشِ «چگونگی دستیابی به اصول نخستینِ یک علم» است؛ به عبارت دیگر، پرسش این است که دانشمند چگونه به اصول موضوعه یا فرضیاتِ آغازینِ یک علمِ قیاسی دست مییابد، بیآنکه آنها را از مقدماتی بنیادیتر استنتاج کرده باشد.
🔵 به گفته ابنسینا، حالت ایدهآل زمانی است که فرد دریابد رابطهای «ذاتی» (یا «فینفسه») میان مفاهیم برقرار است؛ رابطهای که امکان دستیابی به یقینی مطلق و کلی را فراهم میآورد. سپس ابنسینا به دو روش دیگر ــ که شاید جالبتر هم باشند ــ اشاره میکند که دانشمندان دوران باستان و قرون وسطی برای دستیابی به اصول نخستین به کار میبردند.
🔵 این دو روش عبارتاند از روش استقرای قدیمی ارسطویی (استقرا) و روش آزمایش (تجربه) . ابنسینا استقرای ارسطویی را ــ آنگونه که خود آن را درک میکرد ــ بهشدت نقد میکند؛ زیرا استدلال او این است که این روش به آن دسته از مقدماتِ مطلق، کلی و یقینی که مدعیِ فراهم آوردنشان است، منتهی نمیشود. با این حال، او در عوض، روشی مبتنی بر تجربه (آزمایش) را به عنوان ابزاری برای پژوهش علمی تدوین میکند؛ و اگرچه تجربه نمیتواند اصول «مطلق» به دست دهد، اما دانشمند علوم طبیعی میتواند با بهرهگیری از آن، اصول کلیِ «مشروطی» را کشف کند که قادرند در یک علم، نقش اصول نخستین را ایفا نمایند.
🔵 خلاصه آنکه، ابنسینا شاید نافذترین نقد را نسبت به استقراء در دوران باستان و قرون وسطی ارائه داد. با این حال، هدف او صرفاً سلبی (انتقادی محض) نبود؛ بلکه مقصود از نقد او، ارائه اصلاحیهای بر زیادهرویهایی بود که در زمان او در مورد استقراء ادعا میشد. افزون بر این، نقد ابنسینا راه را برای او هموار ساخت تا روش متفاوتر و شاید برتری را برای تبیین علمی، در قالب «آزمایشگری» (تجربه) توسعه دهد. شرحی که ابنسینا از آزمایشگری ارائه میدهد، هرچند بههیچوجه مدرن نیست، اما دارای عناصر خاصی است که قطعاً در مسیر درست قرار دارند. این عناصر عبارتند از: آمادگیِ روش تجربی برای پذیرشِ ادعاهای موقتی (به عنوان اصل نخستینِ یک علم) که میتوانند در پرتو مشاهدات جدید اصلاح شوند؛ لحاظ کردن صریحِ شرایطی که آزمایش تحت آنها انجام شده است؛ و نقش بسزایی که برای مشاهدات تجربی قائل است.»
منبع: فایل پیوست
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ آیا ناظر، واقعیت را خلق میکند؟ ( فاینمن و مشکلات تفسیر کپنهاگی)
🔵 همه اینها بسیار گیجکننده است، به خصوص وقتی در نظر بگیریم که اگرچه ممکن است وقتی به بقیه جهان نگاه میکنیم، خود را ناظر بیرونی بدانیم، اما بقیه جهان همزمان ما را مشاهده میکنند و اغلب ما در مورد آنچه در یکدیگر میبینیم، اتفاق نظر داریم. آیا این بدان معناست که مشاهدات من فقط زمانی واقعی میشوند که من ناظری را در حال مشاهده چیزی در حین وقوع آن مشاهده کنم؟ این یک دیدگاه وحشتناک است. آیا شما واقعاً این ایده را قبول دارید که بدون ناظر هیچ واقعیتی وجود ندارد؟ کدام ناظر؟ هر ناظری؟ آیا یک مگس ناظر است؟ آیا یک ستاره ناظر است؟ آیا یک میلیارد سال قبل از میلاد، زمانی که حیات آغاز شد، هیچ واقعیتی در جهان وجود نداشت؟ یا شما ناظر هستید؟ پس هیچ واقعیتی برای جهان پس از مرگ شما وجود ندارد؟ من تعدادی از فیزیکدانان محترم را میشناسم که بیمه عمر خریداری کردهاند.
👤 ریچارد فاینمن
📚 منبع:
Richard Feynman. Feynman lectures on gravitation. CRC Press, 2018.
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#جملات_منتخب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ طبیعت در نظر رنه دکارت
🔵 دکارت بعد از اثبات نفس و خداوند به عنوان جوهر به اثبات بدن می پردازد. دکارت، وضوح و تمایز را ملاک در وجود می داند و می نویسد: چون من از بدن ادراکی واضح و متمایز دارم پس بدن وجود دارد. استدلال دکارت در وجود جواهر آن است که ما انفعالات و تصوراتی را دریافت میکنیم زیرا این میل طبیعی را خداوند در ما نهاده است. اگر این میل طبیعی را به ما ارزانی نکرده باشد اما در عین حال این انفعالات را به نحو مستقیم و با واسطه، به فعل خویش ایجاد کرده باشد، فریب کار است.
🔵 در حالیکه ما می دانیم خداوند فریب کار نیست پس آنچه ما آن را به وضوح و تمایز تصور میکنیم وجود دارد او جوهر را از اولا به ذات به خداوند و ثانیاً بالعرض و به طور مجاز در مورد مخلوقات به کار میگیرد. دکارت امتداد را از خصوصیات اصلی جوهر می داند، از نظر او، ماهیت جسم همان طول و عرض است. سپس می گوید: جوهر جسمانی که منفک از حرکت و نیرو لحاظ شد...و همین جوهر جسمانی دارای اعراض اند که دکارت آن را احوال می نامد. دکارت به نحو دیگری قائل به جز لایتجزی است که مورد تأیید وایتهد قرار نمی گیرد. زیرا معنای حقیقی جوهر از نظر دکارت چیزی است که بتوان به نحو واضح و متمایز که صفت حقیقی اشیاء است ادارک نمود. ما جوهر جسمانی که امتداد، مقوم ماهیت او است را ادارک میکنیم پس می توان از آن جز لایتجزی را نتیجه گرفت. گرچه در خارج وجود ندارد و هر جایی که فرض کنید، باید دارای امتداد و قابل تقسیم در خارج باشد گرچه، ابزاری برای تقسیم آن وجود ندارد ولی به طور نسبی موجود است و به خاطر همین است که او میگوید: جوهر جسم و امتداد اساسا امری واحدند و آسمان ها و زمین باید از ماده واحد تشکیل شده باشند.
🔵 معیار دکارت در تحقق خارجی اشیاء وضوح و تمایز است، لذا در تأمل پنجم می گوید: در وهله اول کمیتی را به وضوح و تمایز تصور کنیم که فلاسفه آن را متصل یا امتداد در درازا و پهنا، ستبرا می نامند. آن امتدادی است که در این کمیت و به عبارت بهتر در چیزی که کمیت را به آن نسبت میدهند وجود دارد و بعداً می توانیم اجزا فراوان و گوناگونی از آن را شمارش کنیم هر کدام از آنها نام انواع به مقدار شکل و وزن حرکت را نسبت دهیم و سرانجام به هرکدام از این حرکات به تمام انواع استمرار را نسبت دهیم. از نظر دکارت وجود خارجی اشیاء منوط به دو امر است یکی وضوح و تمایز، دیگری وجود خداوند. چون ما اطمینان داریم خداوند قصد فریب ما را ندارد و فریب کار نیست. ما اشیاء را به وضوح و تمایز درک میکنیم. پس اشیاء در خارج وجود دارند، اما عناصر تشکیل دهنده طبیعت اجزا لایتجزی اند که دارای حرکت و سکون هستند. از نظر دکارت حرکت و سکون از احوال مختلف جسم به حساب می آیند.
📚 منبع: کتاب، حرکت و پیامدهای الهیاتی در فلسفه صدرالمتالهین و آلفرد نورث وایتهد ( نوشته دکتر علی ناییجی با مقدمه دکتر علی الله بداشتی)
#دکارت
#حرکت
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ «خدا و جهان»، جهان چطور به اینجا رسید و چرا ما بخشی از آن هستیم؟
🔘 مناظره و گفتگوی میان راجر پنرز(کیهان شناس) و ویلیام لین کریگ(فیلسوف علم)
🔵 کریگ: حوزه انتزاعی ریاضی نمی تواند سرچشمه حوزه آگاهی یا فیزیکی باشد، زیرا موجودات انتزاعی طبق تعریف بی اثرند.معنای آن این است که یک موجود انتزاعی مانند عدد هفت، هیچ تأثیری بر هیچ چیز ندارد، بنابراین حوزه انتزاعی نمی تواند سرچشمه وحدت باشد، آیا حوزه فیزیکی می تواند سرچشمه وحدت باشد؟..هم اکنون راجر راز دوم را توضیح داد. چگونه موجودی فیزیکی به خصوص به طور التفاتی به شکل آگاهی ظاهر می شود ؟ التفاتی یعنی حالات ذهنی ما. مثلاً من می توانم به تعطیلات تابستانی ام فکر کنم، هیچ شی فیزیکی خصوصیت التفاتی را ندارد. بنابراین دشوار است که قبول کنیم ذهن از موجودات فیزیکی و انتزاعی ناشی میشود...
🔷 بخش سوم
👈 بخش قبلی
#خدا
#کیهان_شناسی
#راجر_پنرز
#ویلیام_لین_کریگ
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#مناظره
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
1_29177552695.pdf
حجم:
1M
✅ معرفی مقاله: دو رساله در اسطرلاب از ابوریحان بیرونی
🔵 در مقالۀ حاضر به معرفی و بررسی کتاب فی إخراج ما فی قوّة الأسطرلاب إلی الفعل و مقالة فی التطریق إلی استعمال فنون الأسطرلابات از ابوریحان محمد بن احمد بیرونی (362- ح 442ق) پرداختهایم. بیرونی در اثر نخست به کاربرد اسطرلابهای معیار و در دیگری، که فنیتر از رسالۀ اول است و برای مخاطبان با سطح علمی بالاتر نوشته شده، به کاربرد اسطرلابهای معیار و ساختار و کاربرد برخی اسطرلابهای غیر معیار پرداخته است.
🔵 هر دو اثر شامل مطالب تاریخی و فنی متعددی هستند که در آثار دیگر با موضوع مشابه نیامدهاند. در این مقاله پس از اشارهای گذرا به سرگذشت بیرونی، مطالبی در بارۀ تسطیح گنجنگاشتی به عنوان اصول طراحی اسطرلاب آوردهایم و پس از آن تفاوت ساختاری اسطرلابهای معیار و غیر معیار (شامل اسطرلابهای مرکب) را، با اشاره به اسطرلابهای غیر معیاری که بیرونی در تطریق به آنها پرداخته است، شرح دادهایم. در ادامه، ضمن اشاره به مهمترین موضوعاتی که در رسالهها آمده است، این دو رساله را بهاجمال معرفی کردهایم.
🔵 در بخش بعدی مقاله، «اسطرلاب هلالی» را بر اساس توضیحات بیرونی در تطریق بازسازی کردهایم. اسطرلاب هلالی یکی از اسطرلابهای غیر معیار است که به جز تطریق و کتاب فی عمل الأسطرلاب سجزی (که شامل مطالبی بسیار مختصر در بارۀ ساختار این اسطرلاب است) در هیچ رسالۀ اسطرلاب دیگری به آن پرداخته نشده است...
✍️ نویسنده: پویان رضوانی
_ـ_ــ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ معرفی کتاب: فلسفه علم، منطق و ریاضیات در قرن بیستم
🔵 قرن بیستم شاهد تولد فلسفه تحلیلی بود. این جلد تحت عنوان«فلسفه علم، منطق و ریاضیات در قرن بیستم» برخی از بینش های اصلی این جریان فکری و همچنین فیلسوفان اصلی آن را از جمله فرگه و تراکتاتوس ویتگنشتاین را در بر می گیرد. در حقیقت در ایران کتاب شما فهم نسبتا دقیقی از نسبت برقرار شده میان فلسفه و علم بدست خواهید آورید.
🔵 می دانیم که در آغاز تولد فلسفه در یونان، همواره فلاسفه با دانشمندان و ریاضی دانان وقت مراورده فکری نزدیکی داشته اند. و یا حتی مواقعی پیش آمده که خود فیلسوف دانشمند نیز باشد. در واقع این کتاب به همان اصل اولیه فلسفه که در مراورده نزدیکی با دیگر علوم بوده است رجوع می کند و در این راه شما را ابعاد مختلف این پیوند آشنا می کند.
🔵 دکتر استوارت جی شانکر نویسنده کتاب «فلسفه علم، منطق و ریاضیات در قرن بیستم» استاد تحقیق برجسته فلسفه و روانشناسی در دانشگاه یورک و بنیانگذار / مدیر عامل مرکز MEHRIT (TMC) است. وی همچنین بنیانگذار و مدیر علمی موسسه (SRI) بوده و در امروز به عنوان یک نویسنده تحسین شده و سخنرانی مشهور در عرصه بین المللی شناخته می شود. وی بیشتر به عنوان متخصص برجسته در نظریه روان-فیزیولوژیک خودتنظیمی شناخته می شود.
✍️ نویسنده: استوارت جی شنکر
لینک کتاب
_ـ_ــ_ـ_
#معرفی_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ نقش خدا در نظام فکری دکارت
🔵 هر چند هدف براهین دکارت اثبات وجود خداوند است، ولی او فقط نمی خواسته است که واقعیتی از واقعیات عالم را چونان وجود کامل مطلق اثبات کند و بدین وسیله شناخت ما نسبت به عالم هستی را توسعه دهد. بلکه در وهله نخست سعی داشته است با اثبات وجود خداوند، تضمینی برای حقانیت معرفت ما بیابد. به بیان دیگر وجود خدا، اصلی است که می تواند ما را از دایره تنگ خودآگاهی خویش خارج سازد. برای این منظور باید اثبات کند که خداوند علاوه بر اینکه موجود است، خیرخواه هم هست، یعنی نمی تواند فریبکار باشد. بر این اساس که خداوند همان موجود کاملی است که جمیع خزائن علم و حکمت نزد او است، استدلال می کند که هیچ نقصانی را به ساحت او راه نیست و چون فریبکاری هم نوعی نقص و کاستی است، پس خداوند نمیتواند فریبکار باشد: زیرا اولاً اذعان دارم که محال است خداوند هرگز مرا فریب دهد، چون هرگونه فریب و نیرنگ خود نوعی نقص است و هر چند به نظر می رسد که قدرت بر فریبکاری خود ناشی از هوشیاری یا توانایی است، اما بدون شک قصد فریب دلیل ناتوانی و خبث ذات است و وجود این دو در خداوند محال است.
🔵 در اینجا مسأله ای شبیه مسأله شر مطرح است. مسأله شر عبارت از این است که اگر خدایی وجود دارد که خیرخواه بندگان است، باید هیچ شری را هم در عالم مجال ندهد. لیکن واقعیت شر در عالم انکار ناشدنی است. در اینجا مسأله این است که چون نمیتوان انکار کرد که ما گاه و بیگاه دچار خطا می شویم و بنابراین فریب می خوریم، پس خیر خواهی خداوند ضامن چیست، اگر اصولاً ضامن چیزی باشد؟
🔵 دکارت برای پاسخ به این مسأله، به تبیین منشأ خطا در ما می پردازد. عمدتاً الهی دانان در مواجهه با مسأله شرور، مسئولیت شرور را بر شانه اختیار انسان گذاشته اند تا به دامن خیرخواهی خداوند گردی ننشیند بدین نحو که گفته اند شرور عالم (هم شرور اخلاقی و هم شرور دیگری که ناشی از شرور اخلاقی اند) از سو اختیار آدمیان و دیگر موجودات مختار ناشی می شود. دکارت نیز بر آن است که منشاء خطاهای گاه و بیگاه ما، اختیار خود ماست.
📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرتام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی)
_ـ_ــ_ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ «خدا و جهان»، جهان چطور به اینجا رسید و چرا ما بخشی از آن هستیم؟
🔘 مناظره و گفتگوی میان راجر پنرز(کیهان شناس) و ویلیام لین کریگ(فیلسوف علم)
🔵 کریگ: بنابراین به نظر من پیشنهادحوزه انتزاعی به عنوان حوزه ای بنیادی به طور علی نامناسب است و آنچه که پیشنهاد میکنم راه حلی برای این سه راز است. این به جهان بینی شما عمق می دهد.
🔵 پنروز: من کاملاً نمی فهمم که آن چطور همه چیز را توضیح می دهد. منظورم این است که شما از منظر یک انسان مذهبی صحبت می کنید و این یک روش تفکر است. ادیان خاص به شیوه ویژه تر این کار ، یعنی توضیح پدیده ها با خدا را انجام میدهند.
🔵 کریگ: وقتی شما گفتید دیدگاه مذهبی، من کمی چهره ام تغییر کرد، این دیدگاه فلسفی است..
🔷 بخش چهارم
👈 بخش قبلی
#خدا
#کیهان_شناسی
#راجر_پنرز
#ویلیام_لین_کریگ
_ـ_ــ_ـ_ـ_
#مناظره
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ نقش خدا در نظام فکری دکارت.
🔵 الهی دانان سنتی شر را عدمی می دانند به این معنا که شر عبارت است از فقدان خیر. بر این اساس آنچه مخلوق خداوند است و از ذات حضرت او ناشی می شود، خیر است و شرور عالم نه از خداوند بلکه از همین فقدان خیر پدید میآیند. بنابر این اصولاً شر چیزی نیست تا لازم باشد مبدایی را برای آن اثبات کنیم.دکارت نیز، در راه حلی شبیه به همین برای مسأله خطا، می گوید خطا از نقصان های من ناشی می شود نه از خالق من.
🔵 میگوید من وقتی به خودم روی می کنم و در علت خطاهای خویش دقیق می شوم، می یابم که: نه تنها مفهومی واقعی و ایجابی از خدا یا ذات کامل مطلق در من هست، بلکه مفهومی سلبی هم از عدم، یعنی چیزی که از هرگونه کمالی دور است، در من وجود دارد و من به منزله واسطه ای هستم میان خدا و عدم، یعنی میان وجود مطلق و عدم طوری قرار گرفته ام که از آن حیث که وجود مطلق مرا به وجود آورده است، واقعاً چیزی در من نیست که مرا به خطا سوق دهد، اما اگر خود را از آن حیث در نظر بگیرم که به وجهی از عدم یا لاوجود سهمی دارم، یعنی از آن حیث که خود من موجودی مطلق نیستم، خود را در معرض نقائص بی شمار می یابم، به طوری که اگر دچار خطا شوم، جای تعجب نیست.
🔵 بنابراین خطا از نقصان های وجود من به خصوص از قوه تشخیص متناهی و ناقص من ناشی می شود و اشکالی را متوجه خیرخواهی خداوند نمی سازد. اما همانطور که در مسأله شرور نیز دیده می شود، پاسخ مبتنی بر عدمی بودن شر، پاسخ قانع کننده ای نیست، زیرا بلافاصله سوال می شود که به رغم هر تبیین هستی شناختی که از شر ارائه شود، شر همچنان واقعیت دارد و یکی از ابعاد ناگزیر زندگی ما در این دار دنیا است. و خداوند، به حکم خیرخواهی اش، باید عالم را به گونه ای سامان می داد که دستخوش چنین عدم و نقصانی نباشد
📚 منبع: کتاب دانشنامه فلسفه دین، جمعی از نویسندگان ( ویلیم پی. آلستون، السدر مک اینتایر، روبرتام. آدامز...) (مترجم و گردآورنده: انشاءالله رحمتی)
👈 بخش قبلی
_ـ_ــ_ـ_
#برش_کتاب
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
✅ بزرگداشت حکیم ابوعلی سینا برگزار میشود
📚 آیین بزرگداشت حکیم ابوعلی سینا با حضور جمعی از استادان و پژوهشگران حوزه فلسفه، پزشکی و تاریخ علم، سهشنبه ۲۷ مردادماه، ساعت ۱۶ در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار میشود.
🔹 در این مراسم از بخش طبیعیات کتاب «شرح نجات ابنسینا» نیز رونمایی خواهد شد.
🔹 روابط عمومی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
👈 لینک خبر
_ـ_ــ_ـ_
#خبر
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
10.22059_jihs.2019.286977.371506.pdf
حجم:
703.1K
✅ معرفی مقاله: هستیشناسی نظریۀ تکامل: رویکردی تحلیلی-تاریخی به مدلهای انتزاعی تکامل؛ موردکاوی تکامل فرهنگی
🔵 طرفداران مدلهای انتزاعی تکامل بر این باورند که مدل واحدی در تغییر تکاملی پدیدههای گوناگون، چه در سطوح مختلف انتخاب در زیستشناسی و چه در پدیدههای تکاملی مطرح در حوزههای دیگر، در کار است.
🔵 اگر چنین مدلهایی در عمل بتوانند بر پدیدههایی که نوعاً تکاملی دانسته میشوند منطبق شوند یا تقریب خوبی از آنها باشند، آنگاه توانستهاند طیف گوناگونی از پدیدهها را تبیین کرده و احتمالاً در پیشبینی برخی پدیدهها ایفای نقش کنند. اما بر این مدلها انتقادات مهمی وارد شده است.
🔵 مهمترین انتقاد هم، عدم کفایت تجربی این مدلها است که به درجات مختلف در آنها نشان داده شده است. اما برخی در انتقاد از این مدلها تا آنجا پیش رفتهاند که تلاش برای به دست دادن مدل انتزاعی تکامل را یکسره بیهوده و ناموجه دانستهاند.
🔵 در این مقاله، با بررسی اجمالی سه گونه مدل انتزاعی تکامل تلاش میشود تا نشان داده شود که هرچند ممکن است مدلهای موجود مبتلا به عدم کفایت تجربی باشند، کل پروژۀ ارایۀ مدل واحد تکاملی قابل دفاع است. برای نشان دادن این مطلب، تکامل فرهنگی به عنوان یکی از دستاوردهای توجه به مدل انتزاعی تکامل، به عنوان مورد مطالعاتی بررسی میشود
✍️ نویسنده: حامد بیکران بهشت
_ـ_ــ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute
Faslname 13-2.pdf
حجم:
558.1K
✅ معرفی مقاله: بر مدار قوه وهم
🔘 وهم؛ قوهای برای خطا یا نیرویی برای ساختن «دنیا»؟
🔵 در سنت فلسفۀ اسلامی، «وهم» معمولاً متهم اصلی خطاهای ذهنی است؛ قوهای که در کار عقل دخالت میکند، نسبتها را جابهجا میسازد و انسان را به مغالطه میاندازد. اما آیا تمام نقش وهم همین است؟
بازخوانی آثار علامه طباطبایی تصویر متفاوتی پیش روی ما میگذارد. در این خوانش، وهم فقط «رهزن عقل» نیست؛ همان نیرویی است که بخشی مهم از جهان انسانی را میسازد.
🔵 چکش واقعاً دست انسان نیست و نردبان هم پا نیست؛ عقل این را بهخوبی میداند. اما انسان در عمل، چکش را امتداد دست و نردبان را امتداد پای خود قرار میدهد. خودرو، ابزار، شغل، روابط اجتماعی و حتی دیگر انسانها نیز میتوانند در شبکهای از همین نسبتها وارد شوند. علامه این فرایند را به نظریۀ «ادراکات اعتباری» پیوند میزند؛ جایی که انسان اشیا و روابط را نه صرفاً آنگونه که در واقع هستند، بلکه براساس نیازها، اهداف و ارادۀ خود معنا میکند...
🔵 این خوانش از علامه طباطبایی، حتی معنای هبوط، دنیا، جامعه، مرگ و نسبت دین با زندگی اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهد. این یادداشت، تلاشی است برای دنبالکردن همین مسیر: از وهم به اعتبار، از اعتبار به جامعه، و از جامعه به فهمی متفاوت از «دنیا».
✍️ حجة الاسلام محمد فخر روحانی (پژوهشگر مؤسسه معنا)
📚منبع: (نشریه رهیافت اندیشه، شماره 13، بهار 1404)
_ـ_ــ_ـ_
#معرفی_مقاله
💻 آدرس تارنمای ما :
🌐 https://manainstitute.ir
📱 ما را در ایتا و بله دنبال کنید:
🆔 @maanainstitute